لومړۍ 200 کرښې.
متشکرم
اوه،خیلی دوست داشتنیه. متشکرم
- لیدی راسل - آن عزیز
You look quite done for.
به محض اینکه نامه ات رو گرفتم برگشتم
بدبختانه کسی که بدهی داره باید اون رو بپردازه
- حتی اگه یه جنتلمن باشه - امکانش نیست که اون رو تمدید کرد؟
بدبختانه پدر و الیزابت کم نمی توانند هزینه ای را کاهش بدهند
بدون آنکه صدمه ای به شکوه و جلالشان بخورد
یا از راحتی شان صرف نظر نمایند
ولی من حداقل می توانم پدر را ترغیب کنم که خانه را اجاره بدهد
و اگر من مطمئن بشم که ما می توانیم جایی ارزانتر و در حدود عایدی مان زندگی کنیم
اینجوری فقط در چند سال ممکنه بتوانیم بدهیمان را بپردازیم
توی چند سال؟
به هر حال این بهتر از فروختن خانه است حداقل امید داریم که روزی به آن برگردیم
و در این مدت شما کجا خواهید رفت؟ تصمیمی گرفته شده؟
امیدوارم که بتوانیم خانه کوچکی در نزدیکی اینجا پیدا کنیم
ولی پدر و الیزابت دوست دارند که در بث ساکن بشیم
لیدی راسل
همسایه عزیز ، شنیده ام که در لندن هستیید
سر والتر ، الیزابت
ممکنه بهتون بگم از اینکه کلینچ هال رو ترک می کنید چقدر متاسف هستم
ما بی تقصیریم ، لیدی راسل ، خیلی بی تقصیریم
هرگونه فداکاری که ممکن بوده انجام دادیم و چقدر دردناک بوده
لیدس راسل ما همه هزینه های خیریه های غیر ضروری رو قطع کردیم
و حتی از خرید مبلمان جدید برای اتاق نقاشی هم خودداری کردیم
که همانطور که می دونی ماما در حالتی ترسناک اون رو باقی گذاشته
و باعث راحتی خیال است که می دانیم که هرچه از دستمان برمیامده انجام داده ایم
البته
آقای شپرد اینجاست . او قول داده که اخبار را به ما برساند
آیا او دخترش است که با او میاید؟
همسر خانم کلی مدتی قبل فوت شده است و او به خانه پدرش بازگشته
او این اواخر اغلب اوقات همراه ماست
لیدی راسل ، میس آن
سر والتر ، من امروز صبح یک درخواست برای اجاره کلینچ دریافت کردم
که من رو متقاعد کرد که شما حتما این رو می پذیرید
از طرف یک آدمیرال
به تازگی بازنشسته شده و اصالتا اهل این منطقه است و آرزو دارد که در این گوشه از دنیا زندگی کند
- یک آدمیرال؟ - من یک جنتلمن رو ترجیح می دم
البته شاید این شغل حرفه سودمندی باشد
ولی من شخصا از اینکه یکی از دوستانم این شغل را انتخاب کند متاسف خواهم شد
- حقیقتا سر والتر؟ - بله
البته این حرفه از دو جهت مرا آزار می دهد
نخستین دلیل من آن است که افراد بی اصل و نسب به افتخاراتی نایل می آیند که شایسته آن نیستند
و دوم آنکه شما هرگز دریانوردی نمی بینید که به طور شک کننده ای بخاطر در معرض
باد و آب و هوا ،متناسب سنی که دارند به نظر بیایند
به هر حال سر والتر یک آدمیرال شانس قابل ملاحظه ای دارد
و من هیچ شکی ندارم که ایشان مستاجرهای مسئولی خواهند بود
و سر والتر در نظر بگیرید
او چطور به اطراف نگاه خواهد کرد و شانس خوبش را شکر خواهد کرد
که در خانه بارونی برجسته و خانواده مشهورش خواهد بود
بله
پس بااجازه شما من مذاکراتم را با آدمیرال کرافت شروع خواهم کرد
- کرافت ؟ - بله
میس آن آیا شما این آقا رو میشناسید؟
بله . نه . ....
