لومړۍ 200 کرښې.
بیا بیرون
گفتم بیا بیرون
بیا بیرون بیشعور عوضی
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.
رئیس هونگ هنوز ماشین تون اینجا نیست
چی؟
به نظر میاد مشکلی جلو در پیش اومده
چی ...الان چی گفتی؟
منو مسخره کردی؟
میرم پارکینگ و مسئله رو حل میکنم
لطفا تو دفترتون منتظر باشید
باورم نمی شه
چه خبر شده؟
شنیده بودم دوست دختر داره
حالا دیگه با خودش اینور و اونور می بره؟
این دختره نیم وجبی کیه؟
چی؟
چرا با اون دختره است؟
داری میری خونه؟
کجا زندگی میکنی؟
با کی زندگی میکنی؟
در مورد خانوادت بهم بگو
غذای مورد علاقه ات چیه؟
غذایی رو که ازش متنفری بگو
حداقل
باید بدونم با چطور آدمی به هم زدم
گرچه نمی تونم درک کنم ولی باید بتونم بپذیرم
اینطوری میتونم ازت جدا شدم و این موضوع رو بپذیرم
بهم بگو
چرا ناگهانی اینکارو میکنی؟
!جواب بده
چرا مثل ترسوها فرار میکنی؟
چرا اینقدر با من غیر منطقی برخورد می کنی؟
دروغ نگو و حقیقت رو بهم بگو
...کسی رو که دوستش داشتم
روزی که برای اولین بار دیدمت مرد
این بدترین روز زندگی منه
من هر وقت تو رو می بینم یاد اون شخص میفتم
هر وقت بهت فکر میکنم
...پس فقط با فکر کردن و نگاه کردن بهت
من درد می کشم
هر لحظه برام شکنجه است
چونگ آه
. چونگ آه
کیم چونگ آه به خودت بیا کیم چونگ آه
.مامان
ببرش سمت ماشین من خودم میبرمش بیمارستان
بیا بعدا تو خونه حرف میزنیم
نمی خوای تمومش کنی
گفتم اینکارو می کنم بذارش تو ماشین من
مامان خواهش میکنم - کاری رو که گفتم بکن -
نه دنبالم نیا نه بهم زنگ بزن
وگرنه بهش میگم تو کی هستی
بیا بیرون
منتظر چی هستی ؟ بگیرش
گفتی الان دوست پسر داری
... دلم میخواد
از حالا با خوشحالی و عشق زندگی کنی
دارم دیوونه میشم
چه اتفاقی برای پسرم افتاد؟
با اون چیکار کردی؟
بهم بگو تو میدونی
زود باش راستشو بگو ، دروغ نگو
دقیقا بهم بگو چه اتفاقی برا پسرم افتاد
هی
اون بخاطر نجات دخترم پرید تو آب
این اتفاقیه که افتاده
پریده تو آب که چونگ آه نجات بده
پس بخاطر نجات تو غرق شده؟
داری راست میگی؟
چرا اینکارو باهام می کنی؟
بعد از احساسی که از دیدنت داشتم
بعد از اینکه اونقدر برام سخت بود جون گیوم بفرستم بره
...چطور جرات میکنی
چطور جرات کردی عاشق جون هوی بشی؟
...چرا شما اینجایی
من چرا اینجا م؟
عصبانی هستین؟
من کار اشتباهی کردم؟
واسه چی می خواستی جلوی اون ماشین بگیری؟
چرا جلوی همه سر اون مرد داد می کشیدی؟
باید بیشتر به دیگران توجه کنی
چی؟ - چرا براش مشکل درست کردی؟ -
رفتی محل کارش و جلوی همه گریه زاری کردی
حتی اونجا غش کردی
شما دیدی از حال رفتم؟
آره دیدم
کاملا دیدم چقدر مثل بیچاره ها رفتار کردی
اون کجاست؟
چرا اینجا نیست؟
...نکنه
...همونجوری من
رو زمین ول کرد رفت؟
آره
بخاطر همین من آوردمت بیمارستان
اون ولت کرده ، پس دیگه بهش نچسب
وقتی یکی اینقدر باهات خشن رفتار میکنه یعنی ازت متنفره
و این موضوع رو روشن کرد که می خواد سریع باهات تموم کنه
مردها امکان نداره با کسی که دوستش دارن اینطوری رفتار کنند
...شخصی که دوست داشتم مرد
همون روزی که من برا اولین بار دیدمت
