Disclosure Day

Disclosure Day

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Disclosure Day 2026 AMZN WEB DigiMoviez Fa
د لخوا تبصره PersianSUB
ارائه‌شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز DigiMoviez « زیرنویس از علی اکبر دوست دار، امیر ستارزاده، امیر فرحناک و آریـن » ::. Cardinal & FarahSub & H1tmaN & Ali99 .:

تګونه

webdl
amazon_prime_video_synced
په خپور شو: 2026-07-23
ډاونلوډونه: 120
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 23.976

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫« روز افشـا »

‫یک! دو! سه!

‫آره!

‫یالا! آره!

‫یالا!

‫برو بریم! یالا!

‫یالا!

‫یالا! زود باش!

‫یالا

‫برو بریم. یالا

‫دفعه‌ی بعد که همه بلند شدن، ‫بذار کوله‌پشتی بیفته

‫جین کجاست؟

‫دنیل کلنر

‫می‌خوای دوباره ببینیش یا نه؟

‫آروم باش

‫از مسابقه لذت ببر

‫فقط باید مطمئن شیم ‫چیزی کم و کسر نیست

‫۷.۲۳.۴۸.۸۳

‫تا ۳.۱۴.۸۴ اِی

‫…۱۱.۱۷.۵۵

‫مجموعاً میشن ۱۰۷ درایو آیرون‌کلد، ‫هر کدوم ۱۲۸ گیگ

‫- می‌خوای دوباره بشمرم؟ ‫- وقتی کارمون تموم شد، آره

‫حدود ۲۰۰ صفحه سند چاپیـه

‫بازه‌ی تاریخیش چیه؟

‫وقتی برگشتیم می‌تونیم دسته‌بندیشون کنیم

‫ولی ظاهراً قدیمی‌ترینشون مال ۱۹۴۷ـه و

‫جدیدترین‌شون مال پارسالـه

‫واقعاً ناامید شدم

‫جین کجاست؟

‫- خوبی؟ ‫- آره

‫احتیاط کن

‫هی

‫کی خامت کرد؟

‫اسم همه‌شون رو بهم بده ‫تا بذارم برید خونه

‫اینجاست

‫کجاست؟

‫اسلحه‌ات رو بنداز!

!‫شلیک نکنید! شلیک نکنید

‫اگه شلیک کنید، ‫ممکنه دستگاه فعال بشه

‫دنیل، مشتت رو یکم شل کن

‫اگه فشارش بدی فعال میشه. ‫انگشت‌هات رو شل کن.

‫بذارش زمین. ‫تو کار باهاش رو بلد نیستی.

‫- دیدم چطوری باهاش کار کردی ‫- نزدیک بود به کُشتنم بده

‫حالا اون دستگاه رو بذار رو زمین

‫باید بلایی که سرشون آوردی رو ‫سر خودت بیارم

‫کاری نکن، سرینا

‫اصلاً فشارش نده

‫دستت رو یکم باز کن

‫یکم بازش کن. آفرین

‫فقط دستت رو باز کن

‫همینـه

‫خیلی‌خب. باشه

‫همه‌چیز رو بریز تو کوله‌پشتی ‫و سوار شو

‫خواهش می‌کنم، جین

‫برو پایین

‫این با اجرای یه بدافزار ساده فرق داره

‫نمی‌تونی تو اتاق امنت ‫پشت مانیتور قایم بشی

‫دنیا لبه‌ی پرتگاهـه

‫واقعاً فکر می‌کنی افشای ‫این اطلاعات…

چیزی فراتر از یه حواس‌پرتیِ خطرناکـه؟

‫من فیلم بازجویی‌ها رو دیدم

‫تاریخ دکمه‌ی بازنشانی نداره

‫اگه این کارو بکنی ‫دیگه راه برگشتی نیست

‫برنامه همینـه

‫بوید

‫یارو پشت‌میزنشینـه

‫چطوری از پسش برنیومدی؟

‫گفتن تو خیانت کردی؟

‫خیانت نیست. ‫اونا دولت محسوب نمیشن.

