لومړۍ 200 کرښې.
وای!
ببخشید، بیگ! ببخشید، فراگی!
نمیتونم گپ بزنم... باید برم به رفیقامون کمک کنم!
- مشکلی نیست سونیک! - قورقور!
خونه جاییه که دوستات هستن
همونجور که ضربالمثل میگه
و اون تپه سبزه
جاییه که بهترین سواحل، درختای نخل، و چیلیداگها
فقط یه نمونه کوچیک از کل خوبیهاشن.
ما اینجا رو میلیونها بار نجات دادیم
از دست این اسکل.
و بعدشم شادوو ("سایه") هستش.
قضیش پیچیدس. بعدا بیشتر دربارهاش میگم.
حقیقت از این قراره، ما هرگز شکست نمیخوریم.
چون وقتی یه خدمه مثل مال من داشته باشی
هیچی نمیتونه جلودارت باشه!
هی بچهها، موفق شدم بیام!
دیر کردی!
سونیک!
اِگمن!
دقیقا سر موقع اومدی که ببینی منشور پارادوکس رو برای خودم برمیدارم
و دنیای چندش سبزتون رو تبدیل میکنم به
یه چیزی که بیشتر... به سلیقهام بخوره.
خمیازهام گرفت!
اوهوم، من سرت "خمیازه" کشیدم اگمن.
همشون رو خورد کنین!
وای!
- سونیک! - هی، تیلز!
ناکلز! حالت خوبه رفیق؟
هیچی اعصبانیم نمیکنه، سونیک...
بجز اینکه وقتی دیر میکنی.
هییا!
ممنون روگ!
قابلی نداشت، حرفشم نزن. جداً.
ایمی!
سونیک کجا بودی؟
یکم از مسیر خارج شدم.
اون سنگ رو از زمین بکشین بیرون!
میخوای یه کاری انجام بشه، خودت انجامش بده.
سونیک ما نمیدونیم که منشور
قابلیت چیو داره. مواظب باش.
اگه اِگمن میخوادش، نمیتونه چیز خوبی باشه.
متوجه شدم!
از سنگ دور شو اِگمن.
این بار نه ای احمق.
سونیک وایسا!
سونیک نه!
مترجم : محمد کرافت
یه روزی من اون خارپشتو نابود میکنم،
و بخاطر این دنیا جای درخشانتری میشه،
نورانی میشه توسط نئون.
تا وقتی من اینجاها باشم، همیشه یه رفیق پایه داری!
جنگل زیباترین جا تو دنیاست.
به جزییات نیاز ندارم، فقط بگو کیو خورد کنم.
ممکنه خوشت نیاد از جوری که من کارها رو انجام میدم،
ولی من کارها رو به انجام میرسونم!
هی، ممکنه من اونی باشم که همه رو دورهم جمع میکنه،
ولی فقط یه خارپشت وجود داره که به سوی نبرد دنبالش میکنن.
هه هه! من به یه ارتش نیاز ندارم
وقتی که یه دوست مثل تو دارم سونیک.
من به دنیا حکومت خواهم کرد،
و هیچ جانور جوندهای قرار نیست جلومو بگیره.
ما هرجایی باشه دنبالت میکنیم سونیک.
هیچی نمیتونه دوستی ما رو خراب کنه سونیک.
این سردرد مثل یه انفجار صوتیه.
من کجام؟ هاه؟
نزدیک بودا.
اوخ!
وای وای وای!
چرا نمیتونم بخاطر بیارم چطور اومدم اینجا؟
فکر کن سونیک فکر کن!
وای، کفشام چشون شده؟
هاه. تا حالا هیچی مثل این ندیدم از وقتی که
چیلی داگهای ایستگاه کامیونها رو خوردم. (نوعی غذای مکزیکی)
تیلز؟ ایمی؟
ای بابا، تو این نقطه دیگه حاضرم ناکلز رو هم بپذیرم.
اوه عذر میخوام، به این مکان چی میگین؟
دارین منو نادیده میگیرین؟ دارین منو نادیده میگیرین.
چرا دارین منو نادیده میگیرین؟
چرا همه دارن منو نادیده میگیرن؟
کسی این طرفا میتونه بهم یه جواب راست و ریست بده؟
و تو هم مشغول زل زدن به هیچی هستی. بسیارخب.
هاه؟
"خوش آمدید به شهر نیو یوک.
خوش آمدید."
هیچوقت دربارهاش نشنیدم. حتما از خونه خیلی دوره.
کوهها، سواحل، درختای نخل کجان؟
بیگ! فراگی!
وای! اوه...!
چقدر خوشحالم قیافههای آشنا میبینم!
فکر کردم داشتم حلقههامو از دست میدادم، میگیری چی میگم؟
اینجا چه خبره؟ شلوار پوشیدی؟
شهروند شناسایی نشده.
هشدار! هشدار!
بیگ! نرو!
شما درحال نقض قانون 27 ب/6 شهر هستین.
متاسفم، زبون روباتی بلد نیستم.
توسط حکمیت شورای هرج و مرج،
دست نگهدار یا تکه تکه شو.
شورای هرج و مرج. بنظر مهمه.
مسیرها رو بهم نشون بدین، و از اونجا به بعدش با من.
