A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies

A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

A Personal Journey With Martin Scorsese Through American Movies 1995 Part2 DVDRip x264-TBB
د لخوا تبصره SubAvaliHa

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
په خپور شو: 2024-02-06
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫مترجم: ‫D R . L E C T E R

‫برای تعریف کردن یک داستان یا اجرای یک رویا ‫کارگردان باید یک تکنسین باشه

‫... یا حتی یک شعبده باز

‫یعنی كنترل و مدیریت فرآیندهای فنی

‫بواسطه تجربیات فراوان در طول قرن

‫... صفحه نقاشی ما ‫بطور قابل توجهی بسط پیدا کرده

‫فیلمها از صامت به ناطق ارتقا پیدا کردن از سیاه و سفید به تکنی‌کالر

‫از اندازه استاندارد پرده به سینماسکوپ

‫... از 35 میلی متری به 70 میلی متری

‫صنعت آمریکا همیشه در حال ‫ارتقا بخشیدن تکنولوژیهای جدید بوده

‫یجورایی، گوی سبقت رو از رقبای خارجیش ربوده

‫همونطور که کینگ ویدور گفت ‫سینما...

‫بزرگترین ابزار تجلی ست که تا بحال اختراع شده

‫رویایی که از تمام همتایان خود قویتر است

‫بنابراین باید آن را به دست جادوگرانی سپرد

‫... که میتوانند به آن جان ببخشند

اینجا، باستر کیتون رو داریم ،در نقش یک فیلمبردار مشتاق

‫به امید به دست آوردن کار...

‫...فیلمهای خود را ‫به هیات مدیره "ام‌جی‌ام" نشان میدهد

‫متاسفانه نگاتیو موقع چاپ دچار مشکل شد و نمایش اون روی پرده تبدیل به فاجعه شد

‫با این وجود، مانند فیلمهای تجربی تمام کارگردانها

‫اتفاقات میتوانند منشاء بوجود آمدن ‫اشعاری استثنایی...

‫...و زیبا بشوند

‫آنچه که کیتون فیلمبردار به آن نیاز دارد ‫یادگیری و تسلط بر زبان فیلم است

‫جالب اینجاست که ‫اکثر پیشگامان اولیه سینما

‫...مانند دی. دبلیو. گریفیث تحصیلات آنچنانی ندارند

‫آنها خودآموخته بودند ‫و این عقیده کلی را بوجود می آوردند

‫... که سینما شیوه سخیفی از سرگرمی است

‫بلوغ فیلمهای آمریکایی ‫از فوریه 1915 شروع شد

‫وقتی كه دی. دبلیو. گریفیث ‫اولین فیلم بلند حماسی خود را ساخت

‫..."تولد یک ملت"

‫از نظر رائول والش ‫که یکی از دستیاران گریفیث در آن فیلم بود

‫و نقش جان ویلکس بوث را بازی میکرد

‫"تولد یک ملت" آمریکایی‌ها را قانع کرد...

‫تا سینما را بعنوان هنری مستقل ...به رسمیت بشناسند

‫...نه فرزند ناخلف تئاتر

‫گریفیث چطور به این موفقیت دست پیدا کرد؟

‫فقط و فقط ‫بواسطه ترکیب و تنظیم دقیق نماها

‫همانطور که والش گفت ‫با گرفتن نماهای سربالا و سرپایین

‫... یک فیلم خوب تبدیل به یک فیلم عالی شد

‫یک کلوزآپ ‫به اندازه هزاران کلام ارزش داشت

‫اریک فون اشتروهایم ‫که اونم یکی از دستیاران گریفیث بود

‫گفته که اون ‫پیشگام صنعت سینما بود

‫... اولین کسی که زیبایی و شعر را ‫وارد یک سرگرمی کم ارزش و جلف کرد

‫همیشه احساس کردم که دانش بصری به اندازه دانش شفاهی مهمه

‫و چیزی که پیشگامان سینما بدنبال آن بودند شگردهای خاص آن مدیوم بود

‫در طول کار موفق شدند زبان جدیدی اختراع کنند که بیشتر بر اساس تصویر بنا شده بود تا کلام

‫که میتوان آن را گرامر بصری خواند

‫نماهای نزدیک

‫نماهای عنبیه ای

‫دیزالوها

‫پوشاندن قسمتی از پرده برای تاکید بیشتر

‫نماهای دالی

‫نماهای متحرک

‫اینها ابزارهایی بودن که یک کارگردان...

