Over Your Dead Body

Over Your Dead Body

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Over Your Dead Body (2026) WEB-DL
د لخوا تبصره shine021
بر سر جنازه‌ات

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-05-27
ډاونلوډونه: 151
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

عزیزم.

بیشتر از چیزی که فکرشو کنی، دوستت دارم.

تو شایسته‌ی شادی بی‌پایان و عشقی بی‌کرانی.

و به همین دلیله که تو شایسته‌ی...

سریع‌ترین شبکه‌ی فایوجی آمریکا هستی،

بدون هیچ هزینه‌ی پنهانی و یه گوشیِ NorvaCom XP4 رایگان.

وقتشه که به لومِزا وایرلس بپیوندی.

کات! کاتش کن.

دوباره!

کات شد. آفرین، فرانک.

رنی، کارت عالیه. بریم برای پلان پانزدهم.

بله. ـ امم، یکم پایین بود.

ببخشید؟ چی؟ - گوشی.

اونا فقط می‌خواستن یه صحنه بگیرن

که گوشی توش یکم بالاتر باشه.

بالاتر؟ این یه کات‌آوِیه،

پس بهش بگو خوب میشه.

امم، فقط یه لحظه.

پس اگه میشه فقط یه صحنه‌ی دیگه بگیریم

که گوشی توش یکم بالاتر باشه...

دوباره!

دوباره!

اوه، ممنون. - می‌بینمت، آنا.

هی. روز خوبی بود.

نه؟ ـ آره.

این آخر هفته میریم کلبه.

بهت گفتم؟ ـ نه. امم...

لیزا. من و لیزا.

داریم میریم... میریم کلبه.

اوه. اوه آره. اوه. - آره.

امم، اوضاع تو و لیزا چطوره؟

لیزا یه پیاده‌روی بزرگ برنامه‌ریزی کرده واسه «شنبه‌یکشنبه»...

شنبه یا یکشنبه. ـ اوه. آره.

اون قراره تنها خودش بره اون بالا تو کوهستان،

که من همش بهش میگم،

«لیزا. لیزا. این خیلی خطرناکه.»

باشه.

قرارم هست اون بالا برف بیاد،

که به نظرم خیلی خطرناک‌تره.

اوه. اوه.

خب، من باید برم.

ولی تو امروز کارتو عالی انجام دادی،

و من واقعاً برای دوستیمون ارزش قائلم.

باشه، خب، می‌بینمت دن.

سلام. - آخر هفته‌ی خوبی داشته باشی.

اوه. آره. خوب میشه.

نه. تو رو نمی‌گم. خودمم.

ما، امم، برای فردا هنوز برنامه پابرجاست؟

امم، آره، من میام.

اونو گرفتی، امم...

می‌دونی، هر چی لازم داری برای...

- دارم. - باشه. عالیه.

می‌بینمت، امم... - هی. بعدش...

به نظرت می‌تونیم بریم قایق‌سواری؟

چی؟

چون بالا می‌مونیم.

شاید بتونیم برای تفریح قایق سوار شیم.

نه! نه! معلومه که نه.

- باشه، آره. - فردا، ظهر.

دیر نکنی.

من و لیزا این آخر هفته میریم کلبه.

آه، لعنتی.

می‌بینی چه همه بلوبری تو این ماسته؟

- آره. - می‌دونی، همه چی

این روزا خیلی شیرینه.

کل کشور داره به جهنم می‌ره.

بابت اون ببخشید، بابا.

ای خدا.

اگه جزئیات جدیدی هست...

لیزا برای شنبه یه پیاده‌روی طولانی برنامه‌ریزی کرده.

آره، داره خودش تنها می‌ره کوه.

مدام بهش می‌گم خیلی خیلی خطرناکه.

اما... - لیزا؟ هنوز با توئه؟

فکر کردم خرابش کردی.

نه. ما خوبیم.

فقط فکر کردم خوبه که یه کم استراحت کنیم.

- استراحت؟ برای چی؟ - آره.

از بازی کردن با اون پدوفیلای هالیوودی؟

یا شاید از پول خواستن از من استراحت کنی؟

- باشه. - از اون استراحت کن.

یعنی، می‌دونی، تو و کل نسل تو،

باید همه چیز براتون فراهم باشه.

باید گریه کنی اگه جام نگیری.

ولی حاضر نیستی براش خون بدی.

چیزی که همتون لازم دارین، یه جنگ خوبه.

- آره، در مورد جنگ می‌شنوم. که خوبه.

- آره. مرد از من ساخت.

مرد به دنیا نمیاد، دنیل. مرد ساخته می‌شه.

توی کوره درد و رنج ساخته می‌شن،

با نبرد باشکوه سخت می‌شن.

- باشه، آقای برتون. - اوه، گمشو، کوین!

