لومړۍ 200 کرښې.
= قسمت 16 =-
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
...موضوع چیه
تو کی هستی؟
نیاز نیست بدونی
وضع شرکت من روی هواست
تا مطمئن نشم نمی تونم کاری کنم
اگه بهم اعتماد نداری
در نهایت باید روی خرابه های شرکتت بایستی
اگه به تو هم اعتماد کنم
باز همین اتفاق ممکنه بیفته
اگه بهم نگی تو کی هستی
هیچ کاری نمی کنم
کانگ گی تان هستم
...تو
ببخشید که شما رو شوکه کردم
...دلیلی نداشت که بخوای
هویتت رو مخفی کنی
....چرا اینقدر
زیاده روی کردی؟ - در حال حاضر -
من به عنوان دست راست بیون ایل جه دارم فعالیت می کنم
...داری می گی
تو الان داری به اون کمک می کنی؟
به عنوان دستورش
من هیچ انتخاب دیگه ای نداشتم
چقدر ازم می خوای؟
باید یه دلیلی داشته باشه که داری روی این بند با این ارتفاع راه میری
اگه موضوع پول نیست
پس یعنی دنبال قدرتی؟
...تنها چیزی که می خوام
سقوط بیون ایل جه است
...مدتهاست آرزوی مجازاتش رو دارم
بخاطر کارهای نادرستش بیفته به عذاب
اما هنوز دعام استجابت نشده
برای همین تصمیم گرفتم خودم دست به کار بشم
...چرا باهاش
دشمنی؟
...چه کینه ای ازش داری
که دست به همچین کار خطرناکی زدی؟
الان نمی تونم به شما بگم
چرا نمی تونی بگی؟
برا اینکه هنوز به شما اعتماد ندارم
چی؟ - بهتون گفتم تنها بیای -
اما می بینم با یکی دیگه اومدی
چی داری می گی؟
من تنها اومدم
دو گوون وو؟
متاسفم
ما نتونستیم شمارو تنها راهی کنیم
من به تائه گوانگ گفتم شمارو تعقیب کنه
فکر کنم بهتره امروز تشریف ببرید خونه
من هنوز حرفم با تو تموم نشده
فردا میام دفترتون
...شما
دیدیش؟
اون خبرچین کی بود؟
کانگ گی تان
...کانگ گی تان
از بخش برنامه ریزی کاربردی
بله
خبر چین اون بود
کانگ گی تان
فکر کنم یه خبر چین داره با رییس تماس می گیره
شما مطمئنی؟
بله خودم شنیدم
من دیروز داشتم با رییس حرف میزدم
اگه خبر چین داریم یعنی یه خائن بین ماست
نباید زود نتیجه گیری کنیم
ممکنه از ستون پنجم گروه سه باشه
حالا که تو از دفتر بخش برنامه ریزی کاربردی هستی
تا جایی که می تونی حرکات رییس زیر نظر بگیر
بله قربان
چرا دیروز رفته بودی دیدن رییس؟
جرات نکردی از خود رییس بپرسی؟
می خوام بدونم خبر چین تویی یا نه
واقعا ؟ منم به تو مشکوکم
باید مواظب حرف زدنت باشی
کانگ گی تان
...بهتره مثل مرغ سر و پر کنده خودتو اینور و اونور نزنی
فقط برای اینکه مدیر بیون بهت توجه کنه
منم یه تحملی دارم
فکر کردم یه مدتی توهم زدنت تموم شده
ولی مثل اینکه دوباره شروع شد
این آخرین هشدار منه
منو اذیت نکن
دستتو بکش
بهت گفتم سر به سر من نذار
!کانگ گی تان
از دو گوون وو عذر خواهی کن
چی؟
اما قربان
...این مرتیکه دیوونه - مراقب حرف زدنت باش -
ایشون پسر رییس هستند
رییس مین
شما هنوز نباید به کسی بگی
کارکنان من باید بدونن
خوبه
یالا ازم عذر خواهی کن
من سخاوتمندانه می بخشمت
تو واقعا نفرت انگیزی عوضی
چی؟
برام مهم نیست پدرت کیه تو هنوزم همکار منی
تا وقتی که رتبه ات از من بالاتر بره باهات همون رفتارو میکنم
باشه باشه
وقتی مقامم ازت بالاتر شد
