لومړۍ 200 کرښې.
یه سری دلایل است
که فراتر از آن چیزیست که هر کس در زندگی میتواند بداند
دلایلی که فقط صرف اینکه ما میخواهیم ، توضیح داده نمیشوند
اما در جریانِ آنها ، نیکی جریان دارد
علیرغم اشک هایی که یک عمر جاری میشوند
فراتر از درد
فراتر از رنج
سعادت ابدی برایمان کسب شدنیست
نبردی در جریان است
با اهریمنـانِ بطنمان
برای فرمانروایی بر طینتمان
که عشق در را میگشاید
و با همه ی رویاهای غم انگیزت
و اندوهِ به فراموشی سپرده شده ات
وداع کن
مایکل ، زود باش -
زود باش ، پاشو
پاشو پسر ، بیا ببرمت خونه
ولم کن -
زود باش مایکل ، میان میگیرنِت -
پاشو بریم
نه -
! نــه
یک ســال پیش
امشب از پاریس میاد -
اعزام میشه ؟ - سه ماه -
استخدام شده برای نویسندگی . عه ، همینجاست
خوش اومدی ، مایکل فیورِلیِ جوان
برای چی جناب ؟ چی همچین
نویسنده ی پرآوازه ای که شما باشیُ به این مکان حقیر کشونده ؟
قطعاً تو نه ، جانِ جذاب
ولی شاید این قرص کامل ماه ، این شبِ عجیبِ اغواکننده
به هر حال ، من اینجام
بله که هستی ، بله که هستی -
همهچی همونجوری خوبه که میبینم ؟
همونجوری که میتونه باشه
و تو ، چه قصه هایی داری برای گفتن ؟
از زندگی ، از عشق ، راسته یا دروغ ؟ -
چی بگم ؟
خبرِ جدیدی نیس ، ولی بیا ، تویی که تازه برگشتی
پس یکم از چرب زبونیای شبونهت برام بگو
حتی اگه اینجوریَم بود ، متاسفانه باید بگم که ، نه
من تو یه انفرادی حبس شده بودم
خیله خب ، یه کلبه ی پاریسی ، مینوشتمُ مینوشتم
بی صبرانه منتظر بودم که برگردم
جدی ؟ -
ولی زاده شدن ، پاریس ، فکر کردم بهشون
شهرِ موسیقیُ عشقه
پاریس دوست داشتنیه ، قطعاً آره -
... فقط ای کاش بیشتر زمان داشتم که
جانِ عزیز
چه نورِ پر حرارتِ پر تبُ تابی میبینم
نورِ درخشانِ خیره کنندهش تا پوستُ جونمو روشن کرده
این زیبای پر طراوت ، میدرخشه
اُ ، مایکل ، چشماتو باز کن ، این بانوی جوان - هر جوری که باشه
فقط با این شورُ هیجانت داری خودتو گول میزنی
برای بدبینی خیلی دیر شده اما -
به نشونه ی حسن نیتی که بهم داری ، برام آرزوی موفقیت کن
چه گیرایی ای از این پوستِ بورِ روشن می تابه
و هر حسیُ بیدار میکنه ، ولی الان چیزی که
تو قلبم اتفاق افتاده ، فقط عشق تو میتونه تقاضاش کنه
پسرِ جَوونِ شیرین زبون -
که چشماش اینقـدر مشتاقانه چیزی که میبینه رو میبلعه
و اون کلماتی که حتماً به نرمیِ ابریشم َن
ولی همیشه تو نبرد شکست خوردهن
چی میخوای از من ؟
فقط اینکه به اون چیزی که قلبم باور داره - قسم یاد کنم
، با دیدن روحت ، اینقدر درخشانُ پاک
حتماً یه جرقه ی درونیه
که تنها از درونِ چشمای دلنشین
و پوست صافُ روشنِ یه فرشته ، فریاد میزنن