‫نون‌شون رو هم با دروغ درمیارن

‫چه خبره، دنیل؟

‫تو ماشین‌هاشون ردیاب هست

‫باید از شر این ماشین خلاص شیم

‫خواهشاً فقط من رو ببر خونه

‫دم در آپارتمانت منتظرمونن

‫اون کیسه‌پلاستیک شفافه رو ‫بده من

‫خب. یه لحظه فرمون رو بگیر

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌‌خب

‫هوگو، فرار کردیم

‫دنیل، خیلی بهت افتخار می‌کنم

‫جین رو دزدیده بودن ‫تا به من برسن

‫جین الان پیش منه

‫حالش خوبه؟

‫نه چندان، هوگو

‫کجا تحویلش بدم؟

‫فعلاً تحویل منتفیـه

‫- یه جا مخفی شو تا… ‫- نه، نه

‫آدمت رو بفرست کیف رو تحویل بگیره

‫یه نفر باید نقشه رو تا آخر پیش ببره

‫اون یه نفر خودتی

‫الان توپ تو زمین توئه

‫ارزونی خودتون

‫من فقط قرار بود از تأسیسات ‫بیارمش بیرون، که آوردم

‫گزینه‌ای بهتر از تو ‫برای حفاظت از این مدارک سراغ ندارم

‫رد دادی؟

‫هوگو، من نیروی میدانی نیستم که.

‫من کارهای فنیش رو ردیف کردم. ‫در همین حد ازم برمیاد.

‫تو فقط طبق دستورات من پیش برو

‫طبق برنامه پیش میریم

‫فعلاً منتظریم تا یکی دیگه ‫وارد عمل بشه

‫بعدش قدم‌های بعدی مشخص میشه

‫جین رو ببر یه جای امن. ‫امشب رو یه جا مخفی شو.

‫نه. عمراً تنهاش بذارم

‫- بدون تو جاش امن‌تره ‫- قبلاً که نبود

‫وقتی رسیدی یه جای امن، ‫موقعیت مکانیت رو برام بفرست

‫دوستمون، سانتیاگو، صبح میاد سراغت

‫به نظرم باید همین‌الان ‫همه‌چیز رو تو اینترنت پخش کنم

‫به هیچ وجه حق نداری ‫همچین کاری کنی

‫فعلاً باید دست نگه داریم

‫گوش‌به‌زنگ باش. ‫یه پناهگاه پیدا کن.

‫سانتیاگو فردا صبح ‫همه‌مونو دور هم جمع می‌کنه

‫گوشیت رو هم نابود کن

‫دنی

‫گوشی‌های ماهواره‌ای یک‌بارمصرف

‫شبکه‌ی رمزگذاری‌شده‌ی ‫مختص خودشون رو دارن

‫فقط یه بار ازشون استفاده می‌کنیم

‫شغلت دقیقاً چیه؟

‫امشب رو باید یه جای امن بمونیم

‫مسافرخونه و آپارتمان منتفیـه

‫باید برم جایی که تا حالا پامو توش نذاشته‌م

‫یه جا همین نزدیکی‌ها سراغ دارم

‫« قرارگاه واردکس » ‫« ویرجینیا، آکاکوان »

