لومړۍ 200 کرښې.
میدونم عناوین چی میگن ولی انتظار . یه بازی بقای واقعی نداشته باشین
! تلویزیون رو خاموش کنین و برین بخوابین
... چون اگه نگاه نکنین ، لازم نیست سرمون غُر
! خب ما یه بازی بقای واقعی انجام میدیم
... منتقل شدن
. درواقع یعنی ، شروع یه زندگی جدید
، و این دختر ، که یونیفرم مدرسه جدیدش رو پوشیده
! داره به سوی تجربیات جدید پیش میره
اولین روز شروع مدرسه است و یه عوضی چسبیده بهم ؟
... اینقدر حال نکن میزنم
. از جات تکون نخور
ها ؟
ها ؟
. 50 AE این یه عقاب صحرای
قدرت تخریبش بیشتر از هر . اسلحه ی اتوماتیکی توی دنیاست
فکر کردی میتونی بری سراغ یه دختر دبیرستانی و انقدر بترسونیش که کمک بخواد ؟
. بزدل
! اشتباه میکنی اصلاً داری درمورد چی حرف میزنی؟
درضمن ، میدونم که اسباب بازیه ؟
میخوای امتحانش کنی ؟
من همسر عزیزم رو دارم . همینطور دخترم که دانشگاه میره
! هنوز 10 سال هم از وام خونم مونده
نمیتونم زندگیم رو به خاطر دست زدن ! به باسن صاف و به درد نخور یه دختر دبیرستانی از دست بدم
! اونی که باید پیروز بشه منم
! نگاه کن! یه فضایی
! گولت زدم
! بگیر
اوه ؟
پس تنت میخواره ؟
! جالبه
! بیا جلو
طعم کاراته چینیم رو که توی راهنمایی ! یاد گرفتم رو بچش
. یکم خوش گذشت
. فکر کنم بهتر باشه بیشتر سوار مترو شم
تو حالت خوبه ؟
. آره
تا زمانی که من زندم و نفس میکشم انگلهای . اجتماعی مثل این نمیتونن هر کاری دلشون میخواد بکنن
... خب حالا باید تو رو تحویل مسئول های ایستگاه
تو همون مجرمی ؟
! نگاه کن ، اسلحه هم داره
! همون طوریِ که مسافرین گزارش کردن
. بیا
! اشتباه میکنین
! من سعی داشتم اون دختر رو نجات بدم
! من مجرم نیستم
اون دیگه که بود ؟
! ولم کنین
. خب ، اون مهم نیست
! پیر مرد
چه حسی داره زندگیت رو بخاطر دست زدن به باسن یه دختر دبیرستانی از دست بدی ؟
برامون تعریف میکنی ؟
! غلط کردم
. اینجا دبیرستانه آئوگیریه
. صد البته که یه مدرسه دخترونست
. اسمم سونوکاوا موموکائه
سونوکاوا موموکا
. از آشنایی همتون خوشبختم
! خوشبختم
! خوشبختم
. مهربون به نظر میرسه
! با نمکم هست
. چه دردسری
بابام همیشه بخاطر کارش سفر میکنه . برای همین این بار هزارممه که به مدرسه جدید منتقل میشم
. اگرچه اینکه ازت متنفر باشن دردسرش بیشتره
پس فقط کافیه تظاهر کنم . دختر خوب و مهربونیم
. خسته شدم
! بای بای موموکو چان
! آه ، خداحافظ
. عضو انجمن شدن هم دردسره . باروم نمیشه اونا عضو شدن
... از این حرفا گذشته ، چیزای عجیب تری هم هست
صبر کن ! چرا دارم به اون فکر میکنم ؟
! خودشه
چرا داره میره توی جنگل ؟
! غیبش زد
اینجا چه جور جاییه ؟
انجمن بازی بقا !؟
! نه
این چه کاریه ؟
! توی تله افتادی
! جاسوس کثیف
باید هزار سال بیشتر تمرین کنی !تا شاید بتونی تعقیبم کنی
! چقدر چرت و پرت میگه
این موجود عجیب الخلقه زشت دیگه چیه ؟
ای-اینجا چه خبره ؟
! جدیدم رو نگاه کن M4
! میخوام باهاش به یه پسر بد شلیک کنم
یعنی کی قراره حمام خونین بعدیمون باشه ؟
اینجا چه خبره ؟
اینا ترورسیتی چیزین ؟
. به هرحال بچه ها ، جاسوسِ بیدار شده
اوه ! پس بیدار شدی ؟
. اولین باره یه جاسوس میبینم
! اش-اشتباه میکنید
خب، حالا این جاسوس سان از ما چی میخواد ؟
! گفتم که جاسوس نیستم
. به هرحال ، این منم که باید ازتون سوال بپرسم
چرا باید دخترای دبیرستانی تو دستشون اسلحه داشته باشن ؟
می پرسی " چرا " ؟
