One Well-Raised Daughter (잘 키운 딸 하나 / Jal Kiwoon Ddal Hana)

One Well-Raised Daughter (잘 키운 딸 하나 / Jal Kiwoon Ddal Hana)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

One Well-Raised Daughter E072 korean-dream ir
د لخوا تبصره shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

تګونه

other
په خپور شو: 2015-10-14
ډاونلوډونه: 7
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

= قسمت 72 =-

دو هیون دو هیون

بیا از هم جدا بشیم ....طلاق بگیریم

دو هیون. ...من

دو هیون,تو الان عصبانی هستی مگه نه؟

دو هیون, بیا وقتی آروم شدی با هم حرف بزنیم

اما الان من خیلی ناراحتم

بیا بریم پایین ، پدر منتظره شام بخوریم

باشه دو هیون؟

اونطوری که تو میگی من عصبانی نیستم

باشه بیا بعدا دوباره در موردش حرف بزنیم

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.

تو بو غذاتو بخور من یه کاری دارم که باید بهش رسیدگی کنم

برای من این خیلی اهمیت داره

اوپا نیازی نیست عجله کنی

فقط یه کم بخور

چیکار می کنی عروس

دویون تو واسه چی این کارهای بیخودی رو می کنی؟

برای چی بهش گفتی؟

من خودم تازه فهمیدم اون زن بوده

چی؟

تو بی دلیل بدبین شدی

بخاطر احساسی که داری

تو درست مثل یه بچه پولدار لوس و از خود راضی

برای اینکه همیشه می خوای جلب توجه کنی

همیشه در حال جلب توجهی

ما لطفا بیدار شو

تو فقط یه دردسر روانی هستی

زن برادر الان داری با من دعوا می کنی؟

می خوای با این حرفها به من حمله کنی؟

...که اینطور

فکر کردی من از دعوا می ترسم

دوئل ، دعوا ، هی

من از دعوا نمی ترسم حتی اگه بمیرم

یالا امتحان کن ، امتحان کن تا ببینیم

من شوخی نمی کنم

اگه دوهیون منو طلاق بده می خوای چیکار کنی؟

کاملا مشخصه که اون بخاطر ازدواج برادرمو فریب داده

وقتی که فهمیده نذاشته بیرون درز کنه

اون اول برادرمو اغوا کرده بعد با دو رویی اومده سمت من

می خوای با من بجنگی؟

...باشه بذار اون روی جانگ راهویم ببینیم

اونوقت بعدش منم

به همه نشون می دم چقدر برادر من صادقه

تا به همه نگم زنش چطوری فریبش داده تکون نمی خورم

بعدشم با طلاق برادرم موافقت می کنم

باید برم دیدن دو هیون؟

نه نباید این کارو بکنم

حالا باید چیکار کنم؟

مثل اینکه یه کم زود اومدم

در خصوص مصرف دارویی سس لوبیای سویا

می خواستم در موردش باهاتون صحبت کنم

آقای کیم میونگ هو من جانگ را هوی هستم

جانگ هانا نرفته دفترش؟

پس کی جلسه تموم می شه؟

بله متوجه شدم

ساعت 11 جانگ هانا با برادرم جلسه داره

ده دقیقه پیش راهوی در مورد برادرم پرسیده

که چه زمان جلسه تموم می شه

و جلسه هانا و برادرم ساعت ا2:30 تموم می شه

اما شما واسه چیز این جزییات یادداشت می کنی

روی پیشونیم چی نوشته شده؟

برادرم باید 100% طلاق بگیره

هنوزم باید توضیح بدم؟

نه نیازی نیست فقط یه کم جا خوردم

باید کاری کنیم این زن بد برادرمو ول کنه

هر کاری از دستم بر بیاد می کنم

تو فقط باید این وضعیت به برادرم بگی

بهش بگو هر کاری می خوام بکنم

فهمیدی؟

بله متوجه شدم

قراره این محصول جدید در بازار راه اندازی بشه

این تجزیه تحلیل بازاره

بعد از تکمیل این گزارش دوباره میارم بهتون میدم

به دو هیون چی گفتی؟ چه تهمتی به من زدی؟

چی داری می گی؟

وقتی دیدی چی بهش گفتی؟

می خوای بگی یادت نمیاد چی گفتین؟

وقتی منو می بینه اینقدر نگران می شی

باید خجالت بکشی

زن داداش

دست هانا رو ول کن

چی؟

این چیه نوشتی؟ دیوونه ای؟

تا وقتی که تو بذاری بری من دیوونه می مونم

حالا می خوای چیکار کنی من تصمیمو گرفتم

باشه بیا بجنگیم

اینو نوشتم برای جنگ

مثل اینکه با هم مشکل دارین من دیگه میرم

باشه هانا جون شما برو

ما همینجا می مونیم

فکرشم نکن جلوی من و هانا رو بگیری

تو دروغ گفتی تا بتونی ازدواج کنی

برادرم گفت می خواد طلاقت بده منم کمکش می کنم تا به قولش عمل کنه

همین کافی نیست؟

نمی تونی صداتو بیاری پایین منظورت از این حرفا چیه؟

