The Realm (El reino)

The Realm (El reino) (El reino)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Realm 2018 720p BluRay Persian
د لخوا تبصره OldMan505

تګونه

other
په خپور شو: 2025-12-05
ډاونلوډونه: 26
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

کارلوس، این مال منه؟

اینها مال شماست، دون مانوئل.

آیا آقایان میگو قرمز سفارش دادند؟

بالاخره رسید، میگو قرمز.

اختراع سال.

همه چیز لمسیه.

فوق العاده شهودیه...

نمیتونم، کار دارم، یه عمل دارم.

- چی؟ - کابررا اسمش رو چی گذاشت؟

آمادئوس. چه عملی؟

چیز مهمی نیست.

بگو، میتونی بگی. اون لوزه سوم داره.

آره، لوزه سوم.

اونم همینطور.

منم لوزه دارم.

پس این دفعه تو داری عمل میکنی

برای لوزه.

حالا "خانوم" هم لوزه داره!

"خانوم!"

لعنتی!

ولی نباید نمایش آمادئوس رو از دست بدی، جدی میگم.

کی هست؟

وقتی کابررا از سوئیس برگرده.

- چین. - فکر کردم سوئیس بود.

اشتباه فکر کردی.

پاکو اونجا بود، برف چطور بود؟

خوب بود. باید باهات حرف بزنم.

نه، بذارید از تعطیلات رافا بشنویم. ادامه بده.

یادت باشه موضوع ژان باپتیست رو یادداشت کنی.

صبر کن، الان نمیتونم.

نه، نه، الان وقتش نیست...

- منو گول نزن. - بیخیال شو.

دفتر کل، دفتر کل!

دفتر کل رو بده من.

لطفا، شبیه کتاب مذهبیه.

- خوزه لوئیس. - "بانو" داره حافظه‌اش رو از دست میده.

- یه گندی میزنیم. - دفتر کل رو بده من.

"بانو!" "بانو!"

من میخوام "بانو" رو حسابرسی کنم!

"بانو" به همه شما میگه که به جهنم برید.

از خنده روده‌بر میشید، می‌بینید.

- بنویس. - دارم می‌نویسم.

بذار ببینم.

تعطیلات.

آره، مال تو اینجاست.

- نسخه کوتاه یا بلند؟ - کوتاه، لطفا.

کوتاه.

کوتاه. تعطیلات: جزایر سیِس،

مسمومیت الکلی لوسی،

تماس با عضو شورای گردشگری.

گور بابای تعطیلات.

عضو شورای گردشگری؟

و پرواز لوسی با هلیکوپتر به اورژانس در ویگو.

ممنون، سوزانا.

این دختر کار دستم میده.

اون دقیقا مثل خودته.

همسرم همینو میگه.

رئیس رو ببین.

خون تازه.

به همین دلیل برای من افتخاره، اما چیز جدیدی نیست،

رودریگو آلوارادو رو معرفی کنم،

رئیس ستاد ما.

مردی که به ما کمک میکنه این کشور رو حتی بیشتر به جلو ببریم.

معرفی نیروی جدید. حسودی، پاکو؟

به هیچ وجه. اون حتی نمیتونه بهش نگاه کنه.

مطمئناً کار آسونی نیست،

اما برای من خیلی واضحه، حل کردن مشکلات

و کمک به کشور...

- تقلیدش رو در بیار. - از اون یا از اون؟

ولش کن، به اندازه کافی مشکل داره.

- از دارتانیان تقلید کن. - باشه، باشه.

برو جلو، مانو!

- ببینیم. - من یه فوت کم دارم.

نخندید، بدجنس نباشید.

اینم من. من آلوارادو هستم.

من جوانم، من زرنگم.

من صورتی شبیه دالف لاندگرن دارم.

و بالاتر از همه چیز،

تحمل صفر برای فساد.

من برای مبارزه با فساد به دنیا آمدم.

شما یه مشت گانگستر هستید.

چه دلقکی.

یه دلقک با دوستای زیاد.

- خوزه لوئیس. - چی؟

این چهارمین باره.

و خیلی از اون دوستات

توی دادگاه ملی، پس...

زیاد نخند.

خوزه لوئیس رئیس جمهور!

رئیس جمهور، رئیس جمهور!

نرو!

رئیس جمهور، رئیس جمهور!

خب تعطیلاتت چطور بود؟

خوب، خوب.

تو چطور؟

توی استراحتگاه سلامت، استراحت.

خوب.

من دارم مجوزش رو میدم.

کی؟

نه فردا، نه پس فردا،

بلکه به زودی.

ولی...

اتفاقی افتاده؟

می‌خوام این موضوع هر چه زودتر تحت کنترل باشه.

ولی ما گفتیم چهار سال دیگه، درسته؟

ممکنه اوضاع سریعتر پیش بره.

