Green and Gold

Green and Gold

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Green and Gold 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264 fa
د لخوا تبصره onlinesub
ترجمه شده توسط هوش مصنوعی Onlinesub.ir

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-04-10
ډاونلوډونه: 75
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

در طول ربع قرن گذشته

پکرز فقط دو بار به مرحله حذفی راه یافتند.

تماس گرفتم تا آرزوی

موفقیت برای پکرز کنم، و برت فاور

هر وقت بخواد میتونه منو دور زمین دنبال کنه.

اگه اشکالی نداره، ام،

میخوام شروع کنم به گفتن اینکه

چرا این آهنگ رو نوشتم.

خورشید بیرونه، و آب مثل جین صافه

در گوشه بهشتی خدا.

به برنامه تلفن تایم خوش آمدید

جایی که ما خرید و فروش میکنیم،

و درباره همه چیز سبز و طلایی صحبت میکنیم.

میخوایم بریم سراغ چند تا تماس

"تی.تی." شما روی خط هستید.

همینه.

انبار کاه!

هی! انبار کاه، بجنب

بجنبید، دخترا.

بجنب، برو داخل.

آره، بجنب، برو داخل.

اوه، مرد.

چرا؟ چیکار کردی؟ چی شد؟

هی، کوچولو.

آروم، آروم.

آفرین، عزیزم.

وای.

اوه، تو خوشگلی.

آروم، آروم، آروم.

خدایا، چطوری اومدی اینجا؟

باک!

-باک! -چیه؟

این مَکسه!

این مَکسه.

مکس مکگی، گوسالش گیر کرده.

تا حالا ندیده بودم کسی اینقدر بد گیر کنه. کمک میخوام.

عیب نداره، عیب نداره.

عیب نداره، دختر.

باشه، تو میتونی، مشکلی نیست.

پاهاش پیچیده شده.

یه طناب میخوام. یه طناب بهم بده.

میدونم اونقدر قوی هستی، جنی، نیازی به طناب نیست.

-بکش، بکش. -دارم میکشم!

بپیچون، بعد بکش.

زود باش، حالا.

آره!

خوبه.

-آخ! -آفرین، خوبه.

اوه، خوبه. خوبه.

دختر خوبیه.

زود باش، حالش خوبه.

باشه.

اوه، زود باش، بذار تثبیتت کنیم.

زود باش.

آفرین دختر. آفرین دختر خوب.

اوه

اوه خدای من.

اوه، خدای من.

هی، گوش کن.

باید دست برداری از شلیک کردن به اون چراغ

چون داری گاوها رو می ترسونی.

منظورم اینه، اگه بزنیش، جونی میچل،

باید اون دم کوچولوتو ببری بالا و درستش کنی.

من یه شروع زودهنگام تو خونه هایواردز داشتم.

یه کمیش مونده، ولی می خواستم ببینم

با چند تا دوست که از دانشگاه برگشتن.

اوه، آره، دانشگاه، آره. درسته.

یه سری آدما برای یه آموزش رسمی ارزش قائلن.

خب، یه چیزی بهت میگم.

فناوری دهاتی یه آموزش خوبه.

آره، اما هیچی مثلِ

قصابی و شخم زدن بالای رزومت نیست.

می دونی، اگه ما مثل آمیشی ها کشاورزی نمی کردیم...

جنی، می دونی که تو از خیلی ها باهوش تری،

و خیلی هم زرنگ تری--

نمی گم قدردان نیستم. فقط میگم--

که یه تحصیلات دانشگاهی برات فراهم میکنه.

شاید خوب باشه که سفر کنی، یا ام...

یه چیزی که تو پلاستیک پیچیده شده،

و تو راست میذاریش تو مایکروویو.

دنیا رو ببین، یه چیزی رو تجربه کن.

-اوه، من سفر می کنم. -سفرهای جنگی حساب نیست.

ما وسط ناکجاآباد زندگی می کنیم.

ها؟

سفرهای جنگی حساب نیست. ما وسط

-آره. -ناکجاآباد زندگی می کنیم.

آره. تمومش کن!

همین الان!

می دونی صدات شبیه کی شده؟

-مادرت. -خب؟

میخوای کولیِ موسیقی بشی،

و یه بچه خارج از ازدواج داشته باشی،

برو پی کارت. -هی.

اوه، صبح بخیر.

ام، فکر کنم مکسی به کمک نیاز داره.

آره، خب، به دامپزشک زنگ بزن،

و قبل از اینکه بری، قفل اصطبل گاوها رو بزن.

باشه.

یه کم یه چیزی داری

برای پدربزرگم باک،

کشاورزی یه شغل نبود یا حتی یه سبک زندگی.

