Christmas with the Campbells

Christmas with the Campbells

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

christmas with the campbells 2022 1080p webrip ddp 5 1 10bit h 265-ivy
د لخوا تبصره warez
Translated subtitle from English to Persian Christmas with the Campbells 2022 زیرنویس فارسی فیلم

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-18
ډاونلوډونه: 19
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

خب، این قراره یه کارت کریسمس معرکه بشه

شکمت رو بگیر و بالا رو نگاه کن

عاشقشم

فوق‌العاده‌ست. عالیه

ای جان

خیلی خب، یکم بیاین نزدیک‌تر به هم

فقط یه ذره. لبخند یادت نره

عالیه

می‌تونی یکم بری کنار برادرت؟

عالی شد

مامان خیلی خوشحاله

قراره یه عالمه کادوی لعنتی بگیریم

جس: دوست دارم همه رو توی لباس‌های کریسمسشون ببینم

و دوست دارم شادی مردم رو ببینم

تازه، عکاسی عشق منه

عشق؟ بیشتر شبیه یه سرگرمیه، نه؟

تو هیچ‌وقت از عکاسی پولی در نمیاری، جس

باید تمام وقت‌های آزادت رو بذاری

واسه پیشرفت توی کارت

من از مسئول خرید بودن کاملاً راضی‌ام

منظورم اینه که ممنونم که یه شغل دارم

و خب، این اون چیزی نیست که براش ساخته شده باشم، اما بهم فرصت میده

که وقت و انرژیم رو بذارم روی چیزهای دیگه

خودت رو ۱۰ سال دیگه کجا می‌بینی؟

سال دیگه خودم رو کنار تو می‌بینم ۱۰

توی یه خونه، با دو تا بچه و یه سگ

اوه، مامانته. باشه

سلام خانم سی. اوضاع اونجا چطوره؟

امسال یه کریسمس برفی داریم؟

لیز: اوه! «کِچام» هیچ‌وقت ناامیدمون نمی‌کنه

تو هم اونجایی شان؟ شان: آره مامان، هستم

داشتیم غذا می‌خوردیم

جس: براش یه «تیکا ماسالا»ی عالی درست کردم

عاشقش میشی. دستور پختش رو برام بنویس

قبلاً برات نوشتم

دارم فکر می‌کنم امسال شکم‌پرِ نون‌ذرت و زردآلو درست کنم

واسه امسال

اوه، شیرین و نمکی

البته، هنوز هم کنارش شکم‌پرِ سنتی رو درست می‌کنم

به عنوان کنار غذا

مامان، میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟

آره، انگار یکی روز سختی داشته

شان: آره. ولی ببخشید

لیز: و جس، تو واسه کریسمس چی می‌خوای؟

جس: من اون چیزی که می‌خواستم رو دارم؛ عشق واقعی

شان: خب، مامان ما دیگه باید بریم

زود بهت زنگ می‌زنم، قول میدم. ببخشید

چرا همین‌طوری به کربوهیدرات دادن به کل خانواده ادامه نمیدی

تا وقتی که همه‌مون با مشکل اضافه وزن بجنگیم؟

اوه، راستی، من رفتم به سه تا مغازه‌ی مختلف

تا بگردم یه کوتوله‌ی هلندی اصل پیدا کنم

برای مامانت واسه کریسمس، و می‌دونی چی شد؟ پیدا نکردم

می‌دونم وقتی اونجام همیشه میریم دنبال عتیقه

و مطمئنم اون یکی که دوست داره رو پیدا می‌کنه

و می‌تونستم براش بخرم، اما همیشه خیلی خوبه که

خودت پیداش کنی. اره

تو هم به اندازه من واسه رفتن به «کِچام» واسه کریسمس هیجان‌زده‌ای؟

عاشق اونجام. خیلی قشنگه

جس، من یه مصاحبه کاری توی نیویورک دارم

اوه! جدی؟

همین امروز خبردار شدم

در واقع یکی از بزرگترین شرکت‌های حسابداریه

و خب، جای رشد زیادی داره

و میشه یه عالمه پول کوفتی درآورد

این واقعاً عالیه. آره

جس، این هفته‌ی قبل از کریسمه

اوه، شاید من زودتر پرواز کنم برم پیش پدر و مادرت

و بعد تو مستقیماً از نیویورک بیای اونجا

حرفم اینه که فکر نکنم «کِچام»

