لومړۍ 200 کرښې.
سلام عرض شد، خوشگل پسر
اتفاقی که الان اون داخل افتاد
چیزیه که شما جوونها بهش میگین حماسهای
خدا لعنتت کنه، ساکس. بازم سنگ توالتم رو کثیف کردی؟
شاید
میخوای حدس بزنی از کدوم طرف؟
داری به کار و کاسبیم آسیب میرسونی، ساکس
آسیب میرسونم؟
من دارم یه نفره این گوهدونی رو سرپا نگه میدارم
وقتی نباشم دلت برام تنگ میشه، ترنس
!ودکا نیست
.من تسلیمم این چیه؟
اینقدر غر نزن
میتونم یه جسد رو توی این گوه حل کنم
معجزهی لعنتی کریسمسه که هنوز زندهام
فکرکنم خودت رو برای یه دختر خوششانس حفظ کردی
خب، هو، هو، هو
بابانوئل امشب چی برام آورده؟
خواهش میکنم، فقط بگیرش
خب، جالبه
قراره فصل تعطیلات شلوغی
،برای جفتمون باشه طوری که از ظاهرش پیداست
چیزی راجع بهش نمیدونم، ابلیس
...خیلیخب، کریسمستون مبارک
گور باباش
متـرجم: مریم ، امیرعلی illusion , careless whisper
کاکاتو مورد علاقهامه
نه، بابالون
نه، کاکاتو
فکر کردم از صورتیه خوشت میاد
ویشی مریض اونه. از لکههای بدنش میشه تشخیص داد
اوه، درسته
هپی چطور؟ کدومشون موردعلاقهی هپیـه؟
هپی موردعلاقه نداره
از ویشیها خوشش نمیاد. درسته، هپی؟
فکرمیکنه عجیبغریب هستن
!باید بریم. دیرمون میشه
و حالا، لحظهای که همه منتظرش بودین
اسمش رو مردی میذارن که کریسمس رو
...برای هزاران کودک فقیر ساخت
!زودباش، مامان، داره شروع میشه
!زودباش
...اون مردیه که باعث میشه خورشید بدرخشه
!سانی شاین
!سانی شاین
...نه فقط یک آرزو
!نه فقط دو آرزو - ...نه فقط دو آرزو -
!بلکه سه آرزو - !سه تا آرزو دارید -
"!همه بگن" ویشیز
!ویشیز - "!بگید "ویشیز -
"!بگید "ویشیز - !نمیتونم ببینم -
چرا قدم زد وقتی میشه رقصید؟
!نمیتونم ببینم
متأسفم
!بریم نزدیکتر
هیلی؟
!هیلی
!هیلی! هیلی! هیلی
نگران نباش، هپی. برمیگردیم
!خیلی آدم زیاد بود !نمیتونستم ببینم
!ولی فقط یه آرزو میخوام
واقعیت نداره. بدجنس نباش
!آقای سانشاین !من فقط یه آرزو نیاز دارم
منظورت چیه "فرارکن"؟
از دست کی؟
!اومدن
!هیلی
!هیلی
!هیلی
هی، این پیری رو ببینید، ها؟
عوضی از اون موقع قیافهاش رو تغییر داده، درسته؟
لقمهی راحت - نه. این لقمهی راحت نیست -
رفیق، آروم باش
سه اسکاراموچی مقابل
یه حرومزاده که شبیه بیخانمانهاست
خیلیخب، باید بزنیم نفلهاش کنیم
شما ساکس رو موقع عمل ندیدین. من دیدم
چیزی که نمیتونم بفهمم اینه که چرا عمو بلو میخواد
این یارو رو گوشمالی بده
شاید زیادی میدونه
!وای، مایکی - !ببین کی اومده -
خدای من، نگاش کن
به خونه خوش اومدی، داداش کوچولو
!کسی نمیدونست برگشتی
آره، بعد از تشیعجنازه مستقیم رفتم
هی بچهها. یه لحظه سکوت برای دان اسکاراموچی، ها؟
خدا رحمتش کنه
و فکر اینکه مایکل آنجلوی کوچولومون
درست کنار بستر مرگ مرد بزرگ ایستاده
آره
به نظر چهار برادرهای اسموچی
امشب قراره دهن یکی رو سرویس کنن
هی، این کاری که الان گرفتیم رو یه نگاهی بنداز
من نیستم
یه چیزی برای عمو بلو دارم که مستقیم از دان گرفتم
نمیشه معطلش کرد - چی داری، مایکی؟ -
آره، داداش. اون به درک
،اول یکم تمرین تیراندازی
بعدش میتونی بری چاپلوسی
خیلیخب؟ عمو دیوانه قرار نیست فرارکنه
هی! مراقب حرف زدنت باش، احمق
شوخیت گرفته؟
دان مرده، بعدش یهویی، قراره ...همهمون
محض رضای خدا، هنوز حتی وسایلم رو باز نکردم
چیشده، مایک کوچولو؟
