لومړۍ 200 کرښې.
::::::::: آيـــ(میم عزیز)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
اوپا بیدار شدی؟
...میگم، تو... دیروز
هیچی، ولش کن
برو بالا بقیه دارن رامن میخورن
باشه
دیشب چه غلطی کردم؟
جو آه، انگار مستیت پریده
دیشبو یادت میاد؟
هی
دیشب اشتباهی ازم سر زد؟
نکنه باز همون حرکت "رستوران پاره وقت" رو انجام دادم؟
یادت نیست؟- نه-
به گمونم از هوش رفتم
چی یادته؟
من؟
بازی'' دوستت دارم'' رو یادمه
اونجا که رفته بودیم بیرون چطور؟
یادت نمیاد؟
بیرون؟
بیرون چیکار میکردم؟
آخرین چیزی که یادمه اینه که توی همین اتاق بودم
وایسا ببینم، چطور سر از اتاقم درآوردم؟
...چیکار کردم؟ خودمم موندم
...میخوام بدونم
چیکار میکنی؟
گفتم چیکار میکنی؟
...موهاتون شبیه همه
بخدا فکر کردم تویی
ببخشید، فکر کردم جی مینی
حتماً مسته، من به جاش معذرت میخوام
باشه
!جی مین
خیلی خب، امیدوارم خستگی از تن همتون در رفته باشه
به لطف شما خیلی بهمون خوش گذشت
غذا هم خیلی خوشمزه بود
اونقدر هم واستون تدارک ندیدیم، ممنونم از لطفتون
به محض اینکه سالم رسیدین بهمون خبر بدین، خب؟
چشم
خب من رفتم، برگشتم بهت زنگ میزنم
خدافظ- ممنونم-
مادرجان، پدرجان خدافظ- سوار شین-
هی
دوست دخترتم بینشونه؟
خب، ممکنه به زودی یکیشون بشه
اونو از همه بیشتر میپسندم، همون مو قرمزه
ها؟؟
چی میگی؟- چرا؟-
خوشگله، خوش رفتارم هست
جدی خیلی باهاش حال کردم
بیخیال، برگشتم بهت زنگ میزنم
برید به سلامت- ...امان از دست این بزمجه-
جو آه، اگه خوابت میاد میتونی یکم چُرت بزنی
امروز اصلاً خوابم نمیاد
تا وقتی برسیم چشم رو هم نمیذارم
چه دامپیلینگ خوشگلی
!وای یاخدا
واقعا مون جونو ماچ کردم؟
جو آه، وقتی برگشتی دانشگاه چیکار میکنی؟
جان؟ من؟
...خب
هیچکاری نمیکنم
چرا؟
میخوای باهام فیلم ببینی؟
چی؟
آره خب
بریم، میام
پس بلیط رزرو میکنم
از چه ژانری خوشت میاد؟
گفته بودی فیلمای مارول رو دوست داری
تقريباً همه ژانری خوشم میاد
تنها فیلم دیدنو دوست داری؟
یا دوست داری با کسی ببینی؟
سونبه داره ازم سوال میپرسه
قبلاً فقط من ازش سوال میپرسیدم
وقتی حرف از سریال و فیلم میشه
دلم میخواد حین تماشاشون حرف بزنم
وقتی داری فیلم میبینی دلت میخواد چیزی بخوری؟
!معلومه! پاپ کرن و نوشابه
پس هردو رو میخوریم
حتماً، عالیه
هیونگ، ماشین کرایه ای رو پس میدم
حتماً بخاطر رانندگی خسته شدی
نه بابا، مشکلی نیست
خودم میرونم، کار را که کرد آنکه تمام کرد
باشه پس، به لطف وجودت خیلی خوش گذشت
دمت گرم
به من بیشتر خوش گذشت اتفاقاً من باید ازتون ممنون باشم که دعوتم کردین
همگی برید استراحت کنین- باشه-
جو آه، بعداً میبینمت
بهت زنگ میزنم
باشه
به سلامت هیونگ- قربانت-
با احتیاط برون
چا مینهو، میخوای بری فروشگاه؟
حالم زیاد میزون نیست، میخوام یه چیزی بخرم بهتر شم
نه
باید باهم حرف بزنیم
رو سا، فردا بهت زنگ میزنم
باشه
دیشب زیادی مست بودم
همه جا دنبالت گشتم
و اونم مدل موهاش و عطرش شبیه تو بود
بازم، چطور تونستی دوست دخترتو تشخیص ندی؟
من حتی از پشت سر هم میتونم تشخیصت بدم
