Billions

Billions

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Billions S02E03 HDTV x264-SVA
Billions S02E03 XviD-AFG
Billions S02E03 HDTV x264-RBB
Billions S02E03 480p HDTV x264-RMTeam
Billions S02E03 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Billions S02E03 720p HEVC x265-MeGusta
Billions S02E03 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Billions S02E03 HDTV x264-SDI
Billions S02E03 720p HDTV x264-AVS
Billions S02E03 AMZN WEBRip DD5 1 x264-NTb
د لخوا تبصره Hitman007
🧧 H1tmaN امـیـر 🍁

تګونه

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
2CH
480p
480
په خپور شو: 2019-04-17
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

!توجه تماشای این سریال به همراه خانواده توصیه نمی‌شود

‫آنچه گذشت...

‫عملکرد رودز داره تحت پیگرد قرار می گیره

‫من چیزی برای مخفی کردن ندارم. ‫باهات همکاری کامل صورت می گیره

‫چه همکاری بکنی چه نکنی، حقیقت رو پیدا می کنم

‫اینو بدون

‫بی اجازه وارد کامپیوترم شدی

‫فایل‌هام رو باز کردی و یادداشت های جلساتم رو خوندی

‫تو مدرکی که لازم داشتی رو دزدیدی

‫در نظر داشتم که تو رو تمام وقت استخدام کنم

‫و الان که مطمئنم میتونم بهت اعتماد کنم،

‫قطعا اینکارو می کنم.

‫دارم با چینی ها و کراکوف وارد جنگ میشم

‫و لازمه که همه آماده باشن

‫میخوام این عوضی رو از بین ببرم

‫اون شیشه... دیوار و حائل نیست

‫یه چیز به درد بخوره که باعث میشه خوب به نظر بیای

‫تو وقایع رو متفاوت می بینی

‫این یه نقطه برتری ـه

‫دادستان کل منو به واشنگتن احضار کرده

‫قراره اخراجم کنه

‫یه دشمن سرسخت و بزرگ رو براش از سر بردار

‫اون وقت اخراج کردنت سخت میشه

‫باید بدونم چطور شکستش بدم

‫کمکم می کنی؟

‫باید آماده انجام کارایی باشی

‫که کاملا از حد و حدود اخلاقیات

‫خارج هستن.

‫‫‫ترجمه و زیرنویس از: امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

فصل دوم قسمت سوم: بازی بهینه 98/01/27

‫میدونی، اولین باری که برای تماشای یه بازی رفتم،

‫با بلیط تو رفتم داخل.

‫پس با فوتبال بزرگ نشدی؟

‫چرا شدم، ولی همه بازی ها رو توی ‫یه تلوزیون 24 اینچی می دیدم

‫تلوزیون دیدن عالیه، ولی واقعا

‫حس جزئی از یک چیز بزرگتر بودن رو از دست میدی

‫آره درسته

‫به همین دلیل داشتم فکر می کردم که

‫شخصا بیام از نزدیک چندتا بازی رو ببینم.

‫بابی، نمیدونم اطلاعاتت رو از کجا می گیری

‫ولی دقیق ـه

‫پس چیزی که گفته شده بود درسته

‫قراره طی چند روز آینده اعلام بشه

‫خب، وقتی یه مزایده‌کننده رسمی شدم،

‫امیدوارم بتونم از حمایتت بهره ببرم

‫خب، میتونی

‫اما اون عوضی هایی که باید باهاشون طرف بشی

‫واقعا اهمیتی نمیدن

‫که چندتا صفر توی حساب بانکیت داری

‫متوجهم

‫دارم سعی میکنم بفهمم...

