لومړۍ 200 کرښې.
« نیروهای هوایی متفقین » « اطلاعیهی مهم »
!هی، تو
هان، چیه؟
مگه تو نباید بیشتر مواظب باشی؟
عه، من خیلی مواظبم
حالا، بزن به چاک. سرم شلوغه
!تقصیرِ من نبود. اون یه گرملین بود
یه گرملین؟
...آره، همه قصهی گرملینها رو شنیدن
،اونا سیمکشیِ هواپیماها رو میجون .سیستمِ ناوبری رو خراب میکنن
!اونا از صدمه زدن به ما لذت میبرن
گرملینها فقط تو خیالاتِ تو هستن
ما به نیروهامون مدیونیم که تمرکزمون رو حفظ کنیم
،خلبانهای حواسپرت باعثِ حوادث میشن !نه موجوداتِ عجیب و غریب
این مسئولیتِ توئه که محتاط باشی
مرتب بودنِ محل کار باعثِ ایجاد محیط سازندهای میشه
!سر و وضعت رو مرتب کن
ما افراد با دل و جرأت و حواس جمع لازم داریم
مراقبِ خودت باش تا آمادهی نبرد بمونی
!رو کارت تمرکز کن
،از حواسپرتی پرهیز کن .و هُشیار و آماده باش
هان؟ « به من لگد بزن »
بیاید آسمونهامون رو امن نگه داریم !تا بتونیم تو این جنگ پیروز شیم
گرملینها فکر میکنن صدمه زدن » « به شما حال میده
« ماد گرت »
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
« سایهای در میانِ ابرها »
« پایگاه هوایی اوکلند متفقین » « نیوزیلند، 1943 »
هی! هواپیمای «فولز اِرند» کجاست؟
!هی
!هی، محض رضای خدا جواب بده
چی...؟
کجا رفتی؟
« فولز اِرند »
!واسه این کُسشعرات خیلی زوده
،دیشب زیادی مشروب خوردی تاگرت، رفیق عزیز؟
خدایا. دهنت رو ببند
اوه، سلام علیکم، جیگر
فکر کنم دستشوییِ زنونه اون طرفه
من تو این پروازم
متوجه شدید یه شیلنگِ هیدرولیکِ لق از چرخها آویزون شده؟
هان؟ یه شیلنگِ هیدرولیک لق؟
تو اینجا چه غلطی میکنی؟ .همین الان پیاده شو
من تو این پروازم - !آره جونِ عمهات -
من مأموریت دارم تو این پرواز باشم - این یه گردشِ تفریحی نیست، خانومی -
!پیاده شو
اون پشت چه خبره؟
من مأموریت دارم تو این پرواز باشم
!از هواپیمای لعنتی من برو پایین
!دوباره به من دست نزن
!وای
روبراهی، تاگ؟
تاگرت، اون کیه؟
من مأموریت دارم سوارِ این پرواز بشم
دستوراتِ سرگرد رایگرتـه
جدی، اون پشت چه خبره، بچهها؟
اون یه دختره؟ من هیچی نمیشنوم
هی! اون واقعاً یه دختره که سوار هواپیما شده؟
میشه یکی بهم بگه اینجا چه خبره؟
...دورن! اون یه زنه که
آره، رفیق. یه دختره! خبرِ خوب، بکل
صدات رو نمیشنوم - اومده اینجا بکارتت رو بگیره -
نه، جدی میگم، واسه چی اینجاست؟
نمیدونم والا! ولی از منظره لذت میبرم
منم همینطور
کاپیتان! الان یه دختری سوارِ هواپیما شده
و ادعا میکنه مأموریت داره تو این پرواز باشه، قربان
چی؟ - !نمیدونم -
نامه از دفترِ شخصِ سرگرده، قربان
سرگرد رایگرت، هان؟
من این ساعت با دُمِ شیر بازی نمیکنم
داریم فرصتِ پریدن رو از دست میدیم، قربان