دیگه صحبت نکن ، حداقل الان -
این کلماتِ به نرمیِ ابریشم ، دنباله روی
افکارِ با محبتِ در هم تنیدهس که تو قلبم نفوذ کرده
به افکارِ مبهم تو ذهنم روح می بخشه
همراه با تپش قلبم در عین حال که عجیبه
خواهش میکنم ، بازم حرف بزن
آرومُ با طمانینه قلبمُ شفا میده
قلبم لبانم رو هدایت میکنه
، میشه که با تو ، فرشته ی زیبای نورانی صحبت کنن
ولی بیا ، بیا همین الان بریم
یه جایی زیر همین مهتابِ دلنشین
آدمِ عادی ! که منو از دوستام جدا کردی
آوردی به سمت شبِ تاریکُ ، اُه ، سرد
چه نمایشیه که راه انداختی ؟
که قلبتو بشناسمُ دنبال روحت بگردم -
بخاطر همه چیزایی که راسته
و این خلوصی که پیدا کردم
پس با تو به دام عشق بیوفتم
با این کلماتُ این آغوشِ ِ باز -
... میتونم راحت بیوفتم توش
اما بعدش یادم میاد که زندگی چقد سختُ بیچارهس
پس آدمای چرکین قلب -
به قلبت نفوذ کردنُ صدمه زدن بهش
من پایه ی نیرنگِ کثیفُ ضربه زننده شو کامل حس میکنم
خب ، میشه صحبت کنیم ؟ -
بیا ، بشینُ بیشتر اون چیزی که دوس داری بشنو
هرچند ، مطمئنم بعدِ این
دیگه حرفای دلنشین نمیزنی ، فقط میری
هرچی که ممکنه رو بگو
من هشدارِ صادقانه میدم بهت که
مهم نیست حرفات چیَن
شوکه بشم از شنیدنشون ، احساساتم غلیان کنن
در هر صورت ، عشقِ من بهش غلبه میکنه
خالصُ پاک ، با همه ی جانسپاریش
مطمئنم نکن ، بخاطر اینکه خواهیم دید
که حرفای عاشقونه راست هستن یا نه
حرف که زیاده ولی از کجا شروع کنیم ؟
اهمیت نداره ، فقط از صمیم قلبت حرف بزن
معرفی کنیم خودمونو ، به نظر خوب میاد
و برای شروعم میتونه کافی باشه
سارا اَندروس
سارا اَندروس -
چی ، چه اسم قشنگی ، کی فکرشو میکرد تشابه اسمی - داشته باشیم
یه اسم قشنگ برای یه بانوی دوست داشتنی -
و مایکل فیورِلی
اسمم اینه
خب ، دیگه چی بگیم ؟
هر چی دوست داری بدونی ، بپرس -
گل گفتی ، اگه قراره همین بازیُ انجام بدیم -
رنگ موردعلاقهت ، آهنگِ موردعلاقهت و روز موردعلاقهت
ساعت موردعلاقه ، حیوون موردعلاقه ، نابغه موردعلاقه
فیلم موردعلاقه ، تئاتر موردعلاقه
ورزش موردعلاقه و تیم موردعلاقهت چیه ؟
خیله ، باشه ، میذارم نفس بکشی یکم
نقره ای ، با شکوهه ، درخششِش خیلی گیراست
آهنگ موردعلاقه الان به ذهنم نمیرسه
یکشنبه آرومه ، خوبه فکر کنم
ولی عاشق شبای پر حرارتِ جمعهم
دوازده شب ، نه شبِ نه روز
گربه ها از هر نظر بهترنینن
داوینچی ، به طور عجیبی جلور از عصرِ ِ خودش
زنِ زیبا" ، دیالوگشو یادم نمیاد"
، سخته ولی فوتبالُ انتخاب میکنم ، 49 ایا یا بِبَر یا بباز
فکر کنم همینا بود ، اگه یادم مونده باشه
حالا نفستو حبس کن قبل اینکه بیوفتی -
همه چیزایی که میگی مشتاقانهُ پرِ امیده
