لومړۍ 200 کرښې.
! مغز
چی داره میشه الان ؟
. زامبی"ـه داره کله ی دختره را میخوره ، مامان بزرگ"
. کار زیاد جالبی نیست آخه واسه چی داره اونکارو میکنه ؟
... چون اون یه" زامبیه" ـه . و اینکاریه که باید بکنه
. شامشو خراب میکنه که
... مطمئنم اگه با هم یه گوشه مینشستن
. و با هم حرف میزدن چیزی غیر از این اتفاق میفتاد ...
نورمن" مگه بهت نگفتم آشغال ها را ببری بیرون ؟"
. آره بابا الآن میام
میشه بهش بگی که درجه ی شوفاژو هم بیشتر کنه ؟
! پاهام قندیل بستن
. یالا ، مناسب خودته ، احمق - . سلام -
چی داشتی میدیدی ؟ - "سکس و خشونت" -
. اوه ... خیلی خوبه
نمیتونی مثه بچه های هم سن و سال خودت باشی ؟
یه چادری تو حیاط بزنی یا بری نجاری کنی ؟
... "پری" - ... فکر کنم بهم گفته بودی بچه ها هم سن و سال من -
سرشون شلوغ تر از اونیه که برن اجسام فروشگاه ... . را بلند کنن یا دوچرخه سواری کنن
... "نورمن"
... هیکل تمیزی داره
. شکمش هم که هفت تیکست ...
. حواست باشه - . کورتی "دختر خوبی باش" -
. این که آره معلومه سزاوارش نیست ... یعنی
... اون دختر خوبیه و منم دوسش دارم . اون یه بازنده ی به تمام معناست
. آره ، میدونم - هی بابا ؟ -
مامان بزرگ گفت میشه درجه ی شوفاژو زیاد کنین ؟
. پاهاش یخمک شدن
الآن "پری" ؟
چند بار باید اینو بهت بگم پسرم ؟
. که مـادر بزرگــت مُـرده - میدونم -
پس چرا هنوز باهاش حرف میزنی ؟
. چون اون همیشه با من حرف میزنه - اوه خدای من -
. تو یه دروغگویی - . من که این حرفا را از جیبم در نمیارم -
. قسم میخورم ، اون تمام وقت با من حرف میزنه
! که اینطور . پس ثابت کن
... اون گفت که واسه یه دختر خوب نیست که
عکسای بدون لباس کاپیتان ... . تیم مدرسه ـشونو توی کمدش قایم کنه
. میدونستم که قایمکی میری سراغ وسایل شخصی من
. نخیر من نرفتم ... مادر بزرگ گفت
. خیلی بی شعوری
... نورمن" من میدونم تو و مادربزرگ خیلی بهم نزدیک بودین"
. ولی همه ی ما دیگه باید از فکرش بیایم بیرون
. مادربزرگ الآن تو یه جای بهتره
. نخیر نیست . اون توی اتاق نشیمنه
. مادربزرگت پیر و مریض بود و ، مُرد
. همش همینه
. خیلی خب "پری " ، این بخشی از فرآیند سوگواریه
. اینقدر لوس بارش نیار
. اما قبل از اینکه کار باریک تر بشه باید یه کاری کرد
... این رفتار شاید از طرف خونواده ی تو معمولی باشه
. اما من که دیگه نمیتونم تحمل کنم ...
. نه دوباره - "اینجا که ساحل غربی نیست ، "ساندرا -
. مردم چیزایی میگن - "اون خیلی حساس ـه ، "پری -
. لطفا ... حساس بودن برای شعر نوشتن
. و خرابکاری در ورزش ، نه این کارا
. من نمیخوام که اونم مثه دایی ـت بشه
... اگه اون پیرمرد احمق این اطراف اومده باشه
. و این اراجیفو تو سر "نورمن "کرده باشه - ... "پری" -
. سال هاست که کسی کاری به دايي "پرندرگاست" نداره
. شرط میبندم که اون اصلا نمیدونه "نورمن" چه شکلیه
. وقت زیادی نیست
. وقت زیادی نیست
پارانورمن
Merajmasarat & Rivaz & Amin IsDanger معراج مسرت و محمد ریواز و امین شیروانی
! صبح بخیر
سلام "بروس "، چه خبر ؟ ... خبر خاصی نیست
. نمیخوام مدرسم دیر شه ، باید برم
. از دیدنتون خوشحال شدم بچه ها
! صبح بخیر . ببخشید ... باید عجله کنم
. ببخشید ... معذرت میخوام
. میبینمتون
... هی پسر کوچولو . یالا ، بیا اینجا
. خوشحالم میبینمتون
چه خبر ؟
"سلام خانم "هارمون . امروز خیلی ناز شدین
. از اون مدل موهاتون خوشم میاد
کسی بوی سوختگی حس نمیکنه ؟
صلح ، مرد - کاملا -
. آزاد باش سرباز - قربان ... بله ... قربان -
نورمن" ، میای هاکی ؟"
. نه ، مدرسم دیر شده . متاسفم ... باید برم
چه خبر ؟ - سلام ، چه خبر ؟ -
سلام ... آویزون بودن خوبه ؟
. قبلا اینو نشنیده بودم
. ببین و یاد بگیر . پارک در پارک ممنوع جرم بزرگیه
. لعنت بهش عزیزم - نه ، نه -
. برو که رفتیم
... تپل
هی احمق ، میدونی چیه ؟
چی میخوای ، "آلوین" ؟
چرا چند تا روح نمیبینی ، "گوپر" ؟
... "هی ... "نورمن
. باهاش حرف بزن
عجب چیزی گفتیا "آلوین" ، درسته ؟
. مگس ها که صحبت نمیکنن
... تپلی یالا ! بریم
. شماها خیلی بی سوادین
... مهاجران اسطوره ای
هیچ کدومتون چیزی از تاریخ این شهر میدونین ؟
. پروتستان های مذهبی و مومن در اینجا ساکن بودند
. کسانی که به اینجا اومدن و مکانی بدون گناه را ساختن
چیه ، "سالما"؟
چرا جادوگرا همیشه یه زن پیر با موی دم اسبی و یه دسته جارو هستن ؟
من که فکر نمیکنم این موضوع . "از نظر تاریخی درست باشه خانم" هنشرد
. اصن نباید هم باشه
. قرار بود که کارت پستال و دسته کلید بفروشیم
. پس بیاین یه بار دیگه امتحان کنیم
"صفحه ی 6 را بخون ، "نورمن
... پدران و بنيانگذاران "بليس هالو" فهميدن که "
. "یه جادوگر بد ذات بینشون هست - ... "نه ، نه ، "نورمن -
. با ذوق و احساس بخون ... اینطوری
... آنها او را محاکمه و به دار آویختن"
... اما جادوگر کینه دوز آن ها را نفرین کرد
. و 7 نفر از اون ها به طرز وحشتناکی به قتل رسیدن ...
