لومړۍ 200 کرښې.
زندگي در ناحيه ي خشک و مسطح مرسوم است
. . . مردم بنگالي از ديدن
کوچک ترين کُپه ي زمين در شگفت هستند . . . من
گيج منظره ي پر از پستي و بلندي ه پالامو هستم
چاترجي در مورد هتل ها هم حرف ميزنه ؟
بله ولي مگه اونا هنوز وجود دارن ؟
بهتره که خودمون رو خوب سازماندهي کنيم
برميگرده به قوانين طبيعت
چي بگم ؟
نوبت توئه حرف بزني
بيست ليتر
بيست ليتر
ولي ما تو بيهار هستيم
اون بنگالي ميفهمه
حق با توئه
راه پالامو همين سمته ؟ بله
ميره به سمت جنگل ؟ بله
جنگلم ذهنتو مشغول خودش کرده
چرا اون خوابه ؟
تا از شر متلک هاي تو خلاص شه
! هاري
! بيدار شو ! بايد ماشينو هُل بدي
بيا پايين
! احمق
چيکار ميکني ؟
! پيرهنمو تازه خريدم
! بسه
واقعا هميشه منو غافلگير ميکني
خب مراقب باش
متاسفم
چطور جرات ميکنه بگه ! ورزشکاره
سانجوي
کي ميرسيم ؟
قبل از ساعت 3 ظهر
. . . اومديم تا کمکت کنيم
حالت بياد سر جاش
حالا بزهکارم شدم
گوش کن
بزار چند تا مسئله رو روشن کنيم
فکر من بود ولي کسي مجبور نبود بياد که
پس من ميرم
! منم خيلي دوست دارم برم
منم بيکارم
خيلي خب
ولي شکار بايد دست از مسخره بازي هاش برداره
بهش توجه نکن
. . . دوباره دور از کلکته
قراره خوش بگذرونيم
شکار ببين
پِريا فيلم تقديم ميکند
" روز و شب در جنگل "
بر اساس رُماني از سونيل گانگولي
با حضور شاميلا تاگور ، کابري بوز ، سيمي
سوميترا چاترجي ، سوبيندو چاترجي رابي گاش ، ساميت بانجا
و آپارنا سن
فيلمبردار سومندو روي
کارگردان هنري بانسي چاندارگوپتا
تدوين دولال دات
صدابردار ساجيت سرکار
توزيع کننده جهاني فيلم پيالي فيلم
تهيه کنندگاه نپال دات و دات آشيم
فيلمنامه ، موزيک و کارگرداني ساتيا جيت راي
تا به حال هيچ زن مستي را در پالامو نديدم
منظورم اين نيست که . . . الکل محلي
اصلا وجود نداره . . . مردا مست ميکنن
هميشه هم از يک الکل مينوشن
. . . زنا و مردا
! با هم مشروب ميخورن ! مثل اتفاقي که تو غرب ميفته
ميدوني اين زنارو چطوري توصيف ميکنه ؟
گوش ميديم
جوان و همچون چوب آبنوس سياه هستند
تنها يک تيکه پارچه دور مُچ خود ميبندند
بخش بالايي بدن آنها لخت است
! حواستو جمع کن هاري
! منو تحريک نکن
هاري
چيه ؟
بايد اون دختري که که قالت گذاشت رو ميگرفتي به باد کتک
. . . اون بقيه رو ميزنه
! ولي فقط تو بازي کريکت
بريم پالامو اين اتفاق بد رو فراموش ميکني
! بازم شروع کرد . . . ولي
من تنها کسي ام که با دختري رابطه دارم ؟ سانجوي چي پس ؟
! بس کن
راستش ميدوني چيه جرات اينو نداري که اعتراف کني
هر کسي يه رابطه اي داره
من ندارم
تو اصلا نميتوني داشته باشي
خيلي علاقه اي ندارم
بسه بسه
