لومړۍ 200 کرښې.
دوازده، یازده، ده، نه
هشت، هفت، شیش، پنج
!چهار، سه، دو، یک
!سال نو مبارک
!سال نو مبارک
!سال نو مبارک
!سال نو مبارک
!استبان
آلما، قبلاً نمیدونستم چطور اینو بهت بگم
نه نه نه نه. اینو نگو
...امروز صبح، من و لئوناردو
لئوناردو دوست پسرمه
واسه موکل من حکم بازداشت دارین؟
من یه احظاریه در دست اقدام دارم
فقط نمیتونی اونو نشون ما بدی
تو اصلاً هیچی نداری، مونتانیو حق نداشتی ازش بازجویی کنی
کالبد شکافی، دی.ان.ای اون رو روی ناخن متوفی پیدا کرده
اون هیچیـه؟
یادته که آقای گوئرا و خانم لازکانو عاشق هم بودند
من نمیفهمم
من نمیفهمم آلما چطور ممکنه که دوباره با اون کونی قاطی بشه
داریو، تو و خانم لازکانو، آخرین بار کی به هم عشق ورزیدین؟
...راستش، همون روز صبح جولیتا و من - کافیه -
اگه بخواین دی.ان.ای آقای گوئرا رو بررسی کنین
مطمئنم که اونو همهجای بدن خانم لازکانو پیدا میکنین
اگه اونو پیدا کردین، یعنی هیچ مدرکی نیست
...نه، ما مدرک داریم که - جولیتا لازکانو خودکشی کرد -
شما هیچ مدرکی ندارین که نشون بدین اون به قتل رسیده
برگههای ترخیص رو بیار تا بریم
قضاوتت نمیکنم، آلما اما واقعاً فکر میکردم تو متفاوتی
حق داری که دیدگاه خودت رو بیان کنی
بیا امیدوار باشیم که وقتی که فهمیدی چقدر در اشتباهی، دیر نشده باشه
بیا بریم، داریو
من یه لحظه هم این کصشرا رو درمورد یه شیاد باور نمیکنم
این ترسوندنه، و تو اینو میدونی، مونتانیو
پیشنهاد میکنم که از متوسل شدن به اون خودداری کنی
یا من علیه دفتر شما، درخواست تحریم میکنم
چی شده، مونتانیو؟
نمیتونم اون رو بازداشت کنم آقای گوئرا آزاد میشه
دیگه چه داستان کصشری سر هم کردی، مرتیکهی کونی؟
عقلت رو از دست دادی، لئو؟ - بیا بریم، بیا بریم -
از کی اینقدر بدبخت شدی، آلما
چجوری میتونی از یه قاتل دفاع کنی تا اونو برگردونی تو تختت؟
این حرفا داره خفهات میکنه !دیگه اینجوری باهاش حرف نزن
!بس کن دیگه! کافیه
دوست داری کارت رو با زنایی که باهاشون میخوابی تموم کنی، مگه نه؟
حتی اگه به معنای کشتن اونا باشه
مثل جولیتای بیچاره
ما باید بریم
آلما، قبلا نمیدونستم چجوری اینو بهت بگم
نه نه نه نه. اینو نگو
لئوناردو دوست پسر منه
چیه شده، زویی؟
میدونم که میخوای بری، اما اگه الان بری، مثل فرار میمونه
تنها کاری که میخوام بکنم، اینه که لپتاپم رو بردارم
چطوری اومدی تو؟
باید حقیقت رو بدونم
بهم اعتماد کن
قرار نیست اونو اینجا پیدا کنی
تو حقیقت رو میدونی چون من هیچوقت بهت دروغ نگفتم
از دوست داشتن جولیتا دست کشیدی؟
به نظرم بهتره تنهات بذارم
نرو
مهم نیست که چی میگی، من هرگز نمیدونم که اون رو واقعاً دوست داشتی یا نه
....اما من دوستت دارم
انگار تو پسر خودمی
پسری که هیچوقت نداشتم
من به تو اعتماد کردم
وفاداری من
تمام محبت من
من همیشه ازت سپاسگزار خواهم بود، انیگو
تو واسه من مثل پدر دومم بودی، مثل خانواده
من کاملاً عاشق جولیتا بودم
...از وقتی خودش رو کشت، هرثانیه - این خودکشی نبود -
!جولیتا به قتل رسید
مهم نیست که تو توی اون تراس بودی یا نه، فهمیدی؟
چیزی که میخوام
اینه که بفهمیم چرا، داریو
...شما دو تا
شما ها اونو کشتید
تو جان دخترم رو گرفتی
اون باید با اون کصخل کونی باشه
چون گوشی تخمیشو برنمیداره
عمو؟
کمکم کن اینو بفهمم
چی واسه فهمیدن هست؟
نمیدونم، بذار ببینم
درمورد اون تیکه ناخن و پلیسه
آلما چطوری بازی میکنه
...قسم میخورم
نمیدونم که چرا به اون یارو نزدیک میشه
واسه تو منطقیه؟
اصلا چرا درگیرش میشی؟
و درمورد محافظت از مامانت، مزخرف تحویل من نده، باگ
چون من قصد ندارم اونو بخرم
تو واسه زویی این کار رو میکنی
نمیتونی جدی باشی - من جدیام -
تو داستانهای خودت رو با داریو داری، نه؟
و حالا که اون دوباره توی عکسه تو انواع چیزا رو حس میکنی
مثل خشم، انزجار، ترس، سردرگمی
من نیازی به کصشرای تحلیلی تو ندارم
بله؟
کارینا ئه
بیا
سلام - سلام، استبان -
بیا تو - ببخشید که مزاحم شدم -
ماشینت رو بیرون دیدم
وقتی تموم شد خبرم کن بعدش میخوام باهات حرف بزنم
کارمون تموم شد میتونی الان حرف بزنی
خدافظ استبان - خدافظ -
من میخوام بدونم چرا جولیتا لازکانو
یه کارت متعلق به معشوقهی نامزدش داره
این یکمی عجیبه
اما با هدایای عروسی توی اتاقش بود
هنوز سوابق تلفن همراه خانم لازکانو رو نداریم؟
متاسفانه نه
پیچیده است
این تلفن در یک شرکت در ساکرامنتو، کالیفرنیا ثبت شده است.
