لومړۍ 200 کرښې.
زيرنويس از مهدي shine021
ما اینجا جمع شدیم تا بسپاریم
برادرمون جان رو به خدا، پدرمون،
و بدنش رو به خاک.
با ایمان به رستاخیز
عیسی مسیح از مردگان،
بیایید صدامون رو بلند کنیم و بگیم...
ای پدر ما که در آسمانی،
نام تو مقدس باد،
پادشاهی تو بیاید،
اراده تو انجام شود، بر زمین همچنان که در آسمان است.
نان روزانه ما را امروز به ما بده.
گناهان ما را ببخش،
چنانکه ما نیز کسانی را که به ما بدی کردهاند میبخشیم.
ما را در معرض امتحان قرار مده، بلکه از شر رهایی ده.
آمین.
کسی حاضر نیست به یه زن شلیک کنه
*فقط بهم بگو* *کجا داریم میریم.*
یه سورپرایزه، عزیزم.
مغازه آبنبات.
باید یه چیزی هم برای جانی بگیریم.
این چیه؟
آره. این چیه؟
نه.
عمراً.
به هیچ وجه.
با من اینجوری نکن، جان.
سر این قضیه با من اینجوری نکن.
مر. -با من اینجوری نکن.
جدی میگم. نکن... -مر.
میشه افتخار اینو داشته باشم که ازت بخوام
گورتو از ماشین گم کنی؟
وای خدای من. ق-قسم بخور.
قسم بخور به سر مادرت...
چیز زیادی نیست... -...که این مال خودمونه.
...ولی تو یه منطقه آموزشی خوبه.
مثل قصری که تو لیاقتشو داری نیست، ولی همه چی حاضره.
عالیه.
عالیه. عاشقشم.
ممنونم.
و به اسم خود لعنتیت شده.
وای خدای من.
وای! وای خدای من!
وای، وای.
یه آبجو دیگه، جان؟
حسابش با 'دباگه'.
حتماً. یه شات 'جیمسون' بده.
بزن به سلامتی، گوش دراز.
نتیجه چیه؟ -گمشو.
یه مدته اینجایی؟
چی داری میخوری؟ حسابش با 'دباگه'.
یه 'جیمسون' بده. ممنون، دانی.
باید یه جایی باشم.
باشه. -باید وانمود کنم
که سر یه کار لعنتیام.
از وقتی اون خونه لعنتی رو خریدم.
باید سر کار باشم.
تو گفتی چیکارهای؟
فروش. -فروش؟
اوه، آره؟ چی میفروشی؟
این همه سوال لعنتی واسه چیه؟
نمیدونم.
کت و شلوار. کت و شلوارهای گرون لعنتی.
عالیه. کت و شلوار.
کت و شلوارهای سفارشی.
اگه یه مراسم ختم باشه چی؟
یا عروسی. -فرقی نداره.
هی، بچهها. -هی، روندا.
چه روز خوبی برای مهمونی، نه؟
تو الان دست به باسن من زدی؟
دلت میخواد.
روندا، درست رفتار کن.
در هر صورت، من راحتم.
داشتیم درباره چی حرف میزدیم؟
اِ، داشتیم سعی میکردیم بفهمیم
جان چه جور فروشندهای رو داره وانمود میکنه.
اِ...
بیمه عمر.
همه از این آدما متنفرن.
بهشون بگو بیمه عمر میفروشی،
بحث رو عوض میکنن.
این ایده خوبیه.
الو؟
الو؟
آره؟ -سلام.
سلام. -دیدم اسبابکشی کردی،
و فکر کردم به محله خوشآمد بگم.
اوه. اوه. ممنونم.
متاسفم. فقط عادت ندارم به، ام...
من باید یه کیک میپختم، ولی آشپزیم افتضاحه.
اِ...
ممنونم.
ام...
حالت خوبه؟
آره. فقط این اولین هدیه اسبابکشیه.
فقط یه سرخسه.
اِ، میشه، میشه یه قهوه برات بیارم؟
یه لیوان شراب چطوره؟
آره، اینو میتونم انجام بدم.
بالاخره یه نفر رو پیدا کردم که بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم
تو این محله لعنتی.
اوه، به نظر میاد همه تا الان خیلی خوب بودن.
