Sugar

Sugar

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Sugar 2024 S01E03 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
د لخوا تبصره _SinCities_

تګونه

web
1080
XviD
HD
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
په خپور شو: 2024-04-12
ډاونلوډونه: 121
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

یه مدته خوب نمی‌خوابم

کابوس می‌بینم

شک دارم این روزها تنها کسی باشم که اینجوریه

گرچه وایلی خیلی سر حال به نظر می‌اومد

سلام - صبح بخیر -

صبح بخیر. همه چی روبراهه؟

آره، فقط زنگ زدم حالت رو بپرسم و صبح بخیر بگم

خب، ممنون. صبح بخیر

سگت چطوره؟ - اون سگِ من نیست، باشه؟ -

اون یه سگه

و اون سگیه که توی خواب خروپف می‌کنه و لگد می‌زنه

...پس متأسفانه اون

آلمانی‌ها بهش چی میگن؟

غیر قابل تحمل»؟» بی‌پایان»؟»

غیر قابل تحمل

درسته. آره، اصلاً نمیشه این سگ رو تحمل کرد

بهتره برم سرِ کارم

،ولی می‌خواستم بدونم چیزی شنیدی؟

در مورد دخترِ سیگل؟

آره

منظورت از چهار ساعت پیشه که بهم زنگ زدی؟

نه، هیچ خبری به دستم نرسیده

خیلی خب. خوبه

.بعداً حرف می‌زنیم ...ممنون بابتِ

.شوگر، دوباره بهت میگم .دوست ندارم پیگیرِ این پرونده باشی

می‌دونم

چرا مدام این رو بهم میگه؟

چی انقدر نگرانش می‌کنه؟

یعنی، غیر از داروها و خواب‌های بد ،و لرزیدنِ گهگاهی دستم

خوبم

یه روزِ زیبای دیگه توی کالیفرنیا

‫ترجمه از: سینا صداقت و امیر ستارزاده SinCities & H1tmaN

سلام، چند بار بهت زنگ زدم

.شرمنده. نیاز به خواب داشتم گوشی‌ام رو خاموش کردم. چی شده؟

...دیشب یه مردی

.شرمنده. دارم صبحونه درست می‌کنم ،یه مردی اومد خونه‌ام

و سراغ تو و کارمن رو گرفت - لعنتی -

.من چیزی نگفتم .خودم رو به اون راه زدم

مگه از خواهرم و کارش چی می‌دونم، درسته؟ - ...خب -

فقط فکر نمی‌کنم حرفم رو باور کرده باشن

،خیلی شرمنده که مزاحمت شدم ،ولی بچه‌هام اینجان

و این یارو واقعاً من رو ترسوند

عیب نداره. من الان راه افتادم - باشه -

جدی؟

من... قصد نداشتم

کارت عالی بود، تریسا

!معرکه بود

سلام. خوبی؟

،خیلی معذرت می‌خوام .ولی چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

ببین کی اینجاست؟ .بالأخره ملانی متیوز تشریف آورد

« چارلی »

