لومړۍ 200 کرښې.
!توجه تماشای این سریال به همراه خانواده توصیه نمیشود
آنچه گذشت...
عملکرد رودز داره تحت پیگرد قرار می گیره
من چیزی برای مخفی کردن ندارم. باهات همکاری کامل صورت می گیره
چه همکاری بکنی چه نکنی، حقیقت رو پیدا می کنم
اینو بدون
بی اجازه وارد کامپیوترم شدی
فایلهام رو باز کردی و یادداشت های جلساتم رو خوندی
تو مدرکی که لازم داشتی رو دزدیدی
در نظر داشتم که تو رو تمام وقت استخدام کنم
و الان که مطمئنم میتونم بهت اعتماد کنم،
قطعا اینکارو می کنم.
دارم با چینی ها و کراکوف وارد جنگ میشم
و لازمه که همه آماده باشن
میخوام این عوضی رو از بین ببرم
اون شیشه... دیوار و حائل نیست
یه چیز به درد بخوره که باعث میشه خوب به نظر بیای
تو وقایع رو متفاوت می بینی
این یه نقطه برتری ـه
دادستان کل منو به واشنگتن احضار کرده
قراره اخراجم کنه
یه دشمن سرسخت و بزرگ رو براش از سر بردار
اون وقت اخراج کردنت سخت میشه
باید بدونم چطور شکستش بدم
کمکم می کنی؟
باید آماده انجام کارایی باشی
که کاملا از حد و حدود اخلاقیات
خارج هستن.
ترجمه و زیرنویس از: امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN
فصل دوم قسمت سوم: بازی بهینه 98/01/27
میدونی، اولین باری که برای تماشای یه بازی رفتم،
با بلیط تو رفتم داخل.
پس با فوتبال بزرگ نشدی؟
چرا شدم، ولی همه بازی ها رو توی یه تلوزیون 24 اینچی می دیدم
تلوزیون دیدن عالیه، ولی واقعا
حس جزئی از یک چیز بزرگتر بودن رو از دست میدی
آره درسته
به همین دلیل داشتم فکر می کردم که
شخصا بیام از نزدیک چندتا بازی رو ببینم.
بابی، نمیدونم اطلاعاتت رو از کجا می گیری
ولی دقیق ـه
پس چیزی که گفته شده بود درسته
قراره طی چند روز آینده اعلام بشه
خب، وقتی یه مزایدهکننده رسمی شدم،
امیدوارم بتونم از حمایتت بهره ببرم
خب، میتونی
اما اون عوضی هایی که باید باهاشون طرف بشی
واقعا اهمیتی نمیدن
که چندتا صفر توی حساب بانکیت داری
متوجهم
دارم سعی میکنم بفهمم...
صندلی من کجا خواهد بود
قرار نیست اینجا باشی
چون تیم من برای فروش نیست، بابی (نباید رو بازی تیم من شرط ببندی)
درسته
واکنش بچه ها به شب هایی که
جاتون رو عوض میکنید چیه؟
- خوب - نه زیاد خوب
کوین هنوز داره به اون قضیه «پیمان» فکر میکنه
دوباره بحثشو پیش کشید؟
آره. مستقیما نه، ولی آره
درست بعد از جدا شدنمون، وقتی کوین عصبانی بود
برگشت به من گفت
"فکر میکردم پیمان، یعنی قول"
از هفته بعدش جلسات روانکاوی رو شروع کردیم
و اومدیم به اینجا
آره، به هر حال، دیشب اومد توی رخت خواب من
و ازم خواست باهاش پیمان ببندم.
چیز خاصی تو ذهنش بود؟
یه لیست داشت
اولش ازم خواست که پیمان ببندم...
که هیچ وقت ترکش نمی کنم
و بعدش ازم خواست پیمان ببندم
که من و ویندی برگردیم کنار هم
تو چی گفتی؟
گفتم بابا و مامان دارن سعی میکنن اوضاع رو درست کنن
و بهش گفتم که قول نمیدم حتما همه چیز درست بشه
ولی میتونم قول بدم که ما همیشه اون و «ایوا» رو دوست خواهیم داشت
و همیشه اونا رو در اولویت قرار میدیم.
و این مقدس ترین پیمان من ـه
واقعا پدر خوبیه
مستقیم اینو بهش بگو
چاک، تو واقعا پدر خوبی هستی
تو هم مادر خوبی هستی
هر زن و شوهری نمی تونن اینکارو بکنن،
در دل آشوب و درگیری همدیگه رو بشناسن و پشت هم باشن
این صمیمیت ـه
بذارید ببینیم میتونیم کاری کنیم که ادامه دار باشه
- دیگه چی تو ذهنتون دارید؟ - پول
«ییل کلاب» یکم گرونه
و قبلا درمورد یه آپارتمان اشتراکی صحبت کرده بودیم
من خونه خواهرم راحت هستم
ولی فکر میکنم منطقیه که یه جا برای خودت بگیری
واقعا نفهمیدن اینه که
دو تا روان پزشک به هم خیره میشن سخته
چاک، توطئهای در جریان نیست
نمیخوام به جای ویندی صحبت کنم
فقط اینو میگم که انگار تو
یه واکنش احساسی داشتی که بیانش نکردی
اجاره نامه امضا کردن...
