لومړۍ 200 کرښې.
کی تو نسل ما نرقصیده؟
با این آهنگ کلاسیک فوقالعاده تو دهه 60... تو کلوپ سامبای 'آرپژ'؟
والدیر یه ارکستر داشت.
اونا تو همه مهمونیهای فارغالتحصیلی آهنگ میزدن.
و اون گروه همخوان؟ کی میخوندش؟
خود نوازندهها؟ -آره.
و این دوستت.
آره، منم اونجا بودم. -عالیه.
در واقع، خود والدیر هم گروه همخوان رو میخوند.
فوقالعادهس.
اونایی که زندگی ندارن، میبینی، جرات رقصیدن ندارن.
سامبا تو کلوپ 'آرپژ'، از این بهتر نمیشه.
بذار گوش کنیم.
سامبا تو کلوپ 'آرپژ'، لوئیز باندِیرا و والدیر کالمون.
زيرنويس از مهدي shine021
داستان ما تو برزیل سال 1977 اتفاق میافته، تو یه دوره خیلی شیطون...
تا خرخره پرش کنم؟
نگران نباش، همه چی مرتبه.
پرش کنم؟ -خب...
آره، پرش کن، ولی...
اونجا چی شده؟
اون اتفاق یکشنبه پیش افتاد.
بدبخت اومده بود با چاقو قوطی روغن بدزده...
ریوانیلداس، کارگر شب، یه شاتگان 12 گیج برمیداره.
و میزنه به سینه و صورتش.
و همونجا افتاد.
حقش بود، احمق.
نگران نباش، تو مشتری هستی.
اون به تو ربطی نداره.
خوبه؟
اوکی.
یه کم عقبتر برو.
نزدیکتر به پمپ. -باشه.
از یکشنبه اونجاست؟ -آره.
کل ماجرا رو برات تعریف میکنم.
از آخر هفته کارناوال اونجاست، یکشنبه شب.
ریوانیلداس به صاحبها زنگ زد.
منم.
کسی جواب نداد.
ریوانیلداس فرار کرد که سر صحنه جرم گیر نیفته.
رفت به مهمونی کارناوال.
و من موندم و این گند.
کاپوت رو باز کن.
اگه برم، کارم رو از دست میدم.
اگه بمونم، باید با یه جسد گندیده سر کنم.
دیگه تقریبا به این وضعیت عادت کردم.
چقدر میشه؟
رو 120 نگه دار، لطفا. -باشه.
به پلیس زنگ نزدین؟
پلیس... زنگ زدیم گفتن چهارشنبه خاکستر میان.
چون تو کارناوال خیلی سرشون شلوغه.
دور و بر هیج خبری نیست.
امروز سهشنبهس. از دیروز بوش دراومده.
ببین سگا چیکار میکنن؟
سلام سگا!
گمشین!
برین پی کارتون!
لعنتیهای عوضی، گمشین!
خفه شین!
چه وضعیه.
ممنون.
خداحافظ.
بالاخره.
ممنون.
پلیس بزرگراه فدرال.
از یکشنبه اونجاست.
عجله نداشتین.
ما اصلا خبر نداشتیم.
و من اون موقع داشتم تو این مشکل غرق میشدم.
صبح بخیر قربان. -صبح بخیر.
گواهینامه و مدارک لطفا.
شما برای جسد نیومدین؟
خواهش میکنم. همکارم ازم خواست نگه دارم و این فولکس قورباغهای زرد رو چک کنم.
لطفا کپسول آتشنشانی رو نشون بدین.
میشه از ماشین پیاده شین آقا؟
چرا؟
باید برم تو ماشین.
میتونی بهم اعتماد کنی.
واقعا ضروریه؟
بله.
لطفا پیاده شین.
همینجا وایسا، باشه؟
کپسول آتشنشانی سالمه.
آره... سالمه.
تو ماشین مواد نیست؟
ماریجوانا نمیکشین؟
نه.
اسلحه؟
من هیچ اسلحهای حمل نمیکنم.
برو، وای نستا.
هیچکس نمیخواد وایسته.
این لاستیک زاپاس خیلی کهنه نیست؟
این یه لاستیک زاپاس خوبه.
اوکی.
گوش کن آقا...
میشه... به صندوق کارناوال پلیس کمک مالی کنی؟
جناب سروان... من سروان نیستم، گروهبانم.
گروهبان.
