لومړۍ 200 کرښې.
*!اوه، عزیزم*
*!اوه، عزیزم*
*!اوه، عزیزم، کلِمنتاین*
*تو غیبت زد و برای همیشه رفتی*
*!غم و اندوه دلخراش، کلِمنتاین*
*فقط یه بچه و یه بابایی*
*مامان کوچولوی خیلی بغلی*
*آیا اون یه فاحشهست؟*
*شاید بیشتر*
*...درد و غُصه خونواده*
*!کلِمنتاین*
اِگزِمِستان ۲۵میلیگرم کاهش سطح استروژن/درمان سرطان پستان
چندسالته؟
چی؟
دوباره بگو، چندسالته؟
٢١سال
نسبت به سن جوونتر بنظر میرسی
آدما همیشه اونجوری که دیده میشن !نیستن، خانم مایکلز
من از اون لباس فضانوردی خوشم میاد
...این تنها راهی بود که
تونستیم مجبورش کنیم لباس محافظشو بپوشه
در خارج از خونه
ما اغلب اونو خیلی بیرون نمیبریم
خوب، تو دانشجویی؟
...بله، آ، امّا دارم یه ترم مرخصی میگیرم
تا روی پایاننامه خودم تمرکز کنم
...پس بنظرم کار دانشگاهیت
دلیل پاسخ دادنت به آگهی ماست
...بله، خانم! من دارم رو بچههای
مبتلا به آلرژی شدید، کار میکنم
...آ، میدونین
...بعضی از مطالعات جدید
میگن که آلرژیها بیشتر ذهنیه تا جسمی
برخی محققین دارن چیزای بنیادیتر رو امتحان میکنن
--اسید لایسِرژیک- تو ماشین شخصی داری؟-
!نه
آ، ولی میتونم با اتوبوس یا پیاده بیام
زیاد دور نیست
دوست پسر داری؟
...اوه، آ
!نه
!وای
از این خوشم میاد
!واقعاً، خوبه
اینو دیدی؟
آره
خوب درمورد خونوادهت چی؟
موقع تحصیل با اونا زندگی میکنی؟
من...راستش خونوادهای ندارم
آ، امّا بنظرم این باعث میشه که بهتر باشم
چون، میتونم وقت بیشتری برای جانی بذارم
و حواسم پرت نمیشه
پرستار قبلیش هم مثل تو بود
ولی برخلاف تو، اون تجربه زیادی در پرستاری بچهها داشت
...خوب، آ
من فقط میدونم که با بچهها خیلی خوبم
بچهها و حیوونات
تو از حیوونا خوشِت میاد، جانی؟
اون حرف نمیزنه
"!سلام"
...به گمونم
فکر میکنم ازت خوشِش اومده
!سلام
خوب، چون منم ازش خوشم میاد
تو جواهرات میندازی؟
!نه- اون به نیکل آلرژی داره-
اون زن کیه؟
اون به تموم حیوونات هم آلرژی داره
...شکر، گلوتن، مغزیجات از هر نوعی
توت فرنگی، دود، پارچههای صناعی
پس لطفاً، فقط حیوونای عروسکی اُرگانیک
یه لیست کامل توی دفترم هست
باید روال تجویز داروییشو نشونت بدم
اگه خواستی همهشو یادداشت کن
اون بعدازظهرها یه چُرتی میزنه
اون معمولاً ۷صبح تا ۷شب توی رختخوابه
...خوب، البته، وقتی بیش از حد تحریک بشه
یه سرگرمی بی سروصدا براش خوبه
داروی جدیدش کاملاً اونو بیهوش میکنه
...این بهتر از داروهایی هست که
با تشخیص اوتیسم بهش تجویز میشد
...اگه موقع چُرت زدن باهات دعوا کرد
فقط بهش بگو که واقعاً نباید بخوابه
خیلی آروم باهاش رفتار کن
میشه دَر رو ببندی؟
...همزمان با بچه داری
ازت انتظار میره کارای سبک خونه رو انجام بدی
شامل ظرف شستن، پاک کردن یخچال
تمیز کردن کابینتها
تمیز و مرتب نگهداشتن اُتاق بازی جانی
و، البته، مرتب کردن تختخوابها