! توی اتاق انجمن شلیک نکن میو
. ببخشید ، ببخشید
... این
! درسته ! خودشه
! زنده موندن با استفاده از یه تیکه فلز
! قدرت بدنی و همچنین قدرت ذهنی
ترکیب
! آزمون اصلی یک مرد در مقابل یک مرد
... و
! ژستهای زیبای مبارزه کردن
! این کلوب بازی بقای ماست
اون پیرمرده که یهو پرسید وسط حرفاتون کی بود ؟
. از روحیت خوشم اومد
از نزدیک که نگات میکنم ، ما قبلا همدیگه رو جایی ندیدیم ؟
برای خوش گذروندنِ ؟
منظورم اینه که شماها دارین با بقیه بچه ها . با اسباب بازیاتون بازی میکنین
. خیلی احمقانست
. توضیح دادنش با کلمات کار خیلی سختیه
. درسته
. همین طوری نگهش دار
اینجوری ؟
. پات رو بکش عقب
. خوبه
. حالا هدف رو نشونه بگیر
! شلیک کن
اون دیگه چی بود ؟
! مغزم داره سوت میکشه
خورد وسطش ؟
. کاملاً دقیق و کشنده
! برای اولین شلیک فوق العادست
اوه ؟
. خب ، خب
حالا طعم خوش گذروندن کلوب ـمون رو چشیدی ؟
. من سال سومی ، اوتوری میو هستم . رئیس کلوب بازی بقا
. منم سال اولی ، سونوکاوا موموکا هستم
. سونوکاوا !؟ چه اسم کمیابی
. نه نه ، اصلاً هم کمیاب نیست
میتونی اینجا برام بنویسیش ؟
. البته
. سونوکاوا موموکا
ها !؟
! به انجمن بازی بقا خوش اومدی
! من عضو انجمنتون نمیشم
. زندگی مدرسه ایی جدید پر از امید
! دانش آموز انتقالی ، سونوکاوا موموکا تازه شروع شده
! دیرم شده
! نمیتونم روز دوم مدرسه جدیدم دیر کنم
مثل مانگاهای دخترونه نون به دهن ! از در خونه پرید بیرون ، ولی خب اشکالی نداره
هر چی نباشه این بر اساس یه مانگای دخترونست . که توی مجله ی ناکایوشی چاپ شده
آره من خوبم ، تو چطور ؟
راستش من سعی کردم دیروز . فورم عضویتت رو تحویل بدم
، ولی گفتن خود شخص باید بیاد
. و دادنش به معلمت
... پس میشه لطف کنی همراهم بیای
. نمیام
تمام راه دنبالم اومد ؟
اگه بچه ها فکر کنن با هم دوستیم چی کار کنم ؟
! میو ساما
! برو کنار
! میو ساما مثل همیشه خوشکلی
.میدونم
اون چیه ، آهن ربا ؟
. میگم
هدفت چیه ؟
ها ؟
. تو تازه منتقل شدی
برای چی با میو ساما تا مدرسه قدم میزنی ؟
.لعنتی ، اونا هم کلاسیام هستن
. وسط راه اتفاقی همدیگه رو دیدیم
. اینجوری نیست که از اوتوری سان خوشم بیاد
چی داری میگی ؟
ما جفتمون یه نون رو با هم خوردیم ، مگه نه ؟
! صبح بخیر
جان ؟
توی ادای دخترونه درآوردن گند زدم !؟
! صبح بخیر
ایچیگِم ایدو هستی درسته ؟
یه مشکلی دارم ، میتونی کمکم کنی ؟
. بیخیال شو
کسی اینجا دوست نداره . با یه دانش آموز انتقالی حرف بزنه
درسته ! اصلاً از میو ساما هم ! خوشش نمیاد
. وای ، ببخشید
! دست و پا چلفتی
!چه دردسری
نترسید ! قطعاً شما در حال تماشای ! یه انیمه ترسناک و مرموز نیستید
واقعاً که ، فقط یه کوچولو داستان خشن شده ! " حالا همه دارن داد میزنن میگن " چه وحشتناک
نا آرامی های اجتماعی امروزی ! برای ذهن جوانان واقعاً غیر قابل هضمه
ها ؟ کیفم کجاست ؟
! دیگه تمومش کنین
میو ساما ؟
!جــــان ؟
! نگاه کنین
! این فرود با طنابِ
( فرود با طناب ( فرود امن
. این فقط یه پرش از ارتفاع با طنابِ
فرود با طناب زمانیِ که از یه صخره یا ! هلیکوپتر به سمت پایین حرکت کنید
میشه لطفاً من رو بیارین پایین؟
! شما دخترا ! این مسخره بازیا رو تمام کنید
! میو ساما
! من نیازی به کمک تو ندارم
. منم همچین قصدی ندارم
. فقط میخوام از این دو تا یه چیزی بپرسم
No comments yet. Be the first to leave one.