میترسی که لباس برند
دولچه و گابانای لعنتیت خونی بشه؟
خب معلوم شد ...یه مقدار تحقیق کردن
...یه سری کارهای آماری مسخره
گوش کن، رفیق، میشه عجله کنی؟
،یه مشتری ساعت 11 دارم قراره هر لحظه برسه
...ثابت کردن فاحشهها ...میدونی، فاحشههایی مثل تو
،که توی تعطیلات هم کار میکنن یه جایگاه اقتصادی یکسان
!با فروشگاههای بزرگ بابانوئل دارید
وقت بخشش رسیده
!خالیشون کن. خالیشون کن
!تخمهای کریسمسی بزرگ و درخشانم رو خالی کن
این هم یه چیزی که هرروز نمیتونی ببینی
من مشتری ساعت 11 هستم. شرمنده، زود اومدم؟
لعنت
خب، این دیگه جدید بود
سوسک؟
پران. مثل یه میگوئه
...لطفاً نکن... لطفاً
باید آروم باشی
،اگه سر وقت میاومدم
اون چکش الان وسط جمجمهات بود
این دیگه آخرین مشتری عجیبغریبمه. قسم میخورم
الان وقت گرفتن تصمیمهای بزرگ نیست. بیا
هی. هی، من تو رو میشناسم
بعید میدونم
چرا، تو یه... پلیس هستی، درسته؟
...قبلاً دستیگرم کردی. تو خیلی مؤدب بودی
سعی نکردی از موقعیت سوءاستفاده کنی
،گفتی سوار اتوبوس بشم و برم خونه
خودم رو جمع و جور کنم
الهامبخش من بودی
میتونم ببینم - ...آره، خب -
دیگه شبیه یه پلیس نیستی. چیشده؟
آره، بدجوری دوستدارم
الان این صحبت رو ،باهات داشته باشم
ولی ترجیح میدم راجع به این صحبت کنم که چطوری میخوای برام جبران کنی
باهام صبحت کن، داداش. مشکلت چیه؟
هوم؟
ها؟ - میشناسمت -
این مایکی باحال نیست
...اسنپچتت رو دیدم دخترها، مشروب
لابد اونجا خیلی بهت خوش گذشته، ها؟
البته. حرف نداشت
لابد شما فکر میکنید من
قراره یه ارث بزرگ بهم برسه
اینکه دان پیر زندگیم رو ساخته
قبل از اینکه بره اون دنیا، درسته؟
منظورت چیه؟ واقعیت نداره؟
،دان اسکاراموچی مثل یه پسر دوستتداشت
بین همهی افراد خانواده تو رو انتخاب کرده بود
یه چیزی برام گذاشته، خیلیخب
ولی پول نیست
همینجاست - هوی، نقشه چیه، داداش؟ -
خیلیخب، اطلاعات خیلی بخصوص دارم -
این عوضی رو درست وقتی شلوارش پایینه میگیریم
!بذار برم بیرون
ها؟
!حالا، حالا، الان فرصتش رو داری !برو، برو، برو
!نگران نباش، هیلی! پیداش میکنم
چی گفتم بهتون، ها؟
یا خدا
مایک. چیزی نبود، درسته؟
دیگه همچین هم سرسخت نیستی، ساکس
شما
پل "سوایپس" اسکاراموچی؟
نه، این اسم تو نیست، اسم منه
وای پسر، بعدش بهم گفتن باهوشه تویی
،خیلیخب، نابغه ببین میتونی متوجه بشی یا نه
الان داری با مردی صحبت میکنی که
استخدام شده تا برادرهای اسکاراموچی رو بکشه
...حالا، راستش رو بخوای من یه عوضیِ تنبلام
،پس مشکل اینه که
چطوری باید دخل همهی شما عوضیها رو یه جا بیارم؟
راه حل... دستور کشتن
اون حرومزادهی خوشتیپ نیک ساکس رو میدم
لعنت
همهتون رو یه جا جمع میکنم، به صفتون میکنم
!تا یه برگبرنده به دست بیارم
جالبه. قرارداد من برای سه نفر بود
یه لحظه صبرکن. تو دادش کوچیکه هستی، درسته؟
ببین چه بزرگ شده
دستهاش میلرزه و کونش بالا پایین میشه
...تو
آره، برادرهات رو کشتم، درسته
افتضاحه
خیلی بد بود
خدافظی کن - !صبرکن، صبرکن -
،هرچقدر بهت پول دادن
من یه چیزی دارم که ارزشش بیشتره
گوش میدم
یه رمز عبوره
دیگه گوش نمیدم - از طرف دان پیر توی سیسیلی -
قبل از مرگش، یه رمز عبور برای یه فایل رمزگذاری شده بهم داد
یه لیست اسامیه. خیلی باارزشه
No comments yet. Be the first to leave one.