‫صندلی من کجا خواهد بود

‫قرار نیست اینجا باشی

‫چون تیم من برای فروش نیست، بابی ‫(نباید رو بازی تیم من شرط ببندی)

‫درسته

‫واکنش بچه ها به شب هایی که

‫جاتون رو عوض میکنید چیه؟

‫- خوب ‫- نه زیاد خوب

‫کوین هنوز داره به اون قضیه «پیمان» فکر میکنه

‫دوباره بحثشو پیش کشید؟

‫آره. مستقیما نه، ولی آره

‫درست بعد از جدا شدنمون، وقتی کوین عصبانی بود

‫برگشت به من گفت

‫"فکر میکردم پیمان، یعنی قول"

‫از هفته بعدش جلسات روانکاوی رو شروع کردیم

‫و اومدیم به اینجا

‫آره، به هر حال، دیشب اومد توی رخت خواب من

‫و ازم خواست باهاش پیمان ببندم.

‫چیز خاصی تو ذهنش بود؟

‫یه لیست داشت

‫اولش ازم خواست که پیمان ببندم...

‫که هیچ وقت ترکش نمی کنم

‫و بعدش ازم خواست پیمان ببندم

‫که من و ویندی برگردیم کنار هم

‫تو چی گفتی؟

‫گفتم بابا و مامان دارن سعی میکنن اوضاع رو درست کنن

‫و بهش گفتم که قول نمیدم حتما همه چیز درست بشه

‫ولی میتونم قول بدم که ما همیشه اون و ‫«ایوا» رو دوست خواهیم داشت

‫و همیشه اونا رو در اولویت قرار میدیم.

‫و این مقدس ترین پیمان من ـه

‫واقعا پدر خوبیه

‫مستقیم اینو بهش بگو

‫چاک، تو واقعا پدر خوبی هستی

‫تو هم مادر خوبی هستی

‫هر زن و شوهری نمی تونن اینکارو بکنن،

‫در دل آشوب و درگیری همدیگه رو بشناسن و پشت هم باشن

‫این صمیمیت ـه

‫بذارید ببینیم می‌تونیم کاری کنیم که ادامه دار باشه

‫- دیگه چی تو ذهنتون دارید؟ ‫- پول

‫«ییل کلاب» یکم گرونه

‫و قبلا درمورد یه آپارتمان اشتراکی صحبت کرده بودیم

‫من خونه خواهرم راحت هستم

‫ولی فکر میکنم منطقیه که یه جا برای خودت بگیری

‫واقعا نفهمیدن اینه که

‫دو تا روان پزشک به هم خیره میشن سخته

‫چاک، توطئه‌ای در جریان نیست

‫نمیخوام به جای ویندی صحبت کنم

‫فقط اینو میگم که انگار تو

‫یه واکنش احساسی داشتی که بیانش نکردی

‫اجاره نامه امضا کردن...

‫تعهد و التزام میاره

‫منظورت از نظر مالی ـه؟ یعنی...

‫من امیدوار بودم که این جدایی

‫اونقدر طولانی نشه که نیاز به خرج کردن

‫پول زیاد و استفاده از دسته چک

‫و خرج کردن پس انداز بشه، ولی مشکلی نیست

‫فکر کنم یه چیزی رو بفروشم

‫چاک، باید واقعیت جدید رو بپذیری

‫عمق ماجرا زیاده

‫واقعا خیلی عمیقه

‫متوجهم

‫اینم صمیمیت ـه

‫فقط شنیدنش سخته

‫- امروز به توییتر سر زدی؟ ‫- گمونم نه

‫کراکوف توییت زده: ‫" بی صبرانه منتظرم که

‫دوباره دهن اکس کپیتال رو

‫توی مسابقات پوکر فردا سرویس کنم. #آلفا_کاپ "

‫این هشتگ هم داره توی نیویورک ترند میشه ‫(انتشار یک هشتگ در توییتر ترند گفته میشه)

‫جواب نده

‫اگه بخواد اینطوری توی شبکه مجازی

‫بلوف بزنه، بذار همینکارو بکنه.

‫ما سر میز صحبتامونو می کنیم

‫5 سال گذشته همیشه تیم اون برنده بوده

‫اون پوکر باز خوبیه... می تونم بگم فوق العاده است

‫«فیل لاک» بهش میگه جادوگر ‫(پوکر باز افسانه ای آمریکایی)

‫میگه که میتونه دست همه رو بخونه

‫نظرت چیه بری براش کار کنی؟

‫نه، ممنون، قربان

‫مودبانه، ظریفانه

‫و عرض شرمندگی...