ميدوني هاري همه ما تحت تاثير ناراحتي تو قرار گرفتيم
ولي تو بايد اونو قال ميذاشتي
من اينکارو کردم باشه ؟
بايد با من حرف بزني ميخوام بدونم
چيه ؟
چرا ميخواي رابطمون رو بهم بزني ؟
بايد بدونم
نميشه که همه چيزو توضيح بديم
بگو
ولم کن
عمرا ولت نکنم
داري اذيتم ميکني
ميخوام بدونم
بچه بازي درنيار
بگو
بايد با من حرف بزني
اول دستمو ول کن
باشه
چي شده ؟
فقط همين به ذهنت اومد بنويسي ؟
نامه ي منو خوندي ؟
متوجه شدي ؟
شک دارم
يه نامه که چيز مهمي نيست
پس چرا برام نوشتي ؟
. . . چون تو برام نوشتي
منم بدون اينکه فکر کنم خواستم براي تو بنويسم
ميدونم
مگه گفتم دوستت ندارم ؟
نه
ولش کن
تقصير منه منو ببخش
. . . ولي غير ممکنه
کسي که چنين نامه هايي رو مينويسه دوست داشته باشم
چرا به نااميد کردن همديگه ادامه بديم ؟
بايد بري ديگه من ديرم شده
ديگه بدون اينکه بگي هم حق نداري بياي اينجا
Please!
اين اطراف هتلي براي کارمندان دولت هست ؟ يه تَک سرا هست
A bungalow.
Yes, sir
خيلي دوره ؟
نه خيلي
بايد بگيم همراهمون بياد
ميتوني همراه ما بياي ؟
پولشو ميدم بهت
بشين عقب
جلو نه
هشدار ، افرادي که قصد دارند . . . از اين مکان استفاده کنند
بايد از رئيس اداره ي جنگلباني ه دالتونگانج اجازه نامه داشته باشند
! خب
! عاليه
! جنگل
چمدونارو بيارم پايين ؟
صبر کن
! دربون
من ميرم دنبالش
قُفل
آقا دربون رو آوردم
تو دربوني ؟
ميخوايم بريم تو
اجازه نامه دارين ؟
دستت نرسيده ؟
بي خيال ، اتاق هات که خالي ه بزار بريم تو
منتظر کسي هستي ؟
. . . شما بايد
اجازه نامه داشته باشين
ولي ما درخواست کرديم
اينجوري کارمو از دست ميدم
کي تورو اخراج ميکنه ؟
آقا لطفا بريد يه جاي ديگه
گوش کن
ميدوني "وي آي پي" چيه ؟
اين آقا کارمند دولتِ
اين يکي از مقامات اتحاديه ي کارگري ه
ايشون هم ورزشکار بزرگي ه
ميفهمم
فراموش کن
. . . ما اين همه راه نيومديم که
دست خالي برگرديم
بيا بزار بريم تو
خطري نداره ما خودمون رئيست رو خبر ميکنيم نگران نباش
خداروشکر واسه اين فساد ! افسار گسيخته
! درارو باز کن
! اشرافي ه
هاري ، تو و من اين اتاقو برميداريم
دستشويي الان برگردم
بد نيست
. . . خب ، خب
تو اون تخت رو برميداري ؟
خيلي خب
اونجا هم اتاق نهار خوري ه
غذامون رو اينجا بخوريم ؟
بزار اول يه چاي بزنيم
واسه چي قهوه نخوريم خب ؟
! تو خواب و رويا سِير ميکني
! دربون
آقا
ميشه چاي بياري بخوريم ؟
چشم آقا
. . . براي شام
آقا زنم 5 روزه که مريضه
اون آشپزي ميکنه ؟
خودمم يه وقتايي ميکنم
ولي وقت ندارم برم بازار
من ميرم
پس شامو درست ميکني ؟
بله آقا
خيلي خب
اسمت چيه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.