‫ماسگریو تو وزارت دفاع گزارش می‌خواد

‫همین‌الان ویکفیلد رو بیارید اینجا

‫به ماسگریو بگید یه نفوذ جزئی بوده

‫بازیابی هم در حال انجامـه

‫قربان، دوست نداره این رو ‫از زبون من بشنوه

‫اگه خودم گوشی رو بردارم ‫یعنی احساس خطر کردم

‫اگه بویی از این موضوع ببرن، ‫ظرف یک ساعت

‫کل دستگاه‌های نظامی و اطلاعاتی ‫آوار میشن رو سرمون

‫دست‌به‌سرش کن

‫تو اخبار چیزی مرتبط با این قضیه هست؟

‫هنوز نه

‫تو شبکه‌های اجتماعی و خصوصی چی؟

‫حرفی ازش نیست

‫امروز دوازده نفر غایب داشتیم

‫میز همه‌شون هم خالیـه

‫همگی هم سطح دسترسی بالای جی۵ دارن

‫خیلی‌خب، پس با عملیاتی طرفیم که

‫با دقت هماهنگ و اجرا شده

‫چرا؟ هدفشون چیه؟

‫اگه دنبال پخش آرشیو بودن،

‫کلنر تا الان پخشش کرده بود

‫منتها نکرده؛ پس یعنی…

‫یه نفر هنوز داره گزینه‌هاشو بررسی می‌کنه

‫اما معلوم نیست چقدر طول می‌کشه؛ ‫پس سریع فکرهاتونو بریزید روی هم

‫دنیل کلنر دکترای ‫امنیت سایبری نظری و کاربردی داره و

‫عمده‌ی این هشت سال رو صرف

‫حفاظت از داده‌های فوق‌محرمانه کرده

‫از این چی میشه راجع‌بهش فهمید؟

‫نظر بدید

‫- یالا ‫- خودش فایروال‌ها رو ساخته

‫خودش هم راه نفوذ بهشون رو خوب بلده

‫دیگه از نفوذ گذشته. ‫وارد مرحله‌ی بعد شدیم.

‫روالِ مرسوم ردیابی رو حفظ می‌کنیم

‫من می‌تونم به سینتراک متصل بشم

‫یعنی قدم بعدیش چیه؟

‫قربان

‫هوگو ویکفیلد امروز صبح ‫نیومده سر کار

‫حتی یک برگه هم رو میزش نمونده بود

‫هوگو؟

‫دستگاه دوم هم از انبار محرمانه گم شده

‫سومیش کجاست؟

‫توی اتاق ایزوله قرنطینه شده

‫از کجا می‌دونی باز می‌کنن؟

‫چون همیشه باز می‌کنیم

‫اینجا رو از کجا می‌شناسی؟

‫جین

‫عزیزم!

مونسینیور بالاخره ‫بیخیال کتونی‌هاش شد

‫عجب!

‫دیگه نمی‌تونستم بقیه‌ی کفش‌هاشو تحمل کنم

‫می‌دونم. ‫همیشه جیرجیرشون هوا بود.

‫عزیزم، دلمون برات یه ذره شده بود

‫شرمنده نکنید

‫من که فقط سوهان روحِ ‫تو و بقیه‌ی خواهرها بودم

‫خب، خیلی سؤال می‌پرسیدی

‫تریسا دوره‌ی نوآموزیش رو تموم کرد؟

‫عین آب‌خوردن

‫البته از وقتی که دیگه نصفه‌شب‌ها جیم نشد

‫عجب!

مونسینیور اونو معلم کلاس سوم ‫تو سنت‌انتونی کرد

‫خوراکش کار با بچه‌هاست

‫قدیسه بندیکتا

‫اینو بذار روی چشمت

‫هیچ سؤالی ازت نمی‌پرسم

‫چون به من ربطی نداره

‫ولی حسابِ جین جداست

‫هر کاری که کردی گردن خودتـه

‫جین رو قاتی ماجرا نکن

‫قدم جین روی چشم ماست

‫تو راهبه بودی؟

‫ما که باهم خوابیدیم. ‫نظر خودت چیه؟

‫به نظرم یه مشت دروغ ‫راجع‌به خودت بهم تحویل دادی

‫واقعاً خیلی رو داری

‫آره، یه سری چیزها رو بهت نگفتم

‫چون با جونم تعهد داده بودم ‫هیچی نگم، ولی شرایط تو…

‫تو واقعاً راهبه بودی؟

‫نوآموز بودم

More Farsi/persian subtitles for Disclosure Day

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left