Mayfair Witches

Mayfair Witches

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Mayfair Witches S01E04 720p 10bit WEBRip 2CH X265 HEVC-PSA
Mayfair Witches S01E04 WEBRip x264-ION10
Mayfair Witches S01E04 720p Web H264-JFF
Mayfair Witches S01E04 XviD-AFG
Mayfair Witches S01E04 1080p HEVC X265-MeGusta
Mayfair Witches S01E04 1080p 10bit WEBRip 6CH X265 HEVC-PSA
Mayfair Witches S01E04 1080p WEB H264-GGEZ
د لخوا تبصره mojosan1999
🔴 30nama | محمد آوازی 🔴

تګونه

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
XviD
1080
په خپور شو: 2023-01-29
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

روان فیلدینگ؟ ،من خاله بزرگتم

.کارولاتا می‌فر

...یعنی اون

.مادرت بود گردنبند کجاست؟

.از جسد دیدرا برش داشتم - چی‌کارش می‌کنی؟ -

.تنها کاری که به امتحانش می‌ارزه

.می‌فهمم کار کی بوده

و بعد یه مردی رو دیدم .که آسانسور رو نگه داشته و رفته داخل پیشش

.دارن دنبالش می‌گردن - اون کیه؟ -

.اون به خانواده‌ت متصله .بهش می‌گن لشر

.اما حالا دورانت سر رسیده .جادوگر سیزدهم

.انگار حس کردم موجش من رو برد

برای همینه که باید گستره کامل .قدرتت رو بفهمی

.می‌تونم کمکت کنم

مترجم: محمد آوازی @mojo_translations

باشد گناهی که در جسمش .ریشه کرده بود همراه بدنش بمیرد

.ساکت. اون دیگه در بهشته

.اشک‌هات رو حروم نکن

.امشب میام دنبالت

خواهش می‌کنم. کجا داری می‌بریم؟

.یه رازه

.باید قسم بخوری که نگه‌ش داری

چی‌کار دارن می‌کنن؟

این مراسم ترحیم واقعیشه .جایی که می‌تونیم عزاداری کنیم

.همراهمون شو

.روان

.سلام

خوب خوابیدی؟

.آره

.ممنون

تو چطور؟

.خواب‌های عجیبی دیدم

تو چی؟ - .آره -

.تعجبی نداره

.دیشب خیلی چیزها رو به اشتراک گذاشتیم

.من خیلی چیزها رو به اشتراک گذاشتم

.زیادی به اشتراک گذاشتم

الان دیگه اونقدر می‌شناسمت .که بدونم این چقدر اتفاق نادریه

.و من هنوز هیچی ازت نمی‌دونم

اصلا، سپرین گریو کیه؟

،بیسبال دوست داره، تیم آستروس

...و

.شکار اردک

اشکلک شست؟

این دیگه چیه؟

.این شیر برای درخت افراست

.یه خاطره خوشه

.همه‌شون همینن

.هر وقت بخوای می‌تونی برگردی جنگل افرا

.راستش هیچوقت اونجا نبودم

.اودت برام از ورمانت با خودش آورده بودش

خودت خاطره خاص مثل جنگل افرا نداری؟

.خاطرات آدمای دیگه... پاک‌تره

اودت این رو برات آورد .تو مراسم ختم بپوشی

تو هم باهام میای دیگه؟

.البته

.یه چند ساعتی وقت داریم

.فعلا نمی‌خوام بهش فکر کنم

.وای خدا جون

.تخم مرغ آب‌پز بی‌پوست دوست دارم

.می‌دونم تو ذهنت بودم، یادته که؟

.شوخی کردم

.همه ساردوی تخم مرغ دوست دارن

.گردنبند نیست

.داره میاد سراغش

.آملیا، به ریچارد بگو 30 دقیقه دیگه آماده رفتنیم

.بابایی، زود باش دیگه

.باید قبل کارولاتا بریم اونجا

،جوزفین .دارم از اخبار لذت می‌برم

.اجازه نمی‌دم خواهرم صبحم رو نابود کنه

واقعا می‌خوای کارولاتا مسئول برداشت اولیه روان از خانواده باشه؟

خواهرم واسه به فنا دادن .خودش به‌قدر کافی دوز و کلک بلده

.تازه، روان به‌نظر دختر باهوشیه

.هرچی نباشه دکتره

.خودش می‌فهمه چی به چیه

.بازم عجله کن

.سخته تو همچین روزی عجله کرد

.واقعا امیدوارم هرکی کشتدش رو گیر بندازن

.گیرش بندازن یا نه

.مجازات می‌شه

دیدیش؟

!ولم کن! خواهش می‌کنم

!کونکش

.کمکم کنید

.تو رو خدا کمک کنید

.تو رو خدا کمک کنید

.نه، نه، نه، نه - .آروم بگیر -

.گوش کن، گوش کن - .نه، نه -

