Mother

Mother (Madre)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Madre 2017 REPACK 720p WEB-DL h264 AC3-DEEP
د لخوا تبصره i.kamikaze
► کاری از هومن صمدی ◄

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
AC3
په خپور شو: 2019-05-01
ډاونلوډونه: 41
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 135 کرښې.

« مادر »

واسه تو 2:00 یعنی 1:50 - آره، ولی دیرمون می‌شه -

...ده دقیقه بهم فرصت بده، لباس‌هام رو عوض می‌کنم - ده دقیقه؟ خیلی‌خب -

در غیر این‌صورت، همه‌جا پُر می‌شه

نمی‌تونی در رو ببندی، عزیزم؟

من توی خونۀ خودم‌ـم، مامان

آب خنک داری؟

نه، نداری

امشب قرار شام داری؟ - آره -

با کی؟

با لوسیا و وِرو

خب، و بقیه، ولی فکر نمی‌کنم بشناسی‌شون

مَردن؟

آره، مَردن، مامان

یه خرده آب بده بهم - دوست‌ـن؟ -

مامان، آره، دوست‌ـن - باشه -

بهم بگو کی‌ان

نمی‌دونم - من نمی‌شناسم‌شون؟ -

باید یه اشاره‌ای بهشون کرده باشم

ناچو. یارویی که توی تئاتر بهش برخوردیم رو یادته؟

آره، یادمه. خیلی خوش‌تیپه - آره، همین‌طوره -

و خیلی قدبلند

پس، خبری با ناچو نیست؟

ما دوست‌ـیم - ازش خوش‌ـت نمیاد؟ -

اون دوست‌پسر لوسیاست

مردها چی توی لوسیا می‌بینن؟

چی داشتی می‌گفتی؟ - هیچی -

خیلی از مردها از لوسیا خوش‌شون میاد، به‌عنوان مثال ناچو

من که چیزی نگفتم، عزیزم

با اون دختره چطور پیش می‌ره، چی بود اسم‌ـش؟

هیچ‌وقت چیزی نگفتی - خیلی خوب -

دختر خیلی خوبیه، زندگی باهاش خیلی راحته. خیلی با ایوان خوبه

اسم‌ـش چیه؟ - ایسابلا -

چه زیبا، ایسابلا

...خاطرات، عزیزم تلفن‌ـت داره زنگ می‌خوره

گوشی من؟ - آره -

...رامون‌ـه

عالیه - بله؟ -

مامان؟ - !ایوان، عزیز دلم -

چطوری؟ خوش می‌گذره، عزیزم؟

بد نیست - بد نیست؟ کجائی؟ چی‌کار می‌کنی؟ -

ساحل - ساحل! بارون نمیاد؟ -

نه - بعدش گوشی رو بده من -

بابات می‌تونه بهت موج‌سواری یاد بده

زیاد دور نشی. و بهش بگو لباس گرم تن‌ـت کنه

باشه

قراره از تختۀ کوچولویی که بهت داد استفاده کنی؟

همونی که ازش خوش‌ـت میاد؟

عزیز دلم؟

ایوان، یه چیزی بگو. می‌رید ناهار؟

نمی‌دونم - غذا که باید بخوری، نباید بخوری؟ -

و پدرت؟ - نمی‌دونم -

منظورت چیه؟ - نمی‌دونم کجاست -

نمی‌دونی پدرت کجاست؟ - رفته -

کجا رفته؟

گفت برمی‌گرده، ولی برنگشته

با دوست‌ها رفتید اون‌جا؟ پیش کسی‌ای؟

نه

توی ساحل تنهائی، ایوان؟

آره

کِی رفت؟ خیلی وقته؟

نمی‌دونم، مدتیه - ده دقیقه‌ست، یا بیشتر؟ -

نمی‌دونم، شاید

ایوان، پدرت کجا رفت؟ - به کاروان -

.ولی کاروان که باید بسته باشه یادته کجا پارک کردید؟

توی جنگل. زیاد پیاده اومدیم

چرا رفت به کاروان؟

چون عروسک‌هام رو یادم رفته بود بیارم