‫... برای خلق رویایی واقعی در اختیار داشت

‫وقتی لیلین گیش ‫دی. دبلیو. گریفیث را "پدر سینما" خطاب کرد

‫... از همین قیاس استفاده کرد

‫اون گفت ‫اون به ما گرامر فیلمسازی را داد

‫اون قدرت ذهنی لنزها رو درک میکرد

‫نیم قرن بعد ‫وقتی استنلی كوبریک اظهار داشت

‫که هنر سینما چه اصالتی دارد و چیزی که آن را...

‫از هنرهای دیگر متمایز میکند فرآیند تدوین است

‫... شاید گریفیث را در ذهن داشته

‫ببینید که گریفیث چگونه ‫دو سال قبل از "تولد یک ملت"

‫...برش موازی همزمان را پایه گذاری کرد

‫اون به شما ‫دو اتفاق همزمان را نشان میدهد

‫...برای ایجاد تعلیق بیشتر آن را میان برش میکند

‫در همان وقت گریفیث مجبور بود با تهیه کنندگان جدل کند

‫... چون میترسیدن تماشاچی ها ‫از این نوآوری دچار سردرگمی بشن

...‫در فیلمهای حماسی دوران صامت بود

‫که رویا پردازان یاد گرفتن ‫از افکتهای خاص و جلوه های بصری...

‫... برای هرچه بیشتر سحرانگیز نشان دادن رویاهای خود استفاده کنن

‫سنت آمریکایی تولید فیلمهای عظیم...

‫سال 1915 متولد شد

‫وقتی دی. دبلیو. گریفیث "كابیریا" رو دید

‫...یک سوپر-پروداکشن ایتالیایی

‫در یک شب دو بار اون رو تماشا کرد ‫بهش الهام بخشید

‫این جسارت رو بهش داد "تا شاهکار خود را خلق کند: "تعصب

‫"كابیریا"ی جیووانی پاسترونه ‫تمام عناصر اصلی را در خود داشت

‫هیجان، ملودرام، شکوه، مذهب

‫طراحی صحنه استثنایی...

‫... نورپردازی و زوایای مختلف دوربین

‫برای فیلمبرداری این صحنه آن‌ها واقعا

‫... فیل های هانیبال را به بالای کوه بردند

‫"تعصب"

‫بخاطر بودجه گزافی ‫که صرف ساخت آن شد

‫... هزاران سیاهی لشکر و دکورهای عظیم در ابعاد واقعیش مشهور است

‫موفقیت استثنایی فیلم ‫بخاطر این بود که گریفیث بدون فیلمنامه کار کرد

‫... تمام فیلم در ذهنش شکل گرفته بود ‫نه روی کاغذ

‫ولی گریفیث حتی پا را از این فراتر گذاشت

‫"تعصب" اقدامی جسورانه برای در هم آمیختن داستانها و شخصیتهای

‫یه دوره خاص نبود

‫... بلکه چهار قرن مختلف را در بر میگرفت

‫با برشهای موازی آزادانه از دوره ای به دوره دیگر

‫تمام آنها را برای بازگویی یک ایده در یک سمفونی عظیم گرد هم آورد

‫...درخواستی عاجزانه برای صبر و بردباری

‫علاقه شدید گریفیث به تاریخ با علاقه او...