امسال واسه کریسمس جور بشه

چون باید واسه مصاحبه دوم در دسترس باشم

خب، پس چطوره منم باهات بیام نیویورک؟

راستش، فکر نکنم بلیطم قابل انتقال باشه

جس، امم

فکر کنم دارم مانع پیشرفتت میشم

مانع پیشرفتم توی... چی؟

این رو از اونی که هست سخت‌ترش نکن، خب؟

ما... دوران خیلی خوبی با هم داشتیم

داری با من بهم می‌زنی؟

فکر نمی‌کنم مسیرهامون یکی باشه

من کلی برنامه دارم که توش خبری از خونه و بچه و سگ نیست

خب، ما همین امروز صبح با هم سکس داشتیم

آره، می‌دونم، و واقعاً هم حرف نداشت

فقط

و من این ویژگی‌ت رو دوست دارم، می‌دونی؟

پایه هر جور دیوونه‌بازی هستی و به شدت هم سکسی‌ای

منظورم اینه که اونجا رو همیشه... تر و تازه نگه می‌داری

واقعاً، اصلاً باورش سخته که چطور این کار رو می‌کنی

و ببین، خوشحال میشم که همچنان به نیازت برسم

اگه باعث نشه اوضاع پیچیده بشه

شان، نکن... این کار رو نکن. ببین

عزیزم، ما همه چیز رو درست پیش بردیم، مگه نه؟

دعواهامون محترمانه بود و سکسمون وحشیانه

به هم احترام گذاشتیم. با هم خندیدیم. یادت میاد؟

و تا جایی که تو می‌دونی، هیچ‌کدوممون هم خیانت نکردیم

فکر کنم این رو باید به پای یه موفقیت بزرگ بذاریم

اما حالا... وقتشه که هردومون رشد کنیم

و در مورد نیازهات هم جدی گفتم

من... من بهشون می‌رسم. خودت می‌دونی که این کار رو می‌کنم

اگه کسی رو لازم داشتی که بیاد وسط و کمکت کنه

شب یا روز، اگه کار دیگه‌ای نداشته باشم

فقط بهم پیام بده یا خبرم کن. هر جور راحتی

خیلی خب

موفق باشی

سلام خانم سی

لیز: همین الان با شان صحبت کردم

اصلاً نمی‌دونم چی بگم

منظورم اینه که درست قبل کریسمس باهات بهم زده

آره. امم، خودم هنوز توی شوکم

خب، اگه شان نمی‌خواد بیاد خونه، اشکالی نداره

اما ما هنوزم می‌خوایم که تو بیای، جس

هنوزم می‌خواین واسه کریسمس بیام پیش شما؟

البته

تو مثل خانواده‌ی مایی

خب، این واقعاً لطف شماست

و از پیشنهادتون ممنونم، اما

فکر نکنم ایده خیلی خوبی باشه

بهترین ایده‌ست

تو جای دیگه‌ای رو نداری که بری

و من نمی‌ذارم شب کریسمس

تنها بشینی یه گوشه

ما می‌خوایم اینجا باشی و دوستت داریم

سلام

آقای و خانم سی

لازم نبود بیاین دنبالم. خودم با تاکسی می‌اومدم

رابرت: اوه، خواهش می‌کنم

مگه شده تا حالا نیایم دنبالت؟

این دفعه هم فرقی نداره

تو خانواده مایی، جس

شدی پوست و استخوان. اصلاً چیزی خوردی؟

آره... خوردم

یه براونی توی کیفم دارم

بیا اینم از این

توی راه برگشت جلوی سوپرمارکت نگه می‌داریم

قراره همه غذاهای مورد علاقه‌ت رو برات درست کنم

رابرت: حواست به این خانوم باشه. دستپختش حرف نداره

ولی مثل بادکنک باد می‌کنی

اوه! لیز

می‌خواستم با این شوهرت صحبت کنم

که یه نگاهی به مالیات‌های من بندازه

توی تعطیلات کار می‌کنه؟

حداقل تا شب کریسمس. اوه، عالیه

اوه، تو جسی هستی، نه؟

آره. واسه کریسمس اومدی شهر؟

تعطیلات بدون جسی صفا نداره

پس اون پسرتون چی؟

خیلی سرش شلوغه که بیاد یه سلامی عرض کنه؟

در واقع، شان واسه کریسمس توی نیویورکه

امسال، همون‌طور که لابد شنیدین

خب، هنوز با همین

یا اونم مثل دارلینِ من، باهات نامردی کرد؟

اینم از گوشت چرخ‌کرده‌ت، لیز. لیز: ممنونم استوارت

و واسه بوقلمون کریسمس برمی‌گردم

عالیه. اوه، سس گریویِ اضافه هم کنارش باشه؟

خیلی زیاد باشه لطفا

خداحافظ

به دارلین سلام برسون

حتماً

حیف که شان اینجا نیست تا خودش خدمت برسه

باشه

کریسمس مبارک! کریسمس مبارک

عجب هرزه‌ای، تک و تنها پاشده اومده اینجا

خدای من، واقعاً... راستش، خیلی بیچاره‌ست

لیز: رابرت؟ شام حاضره

رابرت: آه

اوه

فکر کردم قرار بود تا کریسمس کربوهیدرات رو بذاریم کنار

این یه بشقاب «پلامنز» هست

پلامنز که همه‌ش نونه

می‌خوای بخور، نمی‌خوای بخور، رابرت

جس: خب، کار چطور پیش میره؟

اوه، می‌دونی چیه؟

در واقع الان یکم بهتر شده

چند روز در هفته رو از خونه کار می‌کنم

منشی‌ش بازنشسته شده و دفتر خیلی سوت و کور شده

واقعاً باید بیخیالش بشه

بیا عجله نکنیم

اون چیزی که باید بیخیالش بشم، این همه نونه

لیز: اون همیشه آرزو داشت

که شان برگرده و باهاش کار کنه

اما فکر کنم درک می‌کنیم

که شان رویاهای بزرگتری خارج از «کِچام» داره، مگه نه؟

رابرت: حالا که حرفش شد

اون قضیه‌ی «پِت‌کو» چطور پیش میره؟

اوه، می‌گذره

اما خب، همیشه از مسیرهای جدید استقبال می‌کنم

واقعاً؟

خب، به عنوان کسی که به دوراهی خورده

و مجبور شده واسه مسیرش تصمیم بگیره

تا نری توش، هیچ‌وقت نمی‌فهمی به کجا ختم میشه

امم، این که خیلی واضحه

نصیحت خیلی شاخی نبود

ولی بدون شک درسته

غذات رو بخور رابرت

میان‌وعده‌ی قبل خواب

اوه! خیلی ممنونم، لیز

جسی

می‌دونم بودن در اینجا بدون شان باید برات عجیب باشه

و شاید من خودخواهی کردم که ازت خواستم بیای

نه، حس خوبیه که اینجام

Christmas with the Campbells subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left