ویلیامز، چیزی در این مورد میدونی؟
نه، قربان. اون نامه برای شماست، نه من
الان واسه این چیزها وقت ندارم
بفرستش تو برجکِ پایینی تا وقتی از زمین بلند شیم
وقتی ارتفاع گرفتیم سر در میاریم قضیه چیه
تو، با من بیا، زود
کاپیتان، چراغ سبز داریم
!این بالا موضعِ دیگهای نیست
دستورِ کاپیتانه... همین الان برو توی برجکِ پایین تا پرواز کنیم
پس منتظرِ چی هستی؟ میخوای اون یکی دستت رو هم بشکنم؟
برو تو دیگه. داریم بلند میشیم
هی! همیشه رو پای من واست جا هست، عزیزم
شروع نکن، دورن
من باید از این محافظت کنم - خب، پس ازش محافظت کن -
نمیتونم بستهام رو ببرم اون تو
!خدای بزرگ. خب، بذارش این بیرون
تو دستور صریحاً قید شده که !از بستهام محافظت کنم
خب، میتونی بری سوارِ هواپیمای بعدی بشی
من ازش محافظت میکنم
تو گنبدچهی بالایی برات نگهش میدارم
اون حسّاسه... باید راست نگه داشته بشه
خیلی خب
محتویاتش کاملاً محرمانهست
باشه
!آخرین فرصته، خانومی
آره یا نه؟
عذر میخوام، کاپیتان - هر وقت آماده باشید پرواز میکنیم، بچهها -
بله، قربان. آمادهی پرواز هستیم
اون دیگه چی بود؟
حالا باید با یه دخترکِ پر فیس و افاده سر و کله بزنم که بهم زور میگه
آره. آخه ما از کِی شدیم کشتیِ نوح، هان؟
چیه، حالا که یه رنگین پوست تو کابین داریم باید هر زنِ بالداری رو مُفتی سوار کنیم؟
،این یه مأموریتِ متفقه .ستوان فینچ
داریم باهم کار میکنیم - ستوان دیگه چه کوفتیه؟ -
...انگلیسی حرف بزن. من نمی - هی، هی. بچهها. بچهها -
میشه برگردیم سرِ بحثِ فعلی؟
تو گفتی «زنِ بالدار»؟ منظورت از «بالدار» چیه؟
دستش شکسته
آخه دستش رو میخوایم چیکار؟ کونش چطوره؟
با اون روپوشی که تنش بود، نمیتونستم ،تشخیص بدم، شیک و پیک بود
،ادای سربازها رو در میاورد ...ولی این رو بهتون میگم بچهها
از کیرِ شیطان هم داغتر بود
حاضرم واسه رسیدن بهش تاگرت رو هم بُکنم
!یعنی، جدی میگم
.یکی از اون دهنها داره میدونی، از اون دهنهایی
که میتونی کل روز بُکنی توش
،خب، لعنتی. شاید اگه پرواز کسلکننده شد
همه بتونیم یه حالی بکنیم - شاید تو بتونی یه دستی -
باهاش حال کنی، ولی دختره واسه حال دادن به من هر دو دستش رو لازم داره
باورم نمیشه یه کُس انقدر بهم نزدیک بود و حتی نتونستم نگاهش کنم
اون یه کُسِ خیلی مخفیه، دوستان
سلام، بچهها
امیدوارم از این که امروز باهاتون میام ناراحت نشده باشید
...آه
گندش بزنن
ببخشید، عزیزم. حواسم نبود بیسیم وصله
آره، شرمنده. ما فقط داشتیم تعریف میکردیم
اوه. حالا دیگه باید مراقب باشی
دلت نمیخواد گنده دماغ بشم
هر وقت دلت بخواد میتونم یه سرِ گُنده بهت بدم، عزیزم
دورنِ سگ صفت دوباره شروع کرد
هی، اسمت چیه، عزیزم؟
