لومړۍ 200 کرښې.
داريم ميرسيم
الان از پارک آبي حومهي شهر رد شديم
دو تا پارک آبي ديگه، و ميرسيم به دورنزويل
مرسي که باهام اومدي، تايتوس
يکي طلبت
ببين، ميدونم دوست نداري اينجا باشي
ولي تو تنها کسي هستي که ميتونه جلوي کشيش رو بگيره
اون مرد ميتونه قورباغه رو رنگ که و جاي قناري بفروشه
به...يه نفر
من ميخوام ازش کلوچه درست کنم
اين يه حرفيه که تو دورنزويل ميزنيم
راستش، غرب دورنزويل
خيلي بده
اون عقبيا حال ميکنن؟
تو مگه راننده نيستي؟
تو نميتوني بياي اين پشت
ما تو بزرگراهيم
اينو اگه من خلبان بودم
مثل برادرم الن
نميگفتي
اون خيلي عاليه چون رفته دبيرستان
و فقط يه بار در حال رانندگي مست کرده
!تو بايد اتوبوسو بروني
!داريم ميرسيم به پيچ دورنزويل
ترجمه شده توسط شهريار The Catalyst
فصل اول قسمت دوازدهم ! کيمي ميره دادگاه
خوشحالم اومدي، کيمي
منم
نميتونم وايسم تا کشيش رو بفرستم ته رودخونه
اوه، ما رودخونه رو آسفالت کرديم
الان روش وايسادي
و شرمنده که همش بايد گندکارياي منو درست کني
ولي اين کارته
،منظورم اين که، اگه تو توي پناهگاه منو ملتفت نکرده بودي
هنوزم فکر ميکردم هالک هوگانم
کيمي، يه حرکتي بزن
هالکستر؟
منم، رندي "ماچو من" وحشيه
!اوه، ايول داش
اي کاش هممون اون پايين مثل تو قوي بوديم
ولي واسه همين اين دفعه هم بهت نياز داريم
خب، همون طور که ما نيويورکيا ميگيم
"!به اون استيک ذرتي ظريف نگاه کن"
راستي، من مهموني مجرديمو انداختم امشب
چون ميخوام تو هم باشي
خانم ساقدوش
!من ساقدوشيده شدم
خب کيمي...ميخواي
يه دوري بزنيم؟
بزنيم به کوچهي خاطرات؟
نه، کوچهي خاطرات جاييه که منو دزديدن
پس پناهگاه چطوره؟
چي؟
رندي، فقط ما رو ببر دادگاه
خب، اگه نظرت عوض شد
فقط لب تر کن
ميتونم بذارم بري تو
چون با اين که از نظر فني از کار معلق شدم
ولي هنوز دسته کليد پليسي قديميمو دارم
لعنتي، کليدام چي شدن؟
نخير
اه، حتما تو ماشين جاشون گذاشتم
کيمي اشميت، کارلا تيوزدي، شبکهي خبر
به نظرم تو پل مک کارتني
زنان خالدار هستي
چرا که؟ - اينجا در پشتي نداره؟ -
خب، قبلا داشت
ولي زندانيا همش ازش فرار ميکردن
پس از شرش خلاص شديم
ولي بدون وجود در
اونا حتي راحت تر فرار کردن
خلاصه بگم
اون جا يه گودال عميق کنديم
بيا دنبالم
من حواسشون مثل يه داوطلب حفاظت از محيط زيست پرت ميکنم
يه لحظه ميتوني در مورد محيط زيست حرف بزني؟
يه لحظه ميتوني در مورد محيط زيست حرف بزني؟
!کافر
چرا اين طوري لباس پوشيدي؟
اينا کين؟
تو جدا يه سري آدم جديد پيدا کردي که به حزب کشيش بپيوندن؟
و اين تازه اولشه
من همهي اين زنا رو از يه باشگاه پيدا کردم
اين اولش نيست
آخرشه
ميخوام از کشيش کلوچه درست کنم
واي، ميدونم تو فکر ميکني اون تو رو دزديده، يا هرچي
ولي چيزي که گفتي خيلي زشت بود
شرمنده دير کرديم
داشتيم فيلم عقاب هاي قانون رو نگاه ميکرديم
تا براي امروز آماده بشيم
يکي عاشق دبرا وينگر شده
دبرا شوينگر بيشتر بهش مياد
خب، بعد از دو بار حموم کردن، اومديم اينجا
کيمي اشميت، يه سوال ديگه
اون دختر رنگ پريده رو تنها بذار، کارلا تيوزدي
به اندازهي کافي سختي کشيده
شما کي باشين؟
اسم من تايتوس آندرامدن هست
من اومدم اينجا تا دوستم و
