لومړۍ 200 کرښې.
ديوونه شدي؟
يه کوچولو
هرگونه استفاده مادي از اين زيرنويس در = = فروشگاه ها و سايت ها ممنوع و غيرمجاز است
«خودم ميدونم يه آدم عوضي ام»
«قبل از اينکه همديگه رو ببينيم، ميدونستم»
«حتي با اين وجود»
«حرفات خيلي آزارم ميداد»
«اگه بخندي و وانمود کني تنها بودن آزارت نميده»
«حرفات رو باور نميکنم»
«اوني که من ميشناختم اينطور نميخنديد»
«خيلي آدم بدي هستي»
«دلم نميخواد رهات کنم»
«دلم ميخواد بيشتر دور و برت باشم»
«نميخوام رهات کنم، ميخوام کنارت باشم»
«ميخوام کنارت باشم»
«خيلي راحت حرفاي تلخ و گزنده ميزني»
«با همه چيزت ساختم»
«نميخوام رهات کنم»
«دلم ميخواد همينطوري باهم باشيم»
«دوست داشتني هستي، دوست داشتني هستي»
«دوست داشتني هستي حتي اگه ازم متنفر باشي»
«دوست داشتني هستي»
!خانم پيو ناري
!خانم پيو ناري
اه گندش بزنن اتاق لباس مردان
...خيلي...سريع
لباس عوض ميکنم و ميام بيرون همين بيرون منتظر باش
چيه؟
ميام بيرون
قسمت 15
اونجايي؟
آره
ناري
ناري
چرا جواب نميدي؟
اولين باره که اينطور صدام ميکني، گزارشگر لي
وقتي کارم تموم شد بريم شام بخوريم
اولين بارته؟
آره. دوتايي...تنهايي...هيچوقت غذا نخورديم
اون کار هم خودت بدست آوردي کار کسي نبود
مقابل دوربين تنها بودي پس نه لازمه براي چيزي متاسف باشي
و نه ممنون
پس تبريک من رو قبول کن، باشه؟
بيا باهم جشن بگيريم...بعدا
بجاي شام بيا بريم آبجو و مرغ سوخاري بخوري مثل بقيه
اينم اولين بارمه
...خوبه
ميشه...يه ليوان مشروب بخورم؟
سه ساله که دوستت دارم ...اولين باره دارم اينکارو ميکنم
دکتر حتما منتظره. لباس عوض ميکنم و ميام بيرون
جايي نرو
جلوي چشمم باش
اونجايي؟
آره؟
اتاق تعويض لباس مردان
اونجايي؟
«...يه چيزي رو نتونستم بهت بگم»
«حسم ميگه اگه وقت باشه ميتونم بهت بگم»
«اما تو چشمت به يکي ديگه است»
«تو رو ميبينم که خوشحالي و اشک تو چشمام حلقه ميزنه»
چيه؟ سينه ات درد ميکنه؟
حس ميکني...سينه ات داره ميترکه؟
کجا ميري؟
«دلم ميخواد چشمات رو ببندم»
«ميخوام احساساتم رو بهت تحميل کنم»
«اما نميتونم. هيچ کاري ازم برنمياد»
«هيچ کاري ازم برنمياد»
«بخاطر تو يه آدم ترحم انگيز شدم»
«با اينکه غرورم خدشه دار شده، بازم حس خوبيه»
تا وقتي درمان نشدي نميتوني بري
ولم کن
!اگه اينطوري بري، ممکنه اتفاق بدي بيافته
خانم پيو ناري، آروم باش لطفا - محکم بگيرش -
!ولم کن - «حالا بهش عادت کردم»
«دلم ميخواد يه کاري برات بکنم»
«هيچوقت فکرشم نميکردم»
کت و شلواري که هواشين براي آزمونش ميخواد بپوشه چي؟
گزارشگر لي هواشين تعليق شده اون نميتونه يکماه سر کار بياد
و حق دادن آزمون گويندگي رو هم نداره
چرا تعليق شد؟
وقتي داشت با هلي کوپتر به بوسان ميرفت
يهو از مسير خارج شد و بسمت ايستگاه پخش رفت
...شنيدم براي همين - کِي؟ -
وقتي ميخواستم به گزارشگر هواشناس کمک کنيم خودشو به آزمون برسونه
و ميخواستيم جلوي خانم ته را رو بگيريم
حدودا همون موقع که داشتيم ميرفتيم ايستگاه پخش
چطور اومدي اينجا؟
پرواز کردم
اگه با موتور سيکلت بري، ميتوني بيست دقيقه اي به جونجو برسي؟
فکر ميکنم غيرممکنه
غيرممکنه، نه؟
آره. حتي اگه موتورسيکلت هم بوده باشه ترافيک اونروز خيلي شديد بود
ازت خوشم مياد
خيلي دير نيست
گزارشگر لي، تو دوست بدي هستي
ميدونم
واقعا که! آدمي يا حيوون؟
هگي خسته نباشيد
شب بخير
چکار کنم؟ دارم ديوونه ميشم !اي خدا
جو جونگ وون
الو؟
حرف بزن
منم ميخوام يه چيزي بهت بگم