افسرِ پرواز گرت. و تو چی؟
سرباز دورن، در خدمتِ شماست
...من سرباز بکل هستم .تیربارچیِ پشت
ستوان فینچ، عزیزم... افسرِ ناوبر
گروهبانِ فنی تاگرت - متصدیِ بیسیم
خب، از آشناییِ با همهتون خوشوقتم
خیلی ممنون که اجازه دادید امروز همراهتون بیام
من کاپیتان ریوز هستم
من و خدمهام استراحتِ خودمون رو کوتاه کردیم چون متحدهامون
تو ساموآ نیازِ فوری به این ترانسپوندرها داشتن
آقای ویلیامز، کمک خلبانِ ما ...از نیروی هوایی نیوزیلند
محموله رو زیرِ نظر داره
اون ساعتها قبل تأیید شده پس چرا در زمانِ بلند شدن
یهویی یه مسافر سوارِ هواپیمام میشه؟
.من مسافر نیستم، قربان .از نظر فنی، منم خدمهام
من که خیلی شک دارم
هیچ زنی تو نیروهای هوایی نیست
قطعاً هست
من از قوای پشتیبانی زنانِ نیروی هوایی سلطنتی هستم
که مطمئنم مرد اسکاتلندیتون هم از نیروی هوایی سلطنتیه
تو هیچی در مورد من نمیدونی
آره، تاگرت یکی از ماست - چراغ کجاست؟ -
ما باهم رفتیم جهنم و برگشتیم
من از غافلگیری خوشم نمیاد، خانم گرت
درک میکنم، قربان، ولی این یه محمولهی ،لحظه آخری از بالاترین سطح بود
و اگه دستور رو خونده باشید، محرمانهست
.قرار نیست سؤالی بپرسم .خیلی خب، خانم گرت
افسرِ پرواز گرت
6,000 پا و در حال صعود
دریافت شد
البته، کاپیتان. در حال صعود به 8,000 پایی
،خانم گرت
شما دقیقاً چطوری افسرِ پرواز شدی؟
شما ویلیامز هستی، درسته؟
من ستوانِ پرواز ویلیامز از نیروی هواییِ سلطنتی نیوزیلند هستم
.درسته. شرمنده، ستوان .خیلی از آشناییتون خوشوقتم
فکر میکردم زنانِ نیروی هوایی خدمهی پرواز نیستن
آره. یه «دودو» چطوری میتونه به خودش بگه افسرِ پرواز؟
یه دودو؟ - ،میدونی، زمینگیر -
مثلِ یه پنگوئن یا مرغ
!مرغها میتونن پرواز کنن، کله پوک
هی، نمیتونن فاصلهی زیادی پرواز کنن، فینچ
.من پرنده نیستم .یه مکانیکِ پرواز و خلبانم
اوه. خب، ببخشید، علیاحضرت
خبر نداشتیم شما خلبانِ نمونهای
پس، سابقهی پرواز داشتی؟
آره
چطوری؟ - ،قبل از این که عضو زنانِ نیروی هوایی بشم -
نیروی ذخیرهی حمل و نقل هوایی بودم
اوه. خب، پس خلبان نیستی
یه مأمورِ تحویلی
درسته
،سلام، گرت. امم... جوری که من شنیدم
...99 درصد زنانِ نیروی هوایی همجنسبازن
و 1 درصد باقی هم فاحشهان
حالا، به نظرت این حقیقت داره؟
و اگه اینطوره، تو کدومشون هستی؟
سؤالِ خیلی خوبیه، سرباز دورن
ما 100 درصد سرباز هستیم - !نه -
!اوه، پس تو هم سربازی - بچهها، من از الان احساس امنیت میکنم -
اگه تو نبرد نبودی سرباز نیستی
هی، دست از سرش بردارید، میشه؟ .داره کارش رو انجام میده
و شما؟
گروهبان دوم والتر کوئید
!جووون
چایی نخورده پسرخاله شدی، هان، کوئید؟
No comments yet. Be the first to leave one.