هم اتاقيم کيمي اشميت رو حمايت کنم
خبري فوري: من اينجا با هم اتاقي
زن خالدار کيمي اشميت هستم
کارلا، اين در مورد من نيست
اين در مورد عدالته
کيمي آدم خصوصيه
اون اين همه توجه رو دوست نداره
دوربين و ميکروفون
دوربينا
ولي بخاطر اون
من تمام توجه رو جذب ميکنم، همشو
حالا لطفا براي سرود ملي بلند شين
خب کيمي، توي مشورت قضاوت نداريم
نظرت در مورد ماشين يخسازي خورشيدي چيه؟
ميدوني که، براي پيک نيک
خواهر کيمي
نداشتن کمبود ويتامين دي
کاملا بهت مياد
سلام ريک
بهتره به اون دستبندا عادت کني
کدوم دستبندا؟
يه لحظه
کدوم دستبندا؟
لعنتي
تو اون ويديو خيلي راحت تر به نظر ميومد
ميشه فقط تصور کني که اينا الان دست توئن
اوه خداي من - چطوري اين کارو کرد ؟ -
حريفمون اينه
تنها چيزي که مهمه اينه که براي 15 سال
اون مرد نميذاشت ما پناهگاه رو ترک کنيم
و اين يعني آدم ربايي
و همچنين حساب ورايزونم
اعتراض دارم
تو داري براي حسابت پول ميدي
! دو دو تا چهارتاست
ولي حتي منم بايد قبول کنم
که کيمي داره راست ميگه
معني آدم ربايي
اينه که يه نفر رو ببري و به عنوان زنداني نگهش داري
قربان، من دوست دارم تا اين ديکشنري رو ثبت کنم
به عنوان مدرک
وايسا، اون اولين مدرکته؟
و تنها مدرکم
قربان، دفاعيه تمومه
پيگرد
پيگرد تموم شد
قربان، من يه سوال براي اين شاهد ندارم
خيلي دارم
ميشه لطفا اسم و آدرستونو بگيد؟
کيمي اشميت، نيويورک
سيب بزرگ
مثل هموني که حوا داد به آدم
و زماني که عذاب زمينيمون شروع شد
فنا، شرم در برهنگيمون
مزه کردن کاکائو
ايميل زباله
! روز اول هفته
ولي اين دليل محاکمهي کيمي اشميت نيست
...من که
کيمي، بگو ببينم
تو اول اين محاکمه کجا بودي؟
و چرا انقدر اصرار داري که برنگردي به دورنزويل؟
اينجا اتفاقاي بدي برام افتاده
اوه، شنيدين چي گفت؟
کيمي اشميت فکر ميکنه
دورنزويل جاييه که اتفاقاي بد ميافته
خب، بگيد ديوونم
ولي برخلاف کيمي اشميت، من عاشق اين شهرم
منظورم اينه که، عاشق اينم که يه خط بکشم
تا پارکينگ
عاشق اينم که بعضي وقتا بيشتر طول ميکشه
تا از کافهي داين قهوه بگيري
چون که اون شل ميزنه
و من عاشق اينم که برم به يه بازي راگبي دبيرستاني
و تيم شکست ناپذير اوسکلاي دورنزويل رو تشويق کنم
اوسکولا، اوسکولا، اوسکولا
!اوسکولا، اوسکولا، اوسکولا
حالا کيمي. درسته که
وقتي که من نجاتت دادم
تو داشتي از خونت، دورنزويل
که به افتخار بنيانگذار باشکوهمون، زکري ويل نام گذاري شده فرار ميکردي؟
من از دورنزويل فرار نميکردم
من با مامانم دعوام شده بود
در مورد يه دامن خيلي کوتاه
که اون ميخواست من براي تک نوازيم بپوشم
من داشتم از دست اون فرار ميکردم
و منم اونجا بودم، سرم تو کار خودم بود
بيرون رستوران هات داگ ميخوردم
خانم و آقايون هيئت منصفه
کيمي اشميت داشت فقط از شهر
دوست داشتنيمون فرار نميکرد
اون داشت ميرفت به شرق
به اوهايو
اوهايو مسخرست
حالا، شايد من فقط يه کشيش دهاتي معمولي باشم
ولي به نظر من اگه آدماي کمتري
از دورنزويل فرار ميکردن
شايد قرار داد تراکتور الستون باکنر
پارسال مجبور نميشد بسته بشه
و شايدم آتش نشاني بالاخره يه لوله ميگرفت
No comments yet. Be the first to leave one.