Little Forest (리틀 포레스트)

Little Forest (리틀 포레스트)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Little Forest E16-AirenTeam
د لخوا تبصره AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

تګونه

other
په خپور شو: 2019-10-14
ډاونلوډونه: 8
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 130 کرښې.

به لطف آقای لی که پد آب گرم برای ما تو رختخواب گذاشت

خواب خوبی داشتم- منم همینطور-

ما کشتیمش

مرده؟- اره-

چویی یوجین کجاست؟

چویی یوجین

نمیدونم یوجین کجاست- ببین-

یوجین پیدات کردم

ترسیدم- ترسوندمت؟-

واقعا ترسیدم- یوجین ترسید-

!صاعقه منو داشته باش

صاعقه داره میاد

بنگ، بنگ، بنگ

وای- بنگ-

بنگ، بنگ، بنگ

تیر خوردم

اره، اره، اره. من بردم- ما بردیم-

بهم بالشتت رو میدی؟

گریس به یه هیولای مرده بالشت میده

مُردم

یوجین، نجاتم بده

نجاتم بده

چون یه هیولایی بهت گفتم تکون نخوری

تا وقتی که آدم خوبی بشی

باید اینجا بمونی

مطمعنی؟

اره

ما کشتیمش

ما اینجوری کشتیمش

یه هیولا رو شکست دادیم

عالی میشه

جوانه لوبیاسبز هستن؟- اره-

استاد آشپزی فرق بین جونه ها رو نمیدونه؟

میتونی اسم خودت رو بذاری استاد آشپزی؟

"جوانه لوبیا سبز هستن؟"

تو دنیای آشپزی ما زیاد از جوانه لوبیا سبز استفاده نمیکنیم

... لقبش استاد آشپزیه

لقب استاد آشپزی رو فقط بقیه میتونن بهت بدن

نمیتونی به خودت لقب بدی

استاد آشپزی و کسی که میخواد) (استاد آشپزی بشه با هم آشپزی میکنن

مثل نودل تجملی مهمونیه

بیاین دستامون رو بشوریم و غذا بخوریم

به نظر خوشمزه میاد

ممنون بابت غذا

خوشمزه اس؟- اره-

خوشمزه اس؟- با لذت میخوره-

آفرین

بروک ماهی کولی سرخ شده میخوای؟ باشه

کنارت میشینم

گریس چی شده؟ چرا غذا نمیخوری؟

چون بروک هنوز غذا نخورده

چون بروک غذا نخورده؟

بیا الان با هم غذا بخوریم

گفتی بهم بیشتر میدی

میتونم اینو یه بارکی بخورم

یه بار؟- واقعا میتونی یه جا بخوریش؟-

واقعا هموش رو یه دفعه خوردی؟

واقعا؟

عالی بود- واو-

بروک، شور نیست؟

با برنج بخورش

گریس چرا غذا نمیخوره؟- تمرکز-

تموم کردم

چکار میکنی؟

ماشین ظرفشوییه

ماشین ظرفشویی

میدونم چیه- ظرف ها رو بذار توش-

وارونه بذارشون

ظرف ها رو تمیز میشوره

شروع ، خوبه

واو،لازم نیست ظرفشویی دیگه ای انجام بدم

سونگی ساعت چنده؟- ها؟-

همین الاناست که بچه ها برسن

آقای لی

آقای لی کجاست؟- چرا؟-

بچه ها دارن میان

یه جونه

دویدم

من ربات تکواندوم

انجامش میدم

اینجاییم

یه زنبوره

حسابش رو میرسم

جلو من حواست رو جمع کن

اینجا خیلی شلوغ پلوغ شده

واقعا؟

از وقتی من تو برنامه اجرا دارم

هیچ وقت نشده که من توی یه برنامه تلوزیونی اشک بریزم

من نمی خوام گریه کنم

...اما در اون لحظه های آخر

نمی دونم تواناییش رو داریم که ) (با لبخند ازشون خداحافظی کنیم

!شما اینجایین

سلام گا اون- گا اون-

خوش اومدین- خاله-

خیلی وقته همو ندیدیم- جونگ هون-

سلام یونا- سلام-

یونا- یونا حالت چطوره؟-

گااون- تو چطوری؟-

خیلی ممنون- بیاین سلام کنیم-

این چیه؟- اون دوست نداره-

این کوکیه- یونا تو کوکی می خوای؟-

تو می خوای؟- من می خوام-

آره؟باشه

گریس خیلی کوکی دوست داره بخوره- من بهش زیاد ندادم-

اون دوست نداره

چی؟صبحونتو خوردی که داری اینو می خوری؟

...مامان- خیله خب باشه می تونی بخوریش-

...مامان

باشه بخورش

چرا؟ چی شده؟- باشه ببخشید-

چرا گریس داره گریه می کنه؟- چون باهاش بد رفتاری کرده-

چی داری برا خودت میگی؟من که دعواش نکردم

من فقط نگران بودم که این شیرینی اشتهات رو کور کنه دیگه غذاتو نخوری

عمو سونگی چرا دعواش کردی؟

من دعواش نکردم

گریس چرا داری گریه می کنی ؟گریه نکن

اوضاع درسته الان- چرا؟چی شد؟

بخاطر اینکه صبحونش رو نخورده بود

من بهش گفتم نباید زیاد شیرینی بخوره

...من فقط نگران بودم که

اشتهاش رو برای ناهار از دست بده

عمو در هر صورت نبایستی سرزنشش می کردی

ای هان نباید اینجوری می گفتی

من فقط ازش پرسیدم

خدایا- بیا بهم کمک کن-

گریس اشکالی نداره می تونی بخوریش

بهش چی گفتی که گریه میکنه؟

فکر کنم عمو سونگی الاناست که اشکش در بیاد

صبر کن- زیادی داره گریه می کنه-

گریس بهم قول بده که ناهارت را خوب می خوری

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left