لومړۍ 200 کرښې.
*iranfilm* تقديم ميکند
کاري از گروه ترجمه iranfilm
The hills are alive
With the sound of music
With songs they have sung
For a thousand years
The hills fill my heart
With the sound of music
My heart wants to sing every song it hears
My heart wants to beat like the wings of the birds that rise
From the lake to the trees...
اوه، نه- My heart wants to sigh...
...ولي من داشتم ميبر- Like a chime that
On a church on a breeze
To laugh like a brook... اوه نه-
When it trips and falls over stones on its way
To sing through the night
Like a lark who is learning to pray
I go to the hills
When my heart is lonely...
اوه خداي من، مامان تو حياط پشتيه
!ميدونيم- کارول-
آيا اغلب فکر ميکنيد زندگي ارزش زنده موندن رو نداره؟
بله
تو 13 سالگي من سعي کردم خودکشي کنم و از رو ايوان پريدم
درست وقتي که پدرم داشت رانندگي ميکرد
اون 5 دقيقه بيهوش شد
و اين اتفاق باعث
آبروريزي شد
And I'll sing
Once more.
دريافت نتيجه تست
کارول- من دو قطبي ام؟؟-
کارول ، مامان دوباره قاطي کرده
چي؟ چطوري؟- !زده به سرش-
How do you solve a problem like Maria?
همش باعش آبروريزيه
تو بزرگتري کارول يه کاري بکن
من نميتونم کاري بکنم، منم عصبانيم من دوقطبي ام، شايد حتي شيزوفرني هم باشم
سريع تو گوگل بزن شيزوفرني
،من تغيير رفتار دارم افسردگي متوسط به بالا
و فکر ميکردم مردم دارن عليه من توطئه ميکنن
ببين، تنها مشکلي که تو داري
اينه که نميتوني تحمل کني يه نفر از تو رواني تر باشه
دخترا، شام سر ميزه
!انگار ما يه خونواده عادي هستيم
خب، مامان خيلي از تو رواني تره
ما از تو رواني تريم- من جامعه گريزم،لين توهم داره
بقيه مرئم درو هم شام ميخورن چرا ما نخوريم؟
ما اينکا رو ميکرديم- و با هم حرف ميزنن-
در مورد روزشون با هم حرف ميزنن
حتي ميشل از تو رواني تره- اون صدا ميشنوه-
!اون به ما گفته بود !توي سرش
اون فکر ميکنه توسط موجودات فضايي
تحت تعقيبه
،وقتي پدرتون برسه خونه جين....ميتونه دعاي قبل غذا رو بخونه
بابا نمياد
اون از زمان آبروريزي تا حالا با ما شام نخورده
کارول-
بابا از ما متنفره، مامان
چون ما يه خونواده واقعي نيستيم
،اما وقتي مثل يه خونواده واقعي رفتار کنيم
و در مورد روزمون با هم صحبت کنيم و بخونيم و برقصيم
اونوقت اون ميخواد که با ما باشه
خوندن و رقصيدن؟ کي اين کارو ميکنه؟
The Von Trapps.
اوه، نه
..weiss
Bless my homeland forever...
باشم Von Trapp من هميشه ميخواستم مثل بخونم Edelweiss
لباس هاي مثل هم بپوشم
Edelweiss...
اعتبار استراليا بشم
- Edelweiss Edelweiss...
