Hotel Del Luna

Hotel Del Luna (호텔 델루나)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

호텔 델루나🌛👻Hotel Del Luna S01E14 OpusSub
د لخوا تبصره m@hsa
🌜 (Opus-Sub Team) 🌛m@hsa

تګونه

other
په خپور شو: 2019-08-26
ډاونلوډونه: 41
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ارائه‌ای دیگر از تیم ترجمه Opus - SuB

«قسمت چهاردهم»

دست نگه دارین

دارین چی کار می‌کنین؟

اینا وسایل اون افرادیه که اعدام شدن

...بهمون گفتن هرچی قابل استفاده‌ست نگه داریم

باقی وسایل رو بسوزونیم

وسایل مُرده ها رو نسوزونید

میخوام همه‌شون رو جمع کنین

...اینا رو به بازمانده‌هاشون بدین

که بتونن ازش در مراسم ترحیم استفاده کنن

یه لحظه صبر کن

می‌کشمت

...به هر قیمتی که شده

می‌کشمت

ترجمه‌ی زیرنویس از ..::..Opus Sub TeaM..::..

ما را در تلگرام دنبال کنید @OpusSub

!کو چانسونگ

ترسیدم دیگه برنگردی

...تو

کی هستی؟

!مدیر کو

مدیر کو - مدیر کو -

!مدیر کو

خدا رو شکر که حالتون خوبه

نگران‌تون شده بودیم

بدجوری ترسوندیم

رئیس جانگ، حتما خیلی جا خوردین

حالت خوب نیست؟

نه، خوبم

من حالم خوبه انگار خیلی نگران شدین

انگار رئیس جانگ خیلی عصبانی شده

احتمالا از اینکه اینطوری سراسیمه تا اینجا دویده شرمنده شده

به هر حال، خوشحالم که تونستی به سلامت راه برگشت رو پیدا کنی

...این

آخرین دیدار ماست

اون مرد کیه؟

چرا؟ فکر میکنی ممکنه تو باشی؟

گمونم احتمالش هست که من باشم

...فهمیدم ممکنه چیزی که دیدم

خاطراتی از زندگی گذشته‌ام باشه

در نهایت، کو چانسونگ اون رو پیشت میاره

امکان نداره

کو چانسونگ اون آدم باشه

....در نهایت فقط به خاطر این بارقه‌ی نور سبز رنگ

...مانوول

بدجوری آشفته میشه

...تو هم

...چون مجبور شدی از دنیای پس از مرگ برگردی

خیلی ضعیف شدی

دیگه نورت داره خاموش میشه

این شراب دنیای انسان‌هاست

...چیزی نمونده بود از دروازه‌ی مرگ عبور کنی

پس زودتر باید یه نوشیدنی که متعلق به این دنیا باشه رو بنوشی

ممنونم

واقعا خدا رو شکر که گم نشدی و راهت رو پیدا کردی

....بله، شنیده بودم

...که سرعت گذشت زمان با اینجا متفاوته

و ممکنه خاطراتم رو از دست بدم

بعضی مردم فکر میکنن فقط برای ...یه مدت کوتاه رفتن

ولی در واقع 30 سال گذشته

این داستان‌ها واقعیه، افسانه نیست

....از فرشته‌ی مرگ شنیدم که

یکی تو راه برگشت به این دنیا خاطرات زندگی گذشته‌اش رو به خاطر آورده

که باعث شده زندگیش کاملا نابود بشه

خاطرات زندگی گذشته‌اش رو به خاطر آورده؟ - ...تو مدتی که رفته بودین -

هیچ چیز عجیبی ندیدین؟

گمونم دیدم یه چیزی تو تاریکی می‌درخشید

که اینطور - اون چی بوده؟ -

ما چون تا حالا اونجا نرفتیم چیزی نمیدونیم

انگار تو که زنده‌ای، زودتر از ما که مُردیم دروازه‌ی مرگ رو دیدی

راستی، چطور تونستی سریع برگردی؟

شنیدم کار راحتی نیست

راستش، هیچی یادم نمیاد

وقتی به خودم اومدم، دیدم خارج شدم

حتما خاطراتت رو از دست دادی بیا، زودتر مشروب بنوش

رئیس جانگ

فکر کردم اون بچه سوار ماشین به مقصد اون دنیا شده

وقتی سعی داشتم متوقفش کنم به اونجا کشیده شدم

بچه و من هر دو حالمون خوبه پس عصبانی نباشید

واقعا حالم خوبه

تو فقط کو چانسونگ ای

...هنوزم

خواب منو می‌بینی؟

...نه، از اون باری که یه رویای خیلی طولانی دیدم

دیگه خواب شما رو ندیدم

پس چیز دیگه‌ای دیدی؟

...بهتون نگفتم

چون نمی‌دونستم رویای صادقه‌ست یا فقط تصوراته خودمه

ولی اون مَرد رو دیدم

همون مردی که اسمش چونگ‌میونگ بود

...اون تنهایی کنار دریاچه

منتظر شما بود

...تو دستش یه گل‌سر بود که