‫... به آدمای ساده و قربانیان تاریخ ‫متعادل میشد

‫در آمریکای امروزی، یک مادر جوان برای نگهداری از بچه اش

‫... فاقد صلاحیت شناخته میشود چون که شوهرش در زندان است

‫این ستم توسط مددكارهای اجتماعی

‫... اصلاح طلبهای افراطی که میخواستن بچه اون رو به یتیم‌خانه بسپارن رهبری میشد

‫نمایش رنجهای ‫قهرمان زن محنت کشیده گریفیث

‫... قلب و روح فیلم را تشکیل میداد

‫در اینجا او یکی از شیواترین ‫کلوزآپ های خود را به نمایش گذاشت

‫مانند گریفیث، سیسیل ب. دمیل هم ‫علاقه زیادی به نقاشی روی پرده های بزرگ داشت

‫اون دوست داشت ‫که داستانهای شخصی جذاب رو...

‫...با پس زمینه ای از وقایع مهم تاریخی ‫تعریف کنه

‫اولین حماسه انجیلی او ‫از یک اعتقاد ساده الهام گرفته شد

‫شما نمیتوانید ده فرمان را بشکنید آنها شما را میشکنند

‫مهارت و استادی دمیل را ‫در صحنه مهاجرت از مصر نگاه کنید

‫تقابل بصری ‫بین جنگ افزارهای سپاه فرعون

‫و سادگی قوم بنی اسراییل

‫حس برانگیختن کنجکاوی...

‫... توجه اون به جزیبات ‫حتی در صحنه هایی با جمعیت زیاد

‫مینیاتورهای اون ‫به قدرت نقاشیهای آبرنگش بود

‫دمیل حتی در یک صحنه ‫از نمایی دو رنگ استفاده کرد

‫با اینحال این نماهای فوق العاده همیشه در خدمت داستان قرار میگرفتن

‫دمیل میدونست که قاب بندیهای شکیل ‫به تنهایی باعث خوب بودن یک فیلم نمیشن

‫اون وقت بیشتری رو صرف ساختار دراماتیک فیلم میکرد

‫... تا کار روی جلوه های بصری

‫اون میگفت تماشاچی به کسایی علاقه نشون میده که بتونه دوستشون داشته باشه یا ازشون متنفر بشه

‫دمیل عقیده داشت که میتونه ‫كلمات انجیل رو در قالبی تصویری ترجمه کنه

‫برای دستیابی به این خواسته ‫جلوه های بصری ویژه ای تدارک دید

‫... مانند شکافته شدن دریای سرخ

‫دمیل اصرار داشت که باید کوچکترین جزییات دیده بشن

‫بعنوان مثال ‫به صخره‌ها و جلبکهای دریایی توجه کنین

‫... که بروی شنها پرتاب میشوند ‫و کف دریا را به شکلی واقعی در میارن

‫این موضوع در آخرین لحظه به دمیل الهام شد

‫که سیاهی لشکرانش را به خیزاب بفرستد

‫تا نشونشون بده ‫چطوری اشنه دریایی جمع کنن

‫البته من وقتی بچه بودم ‫هیچوقت نسخه صامت دمیل رو ندیدم

‫فیلمهای حماسی بعدیش بود که تاثیر شگرفی روی من گذاشت

‫قبل از آغاز تاریخ...