دو هیون فقط چون عصبانی بود این حرفو زد

براردم من حرف الکی نمیزنه

وقتی همچین چیزی گفته یعنی مصمم شده

بهتره فراموش کنیم ، بیا جدا شیم

دو هیون

ما دیگه نمی تونیم به عنوان زن و شوهر ادامه بدیم

درست همونطوری که از اول گفتی

و درست همونطوری که پدر گفت

حتی اگه همو دوست نداریم ولی می تونیم زندگی کنیم

عشق بینمون توسعه پیدا می کنه

من منتظر بودم تا این اتفاق بیفته

اما هیچ وقت اتفاق نیفتاد

من هنوزم دوستت ندارم

هر چی هم که بگی باز من زنتم

می تونم تا زمانی که دوستم داشته باشی منتظرت بمونم

من همسرتم

پس یعنی همیشه باید احساسی رو که بهت دارم نشون بدم

زن شوهر بودن یعنی کنار هم خوشحال باشیم

ولی ما خوشحال نیستیم اینو با صداقت می گم

باشه دیگه کافیه

من هیچ انتظاری از تو ندارم

اگه یه کم تلاش کنی دیر یا زود رابطه ما خوب می شه

واسه چی باید تلاش کنم؟

تو منو فریب دادی

تو کاملا می دونستی که هانا زنه ولی هنوزم داری بهم دروغ می گی

تو اولین کسی بودی که خبر داشتی هانا زنه

ولی این راز از من مخفی کردی

هنوزم داری هانا رو تهدید می کنی

کی این حرفو زده؟ کی گفته تهدیدش کردم؟

هانا همچین چیزی گفته؟

این حقیقت داره

این حقیقت نداره یه توطئه است

تو نباید باور کنی

مدتها است در این مورد

من به هانا اعتماد دارم

من و هانا به طور اتفاقی به هم جذب شدیم

من حتی بهش اعتراف کردم و توضیح دادم

اما یه روز یون سونگ شروع کرد از دوری کردن

من احساس عجیبی داشتم

ازش پرسیدم برای چی یهو نظرش عوض شده؟

وقتی برای اولین بار شنیدم تو زیاد توضیح نخواستی

از اون موقع می دونستی که اون زنه؟

بخاطر همین اونو تهدید کردی

من متوجه شدم چیکار کردی

تا من باهات زندگی کنم

دیگه هیچ دلیلی نمی تونم پیدا کنم تا به زندگی باهات ادامه بدم

چی شده دو یون؟

همه چی ، همه چی رو شنیدم

شنیدم چرا اونها اینطوری شدن

وااا و واقعا که دست مریزاد

حالا دیگه باید 200% طلاق بگیره

بی شک ، حتما ، صد در صد ، قطعا

دو هیون گفت می خواد طلاق بگیره

بله پدر

اونها هر روز مثل یخ با هم برخورد می کنند

الان دیگه شنیدم موضوعشون چیه

راهوی از اول می دونسته هانا یه زنه

چی؟

پـدر

درست حرف بزن

اوپا پدر گفت بری پیشش

اون الان در مورد مسئله طلاق شما می دونه

نمی شه طلاق بگیری

برای چی نمی تونم؟

چطوری می تونی اینقدر سریع به هم بزنین؟ باید صبر کنی

حتی اگه با هم مشکلم دارین نمی شه از هم جدا شین

پـدر,یه چیزی ازتون می پرسم

از کی می دونستی که هانا دختره؟

چی؟

چطوری فهمیدی؟

بگین بهم

تو

می دونم برای چی مستقیم بهم جواب نمیدین

شما از راهوی شنیدین

برای همین منو فرستادی ایتالبا؟

پس همه چی به خوبی برنامه ریزی شده بوده

با تو جه به اون طرح....منو فرستادی برای درس خوندن

و برای همین تمام اخبار اینجا رو مسدود کرده بودین

الان واقعیت رو فهمیدم

دیگه نمی تونم با راهوی زندگی کنم

پس فکر می کنی طلاق راه حل خوبیه؟

بخاطر حانگ هانا؟ درسته؟

هر چی دوست دارین بگین

در نهایت می خوای بخاطر جانگ هانا زندگیتو به هم بزنی؟

اگه با اون بمونی کارت کاملا ساخته است

اون دشمن اس.اس گروپه

من نمی خواستم این کارو بکنم

نمی خواستم زندگیمو نابود کنم

اگرم ازدواج کردم به خاطر هانا بوده

فقط برای اینکه پلیس برای هانا درد سر درست نکنه

فقط بخاطر محافظت از اون ، متوجه می شین پدر

همه اش بخاطر جانگ هانا بوده

اما بخاطر راهوی زندگی من و هانا خراب شده درسته؟

من نمی تونم این زندگی فریبکارانه رو با راهوی ادامه بدم

من به هیچ وجه اجازه نمیدم

ما نمی تونیم با هم زندگی کنیم می خواین چیکار کنین؟

شما می تونی ازدواج منو باور کنی

...حتی اگه پدر من باشی

من نمی تونم شوهر اون باشم

چطوری می تونی آرزوهای منو کنترل کنی؟

توی این وضعیت شما حق دخالت نداری

فقط این کارو می تونی بکنی ؟

تو یه بچه ساده نیستی

تو با تصمیم خودت عروس من شدی

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left