نه، نذار گولتو بزنن.
همهشون عوضیان.
همهشون.
این محله،
همش درباره چشم و همچشمیه،
انگار یه مسابقهای چیزی هست.
و اگه شرکت نکنی، یه تهدیدی.
ها؟ با لباساتون نگاههای قضاوتگرانه رو حس کردین،
درسته؟
ماشینی که سوار میشین یا...
'شوهرت چیکارست؟'
'همون کار شوهر تو:
گلف بازی میکنه، میچرخه.'
حالا گورتو گم کن.'
ولی بسه دیگه درباره من.
شوهرت چیکارست؟
آره.
شوهرت چیکارست؟
این کار و اون کار رو میکنه.
اون دستای لعنتی رو جایی نگه دارین که ببینیمشون!
داری عالی کار میکنی، گری.
فقط وانمود کن زمین زنتِ.
پایین! پایین!
و اصلا احساس بدی نداشته باش.
بانکها سالهاست دارن ما رو میگائن.
نمیخوام کسی به من یا دوستام نگاه کنه!
چی؟ میخوای با من ازدواج کنی؟ بزن بریم.
حسش میکنی؟
زانوها.
گورتو گم کن بیا پایین. تا تهش بیا پایین.
چه کفشای قشنگی.
'پرادا'؟ - آره.
وقت!
میدونم کجا زندگی لعنتی میکنی.
میدونم بچههات کجا میرن مدرسه.
ساکت باش، لیزا.
نزدیک بود
اون زن لعنتی رو به کشتن بدی.
باید اون زن رو میگائیدی، جان.
خفه شو، دیو.
فهمیدم، فهمیدم، فهمیدم. بزن بریم.
*مامان، آتیشسوزی شده؟*
نه، نه.
نه، اگه آتیشسوزی شده بود بهمون میگفتن.
اوه، فکر نکنم، رفیق.
نه.
بزن بریم.
اوه. -اوه، سلام، بابا.
سلام، رفیق.
مامان چیز خوبی گیرش اومد؟ -نه.
آره؟
- خوبه. - یه ماکیاتوی دوبل.
شیر دو درصد.
ببخشید؟
میدونی چیه؟ گور باباش. شیر پرچرب.
اصلا دو درصد چیه؟ میفهمی منظورم چیه؟
چیه، یه جور تیراندازیه یا یه چیزی تو این مایهها؟
نه. هیچی نیست.
آروم باش.
دیدی؟
هیچی برای نگرانی نیست.
-دوستت دارم. -منم دوستت دارم.
مری.
هی، مرد.
چطوری؟ هی، مری.
بیا، اینا رو گرفتم، اینا رو گرفتم برای، اِ، برای جانی. نگاه کن.
اوه، چه بامزه. -ببینش، درسته؟
چون اون شیطون کوچولوی منه. -چه نازه.
خوبه، درسته؟ -چه نازه.
این سهم تو. این سهم دیو. بردار و گورتو گم کن.
بیا دیگه، جان.
جان.
گندش دراومد.
فکر میکنی گندش دراومد؟
به صندوقدار چی گفتی؟
شمارهتو بهش دادی؟ گفتی متولد چه ماهی هستی؟
ج...
منظورم اینه که، من فقط، فقط داشتم شوخی میکردم.
هر کلمه لعنتی که از
اون دهن لعنتی میاد بیرون یه تیکه از پازله!
پلیسا اگه به اندازه کافی از اونا رو کنار هم بذارن، به تو میرسن.
و تو به من و خانوادهام.
همیشه شوخی میکنی.
تو این سن، هنوز نفهمیدی؟
هر زنی؟ همیشه؟
این برای تو نیست. -آهان.
من هی بهت فرصت میدم و تو هی گند میزنی؟
بهت اعتماد ندارم.
نمیتونم باهات کار کنم.
وسایلتو بردار و گورتو گم کن.
خداحافظ، مری. -شب بخیر، شان.
به چی داری نگاه میکنی؟
ها؟
دارم به تو و بچه فکر میکنم.
وقتی فقط من بودم، برام مهم نبود.
میدونم، عزیزم.
دوباره اون گه رو باز کن.
اینجوری؟
No comments yet. Be the first to leave one.