Joey

Joey

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Joey-S02E17
د لخوا تبصره Bahador18B

تګونه

other
په خپور شو: 2022-03-13
ډاونلوډونه: 38
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 181 کرښې.

باورم نميشه فردا بلاخره اساس کشي ميکنم اينجا

اينجا براي تو عاليه

اين 71 اينچه ... فيلم س... توش

وحشتناک ميشه نميتونم صبر کنم

اين خونه فوق العاده ست تازه کجاش رو ديدي

... خيلي خوب ؛ بزاريد بگيم ... بزاريد بگيم من يه دختر ميارم خونه

و اون کاملاً مطمئن نيست... که ميخواد با من بخوابه يا نه

ميدونم ، ميدونم ، همچين چيزي امکان نداره

... خوب ، شايد يه خورده نورپردازيِ رومانتيک

... و آهنگ سکسي و آتيش...

بتونه نظرش رو عوض کنه...

تو دست من رو گرفتي ؟ نه

مرد ؛ اين اتاقِ قدرتمنديه

و اگه هيچ کدوم از اينها جواب نده اون موقع من اسلحه ي مخفيم رو رو ميکنم

جايزه ي بهترين خنده که سال 2004 بردم

اين رو به خاطر بازي تو يه پيامِ بازرگاني بردم

خيلي خوبه ، مگه نه ؟

اين همه چي داره ... حتي شامل اون صحبت

ضايع که فردا صبحش... بايد با دختره انجام بدي هم ميشه

اين رو داشته باشيد

" از شما بابت شب عالي ممنونم "

لطفاً خودتون رو به نزديک ترين " " خروجي برسونيد و با احتياط رانندگي کنيد

" روز خوبي داشته باشيد "

سلام سلام

اين هم اجاره نامه براي مايکل و دوستاش

براي جا به جايي بزرگ آماده اي ؟ تقريباً ، آره

هي ، گوش کن ؛ ما در ... اين مورد صحبت نکرديم اما

اوضاع بين تو و دين چطوره ؟...

داريم يه کاريش ميکنيم راستي زياد راحت نيستم که در موردش صحبت کنم

خوب ؛ تو ميدوني که من چه احساسي دارم

هر وقت تو آماده شدي من منتظرتم

واقعاً ؟

تو اين مدت با زنهايِ ديگه نميخوابي ؟

راستش زياد راحت نيستم که در موردش صحبت کنم

سلام ، ما فقط اومديم حوله و آبجو ببريم

شما ميخوايد دوباره بريد از استخر من استفاده کنيد ؟

من که بهتون گفتم نميخوام اين کارو بکنيد ، کثيف ميشه

ديگه بايد در مورد يه چيزي باهاتون صحبت کنم

اين خونه ي جديد ، خونه ي جديدِ منه ، فهميديد ؟

شماها وقتي ميتونيد بيايد اونجا که دعوت شده باشيد

اونجا ديگه مثل اينجا نيست که ... هر کسي دلش خواست بياد و بره

چون مشروب ميخوايد بخوريد... ... يا از خونتون انداختنتون بيرون

... ترسيديد CSI يا به خاطر اينکه از ديدن سريال...

تمام اونها مقتول ها درست مثلِ من بودن ، خيلي ترسناک بود

ميخواستم ازت بپرسم که ميخواي با هم بريم رصدخونه ؟

چرا من بايد همچين چيزي بخوام ؟

چون اونها اونجا يه تلسکوپ خيلي خوب دارن

شايد من بتونم چند تا از " منظومه "هاي موردِ علاقه ام رو بهت نشون بدم

الان آينه دمِ دستم نيست ، اما احساس ميکنم که بدجوري دارم نگات ميکنم اما تو هنوز داري چرت و پرت ميگي

من تا سرِ کارت ميرسونمت

من امروز تعطيلم خالي بستم ؛ بيا

من نميتونم ببينم جيمي همش تورو پس ميزنه تو بايد بهش بگي که اون پدرته

من منتظرم يه وقتِ عالي پيدا کنم وقتِ عالي درکار نيست ؛ فقط بايد بهش بگي

آره مايکل ؛ جويي راست ميگه ميدونيد چيه ؟

حق با شماست ، باشه من امروز ميرم محلِ کارش و بهش ميگم

آفرين به تو

خوب ، باربَرها کي ميان اينجا ؟

باربَر ؟ من باربَر لازم ندارم من خودم اساس کشي ميکنم

جويي ، اين کار خيلي سنگينيه هم خونه اي هايِ من تا چند ساعت ديگه ميرسن اينجا

خيلي خوب ، آروم باش ، من اينجا جعبه دارم ، خودم به همه چيز رسيدگي ميکنم ، باشه ؟

اوه خداي من ، اين خيلي خسته کنندست ، من بايد باربَر بگيرم

... چرا تو هميشه فکر ميکني هيچ مسئوليتي نداري

و همه چيز خود به خود جادويي درست ميشه ؟...

