لومړۍ 153 کرښې.
^^ با در زدن مزاحم نشید ^^
تقديم به هموطنانم در سرتاسر این کره خاکی
بالاخره، ما مهمونایی هستیم که هر سال میایم اینجا
سزاوار یکمی رسیدگی هستیم
مطمئنا، خانم بالو
امان از این قراردادها که همچین جاهایی رو واسمون میگیرن
خیلی متأسفم خانم بالو
کیفیت این هتل خیلی داره افت میکنه
و غذاش هم دیگه به خوبی ده سال پیش نیست
خودت هستی؟
میدونی پنجشنبه شب ها مثل الان دوست دارم یه لبخندی ببینم
تو منتظر یه نفری مگه نه؟
تو بهم بگو
اوه حتما، اون داره با یه پرواز از میامی میاد
ناشویل
شیکاگو
اگه موشک هم داشت باید تا الان تو شهر بود
اون یه موشک داشت
تابحال اشتباه کردی جو؟
منظورت چیه؟ شماها با هم دعوا کردین؟
نه دعوا نبوده
خب، پس میشه بپرسم چی بوده؟
فقط داشتم فکر میکردم
فکر
پس مسئله جدیه
خیلی میترسم
من براش نامه نوشتم
ازش خواستم دیگه به دیدنم نیاد
فکر کردم اون چیز خیلی خاصیه
هست. تقریبا از همه چیزش خوشم میاد
به جز؟
گمونم، به جز خودم
سلام دکتر - سلام ادی -
نل
این لبخند واسه چیه؟
تو توی این لباسا خیلی متفاوت شدی
من همیشه متفاوتم بیخیال. بجنب
واسه پیدا کردن اینجا توی دردسر که نیفتادی؟
نه. همونطور که گفتی اتوبوس گرفتم
همونطوری که به مارتا پای تلفن گفتم
شنیدم این آدما موقع بالا رفتن آسانسور صحبت می کردن
اونا گفتن، یکیو میخوان که مراقب یه دختر کوچولو باشه
گفت: باید یه سری خدمات وجود داشته باشه
بهش گفتم برای اینکار یه پیشنهاد دارم خواهرزاده ام چطوره؟
اون خوشحال میشه از یه دختر کوچولو مراقبت کنه
فکر کنم تو باید بهشون بگی من هیچ تجربه ای نداشتم
موضوع چیه؟ از کجا به تو برسن؟ بعدشم اونا نگرانن
تو یه پیرمرد حقه بازی، ادی
چقدر باید بریم بالا؟
چی؟ اوه آره طبقه هشت
اون چند سالشه؟
اوه، دختر کوچولوئه؟
شش یا هفت ساله بچه خوبیه
تو، تو باهاش به مشکل بر نمیخوری مگه نه، نیل؟
نه، اینطور فکر نمیکنم چرا باید به مشکل بخورم؟
نمیخوری، نمیخوری فقط سوال کردم
خیلی ازت ممنونم، ادی
و یه شغل میخواستم راستش
بچه های زیادی تو این هتل اقامت دارن
ما باهاش مثل یه چیز عادی برخورد می کنیم
فکر میکنی توام همینو میخوای،نل؟
همینطور فکر می کنم
از طبقه هشت نگذشتیم؟
آه، البته، آره
نباید نگران من باشی ادی
از تو هتل بودن خوشم میاد
به طرف باغ وحش؟ - درسته، در پارک مرکزی -
به سمت مترو؟ - همه جای کنی آیلند -
به طرف اتوماتیک؟ - نه شیرینکم، به سمت اتومات نوعی ماشین سلف سرویس که در ازای سکه غذا و نوشیدنی میده
وقتی سکه نیکل رو توش میندازی از همونجا غذا میاد بیرون
شبیه جوک باکسه؟ ماشین اتوماتیکی که در ازای سکه موسیقی مینوازه
درسته
اگه اون امشب دختر خوبی باشه وقتی ما بیرونیم
نگران نباش، دختر خوبی ام
اوه، چقدر اینجا بهم ریخته س
بله؟
ادی هستم، ما اینجائیم
بفرمایین
فکر کردم این خدمه هستن که با سینی آبجو میان
بازم سلام، ادی ...عصر بخیر، دوشیزه
اه، فوربز خواهرزاده م ، نل فوربز
حالتون چطوره دوشیزه فوربز؟