و رفت بیارتشون؟ - آره -

...و تو رو تنها گذاشت

چرا برنگشته؟

نگران نباش، الانا دیگه میاد

گوش کن، توی ساحل آدم زیاده؟

بهم بگو کی نزدیک‌ـته

هیچ‌کس

کسی رو نمی‌بینی؟ - نه -

ایوان، ساحل خالیه؟ - آره -

تنهاست؟

توی کدوم ساحل‌ـی؟ - نمی‌دونم، یه ساحل -

.مامان، زنگ بزن دنی. دنی سبالیوس یکی از دوست‌های رامون‌ـه

اسم‌ـش رو یادت نیست؟ - نه -

عزیزم، شماره‌ش رو بده

بهم بگو، یادته فرانسه‌اید؟ یا هنوز اسپانیائید؟

فرانسه، فکر کنم

عالیه

شهری رو یادته؟ - نه -

یا ساحلی که ازش رد شده باشید؟

آره، عزیزم، ولی «ایرون» که - !ایرون - توی اسپانیاست. مگه نگفتی فرانسه‌اید؟

آره

بدقت نگاه کن، ایوان. اطراف‌ـت رو ببین. کسی رو نمی‌بینی؟

نه، نمی‌بینم

بیا بازی حدس انجام بدیم، باشه؟ اون بازی رو یادته؟ تو شروع کن

...بجنب، شروع کن. بگو من حدس می‌زنم

...من حدس می‌زنم - چی رو حدس می‌زنی؟ -

یه چیزی رو - و چه چیزیه؟ -

یه چیزی که با «آ» شروع می‌شه

با «آ»؟ «آب»ـه؟ گوش کن، عزیزم، زیاد نرو نزدیک

بهم قول بده تا بابا نیومده نمی‌ری اون‌جا

باشه - باشه؟ -

من پیش مامان‌بزرگ‌ام

داره می‌میره که باهات حرف بزنه، باهاش حرف بزن

قطع نکن و نرو توی آب، باشه؟ دوست‌ـت دارم، دوست‌ـت دارم

جواب نداد

الو، عزیزم! چطوری؟

بله؟ - ناتالیا، مارتائم، زن سابق رامون -

ناتالیا؟ الو؟

بله، بگو - آره، شرمنده زنگ زدم، ولی ضروریه -

پیش رامون و ایوان‌ـی؟

نه - می‌دونی الان کجان؟ -

...قرار بود برن - آره، سرزمین باسک و فرانسه -

تو باهاشون نیستی؟ مهمه، دربارۀ ایوان‌ـه

...قضیه - می‌خواد با تو حرف بزنه -

قراره بزودی ببینی‌شون؟ می‌دونی کجا می‌تونم پیداشون کنم؟

نه، نه، ما چند روزه که صحبت نکردیم

ممکنه با دنی یا یکی از دوست‌ها رفته باشه؟

فکر نکنم. چیزی شده؟ - آره، ایوان نمی‌تونه پدرش رو پیدا کنه -

اگه راهی برای برقراری ارتباط باهاشون به فکرت رسید، بهم بگو، باشه؟

آره، البته. اگه زنگ زد، خبرت می‌کنم

بله، عزیزم، گوشی رو می‌دم مامان‌ـت. بوس‌بوس

صبر کن

کی بود؟ - مامان، زنگ بزن پلیس -

یکی از دوست‌های رامون بود

الو، عزیزم - مامان؟ -

نگران نباش، من این‌جام

.تا بابا بیاد حرف می‌زنیم زودی میاد، نگران نباش

باشه - یه پیغام برات می‌فرستم -

اگه بهت رسید بهم بگو. خیلی مهمه

،یه چیز دیگه، امروز صبح ،وقتی از کاروان رفتید ساحل

توی محوطۀ پارکینگ، ماشین زیاد بود؟ آدم‌های زیادی وجود داشتن؟

خانواده‌های دیگه‌ای دیدی؟

یادم نمیاد

شارژ باتری‌ـت داره تموم می‌شه؟

خط‌های کوچولوی بالای گوشی رو می‌تونی ببینی؟ چندتا مونده؟

وایسا - نوه‌ام شش سال‌ـشه -

یه دونه‌ست

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left