لومړۍ 199 کرښې.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
(کارکنان در فیلمبرداری این سریال ایمنی حیوانات را تضمین کردند)
::::::::: آيــــ(قسمت پنجم)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...رئیس آی ام دیفنس چا هوچول، کسی که
...به اتهام افشای اسرار نظامی و اختلاس مورد بازجویی قرار گرفت
در تصادف رانندگی از دنیا رفت
یکی از بستگان در صندلی مسافر درحال حاضر بیهوش است
در همین حال، به علت فوت رئیس
سلام عمه- پرونده بسته میشود-
چی، آره آره، به موقع غذا میخورم- حالا که رئیس چا مرده-
پرونده ای برای پیگرد قانونی وجود ندارد
تصمیم گرفتیم که پرونده رو ببندیم
خطاب به رئیس فقید چا هو چول
و خودم که باید بدون رسیدن به حقیقت پرونده را ببندم
این خیلی مایه تاسفه
امیدواریم که روحشون در آرامش باشه
از ته قلبمون امیدواریم
بعد از مرگ رئیس چا هو چول
آی ام دیفنس تحت مدیریتی تحت قانون قرار گرفت
و فقط بعد از یک ماه خریداری شد
...پس از یک دوره دو هفته ای بررسی
تو من رو به این جایگاه رسوندی آقای یونگ
این چیزی بود که میخواستین
بالاخره میتونم احساس آرامش کنم
تو نقش بزرگی داشتی و منم باید بر اساسش بهت پاداش بدم
قصد دارم آی ام رو توی راه اندازی یه شرکت حقوقی سرمایه گذاری کنم
یه شرکت حقوقی که در لباس های نظامی تخصص داره
تو ادارش میکنی
ممنونم ژنرال
نو ته نام فقط زمانی میتونه بعنوان رئیس آی ام عمل کنه که برای سربازی اقدام کنه
منظورتون تا زمانی که به ارتش محلق شه، درسته؟
تا وقتی که این اتفاق بیفته، چشم ازش برندار
بله حتما، نگران نباشید
درواقع، مشکل اصلی اتفاق بعدی هست که قراره بیفته
وقتی که نوته نام برای سربازی اقدام کنه
یکی دیگه باید اینجا بشینه
تا زمانی که این یونیفرم تن منه
نمیتونم توی این جایگاه باشم
پس کسی رو نیاز دارم که بتونه به جای من آی ام رو اداره کنه
نظرت چیه؟
میتونم بهت اعتماد کنم؟
اگه کسی قرار باشه بر من مسلط شه
اون شخص فقط شمایید
صادقانه در خدمتتون هستم
!دکتر
تو مایه ننگ ارتش کره هستی عوضی
مراقب باشین چی میگین خانم
...تو چطور
وقتی از اینجا برم بیرون یه غیرنظامی ام
زیر دست شما نیستم
فرمانده دو، شما ارتش رو ترک نمیکنین
کنارم میایستید و همراهم میجنگید
چون این سرنوشت شماست
منتظرم تا از فراموشی
دربیاین
رئیس نو بدون مشکل برای سربازی اقدام کردن
تنها چیزی که باقی مونده محاکمه شه
نگران نباشین خانم
یعنی میگی میتونم دخالتی نکنم؟
بله خانم
حتما یه نقشه ی تر تمیز داری
خوبه
درمورد اون دادستان نظامی
دو به مان منظورتونه؟
مثل موی دماغ میمونه
نمیدونم چرا ولی حس بدی نسبت بهش دارم
اون همون سگ شکاری ایه که توی ارتش ول کردم
تا کارارو راحت تر انجام بدم
ولی مزه پول رفت زیر زبونش و از دستم در رفت
توی دوران خدمتش توی ارتش کلی از شرکت های حقوقی رو جذب خودش کرد
...ولی موضوع اینکه
به زودی به فاضلابی که ازش اومده بود برمیگرده
چون این سرنوشت اونه
خبر ترخیصتون رو به فرمانده لشکر دادید؟
...بلایی که سر پدر مادرم اومد
تصادف رانندگی عجیبی نبود
بلکه یک قتل با برنامه ریزی دقیق بود
این چیزی بود که فراموش کردم؟
خیلی منتظر موندم تا اینو ازم بپرسین
تمام خاطراتتون رو به یاد میارین؟
مقصر رو یادتون هست؟
...انگشت اشاره قطع شده
یک زن سرباز
اون سرباز نو هوا یونگه
...اگه حق با تو باشه اون زن همونه
و اون باعث تصادف بود تا پدر و مادرم رو به قتل برسونه
چرا زندگیم رو نجات داد؟
چون شما بهانه اون هستید مدرکی که نشون میده اون توی جرم دستی نداشته
چون یه مقصر نمیتونست یه بچه رو نجات بده
پدرم فوت کرد و من فقط از تصاف جون سالم به در بردم
یک هفته بعدش به هوش اومدم
!بابا
خوشبخت بودم که از تصادف جون سالم به در بردم
این این یه معجزه بی رحمانه بود