چی...؟ وااااای!
وای! کفشام چشونه؟
اوه! من به این دیوارا عادت ندارم.
و حلقههام کجان؟
روباتها بدون فلیکیا؟ حالا، این جدیده.
وای!
نه نه نه نه نه نه!
این جواب نمیده. باید از روی زمین دور شم.
رباتهای خودبین سفت و جامد شرور.
انگار تمام چیزایی که ازشون متنفرم جمع شدن تو یه جا!
من کجام؟
اوه نه!
لطفا اشتباه کن! لطفا اشتباه کن!
پیچ پیچی...
گذرگاه خارپشت...
و این آزمایشگاه تیلز باید باشه!
اه، تیلز، چه اتفاقی افتاده؟
یالا اِگمن بهم نشون بده چی تو چنته داری!
آفرین به روحیه، جانور جونده... روحیه یه بازنده!
دیگ به دیگ میگه روت سیاه، ها!
چرا حس میکنم اِگمن داره ما رو از صحنه اصلی دور نگه میداره؟
اِگمن ما رو به مبارزه با بدنیکها کشوند
تا خودش بتونه تنهایی با سونیک در بیفته.
بزن بریم برنامهاش رو خراب کنیم!
یه خاگینه، داره میاد.
اوممم. من از این خوشم نمیاد.
دکتر اِگمن بیش از حد باهوشه که متوجه نشه
چقدر مزخرفانهاس جاش.
تقریبا انگار اون...
اون اونجا نیست.
درحال لرزیدنی توی کفشهای کوچولوت
جلوی توانایی تخممرغشکنم؟
قابل درکه. من به عبارتی مبهوت کننده هستم.
تو خوابت!
تو میاریش، من میشکنمش، اِگمن.
این جریان داستانه، و من هنوز هم شکستنخورده شماره یکم.
پس به حرفت وفادار باش
اگه نترسیدی!
این یه تلهاس سونیک! یه تلهاس!
من که تلهای نمیبینم، اگرچه اصولا
نباید هم تلهای ببینم اگه تلهای درکار میبود.
چیز خنده داری هست، کله تخممرغی؟
تو (خندهدار) هستی! دیدن تلاشت برای فکر کردن
با اون مغز فندقیت خنده داره!
سونیک! باید گوش کنی! این یه تلهاس!
تو درحدی احمق هستی که،
رفیق روباه دو دمی جهش یافتهات زشته.
اوه واقعا خودت خواستی.
بله... میخوام!
میتونی سربهسر من بزاری اِگمن،
ولی هیچکی سربهسر بهترین دوستم نمیزاره.
سونیک! نه!
اووه!
واای! نمیدونستم همچین کاری میتونم بکنم.
این چیزیه که بخاطر سربهسر دوستام گذاشتن گیرت میاد، کله تخممرغی!
هان؟ اِگمن کجاست؟
حتما پریده بیرون.
خب بنظر میرسه ما دوباره برنده شدیم.
تیلز! اون اصن اینجا نیست. چه خز، نه؟
بیش از حد بزدله که شخصا با ما رو در رو بشه. اصن به درک!
بدون تو نمیتونستم انجامش بدم رفیق!
هاه.
وای، تیلز ناراحته.
و تیلز هیچوقت ناراحت نمیشه.
جواب داد!
بدون قدرت اون دلقک آبی،
ما ماهها باید حفاری میکردیم.
ممنون ازت بابت زمین لرزه، سونیک.
و ممنون باشین از من بابت نقشهام که خیرهکننده به انجام رسید.
و جواب هم داد!
البته که جواب داد! من همین الان اینو گفتم!
هوف، بزن بریم. بابایی منشورش رو میخواد.
هی! رفیق نابغهام چطوره؟
هی سونیک.
برات چندتا کتاب مصور اوردم.
ممنون سونیک میتونی اونجا بزاریشون.
یکم استراحت از مسائل مخ گندهای چطوره؟
نمیتونم. یه چیزی درست نیست.
باید پی ببرم اِگمن چی تو سر داره.
ببخشید، تِیلز. قصد ناراحت کردنتو نداشتم.
درواقع، هیچوقت اینقدر ناراحت ندیده بودمت.
من یجورایی همینجوری تو لحظه غرق شدم و...
سونیک، اشکالی نداره. واقعا.
ولی ممنون. متشکرم.
فکر نمیکنی عجیب بود که
اِگمن توی تخممرغشکن نبود؟
اوه، نه واقعا. آخه میگم که، اون یه بزدل مطلقه.
ولی من یه تیکه خرتوپرت توی مقر فرمان پیدا کردم
اونجایی که باسن گندهاش باید میبود.
تیکه خرتوپرت، هاه؟
برام سواله آیا اینا همش بخشی از تله بوده؟
بهم بگو که ننداختیش توی دوبه قطعات بدنیکا.
تحویل پرسرعت خرتوپرت! شما بکوبش، ما با شتاب میاریمش!
وای، بزار ببینمش!
اون یه تله نبود، یه حقه بود.
تو هرگز یه انفجار اونقدر مخرب نساخته بودی.
فکر کنم این وسیله یه نوع افزایش دهنده سرعت بوده.
No comments yet. Be the first to leave one.