- مادرید چی میگه؟ - برام پشیزی اهمیت نداره.

- چی شده، نمیخوایش؟ - معلومه که میخوام.

این یک افتخاره.

نه، افتخار نیست. این دفتر منه.

باید تو باشی.

چون تو نه به مادرید و نه به هیچ کس دیگه تعظیم نمیکنی.

تا وقتی که من نگفتم، فقط اینس باید بدونه.

خوبی؟

تو منو خوشبخت‌ترین مرد اسپانیا کردی.

میدونی که، درسته؟

ممنونم.

- هیچوقت نظرت رو عوض نمیکنی؟ - همیشه.

ولی نه سر کار.

بیشتر از چیزی که تلفنی گفتم نمیتونم اضافه کنم.

میدونی امروز باید چند نفرو ببینم؟

- من کلی کار دارم. - آره، منم، خیلی بیشتر.

فرییاس وقتی اینو شنید میخواست بیاد اینجا.

بهش گفتم: "صبر کن."

چند وقته همدیگه رو میشناسیم؟

خیلی وقته.

وقتی که اپوزیسیون بودیم

وقتی بهش نیاز داشتید کمکتون کردیم، مگه نه؟

آره، میدونی که خیلی برام عزیزی.

پس چرا داری این کارو با ما میکنی؟

چون حس میکنم وقتشه، اینطور نیست؟

متوجه نمیشی. یا انجامش بده یا ما انجامش میدیم.

تنها گزینه ای که به ذهنم میرسه، اگه از نظر اخلاقی خسته شدی،

کنار بکش، یه جایگزین پیدا میکنیم...

- پس داری مجبورم میکنی. - تو قبلاً انتخابت رو کردی.

الان انتخاب نمیکنی، خیلی وقت پیش انتخاب کردی.

یا باید به همه یادآوری کنم اینجا چه خبره؟

خواهش میکنم.

مسئولیت پذیر باش.

- آدم زيادى اومده بود؟ - آره، تقريباً پر شده.

از این طرف، دون مانوئل.

- سلام. - سلام.

روزا، حالت چطوره؟

سلام، مانوئل. خوبی؟

- از دیدنت خوشحالم. - منم همینطور.

چه خبر؟

سلام، حالتون چطوره؟

اجازه هست؟

داشتم یه نگاهی بهش مینداختم.

اوضاع چطوره؟

این اواخر کار زیاد شده. خوبه.

فکر کردم تمومش کردی.

نه، منو به تاخیر انداختن.

- ولی شما از مادرید اومدید؟ - بله.

احتمالاً قطار آخرو از دست میدم.

- شما قرار بود قبل از من برید. - بله، قرار بود.

ولی از وقتی گفتید که میاید، منو عقب انداختن.

و من از منتظر موندن متنفرم.

انریک چطوره؟

انریک؟

خوبه.

- خیلی بد شد چی سرش اومد. - خیلی بد شد، آره.

باید مراقب باشی چی میگی.

نباید بگی، اگه حقیقت داشته باشه. حداقل تو حوزه کاری من.

مطمئنم قوی برمیگرده.

آره، حتما.

- سلام منو برسون، باشه؟ - باشه.

این تویی که داری خوب پیش میری. تبریک میگم.

- خیلی خوب کار میکنی. - ممنون.

حتی اگه مجبور باشی از شهری به شهر دیگه فرار کنی...

- تو بهترین هستی تو برنامه های صبحگاهی، بدون شک. - ممنونم.

از من خوشت نمیاد، درسته؟

یا من رو به چشم یه دشمن میبینی.

اول کدوم رو جواب بدم؟

آقای لوپز ویدال...

بفرمایید با من.

نه، بذارید اول اون بره. من میرم یادداشت هام رو چک کنم.

نه، مشکلی نیست.

شما گفتید عجله دارید، برای همین ما تغییر دادیم...

آره، ولی برنامه بعدیم کنسل شد. بذارید اون بره.

- واقعا لازم نیست. - مطمئنید؟

اصرار دارم، بذارید اون بره.

باشه. آمایا، بریم لطفا.

آره؟

- بفرمایید. - باشه، پس. ممنون.

اینطوری فردا میبینمت.

آره، حتماً.

یه کم دیگه؟

باشه.

مانو.

مانو، هی.

گوشیت زنگ میخورد. زود باش.

جستجو از اوایل امروز صبح آغاز شد

پس از اینکه یکی از حساب های او در سوئیس

در ماه اوت فعالیت نشان داد.

مقامات معتقدند معاون دبیر

ممکن است درگیر باشد

در پرونده دستکاری در مناقصه های عمومی.

معاون منطقه ای فرانسیسکو کاستیلو...

من دارم میرم.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left