باید بگم که من با کارش آشنایی دارم
من علاقه ندارم که بوته زار باید در دسترس مستاجر باشد
اگه اجازه بدید هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن دارم
خدا را شکر آن
- تو چت شده؟ - خوبم هیچی . بهت قول میدم که کامل
...آن
آدمیرال کرافت کیه
و چرا شنیدن اسمش باعث شد که قیافه ات اینجوری بشه؟
آن
...همسر آدمیرال کرافت
- ...همسرش - خانم کرافت؟
البته
و خانم کرافت خواهر کاپیتان فردریک ونتورثه
ونتورث؟
فهمیدم
فهمیدم
و فکر می کنم اون ممکنه به زودی پاش رو توی این خونه بذاره
آن می دونی که پدرت فکر می کنه این ازدواج نامناسبیه
اون هرگز وصلتی که باعث تنزل مقامش باشه رو قبول نمی کنه
تا جایی که یادم میاد اون تنها نبود
...عزیزم
نامزد کردن در سن 19 سالگی
با یک افسر نیروی دریایی جوان وسط جنگ
کسی که نه ثروت و نه توقعی داره
ممکن بود خودتو بدبخت کنی
و من توی انجام وظیفه ام به عنوان مادرخونده تو شکست می خوردم اگه مخالف این رو بهت توصیه نمی کردم
تو جوان بودی
و بهم زدنش کاملا از روی احتیاط
و درک درست بود
و احتیاط هنوز هم لازمه
کاپیتان ونتورث در جنگ ثروتی جمع کرد
و الان به شدت پولداره
چیزی به تو ننوشته؟
نه حتی یک کلمه
من فقط خودم یک چیزهایی می نویسم
پس ... اگه توجه اون نسبت به تو واقعی بود
نباید وقتی موقعیتش تغییر می کرد با تو تماس می گرفت
من نه شما رو سرزنش نمی کنم
و نه خودم رو که از شما راهنمایی گرفتم
ولی با اینحال
من الان کاملا نظرم نسبت به 8 سال پیش تغییر کرده
عزیزم آن
تو زن جوان و زیبا و خوبی هستی بهت قول میدم
روزی کسی رو پیدا می کنی که آنچنان که لیاقت توست تو رو دوست داره
من 27 سالمه
شپارد قبل از اینکه فراموش کنم
اگه مخالفتی نداری من یه برنامه ای برای دختر جذابت دارم
برای همراهی با الیزابت
اوه سر والتر
خب سر من مطمئنم که پنه لوپه از این فکر بی نهایت سپاسگزاره
پس قرار گذاشته شد اون هم باید فردا با ما به بث بیاد
همراهی آن برای الیزابت کافی نیست؟
ولی آن داره به اوپرکراس میره
من امروز صبح نامه ای از خواهرش ماری دریافت کردم
اون دوباره مریض شده و درخواست کرده که آن بره و از اون مراقبت کنه
و چون کسی آن رو توی بث نمی خواد
من فورا جوابش رو دادم که آن به محض اینکه کارهای اینجا رو تمام کرد به اونجا میره
...خب
همه امید شما به یه خونه کوچک نزدیک اینجا بود
آن قبل از اینکه بری
سلام ما رو به موسگرو برسون
و یادت نره که به همه خونه های پریش بری و در مورد رفتن ما اطلاع بدی . این رو توقع دارند
اون ازدواج کرده؟
من نمی دونم
ولی مرد واجد شرایطی حتما تا الان دلبستگی ای پیدا کرده
اون همسرش رو هم میاره؟
و بچه هاش رو؟
من فقط دعا می کنم که بتونم از ملاقات کردنش معذور باشم
می دونم که شانسم برای خوش بختی از بین رفته
ولی حضور اون اینجا این رو به یاد من میاره
و مطمئنم که روحم نمی تونه این رو تحمل کنه
آقای شپرد اون خانم جوان کیه؟
خانم آن الیوت دختر وسطی سر والتر
تنها دختری که شعور داره
چه حیف که ما نمی تونیم با اون آشنا بشیم
اون نیم مایل اونورتر در آپرکراس همراه خواهرش هست
اوه خب پس ما می تونیم باهاش آشنا بشیم
آقای شپرد اون عروسی کرده؟
متاسفانه نه و فکر هم نمی کنم در سنی که داره ازدواج مناسبی براش پیدا بشه
