لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه bollylover
بله؟ - آمادهاي؟ -
کتت رو عوض کن
چرا؟
بليزرت رو بپوش، لطفا
تموم کردي؟ - بله -
بگير، تابلوها آمادهاَن. لپتاپ تو ماشينه
باشه، ممنون - نگران نباش. خوب پيش ميره -
آره، آره کار ميرسه به هارموني
اونا با ما ملاقات ميکنن، چون تو تارا کانا هستي
بيا با اين نگرش پيش نريم
و اميدوار باشيم که هارموني گند بزنه - تارا خانوم -
بهنظرتون کدوم بهتره؟
سفيد و طلايي
هارموني، قرار نيست گند بزنه
دَه ساله کيفيتِ خودش رو حفظ کرده هنوز هم کارکرد داره
شاهانِ لعنتي استفراغ
خدايا، من به اين شغل نياز دارم
من به اين شغل نياز دارم؟ - ما، ما به اين شغل نياز داريم -
اين بهتره
اين عروسي توسط شما انجام ميشه
روشنها
ولي
روشنها کي هستن؟
خُب
روشنها مثلِ اسکيندياها هستن
باچّـانها
اُبِرويها
هندوجاها
روشنها خانوادهي سلطنتي عصرجديد هستن
آره واقعا
فقط يک اَنگد و فقط يک عاليا وجود داره
به هم پيوستن اين دو آدم منحصربهفرد
يکبار تو زندگي اتفاق ميفته
هارموني معتقدـه خون آبي شما بايد تِم رو مشخص کنه
تمام اين خانوادهها، از حاکمان بزرگ الهام گرفتهند
مِيداينهِوِن معتقدـه ازدواج بايد اين زوج رو جشن بگيره
تِم جشن، بايد داستان اونا رو بازگو کنه
و داستان اونا اينه که تو کافه بِردسانگ باهم آشنا شدن
و قبل از اينکه قهوه سِرو بشه عاشق هم شدن
مغولها
راجپوتها
فکر کنيد... چه عظمتي داره
عشق
پرندهها
گلهاي رُز و آسمانها - صورتي و آبي -
سرخ و درخشان
اين ازدواج شماست
من متوجه نميشم
چه مدته توي اين شغل هستين؟
دوسالـه ما چندين عروسي برگزار کرديم
ولي
ولي نه در اين مقياس
يعني ميتونيد انجامش بديد يا نه؟
خانم روشن، شما ما رو تو شرايط سختي قرار دادين
ما نميتونيم درمورد مقام و حريم زن و شوهر مصالحه کنيم
چيزي رو که شما ميخواين، خانم روشن
ميترسم همچين خدماتي رو براي ارائه نداشته باشيم
نبايد مشکلي باشه
ما درصورت نياز، خدمات بررسي سوابق رو ارائه ميديم
شما بايد محتاط باشيد
از اين گذشته، اَنگد تنها وارث ماست
البته، جناب
و اين عجله براي ازدواج
يه دليلي داره ديگه
ما فقط ميخوايم کاملا مطمئن بشيم - نه، بايد همينطور باشه -
اگه بايد راجبِ دختر تحقيق بشه خُب بايد بشه
به خانواده خوشاومدين
دهنتون رو شيرين کنيد
پيوندِ آسماني قسمتِ اول: تنها طلا ميدرخشد
چيه؟ - کاران مِهرا؟ -
بله، چي ميخواين؟
آقا جوهري، ما رو فرستاده
پرداخت
پول... الان تو خونه پول ندارم
خُب، دوروز بهم وقت بدين
من... من ميام پولو ميدم
دوروز... بعدش ديگه با زَبونِ خوش باهات حرف نميزنيم
بريم، داداش
آره، وقتي رسيدي بهم خبر بده
فلفل؟ - آره، ممنون -
قراردادِ عروسي روشن رو بستين؟
آره
ديوونهاين شما دوتا
به لُطفِخدا همهچيز داريد فقط لذت ببريد
اونا رفتهن؟ - من دوست دارم کار کنم، مامان -
خُب کار کن... کِي جلويِ تو رو گرفتيم؟
تو يه منشي آموزشديده هستي
املاکِ ما رو مديريت کن
چه نيازي هست، بيرون کار کني؟
اگه مشکلي پيش بياد، باعثِ آبروريزيـه
روشنها، خانوادهي عجيبي هستن
بيندو، اون پرتقال رو به من ميدي؟
منظورتون چيه؟
يعني بايد مراقب باشي
اونا آدمايِ درستي نيستن
فقط کاري رو که نميخواي انجام نده
آره
بله، بگو
ببينيد، پدر و مادرش طلاق گرفتهن