ببخشید، کوین.

- ای بابا. داره سعی می‌کنه منو مسموم کنه.

آه.

باید اونجا تو جنگ می‌مُردم.

نه اینجا. نه اینجوری. این...

خب، باید برم.

دن، برات آرزوی جنگ می‌کنم.

می‌دونم، بابا.

گفتم گمشو، کوین!

هی، دَن!

-هی! هی، ریچل.

شکار خوبی داشته باشی.

-هی. -سلام.

برای یه کم کوهنوردی آماده‌ای؟

درباره چی حرف می‌زنی؟ من کوهنوردی نمی‌کنم.

تو همیشه انقدر نزدیک بوته‌ها پارک می‌کنی.

بر ســر جنازه‌ات

زيرنويس از مهدي shine021

چرا؟!

آه، اینو دوست دارم. باشه.

باشه، باشه.

میشه دیگه بار پروتئین نخوری تو راه بالا؟

چون می‌خوام برات شام درست کنم،

و نمی‌خوام سیر باشی.

آخی.

وقتی بهم میگی چی کار کنم دوست دارم.

بابات چطوره؟

-خوبه. -همینطور.

دوستت داره.

کاملاً از وجود من خجالت‌زده است.

اون نمایشنامه جدیده؟

-آره. -آره؟

چطوره؟ -آره، خوبه.

اسب!

ببخشید. چی می‌گفتی؟

مشکلی نیست.

آره؟ خب، مطمئنم تو نقش رو می‌گیری.

ممنون.

البته، نمی‌دونم،

چون کارگردان یه جورایی یه احمق متظاهره، می‌دونی؟

یه جورایی بخشی از شرح وظایفمونه.

آره.

اما اون کارگردان تئاتره.

اون به چه معناست؟

هیچی.

چی؟ چون من فیلم کارگردانی می‌کنم، به خوبی نیستم...

داری میگی فیلم‌ها هنر نیستن؟

نه، معلومه که فیلم‌ها می‌تونن هنر باشن.

اوه، پس داری میگی فیلم‌های من هنر نیستن.

نه، دارم میگم تو فیلم کارگردانی نمی‌کنی.

-من کرده‌ام. -آره.

تو هشت سال پیش یه فیلم کارگردانی کردی،

اما حالا آگهی‌های پاپ‌آپ کارگردانی می‌کنی.

باشه!

چی؟

اون آگهی‌های پاپ‌آپ...

که اتفاقاً دقیقاً همون چیزی نیستن...

قبض ویزای ما رو پرداخت کرد.

-که تو خرج کردی. -از تو حمایت می‌کنم.

باشه. وای.

و کار شرافتمندانه تو در تئاتر.

- باشه. - البته که تئاتر برادوی نه ها!

- خب. - خارج از فصلش...

- خیلی خب. آروم. - «کاتزکیلز»...

موزیکال‌های ضبط‌صوتی. - بیخیال!

که برتری هنریت رو به این می‌رسونه که...

- میشه دیگه بسه؟ - یه چیزی پایین.

- میشه بسه؟ - یه زیردریایی!

میشه لطفاً فقط وانمود کنیم که خوشحالیم

فقط واسه یه آخر هفته و فقط کوفتی وانمود کنیم؟

- بله، بله، بله. - لطفاً، آخ!

بله. بله.

بله.

حتی نمی‌خواستم به تو توهین کنم.

می‌خواستم به این مردکه کوفتی توهین کنم.

اگه حالت بهتر میشه،

فکر می‌کنم کارگردان فوق‌العاده‌ای هستی.

جفتمون می‌دونیم چرت و پرته.

اَسَب!

میشه لطفا وسایل خواروبار رو بیاری؟

آره.

کلید کجاست؟

همونجایی که دستت رو بردی، بالای دره.

نه، نیست.

هست. میخوای کمکت کنم؟

- نه، خودم پیداش کردم. - باشه.

هی، پیداش کردم.

خیلی خب.

آه.

وقت شرابه، عوضی.

ها ها ها!

ها. خوش می‌گذرونم. خیلی خب.

موش‌های کوفتی.

به نظر یه قاشق غذاخوری میاد.

اوکی، فکر کنم خوبه.

اوه، هی، سویشرتم رو دیدی؟

کدوم رو؟

- کدوم یکی؟ همونی که همیشه اینجا می‌پوشم.

همون زمستونیه. آبِیه.

اون برفای تزیینی روشه.

کمد رو چک کردی؟

کمِدی که توش لباسامون رو نگه می‌داریم؟

آره، کمد رو چک کردم.

خب، من ندیدمش.

اوه. میتونی سیر رو له نکنی؟

باید اسلایس بشه.

بله، رئیس!

باشه.

من فقط... دارم سعی می‌کنم طبق دستور غذا عمل کنم،

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left