این همهچیز رو سخت تر میکنه
خب، فقط باید سختتر تلاش کرد
هتل فیلم امنیتی رو که منتظرش بودیم رو بهت داد؟
آره، حالا همه چیز رو داریم - عالیه، بیاین ببینیم چی به دست آوردن -
بیا بریم
و قسم می خورم
که بحث رو تموم کنم
من کاملاً میفهمم، خب؟
....درک میکنم که ممکنه فکر کنی
که این سه چیز موقتی ـه
که لزبین شدن من
یه واکنش به درام با داریو و همهی این مزخرفات بود
...اما حقیقت اینه که من
نسبت به اون شخص احساس عشق میکنم
و من عاشق تو هستم. نه بخاطر اینکه یه زنی
من عاشق کارینا هستم
یعنی، تو میتونی
یه فرا زمینی بدون جنسیت
...با بیست تا چشم باشی
و من همچنان دوستت خواهم داشت
داریو، مونتانیو میخواد بفهمهه که من دروغ گفتم و جفتمون اونجا بودیم
اگه بیهوش بودم، چجوری باید یادم میمونده؟
قبل همهی اینا
باید متوجه چیزی یا کسی شده باشی
هر نشونهای که توضیح بده کسی اونجاست
که وانمود میکنه تویی! فکر کن
تو هم باور نمی کنی، نه؟
نظر من فعلاً مهم نیست، داریو
چیزی که مهمه، حقایقه
پس ما از اول بهش میپردازیم
اوکی
رفتم توی تراس پشت بام
که همهی چیزی که بین ما اتفاق افتاده رو به جولیتا بگم
....جولیتا
نزدیک تر نشو
اما وقتی اون رو اونجا، لب ساختمون دیدم
که کاملاً نامتعارف بود، نتونستم
اون خودش نبود
یا مست بود یا مواد زده بود
عزیزم، لطفا از اونجا بیا پایین
عزیزم؟
اینو به اون هم میگی؟
نه
البته که نه. تو تنها عشق من هستی و خواهی بود. قسم میخورم
خواهش میکنم، بیا پایین - !برو عقب -
...یه بار
،مامانم رو توی وان حموم پیدا کردم که کاملاً هم لباس پوشیده بود
و گریه میکرد
من هنوز کوچیک بودم
ازش پرسیدم چرا گریه میکنه و جواب داد
چون زندگی فقط یه توهمـه
اون موقع نمیدونستم منظورش چیه، ولی الان میفهممش
عزیزم، خواهش میکنم بیا پایین ...من این وضع رو دوست ندارم. خواهش میکنم جولیتا
میخوای بدونی چی از همه بیشتر درد داره؟ - عزیزم، لطفاً بیا پایین -
این عروسی
!و یا پذیرایی یا مراسم یا گردنبند جدید من نیست
فهمیدم که هیچکدومش واقعی نبود
اینکه این کیری حقیقت نداشت
این یه توهم بود
بعدش دیگه هیچی یادم نیست
انگار چشمام سیاهی رفت
تا به استبان خیانت کردی یا اون به تو؟
راستش هیچکدومش
استبان رفت سراغ هریس و لاوسون
تا ارثی رو که پدربزرگم به جا گذاشته بود رو پس بگیره
اما وکیلها با پلیس تماس گرفتند
پلیس؟ چرا؟
چون اتفاقاً داریو گوئرا
توی همون دفتر بوده
تا ارث منو بگیره
هیچکدومش رو نمیفهمم - منم همینطور -
پس استبان فکر میکرد، یا هنوز هم فکر میکنه که همهی اینا یه جورایی چیده شده بودند
و من درحالی که اون ناتوان بود، ازش سواستفاده کردم
تو مُردی، کونی - آروم باش -
تو منو مث یه بره واسه ذبح پیش اون وکیلها بردی
درمورد چه کصشری حرف میزنی؟
خوب میدونی که به من خیانت کردی - آروم باش استبان -
چشماتو ببند - آروم باش -
خدافظی کن، کونی - !هی! پلیس -
اینطور نیست؟
البته که اینطور نیست، آلما
من تلاش زیادی کردم تا بفهمم
No comments yet. Be the first to leave one.