وقتی نگاه میکنی

به جدول NFC امسال، یه مسابقه تیراندازیه،

و این یعنی مسیر سوپر بول

ممکنه مستقیماً از طریق ورزشگاه لمبو فیلد بگذره.

یه عمل مقدس بود.

و از چیزی که اون میتونست تشخیص بده،

بیشتر مشکلات بشر

از این واقعیت ناشی میشه که دیگه دستاشو تو خاک نداره

دستاش تو خاک نیست

حمله تیم پکرز

یا تشویق کردن تیم گرین بی پکرز.

بزن بریم.

برای اون،

اونجا زمین یخ زده نبود.

یه باغ عدن بود، جایی که اون آدم بود،

و با یه گروه چرخشی از کارگرای مزرعه جوون و خوشبین،

باید اسم گاوها رو انتخاب میکرد.

مکس مکگی، بارت استار، جری کرامر، بادی دیویس.

همه بعد از سال 67 تیم قهرمانی.

اونجا رو به یه دلیلی لمبو فیلد صدا میزنن.

و خوک ها.

یکیشون اسمش دیتکا بود، به دلایل واضح.

برمیگردی به دهه 80 با مایک دیتکا.

هیچ فروشنده ای نمیتونست متقاعدش کنه

که خرید جدیدترین تجهیزات چرا

چیزی رو بهبود میبخشه که واقعا براش مهم بود.

دیگه نمیتونم کشاورزی کنم.

چون من این ریتمو دوست دارم

اوه وی!

من داشتم میرفتم دنبال یه سری رویاهای بزرگتر از اینکه فقط

فشار بدم نوک پستونای جری کرمر رو.

- میخوای من جواب بدم؟ - نه، خودم جواب میدم.

پارو کردن. باید برم!

اوه

من یه جوش رو صورتم دارم

آره، باشه. اوه!

خیلی خب. هوو!

دختر!

مامان بزرگ! هی، مدیر جدید باک اینجاست!

شاید بخوای لباس بپوشی.

اوه، نگران اینی که باعث بشم

افکار ناپاک داشته باشه.

هوو!

چقدر پررو اول صبحی.

درخت سیب.

پدربزرگت میدونه داری کجا میری؟

اوه، میدونه که دیرتر میام خونه.

خب، حرفتو بزن.

باید برم.

صبر کن، صبر کن، صبر کن، یه چیزی گیرمون اومد--

باید برم!

همه طبیعت آواز می خونه، به صدا درمیاد

ما به زمین برمیگردیم

دنبال جواب می گردیم

اما نمی تونیم راهمونو پیدا کنیم تو خاک

اون دور دورا، یه صدایی داره فریاد می زنه

نگاهم رو می دزده

صداش شبیه مادرمه

و من از طریق دردش احساس آرامش می کنم

هر از گاهی حضور یه شبح رو حس می کنم

اما اون درد منو می فهمه

نمی دونم هنوزم همون شکلیم یا نه

همه چی می گذره

تو بیشه افرا

از لابلای بیدهای وحشی

زمان کُنده، همه چی می گذره

همه چی حرکت می کنه

هوم هوم

چه ببریم چه ببازیم

هوم هوم

جایی که بذرا کاشته شدن

اینجا هنوز خونه ماست

همه چی می گذره

خیلی ممنونم.

شب خوش!

-هی. این نوشیدنی شیفت منه؟ -مطمئنی به اندازه کافی بزرگ شدی؟

آه، سن قانونی جایی که من بزرگ شدم تو کمپ شکار گوزنه.

اصلا بد نیست برای بار اولت.

باید درباره چندتا نمایش دیگه حرف بزنیم.

ممنون، آره، خیلی عالی میشه.

با باک خالی دارم می رونم

هی، دختر! هو!

دارم تو خورشید می رونم ولی من می خوام

چیه؟

فقط گورتو از اینجا گم کن.

-خب. -برو دیگه، مرد.

متاسفم، باک.

آره، دروغ میگی، از ته دلت متاسفی.

یه کم کوتاه بیا.

گورتو گم کن.

پدرت هیچ وقت یه همچین کاری نمی کرد.

- می کرد. - اوه، می کرد؟

نه، نمی کرد. اون می فهمید

اهمیت چیزها رو و اینکه چطور ساخته می شن.

هیچکس اهمیت نمیده چطور ساخته می شه. فقط ارزون می خوان.

نه، اهمیت میدن، اهمیت میدن،

اگه بفهمن!

ماجرا چی بود؟

کدوم گوری بودی؟

Green and Gold subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Green and Gold

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left