...از وقتی فهمیدم که
اونها پدرم رو کشتن و شبیه یه تصادف جلوه اش دادن
یه آب خوش از گلوم پایین نرفته
سه سال طول کشید تا قدرت بدنی ام رو بدست بیارم
...دو سال درس خوندم
...تا بتونم در آینده
دادستان نظامی شم
غافل از اینکه کسی که توی سرنوشت من شریک بود
بین اونا بود
شما، دوبه مان
و یه سال طول کشید تا خودم رو به تو نشون بدم
شیش سال برای این لحظه صبر کردم
به کمکتون نیاز دارم
مطمئنم شماهم به من نیاز دارید
چا وو این، حقیقت تا حالا چند بار کمکت کرده؟
ببخشید؟- اینطور به نظر میرسه که...-
باور داری هرچی میگی حقیقت مطلقه
من حتی یادم نیست پدر مادرم چه شکلی ان
همه ی این مدت اینجوری گذشت- فرمانده دو-
اما شما شش سال گذشته رو صرف نقشه انتقام خودتون کردید
پس معلومه که هنوز توی ذهنتون تازه ست
من توی یه گذشته ی مبهم نمیمونم
آقای دو؟
اوه، بله
مشکلی پیش اومده؟
البته که نه لطفا ادامه بدین
شما عملکرد خوبی به عنوان دادستان نظامی داشتین
...حتی دادستان های غیرنظامی هم نمی تونستن
اون سرباز نازپرورده رو زندانی کنن
فقط همین نیست
شما تنها دادستان در کل ارتش هستین که
میزان محکوم کردنش بالای ۹۰ درصده
خدای من
توی دفتر حقوقی ما
... شاید بتونی به میزان ۱۰۰درصد نرخ تبرئه برسی
چطور به عنوان شریک تجاری با ما کار کنی؟
حقوق به اندازه یه وکیل با سابقه ۲۵ ساله خوبه؟
این یه پیشنهاد بی سابقه تو کار ماست
البته.تا حالا این پیشنهادو به کس دیگه ای نکرده بودیم
...نظرت چیه که
...اینجا توی دفتر حقوقی ما
یه آینده ی موفق بسازیم؟
آینده؟
من پیشنهادتونو قبول میکنم
پس امیدوارم خوب باهم کنار بیایم
با دو به مان در تماس نبودی؟
منظورم بعد از اون اتفاقه
نه
دیدی؟
من میدونستم حقیقت درباره تصادف پدر و مادرش
باعث نمیشه بیاد طرف ما
دو به مان پول رو به انتقام ترجیح داد
همینطور آیندشو به گذشته
اون هنوز تصمیمشو نگرفته
اون باید همه خاطراتشو به یاد بیاره
...اما الان
الان چی
گیج شده
اون داشته برای یونگ مون گو کار میکرده
که یعنی برای نو هوا یونگ کار میکرده
...چطور میتونه با دونستن این قضیه که داوطلبانه
داشته برای زنی کار میکرده که خانوادشو کشتن کنار بیاد؟
اونو ولش کن.از برنامه ما حذفش کن
نه این چیزیو تغییر نمیده
اون چاره ای جز این که بیاد طرف من نداره
هیچ انتخابی نداره؟
کوه های بلند، دره های عمیق
طبیعت ویران
تا خط مقدم برفی
ما میریم
...روح های جوانی که گرفته شدن
وزیر لی
رییس جمهور هنوز امضاش نکرده
خیلی زوده
پیشاپیش تبریک میگم
عجیبه مگه نه؟
باورم نمیشه این موقعیتو به من دادن
اما تبریک شنیدن از تو واقعیش میکنه
هنوز هم هر روز با سربازات میدویی؟
این دقیقا کاریه که دارم میکنم
حالا که فرمانده لشکری میتونی چند روزو بیخیالش بشی
به فکر مردای پشت سرتم باش
بقیه حرفا رو بیاین موقع نوشیدنی امشب بزنیم
فکر خوبیه
پروژه داره قدمای اولشو برمیداره
با تامین مالی مجتمع گردشگری
شهر از پروژه حمایت و کمک خواهد کرد تا بخش های وابسته
با هم همکاری کنن
اگه این پروژه طبق برنامه پیش بره
یک هتل ۱۷۲ متری که به صورت واحدی به فروش خواهد رسید
آسمان هیونگ چئونگ را نقاشی خواهد کرد
خبر بعدی
...کمیته دفاع ملی تصمیم گرفت این گزارش را تصویب کند
که در جلسه تایید برای
وزیر دفاع ملی لی جه شیک نوشته شد
انتظار میرفت که مداخلهاش با آی اِم دیفِنس چالش برانگیز باشد
اما شایعه شده که اسم او پاک شده است
احساس بدی داشتم از اینکه شنیدم نو ته نام اونم دقیقا چند روز بعد از دستگیری
ثبت نام کرد
... شما نمیدونین من چقد متشکرم
که انقدر سریع پرونده رو قبول کردین
اون سعی کرد یه کامیون بزرگو دور بزنه
اما گیر یه کوچیکش افتاد
همدستش الن
اون درباره ثبت نام نو ته نام فهمید
No comments yet. Be the first to leave one.