لومړۍ 102 کرښې.
هنوز موندم من برای چی باید اعدام بشم
!تقصیر توئه
!نمیخوام از طرز زندگیم پشیمون بشم
ولی وقتی کسی که نجاتش دادی در آینده کسی رو بکشه میخوای چی کار کنی؟
موقع مرگت، باید اطرافت پُر از آدم باشه
تصمیم گرفته شده که مخفیانه اعدام بشی
خودم تصمیم گرفتم که چطور میخوام بمیرم
یعنی مردم من و مادرم رو !با اون قلبها نفرین کردن
مرگ مناسب چیه؟
...ارزش زندگی مبهم میشه
دیگه حتی ارزش چیزایی که بهشون اهمیت میدادم رو درک نمیکنم
و این منو میترسونه
!تقصیر توئه
موقع مرگت، باید اطرافت پُر از آدم باشه
به بقیه کمک کن
گمونم الان نمیتونم بمیرم
برای همین حتی یه بارم نشده که از نجات دادنت پشیمون شده باشم
ما همدستیم
...من دیگه
شکست نمیخورم
پس برنده میشم
...اون دنیا
از برادرام عذرخواهی کن
تو قوی هستی، پس بقیه رو نجات بده
آمادهای که شاهدش باشی، ایتادوری کون؟
.مردم میمیرن راهی برای متوقف کردنش نیست
برای همین ازشون خواستم حداقل مرگ مناسبی داشته باشن
وقتی تو هم با یه نفرین کشته شدی میخوای پدربزرگت رو سرزنش کنی؟
که موقع مرگم کلی آدم مراقبم باشن...
ولی برای زندگیهایی که امشب گرفتم اشک ریخته میشه
!مردم میمیرن چون تو زندهای
قسمت چهل و دوم درست و غلط
جوجوتسو کایزن حادثه شیبویا
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
ترجمه و تنظیم از: مهســـــــا .:: m@hsa ::.
...مالزی
...آره
...مالزی
کوانتان خوبه
توی ساحل دنج یه خونه میسازم
یه کوه کتاب هم دارم که خریدم و ورقشون هم نزدم
اونا رو صفحه به صفحه میخونم
تمام زمانی که از دست دادم رو پس میگیرم
نه
...الان، میرم فوشیگورو کون رو نجات میدم
و ماکی سان؟
نائوبیتو سان چی؟
چی سر اون دو نفر اومد؟
خستهام
خسته شدم
آره، خستهام
هر کاری میتونستم کردم
تو اینجایی؟
تمام مدت اینجا بودم
تو اینجایی؟
تمام مدت اینجا بودم
میشه چند لحظه صحبت کنیم؟
هر چی نباشه، من و تو چندین بار با هم حرف زدیم
هایبارا، امید داشتم که آخرش به چی برسم؟
فرار کردم
فرار کردم، و با این وجود به دلیلی مبهم مثل کاری که ارزشش رو داره برگشتم
نمیتونم
اشتباهه
نمیتونم، هایبارا
نمیتونم اینو به زبون بیارم
فقط یه نفرین برای اون میشه
...نانامین
نباید این کارو کنم
...من
ایتادوری کون
از این به بعدش با تو
...چی
...چی شد
تو چه غلطی کردی، ماهیتو؟
!لازم نیست داد بزنی !صداتو میشنوم
!ایتادوری یوجی
!نجاتم بده
!نجاتم بده
!نجاتم بده
!کثرت روح
!دفع جسم
اگه یکم قدرت بیشتری استفاده کرده بودم
میتونستم سرت رو قطع کنم
...تو چطور میتونی
با زندگی این همه آدم
!بارها و بارها بازی کنی؟
اگه با پشیمونی هر کدوم رو با انگشتهام بشمارم، راضی میشی؟
از بعدی شروع به شمارش میکنم
چون پسر سادهای هستی جواب سادهای بهت میدم
ایتادوری یوجی
!کمکم کن
تو خود منی
!هان؟
سر هر چیزی قاطی نکن
فقط مزخرفات یه نفرینه، نه؟
...هرچند
تا وقتی که نخوای قبولش کنی
نمیتونی منو شکست بدی
...زبون به دهن نمیگیری
زیادی حرف میزنی
اینها وصیت قبل مرگت بود؟
از این به بعدش با تو
No comments yet. Be the first to leave one.