چی داره می‌گه؟

.فکر کنم بهتره راه بیفتیم

.تو چنگم بود

چی دیدی؟

.قلبش، رگ‌هاش

.زیبا بود

.فقط باید بازم تمرین کنم

.باید راه بیفتیم

.من تموم مدت همراهتم

.نگران نباش

آخه راه عجیبی .برای آشنا شدن با خانوادمه، همین

بریم؟ - .آره -

.فقط بذار کیفم رو بردارم

.خیلی خب

.بفرمایید

.مثل دسته‌ی گل شدی

.اون بارنابی می‌فره

.چند سال پیش با یه کندی ازدواج کرد

،اون الکتا می‌فره .مسن‌ترین زن فامیل

.مردم می‌گن از دوران جنگ داخلی زنده بوده

می‌خوای اون عقب بشینی؟

.باید برم ادای احترام کنم

.باشه - .ممنون -

.یه کم دیگه می‌بینمت - .خیلی خب -

اون... خودشه؟

.خدای من

.فکر نکنم خودش باشه

.سلام عزیزم

.خیلی خوشحالم که اومدی

.البته - .لطفا بیا بشین جلو -

.باشه

.سریع داره شکارش می‌کنه

.شنیدم بعدش دورهمی گرفته

.اعضای خانواده دعوت نشدن

.حال بستگان درجه اول را فرا می‌خوانیم

.ببخشید

.باید جواب بدم

.باشه

الو؟

.رئیسم بود

فکر کنم اون یارو .که تو آسانسور بوده رو گیر انداختن

.ببخشید، اما می‌خوان همین الان برم اونجا

.می‌رسونمت خونه‌م و بعدش دور می‌زنم می‌رم

.نه، نه، نه. تو برو

،می‌خوام تا آخرش بمونم که ببینم

.می‌دونی، به خاک سپرده می‌شه

نمی‌دونم. مطمئنی؟

.آره. روز روشنه

.تو برو، من تاکسی می‌گیرم برمی‌گردم خونه‌ت

گوشیت رو روشن نگه دار، باشه؟

.اگه بهم نیاز داشتی زنگ بزن - .چیزیم نمی‌شه -

.مطمئنم دیدنش ناراحت کننده‌ست

.تعجبی نداره همه مثل یه روح بهم نگاه می‌کنن

.دارن مثل یه معجزه بهت نگاه می‌کنن

.یکی می‌دونسته من زنده‌م اما گفته مردم

چرا؟

.مطمئنم خیلی سوال داری

.و نمی‌خوام بدون جواب بذارمشون

.اما باید برم خونه

.یه پذیرایی کوچیک داریم

چرا تو هم نمیای؟

.ببخشید. به‌نظرم خوب نیست بیام

.می‌تونی محل زندگی مادرت رو ببینی

.چند تا از لوازمش هست که باید به تو برسه

.بهش فکر می‌کنم

.ممنون

،اما گل فرستادن

.به گمونم حداقل پول گل رو دادن

.چقدر عجیب بود

.خوش اومدید. شما باید دکتر فیلدینگ باشید

.بله - .بفرمایید داخل -

.خاله‌تون در کتابخونه می‌بیننتون

.سم گفت که اومدی

.خیلی خوشحالم نظرت رو عوض کردی

.بشین لطفا

.عالیه

.گفتم شاید بخوای چند تا عکس از مادرت ببینی

اونم می‌فر بود؟

.از خاله‌زاده‌هامون بود

ببخشید که نیومدم .مراسم ترحیمش باهاش خداحافظی کنم

بیشتر از اون برای تو متأسفم .و بهت تسلیت می‌گم

.داری برای دو تا مادر عزاداری می‌کنی

.و اصلا نمی‌تونم تصورش کنم

.ممنون

،اما تموم این عکس‌ها و خاطرات رو داشته

.و اون هیچوقت ازش حرفی نزده بود

.باید ببخشیش

.تقصیر منه. مجبورش کردم سوگند رازداری بخوره

.این یکی از شروط قبول سرپرستی تو بود

ولی چرا؟

.زن‌های این خانواده عاقب خوشی ندارن

.پس کار تو بوده

تو به همه گفتی من مردم؟

.دوباره هم این کار رو می‌کردم

.یه نگاه به خودت بنداز

.دکتر شدی

.موفقی و خیلی مستقلی

.الی این رو بهت داده

،اما بهاش این بود که ندونم واقعا کی بودم

.که کی هستم

،اگه گفتنش حالت رو بهتر می‌کنه

.دیدرا هم همین رو برات می‌خواست

منظورم این نیست .که از دست دادنت نابودش نکرده بود

.البته که حالش خراب بود

اما می‌خواست ...از این خانواده آزاد باشی، از اون

.انقدر سخته که نمی‌شه توضیحش داد

.از اون آزاد باشم

.خوبه

.خوبه

.درک می‌کنی

حالا که اینجایی، برای محافظت .از خودت به دانشه که نیاز داری

.کسایی تو این خانواده هستن که بهت دروغ می‌گن

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left