چارلی یه دوستِ قدیمیه که دوست دارم باهاش کار کنم

آره

غیرنظامیه، ولی بهش اعتماد دارم

زیرِ دوش بودم

آهان. چی شده؟

کجا؟

خیلی خب. الان راه می‌افتم

الان ملانی متیوز رو زیر نظر داره

البته نه که فکر کنم ملانی مسئولِ ناپدید شدن اُلیویاست

ولی بعد از صحبتی که دیروز باهاش کردم، واضحه

اون بیشتر از اونی که نشون میده می‌دونه

سلام. شوگر سگ گرفته؟ - سلام، چارلی -

اون مالِ من نیست

چند وقته که اونجاست؟

هشت و نیم دقیقه

حالش چطور بود؟ چطور به نظر می‌اومد؟

نمی‌دونم، شوگ. شبیه زنی بود که با ماشینش از جایی به جای دیگه می‌رفت

چیه، فکر می‌کنی اُلیویا سیگل اونجاست؟ - نمی‌دونم کی اونجاست، چارلی -

اون وانتِ اف-150 نو رو می‌بینی؟

آره - وانتِ قشنگیه، مگه نه؟ -

آره، برای همچین محله‌ای واقعاً قشنگه - آهان -

اون یکی وانت رو اون طرفِ خیابون می‌بینی؟ دقیقاً همونه، اف-150

اون مرد مشکوک رو می‌بینی که توش نشسته؟

.آهنگ گوش نمیده. با گوشی‌اش کار نمی‌کنه .حواسش کاملاً جمعه

آره. داره کار می‌کنه - آهان -

ازش خوشم نمیاد

میرم یه نگاهی بندازم

...اگه تا ده دقیقه دیگه برنگشتم

حله. اون موقع پلاک‌هاشون رو به روبی میدم

خیلی خب

،دوباره، همونطور که گفتم .من روحم هم خبر نداره

صحیح - ولی چون دوستت کلیفورد -

یه عوضیه که زنش رو کتک می‌زنه و بر اساس چیزهایی که می‌بینم

،مظنونِ اصلی پرونده‌ی قتل خواهرِ تریساست

،اگه می‌دونستم کجاست

خیلی قبل از این که تو ازم بپرسی یه چیزی به پلیس‌ها می‌گفتم

فکر کنم داری دروغ میگی

واقعاً نمی‌دونم

...خدای من. نمی‌تونم .بیا یه چیز دیگه رو امتحان کنیم

واسکز، فامیلیِ کارمن

...آشپزِ صبحونه، میشه لطفاً

اُلیویا با کارمن واسکز ارتباط داره

که با کلیفورد کارتر ارتباط داره ...که به ملانی ارتباط پیدا می‌کنه

...نه، می‌فهمم. قطعاً جور در میاد

قسمتِ منطقیش با عقلم جور در میاد

...ولی در یک سطح غیرمنطقی و حسی

،که با هر خری که اون بالاست ارتباط داره

...پس - !لعنتی -

الان نه. باید برم

!الان نه

فکر کنم داری دروغ میگی ولی کاملاً مطمئن نیستم

چون تو یه سری حرفِ منطقی زدی

پس ما دستِ دوستت تریسا رو میذاریم ...توی این مخلوط‌کن

!الان نه

...روشنش می‌کنیم - چی؟ -

و می‌بینیم چه اتفاقی می‌افته - چی؟ -

.البته که تو جیغ می‌زنی .این رو می‌دونیم

...بچه‌ها صدای جیغت رو می‌شنون - !لطفاً نکنید -

و می‌زنن زیر گریه

ولی تو چیکار می‌کنی؟ - لطفاً بس کن -

اون موقع در مورد کلیف چی میگی؟

این چیزیه که واقعاً در موردش کنجکاوم

یالا

پس بذار ببینیم

!نه، نه! خواهش می‌کنم - !باشه بابا! بهت میگم لعنتی -

اوه، می‌دونم - !نه -

!بس کن

!تریسا، درو باز کن

!تریسا، درو باز کن

.تریسا، می‌دونم اونجایی .صدات رو می‌شنوم

درو باز کن. یالا

هر چه بیشتر، بهتر

یالا، تریسا

ما در این مورد حرف زدیم، تریسا

وقتی زنگ می‌زنم، جواب بده

.تقصیرِ من بود که درو دیر باز کرد .داشتیم اسموتی درست می‌کردیم

این یاروها کی هستن؟

تو کی هستی، رفیق؟

.اولاً من رفیقت نیستم .من مأمور دادگاهم

ثانیاً تریسا واسکز تحتِ نظارت منه - تو مأمورِ ناظر آزادی مشروطشی؟ -

.اینجا خیلی بهم ریخته‌ست چیکار می‌خوای بکنی؟

یادت رفته مأمورهای حمایت از کودکان یه ساعت دیگه میان؟

.یادت رفته قرار داشتی !یادت رفته. عالی شد

!خیلی خب. همه برید بیرون. یالا !برید بیرون. تو، تو، تو و تو بیرون

.تو بمون و کمکش کن تمیز کنه !برید بیرون

وگرنه هویت‌هاتون رو چک می‌کنم

تا ببینم کسِ دیگه‌ای تخلفی داشته یا نه

.برید بیرون! یالا. برو !برو بیرون، رفیق. بیرون

!نه. نه، مرد

نه، نه» دیگه یعنی چی؟» !برو بیرون

اون کت و شلوار؟ اون ساعت؟

نه، یه مأمور ناظر آزادی مشروط واقعی تمام عمرش کار می‌کنه

و به این چیزها پول نمیده

از کت و شلوارم خوشت میاد؟

چرا بهم نمیگی واقعاً کی هستی، رفیق؟

.دارم به طرز عجیبی وسوسه میشم ...ولی چطوره به جاش

چیه؟

اون چارلیه

چی؟

!چه غلطا

تو با من بیا

اونا تکون نمی‌خورن - باشه -

همونجا بمونید

بچه‌ها رو بردار - چه غلطی می‌کنی، شوگر؟ -

دقیقاً

بهت گفتم مثل مادرت از این ماشین مراقبت کنی

می‌دونم

لعنتی

ممنون - خیلی خب -

خیلی خب، چارلی. از اینجا ببرشون

حله. هی، سگه چی؟

رئیس

کلک زدن

به منی زنگ بزن

جواب نمیده

خیلی خب. باید بریم - چی؟ چی؟ -

باید بریم

باورم نمیشه تعقیبم می‌کردی

یالا. سوار شو. آفرین پسرِ خوب

چیزی نیست. گرفتمت

.خب، سلام غریبه .چه سورپرایز قشنگی

امیدوارم ناراحت نشی که سرزده اومدم

بدون این که زنگ بزنم

نه، به هیچ وجه

می‌خوای بیای تو؟

خب یه لطفی ازت می‌خوام

البته که می‌خوای

جان استیون شوگر، متولد دوم سپتامبر 1976 در شاگرین فالزِ اوهایو

یکی از دو بچه. پدرش برق‌کار بوده

وقتی جان 12 سالش بوده مُرده

مادرش معلم بازنشسته‌ست

...بذار ببینیم

بچه‌ی باهوشی بوده

توی مدرسه‌ی دولتی نمراتِ خوبی گرفته

.توی کالج واسر شاگرد اول کلاسش بود ...بعد از اون... و این جالبه

توی مؤسسه زبان وزارت دفاع شرکت کرده

اونجا مدرسه‌ی زبان ارتش با دوره‌های فوق فشرده‌ست

زبان‌های روسی، اسپانیایی، اردو و هرچی

چیزهایی رو که یاد گرفتنشون سال‌ها طول می‌کشه توی چند هفته یاد می‌گیرن

!نه بابا

خب کیا به این مؤسسه میره؟ - آدم‌های زیادی -

،افسرهای نظامی ،مقاماتِ آینده‌ی وزارت امور خارجه

دیپلمات‌های خارجی آینده - جاسوس‌های آینده؟ -

البته. این یارو کیه، کنی؟

به تحقیق ادامه بده

خب، خوشحالم که اتفاقی برات نیفتاد

خوشحالم که صدمه ندیدی

باید بهم بگی چه خبره

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left