سلام ؛ من فهميدم که تو ... هنوز وسايلت رو بسته بندي نکردي

به خاطر همين من چند نفرو... گفتم که بيان اين کارو بکنن ، ميبينمت

خوب ، اين خوب بود ، مگه نه ؟

خيلي خوب ؛ من همينجوري به هرچي ميخوام نميرسم ... مثلاً : همين الان من دلم

و برات پيتزا هم ميارم

براي بقيه سخته که بفهمن خدا منو خيلي دوست داره

بازم ممنون که برام باربر پيدا کردي هاوارد

خوب اينها کي هستن ؟

اوه ، اينها تيمِ مديريتِ اجراييِ من تو بانک هستن

وسايل تو داره توسط 4 نفر ... تحليل گرِ بحران ، 6 نفر کارشناس اَرشدِ تجارت

و يه نفر که پرفوسورايِ اقتصاد داره و جعبه رو از زير محکم نگرفته

هي ، هي ، نيتنسون ، زود باش

تو يه جعبه رو حتي بدتر از جابه جا کردن کلاسورِ برگه هاي بانکي جا به جا ميکني

حالا ؛ سرت رو از اونجات در بيار و تکون بخور

ببخشيد آقاي پکرمن اوه ؛ تو حالم رو به هم ميزني

نميتونم صبر کنم تا تويِ استخرِ جديدت شنا کنم

ميخوام يه شيرجه ي خفن بزنم و چلپ چلوپ کنم

باي باي

هي جيمي ؛ زود از سرِ کار برگشتي

امروز اتفاق خاصي نيافتاد ؟

آره ؛ راستش عجيب بود

يه بمب شُکّه کننده رو سرم خراب شد باورت نميشه

راستش من ميدونم

واقعاً ؟ چرا بهم نگفتي ؟

من فکر کردم که خود مايکل بايد بهت بگه چونکه اون پسرته

رئيسم بهم گفت من روانيم گفت همه چيزو از وسط نصف ميکنم

... يه نصفه رو ميندازم دور و اون يکي نصفه رو مايکل چيه منه ؟

اوه خداي من ؛ خودش قرار بود بهت بگه

... تو داري ميگي تو داري ميگي... مايکل... پسرِ منه ؟

اين غير ممکنه

بيخيال ، بايد قبول کني ؛ با عقل جور در مياد

تو و جينا 22 سال پيش با هم خوابيديد

تو و مايکل هر دوتون خيلي باهوش و سرسخت هستيد

و جينا ميگه بچه ي توئه

ما هر دومون ميدونيم که جينا تو دبيرستان زياد محافظه کار نبود

جينا يه دقيقه با فوتباليست ها بود و يه دقيقه بعد با بسکتباليست ها

خوب ، جينا که تقريباً مطمئنه

داري ميگي من پدرِ يه بچه هستم و شما تقريباً مطمئنيد ؟

نه ، اين ميتونه زندگي من و مايکل رو تغيير بده من بايد 100% مطمئن بشم

خيلي خوب ؛ آزمايش هايي هست که ميشه انجام داد

چي ؟ آزمايش پدر و فرزندي ؟ آره ، من يه بار دادم

فکر کنم آزمايش پدر و فرزندي فکر خوبيه

ما فقط " دي اِن اِي " شما دو تا رو نياز داريم

بيا " دي ان اي " مايکل رو جوري بگيريم که خودش نفهمه

اگه مايکل بچه ي من باشه ؛ نميخوام فکر کنه از اينکه فهميدم اون پسرمه وحشت کردم

خوب ، فکر کنم بشه يه امتحاني کرد

ميتونيم بهش " ميلک شيک " تورو بديم بخوره

مايکل ، خونه اي ؟

بله ؟ اوه سلام ، جيمي

من بهش نگفتم من هم بهش نگفتم

جيمي يه ميلک شيک گرفته که نميخوره ؛ ميخواي تو اولين جرعه رو بخوري ؟

حتماً

خوب ، شماها چي کار مي... ؟ چرت نگو ؛ ميلک شيک لعنتي رو بخور

اين خوبه خوشت اومد ؟ ، باشه ، ممنون

خيلي خوب ، ما دي ان اي رو بدست آورديم

احساس ميکنم يه کارِ اشتباهي کردم

خوب ؛ اين آخرين چيزها بود

خوب ؛ دوباره ممنون هاوارد ... گوش کن ؛ من تا حالا وسايلم رو

توسط کارمندهاي بانک جا به جا نکردم... چقدر بايد بهشون اَنعام بدم ؟

