لومړۍ 171 کرښې.
...جدی میگم وِکس، خوبم، فقط
نه
فقط لازمه یه نگاهی ...به وضعیت میدان مهار گوی بندازم تا
به هیچوجه
...ولی - اما و اگر نداریم دیگه -
تعداد نگهبانان سفیدپوش رو دو برابر کردیم
طلسمهای محافظتی از زمان رایشان برپان
پرسی، آخرین بار کِی یه شب کامل خوابیدی؟
یه وقتی بین اژدهای دوم و سوم
در دفاع از خودم باید بگم که
مقصر بیشتر بیخوابیهام تو بودی
مرسی ترینکت
عزیزم، وقت خوابه
چشم
این اواخر کلی بدبختی کشیدیم پرسیوال
فعلاً برای امشب گوی تحت کنترله
و منتظر برگشت پایک و گراگیم
بیا از این فرصت استفاده و استراحت کنیم
میدونم حق با توئه
فقط هیچوقت توی این قصر احساس آرامش نکردم
...خیلی وقته حس خونه بهم نمیده، از وقتی
خب، خودت میدونی
« مترجم: عاطفه بدوی » ::. Atefeh Badavi .::
پرسی
جدا به خواب احتیاج داری
امکان نداره
«افسانه واکس ماکینا» «قسمت هفتم: ارواح وایتاستون»
پناه بر خدایان
اونقدرها هم بد نیست
فقط وقتی گسترش پیدا میکنه درد میگیره
کسی این حرفهات رو باور نمیکنه
نمیفهمم چرا نمیتونیم درمانش کنیم
کارِ خدایانه دیگه. ببین، چه خوشت بیاد چه نه
بانوی کلاغها برای هر چیزی دلیلی داره
واقعاً که فکر نمیکنی تقدیرت
این باشه که تا ابد رنج بکشی، نه؟
اگه بیمعنا باشه، یعنی این سیاهی نفرینشده بیهودهست
که تحملش رو خیلی سختتر میکنه
من زیر بارش نمیرم
مقاربتتون رو تموم کنید و لباس بپوشید
زیرا که در وایتاستون مشکلی پیش آمده
سنگ کاریش جدیده
مطمئنم زمان بچگیمون وجود نداشت
برایروودها سالها اختیار کامل قلعه رو در دست داشتن
خدا میدونه چه چیزهای دیگهای رو توش مخفی کرده باشن
وجود تونلهای زیرزمینی میتونه توضیح بده چطور اون موجودِ حیواننما از دست نگهبانها در رفت
درسته. اگه دخمهگردی در پیشه
گمونم خودمون باید بریم ته و توش رو دربیاریم
به نگهبانها میگم دنبال ورودیهای دیگه بگردن
حداقل حالا میدونیم باید دنبال چی باشیم
برایروودهای لعنتی
کِی قراره از شرشون خلاص شم؟
طوری نیست عزیزم
نمیشه این طفلکی رو سرزنش کرد که میترسه بره
...به دلِ وحشتهای ناشناخته و
گفتی «صدای روح» یا «صدای روحمانند»؟ چون باهم فرق دارن
تاریون، از اونجایی که ترینکت حسابی ترسیده
شاید بهتر باشه تو اینجا بمونی
تا با دلاوریت مراقبش باشی
دلاوریم. درسته. بله
چه فکر فوقالعادهای
بریم
من و تو. آخرین سنگر دفاعیایم
بیاید از هم جدا شیم، اینطوری میتونیم بخشهای بیشتری رو بگردیم
حدس میزدم این رو بگی
راه رو برات روشن میکنم پرسی
مراقب باشید بچهها
یه کپی از اتاق پدر و مادرم؟
آره. اصلا هم یهجوری نیست
دلایلا احتمالاً اینجا رو برای سایلس درست کرده بوده
یه فضای زندگی جایگزین به دور از نور خورشید
عشق باعث میشه آدمها دست به چه کارهایی بزنن
عشق؟
خب، اون همهی این کارها رو کرده تا شوهرش رو برگردونه
البته پرواضحه که آدمکشی ...و جنون آخرالزمانی