همیشه این شکلی هستی ؟
بد برداشت نکن ، قضاوتت نمیکنم
من واقعاً عاشقِ فکراتم
اما دقیقاً چجوری تک تک کلماتُ به یه شکلِ پر از اشتیاقی تبدیل میکنی ؟
جوابش تویی -
نیاز نیست بپرسی ، بخاطر اینکه کلمات قاصرن
در برابر همچین زیبایی ای که رو به رومه
نفسای من آهی که درونمه رو زمزمه میکنن
اما حالا ، کلمات ، باز بیشتر از سمت تو به نظر میان
و قلبمُ از شورُ شعفی که تو میفرسفتی پُر میکنن
درستش اینه که بگم ، نمیتونم در برابر این - کلمات مقاومت کنم
ولی برای گوش دادن بهشون ، خودت انتخاب میکنی
هرچند که از قبل بهت هشدار دادم که همه چی روشنُ جالب نیست
شاید تاریکی هم باشه
تاریک تر از شب
بچگیم خوب بود
مامانم ، بابام ، برادرم ، و من
ولی بعد ، برادرم مُرد
مرگش چیزی نیست که باید ازش شروع کنم
تو 17 سالگی ، اون (یه دختر) قلبشو شکوند
چون متنفرم که اسمشم بیارم ، میگم اون
چون مرگ برادرمُ تقصیر اون میدونم
اون (برادرم) برای اینکه دردی که پیش ِ روش بودُ فراموش کنه
رفت سمت مواد مخدر ، هروئین
از بین اون همه مواد ، اون انتخابش کرد
مصرف بیش از حدش اونو کشت
مامانُ بابا زیاد دووم نیاوردن
بابا گفت که همه چی اشتباس
پس وسایلشو جمع کردُ راه خودشو رفت
و منم با مامانم موندم
متاسفم ، ولی خیلیَم تحت تاثیر قرار گرفتم -
که راحت به دردُ رنجت اعتراف کردی
میشه گف که تمرین داشتم -
دو سال ، یه روز در میون مشاوره رفتم
سالای دبیرستان که جهنم بودن
زمانای قشنگ نداشتن ، که بخوام بگم
خیلی تندُ سریع همه چی خراب شد
چون من ِ کم سنُ سالِ ساده ، با برَد سال آخری آشنا شدم
تو 15 سالگی ، عشقی که تا ابد ازش پشیمونم رو ملاقات کردم
برَد همراه خودش رابطهُ مواد آورد
و تو َم وقتی عاشقی ، مقاومتی نمیکنی
به هر حال ، ما باهم نموندیم
و خب هیچ راهیَم نیست که گذشتتو تعییر بدی
خب عاداتِ بد اعتیادُ همراش داره
و وقتی قلبت میشکنه ، همه سرزنشا رو ندید میگیری
هیچی تا ابد موندنی نیست
خدای من ، من از اینکه این حسُ دارم متنفرم
لطفاً نگو که نمیمونی
من چطور جرئت کنم که ترکت کنم -
وقتی یه دیقه دوری ازت ، قلبمو به درد میاره
تو بیشتر از اون چیزی که میخوام هستی
یه چیز خیلی سادهُ لذت بخش
حالا ، برای اینکه یه جورایی عهد بسته باشیم
مثه همین الان ، همیشهُ تا ابد میمونی ؟
بله ، بله ، بله ، بله -
هزاربار بله
چقدر امشبُ این ستاره ها مبارکن
بخاطر این شبِ عاشقانه هیچوقت قدرنشناس نمیشیم
که خوشبختی نمایان شدُ تو رو کنار من قرار داد
طلوع آفتابه ؟ -
چقدر زود شبمون تموم شد
وای خدا ، ساعتُ ببین
الکسا حتماً فکر میکنه دیوونه شدم
No comments yet. Be the first to leave one.