هندرسون پارسال 600000 دلار پاداش گرفته بود

خوب ، 20 دلار خوبه ؟

خوب ؛ تموم شد ، من آماده ام که واردِ يه مرحله ي جديد از زندگيم بشم

اين واقعاً هيجان انگيزه

انگار همين ديروز بود که اومدي اينجا

من واقعاً دلم براي همسايه بودن با تو تنگ ميشه

من هم دلم براي زنديگ با تو تنگ ميشه

دو سالي که با هم زندگي کرديم بهترين سال هاي زندگي بود

و بهترين دو سالِ اخيرِ زندگي من هم بود

خوب ، کلي خاطره ي خوب اينجا داريم ، مگه نه ؟

... اما ديگه وقت اينه که به سمتِ

چيزهايِ بزرگتر و بهتر برم...

خداحافظ ، خونه ي من

ما هنوز اينجاييم جويي حس رو خراب نکن الکس

رسيديم ؛ محله ي جديدِ من

من نديده بودم اينجا هم تلويزيون داري

موقعي که رانندگي ميکنم ازش استفاده نميکنم ؛ خيلي خطرناکه

فکرم رو براي برنامه با يه مجري مرد بهت گفتم ؟

بزار ببينيم چي داره ... من جن راجرز هستم و زنده از يه

صحنه ي آتش سوزي در محله ي هالييوود هيلز " براي شما گزارش ميکنم"

پسر ؛ نگاه کن چجوري ميسوزه بزار نگه داريم و نگاه کنيم

ماشين هاي آتش نشاني رو نگاه کن بايد بدجوري آتيش گرفته باشه

خيلي بلنده ، نه ؟ يه پولِ اضافه اي هم دادم براي اين صداي اطراف

خيلي واضحه ، انگار خودت اونجايي

فوق العادست آره

اونجارو نگاه درست ماشينِ زرد عينِ مالِ من

فروشنده به من گفت من تنها کسي هستم که از اينها تو لوس آنجلس داره

نگاه کن ؛ رانندش خيلي خَرِه ؛ درست وسطِ ماشين هاي آتش نشاني وايستاده

يه آتش نشان داره ميره سمتِ پنجره ي ماشين

چيه ؟

اوه خداي من ؛ اون ماشينِ منه

اون هم خونمه ؛ خونم داره ميسوزه

اونجا خونه ي منه ؛ شما بايد يه کاري بکنيد

ما تمام سعيمون رو ميکنيم ، فکر ميکنيم که بتونيم آتيش رو به طرف آشپزخونه محدود کنيم

اونجا جايِ غذاهاست

تو اينجا چي کار ميکني ؟

خونم آتيش گرفت

چي ؟ کسي هم چيزيش شده ؟ نه ، اما تلويزيونِ بزرگ سوخت

اين تنها چيزيه که باقي مونده ؛ ميخوام بسوزونمش و خاکسترش رو همه جا بپاشم

خونم هم همين رو ميخواد

اوه خداي من ، چه اتفاقي افتاد ؟

آتش نشاني قراره تحقيق بکنه

خبرش رو فردا بهم ميدن

بيا تو

ممنون مايکل ؛ خيلي خوبه که ميتونم به خونه ي قبليم برگردم

اينجا چه خبره ؟ هشدارِ قرمز ، يه غريبه در سفينه است

چيزي نيست آرتور ، با منه

" اينها هم خونه اي هام هستن ، اين " آرتورِ اين " راجيوِ " و " سِت " رو هم که از قبل ميشناسي

به همين دليل بود که انقدر به خاطرِ زندگي کردن اينجا هيجان زده بودي ؟ که بتوني جنگ ستارگان بازي کني ؟

آره ، جنگ ستارگان نه سفر به ستاره ها

آره ، ما همه ميدونيم پايگاه فضايي آمريکا رو جنگ ستارگان سرمايه گذاري کرده

آره ، اينها همشون اسباب بازين داريم بازي ميکنيم

شما چند سالتونه ؟ 40 ؟

من 36 سالمه

من ميرم تو اتاقم

جويي صبر کن ؛ ببين ، من خوشحال ميشم تو اينجا بموني

اما اتاقِت ديگه اتاقِ تو نيست

الان برايِ منه ، محلِ سکونتِ کاپيتانِ ... هر هفته ما کاپيتان رو عوض ميکنيم و

هر دفعه اتاق به يکي از ما ميرسه...

More Farsi Persian subtitles for Joey

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left