لومړۍ 200 کرښې.
خبرچین...جان فورد
شبی خاص در دوبلین بحران زده...1922
آنگاه یهودا خود توبه کردند و سی سکه ی نقره را انداختند و رخت بربستند (آیه ای از انجیل)
جیپو
اوه جیپو، چه فایده ای داره
من گرسنه ام و نمیتونم اجاره ی اتاقم رو پرداخت کنم
پولی داری که به من بدی؟
نه
اوه، چه فایده ای داره
اوه، اینطوری نگام نکن جیپو
تو همه چیزمی
فقط خودت، اینو میدونی
ولی ما واسه خلاصی از این وضعیت چه شانسی داریم؟
پول بعضی آدما همه ی بخت و اقبال رو دارن
اینو نگاه کن داره به ما میخنده
ده پوند به آمریکا
بیست پوند و دنیا مال ماست
چرا این حرفا رو میزنی؟ - چه حرفی؟ 20 پوند؟ -
قصد داری چی بگی؟ - اوه جیپو، تو چت شده؟ -
بیست پوند برای ما ارزش یه میلیون رو داره
بفرما، بفرما برو و20 پوندت رو از اون کوتوله ای که انداختم کف خیابون بگیر
بگو، جیپو الان دیگه برای من آدم خوبه شدی؟
خب، بذار منم یه چیزی رو بهت بگم
تو از مردهای دیگه بهتر نیستی همتون مثل همین
کیتی، منظوری نداشتم
با اصول اخلاقیت تنهات میذارم
من نمیتونم تحملشون کنم
کیتی
یه نور بندازین اونجا پسرا
امشب ایرلندیه بیرون نیست رفقا
نمیدونی من کیم جیپو؟
تعجب نمیکنم از اینکه بهم خیره شدی
شانس آوردم که اینجا پیدات کردم
مرد، چت شده؟
به چی خیره شدی؟
هیچی فرانکی
...همینطوری اومدی پیش من غافلگیرانه بود
فکر کنم هول ورم داشته
فهمیدم برای سرم جایزه گذاشتن
بیست پوند اوه، پس همش همینقدر می ارزم
پسر، شیش ماه زمان زیادیه که در حال فرار باشی
شب رو توی تپه ها خوابیدن یخ زدن تا حد مرگ
و بدون یه لقمه نون
با خودم گفتم یواشکی میرم شهر و مادرم رو میبینم
و دوباره یواشکی میزنم بیرون و الان هم اینجا هستم
پیغامم رو رسوندی؟
و مادرم چی گفت؟
اون خوشحال شد از اینکه زنده ای
اون دنبالم اومد و نیم لیره گذاشت توی دستم
تا بدمش به تو
ولی خب، من خودم گرسنه بودم و اون رو خرج کردم
خیلی ساده ای از این طریق میخواسته به خودت پول بده
اون ازت خوشش میاد جیپو خدا میدونه چرا
معلوم هست چته؟ به چی خیره شدی؟
چیز عجیب غریبی راجع به من هست؟
نه فرانکی
میدونی من محاکمه شدم
مرد، واسه چی؟
اون یارو رو یادته که کوئین کانن رو کشت؟
قرعه کشی کردیم و اسم من دراومد
خب، بردمش بیرون توی کامیون و اون التماس میکرد نکشمش
نتونستم انجامش بدم فرانکی نه با خونسردی
گذشته از این، اون قسم خورد که اینجا رو ترک کنه اگه من بذارم بره
و تو باور کردی؟ فرمانده گالاگر چی گفت؟
اوه
اون تقریبا میخواست قیمه قیمم کنه وقتی که برای گزارش برگشتم
بعدش منو از تشکیلات انداختن بیرون
و حالا انگلیسیها فکر میکنن من با ایرلندیها هستم
و ایرلندیها هم فکر میکنن با انگلیسیها هستم
و از اون موقع به بعد
همینجوری گرسنه چرخ میزنم بدون اینکه کسی بهم محل بذاره
اوه، ساده ی احمق
به کارهای موفقیت آمیزی فکر کن که با هم انجام دادیم
به آثاری که به جا گذاشتیم
ما زوج خوبی بودیم، ها جیپو؟
با ماهیچه های تو و ذهن من
وقتی تو مضیقه میفتادی این من بودم که برات یه راه نجات پیدا میکردم
یادته؟
تا یه لحظه تنهات میذاشتم دوباره میرفتی یه دردسر دیگه درست میکردی
زنده باد مرد، من مغز تو هستم
ولی الان به کمکت احتیاج دارم
...اول اومدم سراغ تو تا بفهمم که
انگلیسیها هنوزم خونه ی مادرم رو تحت نظر دارن یا نه؟
نگهبانی اون نزدیکی هست؟
از کریسمس تا حالا نه
خب من برم
اگه شانس اینو داشتم که گالاگر رو ببینم در موردت باهاش صحبت میکنم
زنده باد شورشی ها
بیا جلو
خب؟
خب من... اومدم ...من
بلند صحبت کن چی میخوای بگی؟
اومدم برای اون 20 پوند پاداش که برای "فرانکی مک فیلیپ" گذاشتین
فرانکی مک فیلیپ؟
سریعتر بچه ها