.اصلاً قابل دفاع نیست با این حال هنوز هم یه داستان عاشقانه محسوب میشه
سایلس و دلایلا برایروود روانی بودن
همین و بس
هرچی زودتر اینجا رو تخته کنیم زودتر میتونن به دست فراموشی سپرده بشن
کیلث؟
گندش بزنن
خرسیجون، یادداشت کن
یا توجه کن حالا هرچی
دارینگتون با نگاه تیزبینش همچون یک کارآگاه کل اتاق را برانداز میکند
و جزئیاتش را به خاطر میسپارد
هیچ گوشهای از قلم نمیافتد و هیچ نقطهای پنهان نمیماند
هیچ چیز از چشم تاریون دارینگتون پنهان نمیماند
وایسا
هیچ چیز از چشم تاریون دارینگتون پنهان نمیماند
پس بالاخره مخفیگاهمون رو پیدا کردن
وقتشه درستوحسابی ازشون استقبال کنیم
اینها دیگه چیان؟
انگار یهجور آزمایشگاهه
به چه منظور؟
هر چی هست، چیز خوبی نیست
حالت داره بدتر میشه
بهتره برگردیم - نه، خوبم -
...پرسی باید
این دیگه چیه؟
این دیگه چه عنیه؟
وَکس
خب، این بده
افتضاح شد
یعنی چی
سایلس؟
پرسی؟
سلام... پرسی؟
چی تو سرت بوده دلایلا؟
این دیگه چیه؟
«نهمِ ثانشییر
ارباب موفق شد
سایلس عزیزم را به من برگرداند
اما مشکلی در وجودش هست
آیینهای خونآشامی آنقدر جسمش را تغییر دادهاند
که دیگر قابل شناسایی نیست
میترسم این درمان از خودِ بیماری هم بدتر بوده باشد
بیستمِ ثانشییر
عطشش به خون به سرعتی درحال افزایش است
که دیگر نمیتوانم به اندازهی کافی برای تغذیهش حیوان فراهم کنم
با اینکه قلبش هنوز با من است
...غرایزش
کاملاً بدوی گشتهاند»
«سیزدهم آندیلار
بعد از ماهها تحقیق و شکستهای بیشمار
فکر میکنم راهی پیدا کردهام تا وجود سایلس را
از نفرین خونآشامیاش پاک سازم
...آیینی مرگمحور که میتواند
- نفرینی الهی را از بین ببرد» - نفرینی الهی را از بین ببرد»
وَکس
خیلیخب
تو کی هستی و برادرم کجاست؟
حرف بزن
نه. خواهش میکنم
نه - ببخشید -
... کاری به تو ندارم. دنبال چیز میگردم
ارباببانوم؟ - کی؟ -
جادوگری که توی سرمه
صدایی که هرگز خاموش نمیشه
کارهایی کرده. کارهای بد
...کارهایی که درست یادم نمیاد ولی
نمیتونم هم فراموششون کنم
اون صدا نمیذاره
اگه کمکم کنی برادرم رو پیدا کنم شاید بتونم بهت کمک کنم
برادرت روحه؟
ارواح زیادی در وایتاستونن
حس میکنم که دوباره دارن جون میگیرن
و من رو به اینجا میکشونن
دارن هشدار میدن که اون برمیگرده. نه
چی؟ کی برگشته؟
منظورت.... اون تو بودی؟
پس... پناه بر خدایان
ارباببانوت...
.نه. امکان نداره برگشته باشه ما کشتیمش
پرسی
لعنتی
کیلث صدام رو میشنوی؟
وکسالیا؟
کیلث؟
تاریون؟
تو تنها کسی بودی
که صداش نزدم
عذر میخوام
هیچوقت از خونههای تسخیرشده خوشم نمیومده
جالبه که ظاهراً خودم دارم تو یه همچین خونهای زندگی میکنم
این دیگه چه کوفتیه؟
...وایسا. شاید بهتر باشه که
!نه! سایلس؟ نه
نمیتونه باشه
پرسیوال، آروم باش
به من نگو آروم باش
این آدمها نفرینیان که هرگز از شرشون خلاص نمیشم
No comments yet. Be the first to leave one.