‫اون از تو بهتره

‫متوجهم

‫تن به تن، اون بهتره

‫پس، ما بازی نمیکنیم؟

‫نه. نقطه برتریش رو کم می کنیم

‫این لباس...

‫مال دیشبه یا صبح پوشیدی؟

‫اگه نخوام جواب بدم چی؟

‫خب، شاید بهتر باشه قبل اومدن به ‫سر کار، دوش بگیری

‫اینکارو کردم

‫خب، دارم فکر میکنم شاید لازم باشه یه بارم بری

‫شنیدم مدرسه هنرهای «تیش» از ‫شرط بندیت حمایت خواهد کرد

‫به نظر همینطوره

‫ای کاش اونجا بودم و برای تو مزایده میکردم

‫ما کارهای ادغام رو انجام دادیم

‫خب، چاک رودز آدمیه که

‫میاد سراغ دستاوردهای زندگیت.

‫اون یه کمونیست ـه

‫اول محکوم میکنه بعد دادگاه برگزار میکنه.

‫فعلا هیچکس رو از شرکت من

‫تحت پیگرد قرار نداره، درخواست هیچ اسنادی هم نکرده

‫فقط اجازه داده خبرش درز کنه، همه جا رخنه کنه...

‫این ایده تو ذهن عموم ایجاد بشه

‫که ما کثیف هستیم.

‫به عنوان یه تاکتیک، تحسینش میکنم

‫به همین اندازه هدفش رو تحسین میکنم...

‫دوران قدیم که کلانتر نشان داشت

‫و ازش برای اهداف خودش استفاده میکرد

‫به جای اینکه به فکر ساکنین شهر باشه...

‫اون مرد آخرش به فنا رفت...

‫آره

‫ولی قبل از به فنا رفتنش

‫خیلیا رو به بدبختی انداخت

‫خب پس، بهتره مطمئن بشیم

‫قبل از اینکه به تو برسه جلوشو بگیریم.

‫- اون آماده است؟ ‫- آره

‫آماده است که هر کاری که لازمه انجام بده

‫پس منتظر دیدارش هستم

‫هنوز خبری از بِپا هامون نشده؟

‫در حال حاضر چیزی از رودز در نمیاد

‫- سرنخی نداریم ‫- یکی پیدا کن

‫هال، تو خواب اسمش رو می شنوم

‫و ته همه افکارم میاد

‫مدام در حال تکرار شدنه

‫مثل دعایی که زمزمه میشه

‫یکی پیدا کن

‫شرط بندی‌ کردید هرکس حرف نزنه برنده است؟

‫هرکس اول اسم «لارنس بوید» رو ببره

‫باید برای بقیه شیرینی بخره؟

‫فقط چیزی برای گفتن نیست، رییس

‫واقعا؟

‫چیزی نیست که بشه به زبون آوردش

‫وقت خرد کردنه

‫و کانرتی داره نقش «اسکاتی پیپن» رو بازی میکنه ‫(بسکتبالیست آمریکایی)

‫چی شده میگرن داری، برایان؟

‫بیخیال چاک، عادلانه نیست...

‫با «پیپن» مقایسه ام نکن ‫(کنایه میزنه به ماتم گرفتن برایان)

‫اون به تازگی یه عضو خانواده شو از دست داده

‫به تخمم نیست. لانی، تو چی؟

‫من شروع کردم به بررسی کارای غیرعادی‌شون

‫توی حساب های خارجی‌شون پول زیادی نگه می‌دارن

‫حدس زدم که ممکنه فرار مالیاتی باشه

‫اینطور بود؟

‫پس هیچی از بوید و حساب های شرکتش پیدا نکردید؟

‫یا مثلا برخلاف سودشون ترغیب به بازنشستگی نکردن

‫یا پول رهن و اجاره رو بالا نبردن تا چیزی گیرشون بیاد؟

‫فاحشه بردن و جاکشی برای مشتری های خارجی چطور؟

‫دارید به من میگید که هیچی نیست؟

‫هنوز نه

More Farsi Persian subtitles for Billions

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left