مطمئن باش منم باهات رفتار مناسبت رو می کنم
صبر کن و ببین گی تان
هی کانگ گی تان - موضوع چیه؟ -
وقتی کوچیک بوده اونو با مادرش خارج زندگی می کردن
رییس تازگی پیداش کرده
کسی که دیشب رییس تعقیب می کرد اون بود
چی؟ - بیون ایل جه و اون دستاشون با همه -
وقتی که رییس گوون وو رو به عنوان پسرش قبول کنه
فقط کار بیون ایل جه رو برای گرفتن دودو گروه راحت تر کرده
منم از گون وو خوشم نمیاد
اما من نمی تونم اینو به رییس بگم
شما باید متقاعدش کنی
واضح نیست اونها دارن چیکار می کنن
من یواش یواش بهش رسیدگی میکنم
اگه الان بهش بگیم امکان داره اثر منفی داشته باشه
بیا بریم رییس منتظره
چقدر ایل جه جمع آوری کرده؟
حداقل باید 50 میلیون دلار باشه
ولی حدااکثرشو نمی دونیم
...منظورت اینه که
می تونه صدها ملیون باشه؟
امیدوارم اینطور نباشه
من هوانگ جه من رو دست کم گرفتم
...فکر کردم اون هیج وقت
بخاطر پولم به من کاری نداره
...کسایی که ازش دفاع می کنن
مدیران کل صنایع دفاع هستند
برای همین مبلغ بدست آمده شون نا محدوده
...یعنی چقدر
می تونه تا هفته آینده جمع کنه؟
این یه فرایندپیچیده برای پیدا کردن این مقدار پول هستش
در اصل این جنگ در زمان هستش
تا جایی که می تونی تو هم به همان اندازه تهیه کن
ما مجبوریم جلوش بایستیم
بله قربان
....من امیدوارم
این موضوع رو به عنوان یه راز از گون وو نگه دارین
...ایل جه
وقتشو از دست میده
من خودم حواسم به گون وو هست نگران نباش
کانگ گی تان
باید صبر کنی ببینی چطوری می خوام باهات رفتار کنم
بعدا پشیمون می شی
اونها حداقل استعداد منو شناختن
اما تو چی که به مدیر بیون ایل جه چسبیدی؟
من به مدیر بیون ایل جه نچسبیدم
اونه که به من چسبیده
اون پسر رییس ـه
دو گوون وو اگه سر راه من قرار بگیری
نمی تونم ببخشمت
به زودی میرسیم
بله متوجه شدم
امشب پر هیجان ترین شب زندگیت می شه
همسر رییس امشب گوون وو رو قراره بشناسه ، درسته؟
نگرانی؟
شما خیلی خوب اخلاق اونو می شناسی
می خوام یه ذره با این آدمها شوخی کنم
الان من اون مرد سابق نیستم
نگران نباش
باید می گفتی مهمون داریم
باید غذای درست و حسابی تهیه می کردم
منم رییس یهویی خبر کردن
اما یکی از این صندلیهای مال مدیر بیون هستش
اون یکی مال کیه؟
ببخشید که دیر کردم
بسیار خب بشین
بفر مایید
هی ، با چه جراتی می خوای بشینی؟
الان موضوع چیه؟
سلام کن
سلام من دوو گون وو هستم
گفتم این مرد کیه؟
چرا می پرسی خودت که می شناسیش
یکی از کارمندای شرکتِ
این برادرته
چی داری می گی؟
گوانگ وو که اینجا نیست
اون پسرمه
عزیزم
من به غیر از گوانگ وو پسر دیگه ای ندارم
اون پسر تو نیست
پسر منه
اون بچه منه
بابا
من کسایی رو که باید اینو بدونن خبر کردم
بعد از این شام ، دو گوون وو رسما پسر منه
پس چه در محل کار و چه توی خونه
باید با هاش با احترام رفتار کنید
تو ...همین الان از اینجا برو بیرون
خیلی پررویی
فکر کردی کی هستی؟
از خونه من برو بیرون گفتم
اگه قرار باشه کسی بره بیرون
تو برو بیرون
اون پسر جا یونگِ
No comments yet. Be the first to leave one.