... همانند مردگانی متحرک
. از قبرشون بیرون آمدن ...
... روح آنها ... نفرین شده ـست
"تا ابد ...
. حالا ازت میخوام که محکم تر بخونیش
... پای آبروی من در میونه و نمیخوام مثل
... "نورمن"
گوشِت با منه ، پسر ؟
"معذرت میخوام خانم "هنشرد - . منم همینطور -
. حالا اگه مسئله ی دیگه ای نیست ... بیاین ادامه بدیم
. آنها او را محاکمه و به دار آویختن
! نوبت منه
! خورد زمین ، عزیزم
. معذرت میخوام - ... شما بی مصرف های -
. فردا میبینمت ، تپل
. نورمن" ، صبر کن"
. دارم بهت میگم تپل . دوست دارم تنها باشم
. منم همینطور ... بیا با هم باشیم
. نباید بزاری که ناراحتت کنن
. اونا همیشه این کارا با منم میکنن
چرا ؟ - . چون خیلی تپلم -
... و بخاطر آلرژیم از چشمم اشک میاد و یا . وقتی تو کلاس راه میرم عرق میکنم ...
. و من یه ظرفی دارم که توش یه بچه گربه ـست
. و بیماری روده و اینا هم دارم
. فکر کنم خیلی ایراد شد
این چیزا ناراحتت میکنه ؟ - نه -
. تو نمیتونی جلوی قلدری و زورگویی بقیه را بگیری . این بخشی از فطرت انسان هاست
، اگه خود تو هم بزرگتر و احمق تر بودی . حتما زور گویی و قلدری میکردی
. بهش میگن بقاء بزرگترها
. اون مجسمه الان بهمون "پسست" کرد
تو میدونی من کی هستم ؟
پیرمرد بیکار ، تنبل ، بوگندو و عجیبی که بالای تپه زندگی میکنه ؟
. من داشتم از اون میپرسیدم
! آره ... میدونم
. ببخشید ، گفتن نباید باهات حرف بزنم
و میدونی چرا نباید با من حرف بزنی ؟
. چون منم میتونم روح ها را ببینم
و من میدونم این همه ی اون چیزی نیست که این اواخر میبینی ، درسته ؟
. پیشگویی های بد ... چیزایی که توضیحی دربارش نداری
. چیزای عجیب غریبی که یهویی ظاهر میشه
و مطمئنی کسی راجع به نفرین جادوگر بهت حرفی نزده ؟
. راستش ، اینا را تو مدرسه یاد میگیریم
. منم یه دخترم
. یه چیزی هست که باید بدونی
. مهم ترین چیزیه که میشنوی
. چیزی که سرنوشت هر کس به اون وابسطه ـست
. حالا خوب گوش کن ... نفرین جادوگر ، واقعیه
. و تو تنها کسی هستی که میتونی جلوشو بگیری
... باید از استعدادهات استفاده کنی
. در خصوص صحبت با مُرده ها ...
... چون اگه اینکارو نکنی
... این مهمترین چیزیه که
... تو میتونی
... تو میتونی
... تو
. ازش دور شو
. مجبورم نکن اون غذا را به سمتت پرتاب کنم
. ماجرا تموم نشده . خودت به زودی میبینی
. منتظر یه علامت باش
. عجب پیر مزخرف و عجیبی
. اون دایی منه
پس این حقیقت داره ؟ - چی ؟ -
تو میتونی روح ها را همه جا و همیشه ببینی ؟
! آره خب
! محشره
فکر میکنی بتونی سگم ، "باب" را ببینی ؟
. یه ماشین حیات وحش زیرش گرفت
. اتفاق غم انگیزی بود
توی حیاط دفنه ، میتونی ببینیش ؟
... احتمالا - عزیزم ، یالا -
زود باش - تپیلی ! خودتی ؟ -
. سلام "میچ"، داریم میریم با سگ مُردم توی حیاط بازی کنیم
. و همچنین لازم نیست زمینو حفاری کنیم
!چی گفتی ؟
! تپل ، این همون بچه ی عجیب نیست که
میدونی : "من با ارواح حرف میزنم پس . "مردم به من توجهی نمیکنن
میشه تمومش کنی ؟ . حرف احمقانه ای ـه
، حالا به من گوش کن
. نیازی نیست که با آدمای عجیب بگردی
. این یه نصیحته
... "نگران من نباش "میچ
. اون که اصلا عجیب نیست . اون فقط با مُرده ها حرف میزنه
! یه جایی همین دور و برِ
روح هر کسی که بمیره برمیگرده ؟
... نه
No comments yet. Be the first to leave one.