نشان شما روش حک شده بود

...احیانا

همچین هدیه‌ای گرفتین؟

نه

...اگه فقط خاطرات شما رو نمی‌بینم

پس این خواب چی بوده؟

...اون اوایل، بهم گفتی ممکنه تو خواب داری

گذشته‌ای که فراموش کردی رو می‌بینی

ولی شما گفتین، امکان نداره اینطور باشه

درسته

امکان نداره

...هنوز از اینکه

سونگ‌هوا و یون‌وو باهم قرار میذارن، دلواپس ـید؟

می‌ترسی اون مَرد هم اینطوری برگرده؟

من مثل اونا نیستم

...اونا

...درسته. این اتفاقات تو زندگی قبلی‌شون افتاده

پس غیر ممکن نیست که باهم باشن

اما من، هنوز تو همون زندگی هستم

...وقتی یون‌وو رو در کنار اون زن می‌بینم

افکار احمقانه و عجیبی به سرم میزنه

بابا - !یون، یون -

تو ایستگاه اتوبوس خوابش بُرده بود

چون تب داشت، آوردیمش بیمارستان

داریو تب‌بُر خورد، واسه همین الان تبش پایین اومده

خیلی ازت ممنونم

یون کجا رفته بودی؟

سوار اتوبوس شدم و رفتم هتل

حتما خواب دیده

رفتم اونجا که مامان رو ببینم ولی گفتن مامان اونجا نیست

...وقتی یکم دیگه بزرگ بشی

بهت میگم مامان کجا رفته، و چرا رفته

اون موقع همه چی رو بهت میگم، باشه؟

باشه

معذرت میخوام

اگه دیرتر بفهمه، کمتر ناراحت میشه؟

می‌فهمه دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه ببینش

....یونا میدونه که تو قصد داری

با خواهرت به اون دنیا بری؟

یونا

...میدونی - ...هی، اگه الان برگردی -

رئیس جانگ از دستت عصبانی میشه پس بیا یکم باهم بگردیم

...خب - ...فهمیدم که -

اگه دیرتر اونجا آفتابی بشی کمتر سرزنشت میکنن

همینجا منتظر بمون میرم دستشویی و برمیگردم

باید امروز بهش بگم

خانم، می‌خواین به این آهنگ گوش کنین؟

این آهنگ پیانو رو دوست دارین؟

...خب

آره

...خواهر دوستم

یعنی، گمونم شما شبیه مادربزرگ دوستم هستین

می‌تونم درحین گوش دادن به این آهنگ ازتون فیلم بگیرم که به دوستم نشون بدم؟

بله

ممنونم

...میگم... شما اسم

برادرتون رو خاطرتون هست؟

بله

...اسم برادر من

جی هیون‌جونگ ـه

داداش هیون‌جونگ رو یادت میاد؟

آره

سلام دختر جون، کاری داشتی؟

هیون‌جونگ

بله، هیون‌می

داری آهنگ گوش میدی؟

که اینطور

...آقا، شما همون جی هیون‌جونگ

موسس این بیمارستان هستین؟

آره. تو باید دختر آقای کیم باشی که چند وقت پیش اینجا بستری شده بودی

...ولی شما

...برادر

این خانم هستین؟

درسته. چطور؟

...اما برادرش، جی هیون‌جونگ

خیلی وقت پیش مُرده

چی؟

برادر؟ برادر؟

کجایی؟ - بله؟ همینجام -

وای

...یه نفر هست که خبر داره

جی هیون‌جونگ مُرده

بهت گفته بودم سراغ هیون‌می نری

اون مرد باعث مرگت شده؟

...اون هرچی داشتی ازت گرفته و

داره با اسم تو زندگی میکنه؟

سرت به کار خودت باشه - پس واسه همینه که نمیتونی بری -

چون نمیتونی تحمل کنی که به اسم تو داره راحت و آسوده زندگیش رو میکنه

فقط ولش کن - چطور میتونم ولش کنم؟ -

اون زندگی تو رو دزدیده

چه اهمیتی داره؟ من که دیگه مُردم

خودتم داری جای یکی دیگه زندگی میکنی

درسته

منم زندگی یکی دیگه رو دزدیدم

دارم حرف بی‌خود میزنم

یونا، منظورم این نبود

دیگه دخالت نمیکنم

سانچز، اوضاع روبه‌راهه؟

آره - این سروصدا ها دیگه چیه؟

کسی اونجاست؟

...دیشب پای کارآگاه پارک ورم کرده بود

همین میرا گفت تو اتاق تو بخوابه

به‌نظر من که حالش خیلی هم خوبه ...ولی میرا همش میگه

کسی که زخمی شده باید درست و حسابی غذا بخوره

...سر میز غذا بودیم که

رفقای کارآگاه پارک هم چون روز تعطیلشونه پا شدن اومدن اینجا

More Farsi Persian subtitles for Hotel Del Luna

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left