سه روزه دارم رانندگی میکنم.
هرچی پول برام مونده بود رو بنزین دادم.
ولی اگه میخوای...
میتونی یکم از اینا برداری. سیگار.
میتونم نگهشون دارم؟
البته.
گمشین! برین بیرون!
دور شین!
لعنت بهتون، احمقهای کودن.
مامور مخفی
از پرنامبوکو - به دنیا.
عصر بخیر به شنوندگان ژورنال دو کومرسیو!
رانده شده توسط من، هدایت شده توسط خدا. سهشنبه چربه.
از درد خیانت لذت میبری؟
برات سخته؟
پس ریلکس کن و از شیکاگو لذت ببر.
اگه الان ترکم کنی.
جادوگری یه حرکت ضعیفه.
قسمت 1 کابوس کودکی.
دپارتمان اقیانوسنگاری.
برادر!
تورو متبرک میکنم پدر. -خدا تورو متبرک کنه.
افسر اقلیدس.
یه لحظه صبر کن. باید با افرادم صحبت کنم، باشه؟
برو، یه قدم برو عقب.
قبل از ورود...
بگو چه خبره.
پدر... فکر کنم همون یارو بود که هفته پیش اومده بود.
چی؟
چی؟ دیوونه شدی؟
فکر میکنی من به پدر کارناوال زنگ میزنم؟
اگه جدی نبود چی؟
کی اینجا مسئولیت داره؟
هنرمنده، از محله کوردیرو.
من از اون آشغال خوشم نمیاد.
فرناندو اینجا نیست؟
داره از کارناوال لذت میبره.
خبرنگار هست؟ -نه.
فقط یه دانشمند و چندتا دانشجو.
راست یا چپ؟
من ندیدم، خیلی دور بود.
مشکوکه.
افسر اقلیدس، نباید میومدی.
تقریبا تموم کردم.
من اقلیدس کاوالکانچیس، رئیس پلیسم.
در خدمتتون هستم.
این فرد یکشنبه پیدا شده، باید سریع عمل کنیم.
یخچال ندارین؟ -خرابه.
وقتی داشتیم کار میکردیم یه تیکه پیدا کردیم... یعنی یه پا.
شروع کردم به کشیدنش، ولی تصمیم گرفتم بهتره این کارو نکنم.
به پلیس زنگ زدیم.
لعنتی...
اون کوسه کجا پیدا شد؟
یا به قتل رسیده؟
۱۵۰ متر از ساحل فاصله داشت.
اونجا، تو کاندجا.
و اون پا... مال یه مرده؟
بهتره فعلا چیزی نگیم.
این کار کارشناسای پزشکی قانونیه.
میخوای با چاقو ببریش؟ لازم نیست.
نگران نباش، من تجربه دارم.
تو داری اون فرد رو خراب میکنی.
خودم پاکش میکنم.
لطفا اونجا منتظر بمونید.
بدون چاقو.
دستکشها رو بده.
پروفسور، فقط یه سوال.
عکس گرفتی؟
نه، هیچ عکسی نیست.
پروفسور، کوسه نر بود یا ماده؟
نر.
لعنتی!
حماقت!
ماموریت انجام شد.
خدا، خیس آب شدی!
بفرمایید.
خانم سباستیانا. بله، در خدمتم.
مارسی؟ -بله.
حالت چطوره؟ -عالی.
من باید منو ببری. -البته، برو بالا.
این کلویسه. پاتو بذار رو زیرپایی، پسر!
همه چی مرتبه؟ -بله.
راحتی؟ -بله.
بریم.
مگه پلیسا وقتی ریشتو دیدن نگرفتنت؟
امروز ازم دزدی شد!
چطوری؟ سیگارامو ازم گرفتن.
هیچی بهشون نده!
میتونی سیگارای منو بگیری.
من هیچوقت نمیذارم مال منو ببرن.
چند وقته سیگار میکشی؟
شصت ساله.
شوخی میکنی! خانم چند سالشه؟
۷۷، این چیزیه که تو شناسنامهم نوشته.
من سال ۱۹۰۰ به دنیا اومدم.
کلویس، کمکش کن. چمدونا رو خالی کن.
میتونی صندوق عقب رو باز کنی؟ -باز.
خوش اومدین.
این همونه؟ -آره.
خوش اومدین!
'مانیکو اوفیرو'
من آبجو آوردم.
No comments yet. Be the first to leave one.