این بدترین روز زندگی منه
شماره رو گرفتی؟
این شماره آقای یون ..منظورم شماره راننده مامانه
می شه بخاطر من بهش زنگ بزنی؟
پس میخوای به راننده خاله زنگ بزنم
ازش در مورد مکان و شرایط خواهر زنم سوال کنم
و همون موقع بهت خبر بدم؟
درسته؟
همچین کاری نمی کنم ، پس هر چه سریعتر باهاش تموم کن
چونگ آه درست جلوی چشمم از حال رفت
الان باید تو بیمارستان باشه
چی ، از حال رفت؟ چرا ؟ واسه چی غش کرد؟
اونوقت تو هم همونجوری اونجا ولش کردی؟
مامان بردش
خاله ؟
اون جلوی تو غش کرده اونوقت چرا خاله بردش بیمارستان؟
...نگو که
خاله فهمیده؟
آره
...پس
یعنی شما دوتا بازم با همین؟
مگه میشه
با خاله چه کنیم؟
با چونگ آه چه کنیم؟
منم دارم از نگرانی دیوونه میشم
خواهش میکنم بهم لطف کن
فقط ببین چونگ آه خوبه یا نه
...اگه تو ببینی حالش خوبه
دیگه نیازی نیست من برم سراغش
باشه
بذار ببینم جریان چیه بهت خبر میدم فعلا
لطفا
...لطفا
گفت کسی که دوست داشته فوت کرده
حدس می زنم بخاطر همین دیگه نمی تونه با کسی باشه
گفت پریشون میشه چون من باعث میشم یاد اون شخص بیفته
من امروز این فهمیدم
وقتی با من بود
فقط باعث شد فراموش کنه اون کیه
همچنین بهم گفت این باعث شد اون اغلب لبخند بزنه
بنابر این فکر کردم اون قلبش به روی من باز کرده
ولی حدسم درست نبوده
من هر لحظه ای که باهاش بودم خوشحال بودم
اما اون درد می کشیده
...فقط
این باعث میشه غصه ام بگیره
متاسفم
می خواستم بهت بدم
خدا کنه نشکسته باشه
خدارو شکر نشکسته
مامانته
بعدا جواب میدم
". من برام فرقی نداره باکی ازدواج کنی"
". فقط حتما بیارش من ببینمش"
خوشحالی کیلو چنده
فقط داره منو دیوونه می کنه
....منظورم اینه که همیشه وانمود می کنه
همه چی رو به راهه
فکر کرده وقتی حرف پسرش میاد وسط بازم می تونه همین کارو بکنه؟
پسر منم فرقی با اون نداره
هر دوشون با قاشق نقره تو دهنشون بدنیا اومدن اونوقت میرن دنبال خاک
یکی از یکی خر تر
هی بچه
اینقدر نپرس
زونا یا آنفولانزا که نیست
تبش اومده پایین و الانم داره سرم می گیره
وقتی از بیمارستان مرخص شد بهش زنگ میزنم
چی...بیمارستان؟
در مورد کی حرف میزنی؟ کی سرم گرفته؟
آقای کیم
لطفا نگران نباشید و برید خونه
رئیس اینجان ، من دیگه قطع می کنم
جون هوی بود؟
نه نبود
آقای کیم از استراتژی آر و دی بود
اسناد بده مرور کنم
چی آر و دی؟
تیم برنامه ریزی استراتژیک؟
چرا میزنی مامان؟
آقای کیم ....چی؟
فکر کردی من احمقم؟
بیمارستان و سرم
قشنگ معلومه درمورد کیم چونگ آه حرف میزدی
پس یعنی الان خاله ات باهاشه؟
جون هوی فرستاده خونه؟
چی مامان؟
نکنه پیشگویی چیزی هستی
کی بهت گفته؟
کسی نگفت من خودم دیدم
...بعد از گریه و زاری از حال رفت اومد که ببرش بیمارستان
یهویی خاله ات ظاهر شد
ببین چه صحنه ای بود
...ولی به نظرت عجیب نیست
جون هویی خیلی سر به راه بود
خیلی راحت دختره رو داد به مامانش
نکنه نقطه ضعفی چیزی ازش داره
چرا خیلی راحت دختره رو تحویل مادرش داد؟
به نظرت عجیب نیست؟
درست مثل خرگوشی که گیر ببر افتاده
No comments yet. Be the first to leave one.