...اوه، شرمنده، آ
شرمنده، من ترسیدم
!ببخشید
من مشغول چاپ کتابم هستم
...به همین دلیله که ما احتیاج داریم به- به من-
"لذت درد"
راهنمای عشق، سکس و خودشناسی
!عالیه
...بله، فقط اگه میخواستی شوهر کنی یا
دنبال خودشناسی بودی
...ولی بنظرم هنوز خیلی کوچیکی که بخوای
از چنین چیزی تعریف و تمجید کنی
!بله، خانم
...ازت میخوام متوجه باشی که
که آلرژیهای جانی خیلی شدیده
...یعنی اگه دستورات ساده منو رعایت نکنی
میتونه باعث مرگش بشه
...و تحت هیچ شرایطی نباید اجازه بدی
جانی از محوطه خونه خارج بشه
نه با این شدتی که گفتم
...میفهمی که چه میزان مسئولیتی رو
داری عهدهدار میشی؟
!سر تکون نده، بگو
!میفهمم
!ببخشید
...اگه اومدی اینجا تا ازم دزدی کنی
همه اشیاء قیمتیم توی حیاط خلوت دفن شدن
شکلات توی یخچاله اگه خواستی یکی وردار
آه، نه، سلام، من میلیسِنت هستم
میدونم تو کی هستی
خوب، همسرم ترا به خدمت گرفته
گربه زبونتو خورده؟
...ببخشید، آ
شما منو ترسوندی
مممم، از من ترسیدی؟ هیچ امیدی بهت نیست
شکلات؟
خوب، زیاد بچهداری کردی؟
گاهی اوقات
...خوب، شما، آ
یه نجاری؟
آها- چی میسازی؟-
!چیزی که هرگز تموم نمیشه
!آه
چرا لختی؟
هممم
تو هم
!الان نه- !اوووف-
!نکن
!لطفاً، برو لباس عوض کن جایی که رزرو کردیمو از دست میدیم
!لطفاً، ظرفها رو بشور
اجازه میدم لباس تمیزمو بپوشی و صبح میتونی دربیاریش
!جنده دیوونه
《یک قاشق شکر》
اِلاِسدی
...از وقتی که اومدی اینجا تا الان
من خیلی به تو و پیشرفتت افتخار کردم
توی این چند ماه اخیر
...درمانت با دوز کم اسید لایسِرژیک
...ثابت شده که
برای سلامت ذهنیت مفیده
پس، ما میتونیم دوز رو کم کنیم
چی؟
دوز بالاتر باعث توهّم میشه
!نه
توهّم ندارم
لازم نیست منو گول بزنی
...من فقط اینجام که به حرفات گوش بدم
و بهت کمک کنم
میدونم
من سعی نمیکنم که دردسر باشم
چه مشکل دیگهای داری؟
کدوم مشکل دیگه؟
لازم نیست بِهِم دروغ بگی
دارم دروغ نمیگم
من مشکلی ندارم
تو اکثر زندگیتو توی ...سیستم پرورشی بودی، ولی
هنوز کاملاً سروسامون نگرفتی
همشون خیلی خوب بودن
...امّا
پدرها همه یجور بودن
شاید مقصر منم
!نه
تو نمیتونی که چجوری پاسخ دیگران رو کنترل کنی
...تنها چیزیه که باید کنترل کنی
نحوه پاسخگویی به یه موقعیته
چی میخوای؟
-نمرات خوب بگیرم و برم دانشگاه
...بِهِم بگو تو چی میخوای، نه اونچه که
تصور میکنی من برای تو میخوام
...خوب، من
...این مادرها رو میبینم
توی پارک
که کالسکههاشونو هُل میدن
با همدیگه حرف میزنن
...و اونا هرگز، حتی یه بار
به بچههاشون نگاه نمیکنن
!مامان! مامان
!مامان
مامانتو گُم کردی؟
چه حسی بهت دست میده؟
نااُمیدی
!مامان
!مامان
شما بچهتون گُم شده؟
دلواپس نبودین؟
!تو گُم نشدی و حالا برو بازی کن
مامان داره صحبت میکنه
!گُم شده
!اونم توی پارک
No comments yet. Be the first to leave one.