لومړۍ 200 کرښې.
باورم نميشه تو واقعا اين چيز قرمز افتضاح رو خريدي
فکر کنم بهش ميگن ژاکت
اين آت و آشغالا رو همه جا به اسم لباس به مردم ميندازن
ليزا ، شوخي مي کردم ، ژاکت قشنگيه
فقط به يه دقيقه استراحت نياز دارم
ليزا ؟
ليزا ؟
ليزا ؟
يه نفر کمک کنه
کمک
اشلي ؟
اشلي مور ، درسته ؟
شما بايد دکتر رابرتز باشيد
بله ، ببخشيد پشت تلفن خيلي بسته صحبت مي کردم
من يه سري اطلاعات درباره ي مرگ خواهرتون دارم
چي ؟ ليزا رو مي شناختين ؟
نه ، اما درباره ي اون آزمايش دارو که خواهرت بخشي از پروژه بود مي دونم
خيلي متاسفم
تو هم توي آزمايش بودي ؟
ببخشيد. بايد ببينم کيه
خواهش ميکنم
الو ؟
الو؟
شما ؟ صداتون نمي شنوم
حالتون خوبه ؟
اف بي آي ، آقا
اون خانوم تحت بازداشت ماست
ببين داداش ، دو تا اشتباه کردي
اول اينکه ، اون نشون جعلي اف بي آي " رو خيلي زود نشونم دادي "
... دوم اينکه
قهوه ي اونو ريختي
Stabilizer : ترجمه
ويرايش و زيرنويس : بهادر کاظميان Bahador_1470@Yahoo. Com
خواهر من يکي از شرکت کننده هاي آزمايش کردن
بود HT1 دارويي به نام
دوره ي يه هفته ي
از نارسايي کبدي خيلي جدي رنج بُرد و آخرش هم مُرد
شرکت داروسازي غرامتي هم پيشنهاد داد ؟
J. R. P داروسازي
حامي مالي دوره هاي آزمايشي
اونا يه مرد خوش قيافه و خوش پوش رو فرستادن خونه مون
اون گفت هيچکي ديگه دچار عوارض جانبي نشده
و اين خيلي عجيب بوده
اون رو ميز آشپزخونه مون نشست
و يه شماره روي چندتا کاغذ نوشت
نشستن رو ميز آشپزخونه جايي که اون قبلا غذا مي خورد
متاسفم
پس ، پدر و مادرتون هيچ غرامتي رو قبول نکردن ؟
من متقاعدشون کردم
براشون يه سخنراني خوب کردم
که زندگي ليزا خريدني نيست
اينکه چجوري بايد افرادي رو که اونو کشتن مجبور کنيم مسئوليتشُ قبول کنن
آره ، اما هيچوقت اين اتفاق نيفتاد
مثل اينکه شما هم در شرايط مشابه بوديد
به چيزي تو همين مايه ها
ما شکايت نامه تنظيم کرديم
اما شرکت مدعي شد که ليزا از قبل اين بيماري رو داشته
ما باختيم
آره ، دليل و مدرک آوردن سخت ترين چيز تو اين پرونده هاست
نتونستيم وکيلي پيدا کنيم که وکالتمونو به عهده بگيره
من سه سال صرف پيدا کردن مدرک جديد کردم
هيچي پيدا نکردم تا اينکه دکتر رابرتز باهام تماس گرفت
و الانم ديگه غيبش زده
خب ، ما پيداش مي کنيم
خوشحاليم که سالمي
از اَلک ممنونم
نمي دونم چه اتفاقي ميفتاد
اگه اونجا نبود
حالا ، قبل از اينکه دکتر رابرتز ناپديد بشه
... برات چيزي نزاشت ، اطلاعاتي بهت نداد ، يه چيزايي
فقط همين
آرکيديا و چندتا اسم نمي دونم
بيا
خيلي خب ، آرکيديا يه شهر کوچيک تو 30 مايلي اينجاست
اما از اسم ها چيزي دستگيرم نشد
هيچ کدوم از اين اسمها به آرکيديا مربوط نيست؟
نه ، انگار ، کلا هيچي ازشون نيست
نه سوابق تحصيلي ، نه آدرسي ، نه شناسنامه ي
همشون پاک شدن
اما از دکتر رابرتز چيزي پيدا کردم
تو وقتي ما مشغول حرف زدن بوديم پيداش کردي ؟
آره ، چيزي نيست که
فوق العاده ست من هميشه ميخواستم اينکارو بکنم
خب ، مي تونم يه چيزايي بهت ياد بدم
به محض اينکه اين دوباره برات پُر کنم
درباره ي اون چي مي دونيم ؟
سوابقشُ چک کردي ؟
اون يه دختر خوبه که به کمکمون نياز داره
آره اما مي تونه جاسوس يا تروريست هم باشه
مثل تروريست ها مي مونه
آره. من حواسم بهش هست. باشه
آره ، برطبق اين
تا 8 ماه پيش
کار مي کرده J. R. P دکتر رابرتز براي شرکت داروسازي
ساخته HT1 اون شرکتيه که
J. R. P خيلي خب ، الان داروسازي
توسط آزمايشگاه هاي "پلجن" خريده شده
دکتر رابرتز و بقيه ي محقق ها مرخص شدن برن
شايد... شايد بهتره بقيه ي کار بزاريم براي
اتاق قمار ؟ آره
آره. اليوت کو ؟
اون بايد لباسشُ عوض مي کرد روش قهوه ريخته بود
و يه ذره خون و يه چند تا دندون
باشه خب ، چرا بهش زنگ نمي زني
و بهش بگي بره به آدرس خونه ي دکتر رابرتز
و ، پارکر ، تو و سوفي هم بريد سراغ روش قديمي
در چند تا خونه رو تو آرکيدي بزنين
پارکر ؟
ميخواي بري در چند تا خونه رو بزني ؟
باشه. فهميدم
خيلي خب
در قفله و کسي جواب نميده
بفرماييد. ممنون
خيلي خب ، ببين اگه مي توني دزدکي برو تو اما با دقت
باشه باشه
اين يواشکي نيست
دکتر رابرتز ؟
آپارتمان خيلي کوچيکيه براي کسي که پشت "بي ام و" مي شينه
اون "بي ام و" نمي رونه موتور سيکلت داره
اين فلش درايوه
خيلي خب ، بزنش به موبايلت
جدا ؟
داري ميگيريش ؟
خيلي خب ، بر طبق اين فايل ها
دکتر رابرتز مشغول ملاقات با درن هافمن بوده
حالا ، هافمن داشته سعي مي کرده ... يه چيزي رو ازش به قيمت
دويست هزار دلار بخره...