تعهد و التزام میاره
منظورت از نظر مالی ـه؟ یعنی...
من امیدوار بودم که این جدایی
اونقدر طولانی نشه که نیاز به خرج کردن
پول زیاد و استفاده از دسته چک
و خرج کردن پس انداز بشه، ولی مشکلی نیست
فکر کنم یه چیزی رو بفروشم
چاک، باید واقعیت جدید رو بپذیری
عمق ماجرا زیاده
واقعا خیلی عمیقه
متوجهم
اینم صمیمیت ـه
فقط شنیدنش سخته
- امروز به توییتر سر زدی؟ - گمونم نه
کراکوف توییت زده: " بی صبرانه منتظرم که
دوباره دهن اکس کپیتال رو
توی مسابقات پوکر فردا سرویس کنم. #آلفا_کاپ "
این هشتگ هم داره توی نیویورک ترند میشه (انتشار یک هشتگ در توییتر ترند گفته میشه)
جواب نده
اگه بخواد اینطوری توی شبکه مجازی
بلوف بزنه، بذار همینکارو بکنه.
ما سر میز صحبتامونو می کنیم
5 سال گذشته همیشه تیم اون برنده بوده
اون پوکر باز خوبیه... می تونم بگم فوق العاده است
«فیل لاک» بهش میگه جادوگر (پوکر باز افسانه ای آمریکایی)
میگه که میتونه دست همه رو بخونه
نظرت چیه بری براش کار کنی؟
نه، ممنون، قربان
مودبانه، ظریفانه
و عرض شرمندگی...
اون از تو بهتره
متوجهم
تن به تن، اون بهتره
پس، ما بازی نمیکنیم؟
نه. نقطه برتریش رو کم می کنیم
این لباس...
مال دیشبه یا صبح پوشیدی؟
اگه نخوام جواب بدم چی؟
خب، شاید بهتر باشه قبل اومدن به سر کار، دوش بگیری
اینکارو کردم
خب، دارم فکر میکنم شاید لازم باشه یه بارم بری
شنیدم مدرسه هنرهای «تیش» از شرط بندیت حمایت خواهد کرد
به نظر همینطوره
ای کاش اونجا بودم و برای تو مزایده میکردم
ما کارهای ادغام رو انجام دادیم
خب، چاک رودز آدمیه که
میاد سراغ دستاوردهای زندگیت.
اون یه کمونیست ـه
اول محکوم میکنه بعد دادگاه برگزار میکنه.
فعلا هیچکس رو از شرکت من
تحت پیگرد قرار نداره، درخواست هیچ اسنادی هم نکرده
فقط اجازه داده خبرش درز کنه، همه جا رخنه کنه...
این ایده تو ذهن عموم ایجاد بشه
که ما کثیف هستیم.
به عنوان یه تاکتیک، تحسینش میکنم
به همین اندازه هدفش رو تحسین میکنم...
دوران قدیم که کلانتر نشان داشت
و ازش برای اهداف خودش استفاده میکرد
به جای اینکه به فکر ساکنین شهر باشه...
اون مرد آخرش به فنا رفت...
آره
ولی قبل از به فنا رفتنش
خیلیا رو به بدبختی انداخت
خب پس، بهتره مطمئن بشیم
قبل از اینکه به تو برسه جلوشو بگیریم.
- اون آماده است؟ - آره
آماده است که هر کاری که لازمه انجام بده
پس منتظر دیدارش هستم
هنوز خبری از بِپا هامون نشده؟
در حال حاضر چیزی از رودز در نمیاد
- سرنخی نداریم - یکی پیدا کن
هال، تو خواب اسمش رو می شنوم
و ته همه افکارم میاد
مدام در حال تکرار شدنه
مثل دعایی که زمزمه میشه
یکی پیدا کن
شرط بندی کردید هرکس حرف نزنه برنده است؟
هرکس اول اسم «لارنس بوید» رو ببره
باید برای بقیه شیرینی بخره؟
فقط چیزی برای گفتن نیست، رییس
واقعا؟
چیزی نیست که بشه به زبون آوردش
وقت خرد کردنه
و کانرتی داره نقش «اسکاتی پیپن» رو بازی میکنه (بسکتبالیست آمریکایی)
چی شده میگرن داری، برایان؟
بیخیال چاک، عادلانه نیست...
با «پیپن» مقایسه ام نکن (کنایه میزنه به ماتم گرفتن برایان)
اون به تازگی یه عضو خانواده شو از دست داده
به تخمم نیست. لانی، تو چی؟
من شروع کردم به بررسی کارای غیرعادیشون
توی حساب های خارجیشون پول زیادی نگه میدارن
حدس زدم که ممکنه فرار مالیاتی باشه
اینطور بود؟
پس هیچی از بوید و حساب های شرکتش پیدا نکردید؟
یا مثلا برخلاف سودشون ترغیب به بازنشستگی نکردن
یا پول رهن و اجاره رو بالا نبردن تا چیزی گیرشون بیاد؟
فاحشه بردن و جاکشی برای مشتری های خارجی چطور؟
دارید به من میگید که هیچی نیست؟
هنوز نه
No comments yet. Be the first to leave one.