خب
مشخصا از یک کشتی بزرگتره
تعداد پنجره هاش رو ببین و از هم دیگه فاصله هم ندارند
فکر می کنم این اتاق برای فردریک خیلی خوب باشه
وقتی که اومد می فهمیم
برادرت کلا مخالف این بود که به کلینچ بیایم
می ترسم که سامرست خاطرات بدی رو برای اون داشته باشه
یه وقتی داشت از نامزدی با یه دختر در این حوالی حرف می زد
- واقعا؟ - حدود 8سال قبل
ما اونوقت توی هند شرقی بودیم
اون هیچ وقت حرفش رو نزد ولی فکر می کنم قلبش کاملا شکسته بود
خب ، خب ، خب
- فردریک نامزد کرده بوده ، کی فکرش رو می کرد؟ - دقیقا
- من گاهی فکر می کنم که آیا اون هیچوقت جایی ساکن می شه ؟ - آره
خوبه که پیدات شد
داشتم فکر می کردم هیچوقت نمیای
من خیلی بیمارم
به سختی می تونم صحبت کنم
فکر نمی کنم هیچوقت در زندگیم به اندازه امروز صبح مریض بودم
مطمئنم که اونقدر مریضم که نمی تونم تنها بمونم
چارلز اینجا نیست؟
چارلز با وجود اینکه بهش گفتم چقدر مریضم برای تیراندازی رفت بیرون
ولی من توی تمام صبح حتی یه روح هم ندیدم
هیچکس از موسگرو برای عیادت من نیودمده
هرچند که می دونم چارلز راجع به بیماری من بهشون گفته
فکر می کنم من مناسب نیستم
هنوز ندیدیشون . مطمئنم که میان هنوز خیلی زوده
شاید اگر اونقدر حالت خوب باشه که بتونی تا خون بزرگ قدم بزنی
می تونیم بهشون سر بزنیم
ما باید منتظر شیم تا اونها به تو سر بزنن
اونها باید بدونن که حق تو به عنوان خواهر من چیه
مطمئن باش که کوچکترین مخالفتی با حرف تو ندارم
شاید کمی هوا برای سلامتی من خوب باشه
ولی واقعا اول باید یه چیزی بخورم . دارم از گرسنگی می میرم
آن
- خدای من دخترها چطور رشد می کنن - آره
دوشیزه موسگرو از مدرسش توی اکستر برگشته
با تمام ی هنرهای معمول و البته
اونها الان به چیزی جز خوش پوش بودن فکر نمی کنن
...و مری
هنریتای عزیز- لوسیا
آن
بفرمایید بیا مامان نمی تونست برای دیدنت صبر کنه
و ما خبرهای مهیجی داریم
میس آن به آپرکراس خوش اومدید
چقدر لاغر و رنگ پریده شدید
تا وقتی که اینجایی ما باید کاری کنیم که چاق بشی
من خودم خیلی حالم خوب نیست
و سر والتر و الیزابت اونها چطور دلشون برای شما تنگ نمی شه
من خیلی خوشحالم که اینجا هستم نه توی بث
ماما امیدوارم که ما این زمستون به بث بریم
ولی یادت باشه اگه بریم باید توی مکان خوبی باشیم
و ابدا توی یکی از اتاقهای میدان کویین اقامت نکنیم
- آن حال چطوره؟ - خیلی خوبم . ممنون چارلز
- شما خیلی بزرگ شدید - عزیزم خوشحالم می بینم که حالت خوب شده
از پدرت پرسیدی چالرز؟ پرسیدی؟
پدر خودش استفاده های زیادی برای پولهاش داره و حق داره اونها رو جوری که می خواد خرج کنه
چارلز اگه به عهده تو باشه ما بزودی بی پول میشیم
آدمیرال کرافت و همسرش بی درنگ به اونجا اسباب کشی کردن
و من فکر می کنم از مستاجر خیلی شانس آوردیم
ولی عزیزم باید برای تو خیلی سخت باشه که خونت رو به کس دیگه ای واگذار کنی
البته وقتی مامان بیچاره زنده بود توی کلینچ اعتدال و صرفه جویی داشتیم
ولی هرگز هیچ مهمانی ای نبود
و مطمئن هستم که کرافتها مهمانی برگزار می کنن و از خیلی افسرهای نیوری دریایی جوانهم دعوت می کنند
درسته خبر مهیج ما هم همین بود
No comments yet. Be the first to leave one.