نل، ترجیح میده بیشتر اون نل صدا بزنید
اوه بله، ایکاش همینکارو بکنید
باشه نل، خوش اومدی
خیلی لطف کردی که اومدی با چنین اطلاع رسانی کوتاهی
اوه، مسئله ای نیست خانم جونز خیلی خوشحالم اینکارو میکنم
اون اصلا باهاش مشکلی نداره اون به راحتی درک میکنه
و نیویورکی هم نیستی، درسته؟
اوه نه من فقط چند هفته میشه که اینجام
من بانی هستم - و این نله، بانی -
اون برای چند ساعت با توئه
و برات یه داستان میخونه میخونی، نل؟
چرا که نه، البته
شاید یه داستان خودم برات بسازم
خیلی عالیه اما من دوست دارم از تو کتاب بگی
حالا، این اتاق بانیه بعد از اینکه تو تخت خوابوندیش
میتونی بیای بیرون و درو نیمه باز بذاری و تا شب همینجا بمونی
اوه البته یا میتونی اگه خواستی رادیو روشن کنی
یا نوار بذاری از اینجا این فرورفتگی همینجاست
شماره پنج
حقیقتا چیزی واسه خوندن نیست خیلی متاسفم
میتونیم چند تا مجله بفرستیم
لطفا زحمت نکشید من کاملا راحتم
بانی، حواست کجاست شاید نل یکمی آبنات بخواد
اوه ، نه نه ممنونم
من ... من هیچوقت آبنبات نمیخورم
اوه، نه منم نمیخورم نه ممنون
بسیار خب، بانی، یه ذره بخور
مرسی مامان
لباس زیباییه خانم جونز
اوه، مچکرم
میدونم که عصر زیبایی رو خواهید داشت
اوه نل کارش خوبه، اون عالیه البته بانی هم همینطور
من یه مقدار کار دارم میتونم بیام بالا بهشون سر بزنم ببینم چکار میکنن
اوه، فراموشش کن بانی خیلی زود خوابش میبره
بعلاوه ما همین طبقه پایین هستیم
در اتاق رقص
شب بزرگی برای ماست همسرم قرار جایزه بگیره
میدونی، برای مقالاتش
اوه... همش یادم میره آخه همه کس اونا رو نمیخونه
ماشینتون ساعت هشت منتظره مایلید بریم؟
بسیار خب پس، چیز دیگه ای هم هست؟
مادرا شبیه غنچه های نگرانن، اینطور نیست؟
فکر کنم شما فکر همه چیزو کردید خانم جونز
خب، شب بخیر بان خوشگلم
یه دعای خوب بکن بابا
بزن کارشونو بساز - بزن کارشونو بساز -
اوه، و من حدودای 11 میام بالا فقط یه سلامی بکنم
خدافظ - خدافظ -
مثل اینکه قرار شام دارید با مزه ست
وقتی اومدم اینجا سرآشپز بهم گفت تو از زمانی که من اومدم اینجا بودی
به یه چیزایی بیرون آسانسور علاقه مند میشی
بفرمایید یه دستمال رژ لب - اوه -
بعضی وقتا مردم یادشون میره اینارو از اتاقاشون ببرن
خب، مچکرم
یه ایده ی پنج دلاریه اونها از هفته گذشته به این فکر افتادن
اوه منو ببخشید، متأسفم آقا ما داریم میریم پایین آقا
مشکلی نداره منم همونجا میرم
منو ببخشید شما رو معطل نگه داشتم
شما کمی پیش اتاقو تحویل گرفتین آقا؟
کاملا درسته
همه چیز مرتبه آقا؟ - همه چی خوبه؟ -
همه چی خوبه - البته، آقا -
عصر بخیر خانم مک مرداک
عصر بخیر، بیا پسر بیا، یالا بیا تو پسر
فورا بیا اینجا بیا بیا ... پسر
بیا اینجا دربدر بیا اینجا دربدر
مسئله اینجاست که من امتحانش کردم اون خیلی باهوشه
اسمش چیه؟ - ریو -
هوم
پیس، ریو! بیا اینجا
تن صدای خاصی رو می طلبه
No comments yet. Be the first to leave one.