به دلايلي بعضي چيزا رو اشتباه گرفتم
من همه چي رو خراب کردم
شما دخترا رو وحشي بار آوردم همه اينو ميگن
ما باعث خجالت پدرتون هستيم
نمي بينين مردم چطوري به ما خيره ميشن؟
اونا....به تو خيره ميشن مامان
خب ، به زودي اونا بخاطر حسادت به ما خيره ميشن
به با هم بودن ما
به عادي بودن ما
ميشل
ميشل
ميشل
سلام ، نانسي
اوه، دوباره نه
من به خودم گفته بودم
دوباره رو سطل آشغالا نرو، شرلي
،هر کاري ميکني روي سطل آشغالا نرو
و البته، من چيکار کردم
رو سطل آشغالا رفتم
حداقل روي سطل آشغال تو نرفتم، نانسي
مردم همسايه کلي وقت ميزارن و سعي ميکنن
خونشون رو قابل عرضه جلوه بدن
من کف پارکينگم رو دارم با مسواک تميز ميکنم ...اما موضوع چيه
موضوع چيه؟
اما به تنها چيزي که فکر ميکنم آشغاله بخاطر تو و سطل آشغالت
تو باعث آبروريزي هستي
آبروريزي محض
نانسي...متاسفم
بيشتر شيزوفرني ها صدا ميشنون
من صدا نميشنوم
بعضي اطلاعات اثبات شده نشون ميده در مرحله پيش از رواني شدن
هيچ توهم و خيالي ايجاد نميشه
!من پيش رواني ام
،سلام ترات من پيش رواني ام
تو خيلي ترسويي
تو مسئول نمايش کوسه هستي
باشه، عاليه، خوبه
چي؟ کدوم نمايش کوسه؟
اون جديده، توي زيرزمين
آرواره کشنده ي تروور بلاندل
تروور بلاندل آرواره وحشتناک
اسمش هست آرواره کشنده ي تروور بلاندل
کي اهميت ميده؟
هستم تروور بلاندل من
اوه، متاسفم آقاي بلاندل من کارول موچمور هستم
دستيار جديدتون
شما منو اخراج ميکنين؟
اهميت نميدم من از کوسه ها متنفرم
بايد از کوسه ها متنفر باشي ، کارول
اونا بي رحمن و قاتل هاي جاني هستن
اون بزرگه واقعا يه کشيش رو خورده
يا از خودتون در آوردين؟
يه چراغ قوه بردار و برو پيش کوسه، کارول
من فقط 8 سالم بود که اون به قايقم حمله کرد
يا من بايد زنده ميموندم يا اون
برو سمت آرواره ش
سه روز طول ميکشه تا غذاي کوسه هضم بشه، کارول
من اونو تو 24 ژوئن 1968 کشتم
هارولد هالت تو 23 ژوئن ناپديد شده بود
اين چه معني اي ميده؟
يعني اگه کشيش رو واسه صبحونه خورده باشه
اون بايد هنوز توي شکمش باشه
حالا نور رو بنداز توي گلوش
نميخوام
اما تو باور نميکني چيزي اون تو باشه
اينکارو بکن کارول داخلش رو نگاه کن
نه
اين ترسه که من توي صدات ميشنوم؟
آره
پس بگو باور داري که اي کوسه هارولد هالت رو خورده
اين کوسه هارولد هالت رو خورده
خوبه
حلا، به هر کس ديگه که مياد اونجا همين رو بگو
مجبورشون کن اونها هم باور کنن
اون يه....اون يه ماسکه يه ماسکه
روز بخير خانوم موچمور حالتون چطوره؟
اوه، خوبم، ممنون شما چطورين؟
شرط ميبندم يه دونات گنده با مربا و خامه ميخواين، اينطور نيست؟
اوه، خب، نه
البته که ميخواين و يه قهوه سرد که باهاش بخورين
يه قهوه سرد- فقط يه قهوه سرد-
دونات نميخواين؟- امروز نميخوام-
کي، خانوم موچمور ميگه که دونات با مربا و خامه نميخواد
چي داري ميگي؟
خانوم موو تو هميشه دونات با مربا و خامه ميخوري
اون داره تورو دست ميندازه ماندا- نه، اينطور نيست-
....نه ... واقعا...نمي
خانوم موچمور $5.50
ولي من... اينو نميخوام
چي داري ميگي؟ اين همه زحمت کشيدم
لذت ميبرين خانوم موچمور؟
اوه، بله ممنون
يکي ديگه ميخواين؟
اوه...نه، ممنون
موو
چي؟- شرلي-
!اوه- داري چيکار ميکني؟-
تو قول دادي ديگه غذاي چاق کننده نخوري به سلامتيت اهميت نميدي؟
چرا چرا
،خب، وقتي خودت اهميت نميدي چطور انتظار داري من اهميت بدم؟
من اهميت ميدم. و واسم مهمه که تو اهميت ميدي
من اين دخترا رو خريدم تازه جلا داده شدن
اوه
اليزابت اول
براي مسابقه
من تو مسابقه اليزابت اول شرکت ميکنم
حالا موهاي ميريم رو لمس کن
زود باش
نايلون
حالا ملا ايوت رو لمس کن
فرق ميکنه
موي آدمه
من با موي آدم تو مسابقه الزابت اول شرکت ميکنم
موي آدم قرمز
فکر ميکني جين دوست داشته باشه عصر منو ببينه؟
جين؟ آره حتما
پس من بعد مدرسه ميرم دنبالش
ميدوني، فکر کنم من خامه ميخوام
فکر نکنم بري ديگه دوسم داشته باشه
،چي؟ خب بري خودش اينو گفته؟
خب، پس از کجا ميدوني؟
هيچ وقت نگاهم نميکنه
هيچ وقت هيچي بهم نميگه
دو هفته ست خونه نيومده
بري اين روزا خيلي ذهنش مشغوله
انتخاباتي هست که داره مياد
No comments yet. Be the first to leave one.