مری، این نونها تازه نیست نمیتونم اونها رو بِبُرم
ببین همش خُرده نون شد
اوه پسرم، پسرم
مادر، مری - اوه، فرانکی -
اوه، خدا رو شکر تو برگشتی پیشمون
از مه تشکر کن مادر اون همه جا رو پوشونده
بهترین دوستی بود که امشب داشتم
باعث شد تو این خیابونهای تاریک خودم رو برسونم اینجا
اوه، دلم خیلی براتون تنگ شده بود
از وسط خیابون اوکانل اومدم پایین تا یه سری بهتون بزنم
اوه، ممنون پسرم
حتما باید خیلی گرسنه باشی
فرانکی نباید میومدی امن نیست
این چه قیافه ی ناراحتیه که به خودت گرفتی خواهر
توی مه اومدم و توی مه هم میرم کسی هم متوجه نمیشه
کسی ندیدت؟ - فقط رفیقم جیپو نولان -
باید میفهمیدیم خونه تحت نظره یا نه
فعلا یه فنجون چای بخور بعد از اون هر چی خواستی حرف بزن
بجنبین، از درِ جلویی از درِ جلویی
مسلسلها، مسلسلها شماها برید پشت ساختمون
در رو باز کنید
نه، نه - بذارید برم بیرون -
برید کنار
عقب بمونید، عقب بمونید، عقب بمونید برگرد، من باید فرار کنم
فرانکی، نه
مک فیلیپ کجاست؟ - اینجا نیست، برید بیرون -
نه فرانکی، فرانکی
مری، از سر راه برو کنار برو کنار بذار شلیک کنم
لعنتی، از سر راه برو کنار بجنب
فرانکی
فرانکی نه، وایسا
فرانکی
بله؟
بله
باشه
مک فیلیپ موقع فرار کشته شد، قربان
بیست پوند، بهتره بشماریش
راه خروج رو بهش نشون بده
...تو چرا
ویسکی
اوهو، منم چیزای زیادی دوست دارم البته اگه پولش رو داشتم
شب خوش
من باید یه نقشه ای بکشم
من باید یه نقشه ای بکشم
اوه جیپو، من مغز تو هستم
بدون من نمیتونی فکر کنی تو گم شدی، گم شدی
اوه، هدفت چیه از اینکه اینطوری یواشکی میای پشت یه مرد؟
همه جا رو دنبالت گشتم
متاسفم از اینکه اونطوری باهات حرف زدم
اون بیرون تو خیابون منظورمه
اوه، جیپو
میدونی که دوستت دارم تو تنها کسی هستی که دارم، خودتم میدونی
بعضی وقتها دیوونه میشم و نمیدونم دارم چیکار میکنم
جورش کردم بخاطر تو این کارو کردم
چیکار کردی؟
بقیه پولت رو فراموش کردی رفیق
جیپو این پولها رو از کجا آوردی؟
نگاشون کن، تا همین یه ساعت پیش یه پنی هم تو جیبت نبود
کسی مُرده و برات یه صندوق طلا به ارث گذاشته؟
این چه حرفیه؟ - شاید از کلیسا دزدی کردی، یا چی؟ -
درسته - ...تو -
یعنی از کلیسا دزدی کردی؟
اوه، جیپو
نه، نه، کلیسا نبود
یه ملوان بود، از یه کشتی آمریکایی
ششش، بلند حرف نزن
اونو از مشروب فروشی کسیدی تا خیابون جرمو تعقیب کردم، مست بود
ولی اگه یه کلمه حرف بزنی منو تو دردسر میندازی
کی، من؟ فکر کردی من چی هستم؟
یه خبرچین؟
کی از خبرچینی حرف زد؟ چرا گفتی خبرچین؟
جیپو - دیگه نشنوم -
اینجا چه خبره؟ چه خبره؟
اوه، همه چی مرتبه بارنی بیخیال
اون قصد بدی نداشت
بجنب، بیا از اینجا بریم
بریم به اتاق من اونجا کنار گرمای آتیش میشینیم
اینم پولت حالت خوب میشه
عزیزم دیگه بیشتر از این نمیخوای
بیا با هم سوار شیم ...برت میگردونم
اوه نه، جیپو
اوه
جیپو
بهش یه اسکناس یه پوندی دادی
یه چیزی یادم رفت
اونها پیش خودشون تعجب میکنن چرا پیش از اینها نرفتم اونجا
کار یه خبرچینه
مطمئنا کار یه خبرچین بوده
اوه، فرانکی
اوه، فرانکی
گریه نکن مادر
بهتون تسلیت میگم، خانم مک فیلیپ
چرا داد میزنی؟ مگه نمیبینی همه دارن عزاداری میکنن؟
ولش کن بارتلی
اون یکی از دوستای پسر مرحوممه
بهرحال باید برای مُرده ها احترام بیشتری قائل باشی
بهشون دست نزن
فقط میخواستم اونها رو بهتون بدم، آقای نولان
به تمام مقدسات قسم بهش هشدار دادم از این خونه دوری کنه
خدا شاهده، مرد کسی اینجا بهت مظنون نیست
مطمئنا همینطوره جیپو
کسی بهت مظنون نیست
شما با من خیلی خوب بودین خانم مک فیلیپ
بهتون تسلیت میگم
جیپو، جیپو، جیپو
No comments yet. Be the first to leave one.