شبيه رشوه دادنه
نه ، نه ، نه ، چيزي تو حسابش
به اون مقدار ديده نميشه
اگر هم رشوه بوده ، اون نگرفته ش
خيلي خب ، بايد بفهميم
اين يارو هافمن کيه
يه لحظه بهم وقت بده
با چک کردن تماساي دکتر رابرت با فايلي که بهمون داده
خيلي خب ، هافمن مدير کل آزمايشگاه هاي "پلجن"ه
پلجن شرکتيه که داروسازي "جي آر پي" رو خريده
خب ، اين ميگه که هافمن
تو کار علم و دارو سابقه ي نداره
اون يه مدير حرفه يه
اون با امور مالي شروع کرده ، رفته سراغ ارتباطات
بعدش پريده سر وقت نرم افزار
و بعدشم سال قبل پريده به بالاترين نقطه ي شرکت پليجن
آره ، من آدم هايي مثل اونو خوب مي شناسم
آره ، خب ، اون داره پست مدير اجرايي رو دنبال مي کنه
اون از يه شرکت ميره به يه شرکت ديگه
حسابي پولاي اون شرکت هارو مي زنه به جيب
و از شهرتش براي نقل مکان کردن به شرکت بعدي استفاده مي کنه
هيچ وفايي نداره
اما چي مي تونه باشه که هافمن از دکتر رابرتز
به قيمت دويست هزار دلار ميخواد ؟
خب
من دکتر رابرتزتونُ پيدا کردم
اونا صحنه رو مثل ايست قلبي درست کردن
منظورت چيه از اينجوري درست کردن ؟
خب ، جاهاي خوبي هستن که يه حرفه ي
براي تزريق کردن ازشون استفاده مي کنه
اونا از زير ناخن براي اينکار استفاده کردن
دکتر رابرتزتون به قتل رسيده
نيت ، ما اونا رو تو آرکيديا پيدا کرديم
تيفيني هِلِند ، ميشل کورتولا
نيکولاس پکستن
خيلي خب ، تا الان با کدوماشون حرف زدين ؟
خب ، راستش حق انتخابي نمونده
همشون مُردن
خيلي خب ، اينجاست
پونزده نفر از آرکيديا
شرکت کردن HT1 در آزمايش داروي
ده نفرشون بخاطر نارسايي کبدي مُردن
خواهر اشلي تنها قرباني اين دارو نبوده
ببين ، هافمن
يالا
لعنت بهش ، هارديسن
مي دوني ، اون همش تنظيمات عوض مي کنه ، و من نمي تونم
کجاست ؟ هارديسن کجاست ؟
طبقه ي پايين تو اتاق قمار
رفته دنبال اشلي
پارکر هم داره کمک مي کنه
پارکر داره کمک مي کنه ؟
ميخره J. R. P خيلي خب ، بعد از اينکه پليجن شرکت
هافمن همه ي اسناد و سوابق آرکيديا رو پاک مي کنه
حالا ، خوشبختانه ، دستش به
کتابخونه ي عمومي آرکيديا نرسيده
پيدا مي کنه HT1 پس رابرتز يه ارتباطي بين هافمن و
هافمن بهش 200 هزارتا پيشنهاد ميده تا ساکتش کنه
اما رابرتز رشوه رو نمي گيره
پس هافمن هم
کلکشو مي کنه
من که ميگم روش راه آهن سوئدي از همه بهتره
پرنده قاهره چي؟
امکان نداره ، من ديگه اون لباسُ نمي پوشم
دوطرف - کور
آره
سلام ، سلام
خوش اومديد VIOPLEX به دوره ي آموزشي فروش
من ترينا هستم و شما ؟
لوري. لوري اسپرنگ
بسيار خب ، بزار ببينم لوري خوش اومدي
خب ، مثل اينکه تو آخرين نفري
بزن بريم با بقيه ي خانم ها آشنا بشيم
No comments yet. Be the first to leave one.