پدرش سوئد زندگي ميکنه مادرش هنوز مجردـه
و براي يه انتشاراتي کار ميکنه
دخترـه دانشجوئه
اين تمام سوابق مدرسه و دانشگاهِ اونه
يه دوستپسر داشت که رفته آمريکا
باقيِ چيزا، پاکه
عاليه
باشه، ممنون
اگه چيز ديگهاي پيدا کردي به ما زنگ بزن، باشه؟
حتما - ممنون -
و پنج، شش، هفت، هشت
يک، دو، راست، چپ
يک، دو، سه، بده بيرون
يک و دو پنج، شش، برو براي چرخيدن
يک، دو، سه، برگرد به عقب يالا، بچهها
گوش کن... دارم ميترکونم، مگه نه؟
آخه تو پسر شيامک هستي - يک، دو، سه، پايين -
پنج، شش، رَد شو
يک، دو، بالا
و، پايين، بالا، پايين
بالا، عاليه بچهها... يالا
برو پايين - پايين -
يک، دو، بچرخ
عالي، بچهها. عالي - خوب بود؟ -
پس، اولينبار نبود که خواستگاري کردي؟
اولينبار واقعا بهم جوابِ رَد داد
فقط هشتماه بود که باهم بيرون ميرفتيم
اونموقع براي تصميمگيري زود بود
اون واقعا منو تحتِفشار قرار داده
نه، نه - حرفشو باور نکنيد -
ما... ما از دنياهايِ متفاوتي اومديم
و من کمي زمان نياز داشتم
اونا خانوادگي کارخونهدارَن، ميدونيد؟
يکم دلهرهآور بود
ميشه... ميشه خطِ آخر رو حذف کنيم؟
چي؟ - گوش کن. هول شدي -
هول نشدم - هول شدي -
فقط يکم، شايد - اشکالي نداره. آروم باش -
ببخشيد
اشکالي نداره خُب، بچهها... چطوري باهم آشنا شدين؟
چطور باهم آشنا شديم؟
خُب، من داشتم يه مطلب براي مجلهي پلتفرم مينوشتم
بايد با پنجتا وارثِ تجارت مصاحبه ميکردم
و اَنگد، شمارهي چهار بود
اتفاقا، اينم اسم مستعار منه
شمارهي چهار - يکي از اسمهاي مستعارشه -
خيلي بامَزهست، بچهها
خُب، ميدوني... انقدر خوبه که باورش سخته
ببخشيد، آقا
ميخوام يهلحظه کسي رو ببينيد، لطفا؟
بيا
اين تاراست، آقا
سلام، خوشاومدي
ممنون، آقا
تو شماره سه هستي
تا سه نشه، بازي نشه
بيا، بريم
شماره سه؟
آخرين منشيِ اون، خانوم پاتِل... بازنشسته شده
بعدش دوتا احمق اومدن
حالا هم نوبتِ توئه
موفق باشي
دوشنبه ميبينمت - ممنون، خانوم. ميبينمتون -
اين پسرـه آدام جذابه؟ - ازدواج کرده -
عادل فقط بايد اجازهي تجارت با مَردايِ مجرد رو داشته باشه
بهش خبر ميدم
خيلي جذاب شدي
اين خارجيا ميخوان تو رو از اينروبه اونرو کنن، هان؟
حالا، بيا
گوش کن. اين کفشها به لباسم مياد، نَه؟
آره
از النگوهات کم کن... يکم زياده
براقـه
آره
متاسفم، معذرت ميخوام - حتما -
سلام
آدام، کارخونهي من دوبرابر ظرفيت درخواستيِ تو نياز داره
من نميخوام تو رو فريب بدم تو يکي از سه توليدکننده هستي
ما بايد ارزيابي کنيم - ما يهدور مشروب لازم داريم -
اين مهمونيـه. لطفا از کار حرف نزنيد - راست ميگه -
تو کاملا جِدي هستي
وقتي تو دهلي هستي بايد مثلِ پَنجابيها بنوشي
ببخشيد
يهديقه وقت داري؟ - الان نَه -
اين چيه؟
اين سيني چيه؟
کي تو سينيِ مِلامين از مهمونا پذيرايي ميکنه؟
مگه تو مغز نداري؟
اين سينيِ لعنتي اينجا چيکار ميکنه؟
فقط يه سينيـه، عزيزم
چندبار بايد بهشون بگم؟
چيزي نيست
هيچکس متوجه نشد
بيا
ميفهمم که تو بدهکاري
ولي نميتوني از شرکت برداري، مگه نه؟
آره، ولي مشکل چيه؟ - ما هنوز داريم هزينههاي دفتر رو ميديم -
اثاثيه بايد برسه - عقبش بنداز، لطفا -
گوش کن، واقعا لازمش دارم
وگرنه، درخواست نميکردم
No comments yet. Be the first to leave one.