‫و از آن زمان که انسان اولیه روح خود را شناخت

‫... علیه نیروهایی تلاش میکرد ‫که میخواستند او را به زنجیر بردگی بکشند

‫او از ابتدا متوجه ‫نیروهای مخالف طبیعت شده بود

‫چشمان شیطانی برق

‫صدای وحشتناک رعد

‫بادی که در تاریکی زوزه میکشید

‫...و روح آدمی را برده و اسیر خود کرده بود

‫بعد از اون، دمیل نسخه دیگری از ده فرمان را بازسازی کرد

‫... که اونو بارها تماشا کردم

‫نگاه کنین

‫آب رو تبدیل به خون کرد

‫دمیل چنان رویای مجللی رو ارائه کرد که اگر در بچگی فیملهاش رو ببینین

‫... تا آخر عمر همراهتون هستن

‫عجایب جایگزین مقدسات شدند

‫چیزی رو که به وضوح بیاد میارم ‫نماهای مانند تابلو و نقاشی شده اون هستن

‫رنگ ها

‫شبیه سازی هایی رویاگونه

‫...و البته جلوه های ویژه

‫خدا شعله ای یکتاست

‫... ولی اون شعله برای افراد مختلف ‫رنگهای مختلف داره

‫اینها کلمات راما کریشنا بودن که دمیل ‫برای نشان دادن اعتقاد خود آنها رو نقل قول کرد

‫سوکار، خدای بزرگ عالم تاریکی

‫رویاپردازان بزرگ گذشته سیسیل ب. دمیل...

‫دی. دبلیو. گریفیث، فرانک بورزیگی، کینگ ویدور

‫...رهبران ارکستر بودند

‫آنها سمفونی های بصری را رهبری میکردن

‫... که ویدور به آن "موسیقی صامت" میگفت

‫با آمدن صدا به هالیوود آن موسیقی از بین رفت

‫ولی میراث دوران صامت قابل توجه بود

‫فیلمهای آمریکایی به بلوغ رسیده بودن و تبدیل به هنر ماهرانه ای شدن

‫حرکتهای حساب شده دوربین ‫نماهای طولانی

‫... ژرف گرایی، نورپردازیهای تاثیرگذار و تکنیک هایی دیگر

‫در اواخر دهه بیست ‫هیجان انگیزترین تجربیات

‫در استودیوی فاکس صورت میگرفت

‫جایی که به استاد آلمانی فریدریش مورنائو

‫... بخاطر فیلمهای قدرتمند اروپاییش آزادی عمل داده شد

‫فیلم اون، "طلوع" ‫تبدیل به گرانترین فیلم هنری شد

‫... که در هالیوود ساخته شده بود

‫مورنائو بیشتر از اینکه به داستان بپردازد ‫به تصورات ذهنی پرداخت

‫... چشم اندازی از ذهن

...‫اون میخواست امیال شخصیتها رو

‫... بوسیله نور و سایه رنگ آمیزی کنه

‫اینگونه بود که دختر شهری آشفته حال دهقان ساده را وسوسه کرد

‫... با تصوراتی سحرانگیز

‫ازش میخواست همه چیز رو ترک کنه

‫زمینش، همسرش، فرزندش

‫آرامش و معصومیت زندگی روستایی

‫اون زن اغواگر افکار پلیدی را در ذهن دهقان کاشت

‫مورنائو طلوع را "داستان دو انسان" نامید

‫این آواز مرد و همسرش مختص مکان خاصی نیست

‫ممکنه اونو هرجا و هر زمانی بشنوین

‫اونا اسم ندارن...

‫... ولی شما تمام افکار ‫و احساسات آنها را تجربه میکنین

‫او در کفشهای ادموند ابراین بازیگر حدود ده کیلو سرب گذاشت

‫.. تا حضور تهدید آمیزتری داشته باشه

‫در هالیوود به مورنائو ‫لقب "کارگردان ذهنی" رو داده بودن

‫چون از بازیگراش میخواست کاملا ذهن خود را...

‫...با ذهن شخصیتها یکی کنند

‫اون میگفت من با بازیگرا در مورد اینکه ‫به چی فکر کنن حرف میزنم

‫...نه اینکه چیکار باید بکنن

‫مورنائو میگفت، دوربین برای کارگردان نقش مداد طراحی رو داره

‫باید تا حد ممکن تحرک داشته باشه

‫... تا تمام موقعیتهای زودگذر رو ثبت کنه

‫باید از جایی به جایی دیگر در حال حرکت باشه ‫و به تمام جزییات واقف باشه

‫در اواخر گردش ‫زوج جدا افتاده دوباره بهم پیوستن

A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for A Personal Journey with Martin Scorsese Through American Movies

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left