اگه مست نبودم که قطعاً میتونستم بشناسمت
...ولی دیشب
ولش کن
از ناراحتی و عذاب وجدان دارم خل میشم
چطور تونستم همچین اشتباهی بکنم
دیگه از این بعد حواستو جمع کن
از رو سا هم معذرت خواهی کن
حتماً
دیگه تکرار نمیشه
اصلاً دیگه تا حدی مشروب میخورم که مست نشم
خیلی خب
این یه بارو چشم پوشی میکنم
ممنونم
و معذرت میخوام
امروزم تکلیف داری؟- آره-
میرم موهامو بشورم بعدش با وسایلم میرم آزمایشگاه
ببخشید
تو راه آزمایشگاهم
میشه برگه تقلبی که دفعه پیش بهت دادمو بهم برگردونی؟
میتونم فردا بهت بدمش؟
الآن دارم میرم آزمایشگاه
آخه سونبه بهم قرضش داد، گفت تا فردا براش ببرم
تموم شبو بیدار میمونم تا مرورش کنم
چرا اینکارو باهام میکنی؟
میپرسی چرا؟
اونوقت چرا خودت اینکارو در حقم کردی؟
بعد از چندروز که باهام قرار گذاشتی محل سگ بهم ندادی
اون کجاش قرار گذاشتن بود؟
فقط دنبالم راه افتادی چون ازم خوشت میومد
...اینکارا رو میکنی
!چون هم اون موقع هم الآن پَسِت زدم
خواهشاً دست از اذیت کردنم بردار
و پست سورابو پاک کن
اونی که اول نخ داد و لاس میزد کی بود؟
!کِی اینکارو کردم؟
...رو سا
اگه دوباره بهم برگردی پُسته رو پاک میکنم
میتونی طی رابطمون ثابت کنی
که هرز نمیپری
و فقط با یک نفر رابطه داری
به هرحال حرفمو باور نمیکنی
هرکار میخوای بکن
هی
باید مسئولیتشو بپذیری چون خودت اغفالم کردی
خیال کردی دست روی دست میذارم و هیچ کاری نمیکنم؟
بازم برمیگردم
اگه نمیخوای مجبور بشی باز مرخصی بگیری عاقلانه فکر کن. فهمیدی؟
برگه ها رو جلوی خونت میذارم
...برگه ها
...من
...خیلی ترسیدم
آخه یه مرد عجیب غریب دنبالم میکنه
...میشه یه کم
پیشم بمونی؟
،سال اولم
با تهجین سونبه تو یه کلاس بودم
بهش اعتماد داشتم و باهاش وقت میگذروندم
چون خیلی خوب ازم مراقب میکرد
با هم کلاس میرفتیم
و چند بار با هم غذا خوردیم
اما یهو بهم اعتراف کرد
که دوستم دارم
من با احتیاط ردش کردم
...اما اون
بعدش شایعات عجیبی درموردم پخش کرد
اون شایعات به حدی بد بودن که نمیتونم اونا رو بلند به زبون بیارم
به خاطر اون شایعات ظالمانه
با بدبختی میرفتم دانشگاه
...پس
رشتهمو تغییر دادم تا ازش فرار کنم
همکلاسیهام که تا دیروزش با من دوستانه رفتار میکردن و باهام میخندیدن
یه دفعه نگاهشون به من عجیب شد
خیلی احساس ترس و زجر داشتم
...فکر نمیکنی
اونا چون از سونبه میترسیدن ازت دوری میکردن؟
احتمالا اصلا اون شایعات رو باور نکردن
فکر نکنم از این زاویه درموردش فکر کرده باشم
ممنون
...اگر کسی اون موقع بهم میگفت
واقعا خوب میشد
من هنوز نتونستم به جیمین بگم
درمورد چیزایی که تجربه کردم
،ممکنه از اینکه اول به تو گفتم دلخور بشه
پس لطفا تا وقتی بهش میگم اینو یه راز نگه دار
در مورد اتفاقی که امروز افتاد هم همین طور
باشه
چه زود خورشید غروب کرد
آره
گریه کردنت تموم شد، درسته؟
به لطف تو، الان خوبم
برای امروز خیلی ممنونم
...خب
میدونی وقتی بعد گریه بخندی چی میشه، درسته؟
چی؟ از این جوکام بلدی بگی؟
باید برم
No comments yet. Be the first to leave one.