...عاشقتم، پيو ناري
لي هواشين
...عاشقتم
منم همينطور
عاشقتم پيوناري. عاشقتم
منم همينطور
منم همينطور. منم همينطور. منم همينطور
گفتم بيا ازدواج کنيم
ببخشيد
...رئيس
چرا؟ چيه؟
ببخشيد
بيا ديگه همديگه رو نبينيم
...بيا
...بهم بزنيم
اوني که ميگفت عاشقمه کجا رفت؟ اصلا با عقل جوردرمياد؟
ببخشيد - چرا؟ -
ببخشيد - براي چي؟ -
من...از يکي ديگه خوشم مياد
تو هم منو دوست داري؟ - آره -
اما يکي ديگه رم دوست داري؟
...اون يکي کيه؟ کيه
اون يکي کيه؟
ميبرمت خونه. بيا بريم - قلبم داره دو تيکه ميشه -
چطور ممکنه قلبم دو تيکه بشه؟ چطور ميتونم اينطور ببينمت؟
...هردوتون رو دوست
بيا بريم شام بخوريم
ببخشيد - پياده نشو -
اگه همينطور ادامه بدم، آدم مزخرفي ميشم البته همين الانشم آدم مزخرفي هستم
درست نيست هردوتون رو دوست داشته باشم
نميتوني منو درک کني. منم نميتونم خودمو درک کنم. نميتونم خودمو ببخشم
نرو
بهم فحش بده و به طرفم آشغال پرت کن
من مستحق عشقت نيستم
ببخشيد. ببخشيد رئيس
«همه چيز ميگذره»
بيا همديگه رو ببينيم - آره بيا همديگه رو ببينيم -
همين حالا - چون تو گفتي الان منم بايد راه بيافتم؟ -
چي؟
الان سرم شلوغه - مطمئني بخاطر اين نيست که ازم ميترسي؟ -
فکر ميکنم اين توئي که ترسيدي عوضيِ ترسو
تو کي باشي که به من ميگي ترسو؟
بايد " قربان " صدات کنم
اول بايد از يه چيزي مطمئن بشم
منتظرم باش
«کورکورانه»
«فصلي که قبلا ميدرخشيد»
«مثل صحنه اي بيرون از پنجره»
«مرتب محو ميشه»
«همه چيز با سرعت ميگذره»
«شايد کمي زمان ببره»
«مثل چراغ هاي بيرون پنجره»
«همينطور محو ميشه»
«بايد محو بشه»
وقتي منو بوسيدي با خودت چه فکري کردي؟ واسه چي منو بوسيدي؟
اون چه قيافه ايه؟ نکنه فراموش کردي؟
رفتي پيش جونگ وون و ميخواي هراتفاقي که افتاده رو فراموش کني؟
منو دوست داري؟
گفتم منو دوست داري؟
بدون عشق منو بوسيدي؟
با بقيه هم همينکارو ميکني؟
چون کسي رو دوست داري، ميبوسيش - !دارم درباره کاري که کردي حرف ميزنم -
درباره بوسه ات با جونگ وون نگفتم. همش چند ساعت گذشته. درباره کاري که با من کردي حرف ميزنم
دوستت دارم، گزارشگر لي
...گزارشگر لي، دوستت
احمق شدي؟
جوابمو بده! احمق شدي؟
فک کنم جوابش بله است چون خودتم نميدوني حتما بخاطر يه احمق، خودتم احمق شدي
تو يه روز، در عرض يه ساعت !مُردم و زنده شدم
واقعا دوستم داري؟
تو دوستم نداري؟
دوستت دارم
دوستت دارم! چون دوستت دارم !دارم رواني ميشم
واقعا دوستم داري؟
جونگ وون چي؟
به جونگ وون گفتي که دوستش داري يا نه؟ بهش گفتي
تمام اين مدت دوستم داشتي. بعد يهو ...يکي از راه ميرسه و باهات مهربون ميشه
از من خوشت مياد، اونم دوست داري پس يني از دوتامون خوشت مياد؟
پس چرا منو بوسيدي؟ منو ميبوسي و بعد ميري سراغ اون
و تو ماشين جونگ وون رو هم ميبوسي؟
...تمومش کن
داري بازيمون ميدي؟ ...چطور ميتوني تو يه شب
يکي رو ببوسي و عاشق يکي ديگه باشي؟ با عقل جور درمياد؟
تا جايي که من ميدونم با اين عقل...من که نميتونم درک کنم
!نميتونم بفهمم - خوب بيا بهم بزنيم -
چي؟
بيا ديگه همديگه رو نبينيم
مگه چکار کرديم که از هم جدا بشيم؟
مگه باهم سر قرار رفتيم؟ مگه چکار کرديم که از هم جدا بشيم؟
هنوز شروع هم نکرديم
!تازه ميخواستم شروع کنم
براي همين ميگم بيا شروعش نکنيم
منو ببخش
واقعا هردومون رو دوست داري؟
...زده به سرم
نکنه چون نتونستم آزمون گويندگي بدم دلت برام ميسوزه؟
No comments yet. Be the first to leave one.