Created Equal

Created Equal

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Created Equal 2017 WEB
د لخوا تبصره 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 30 min)

تګونه

web
په خپور شو: 2023-07-26
ډاونلوډونه: 14
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫برابر آفریده شده

‫مراقب باش سانانتا ‫نزدیک بود داغونم کنی

‫سامانتا چی می‌گی؟

‫ببخشید خواهر جین ‫متاسفم

‫آو ‫خواهر آلجاندرا

‫برادر روحانی‌م میگه که دخترها نمی‌تونن کاری کنن که پسرها انجام میدن

‫چون ما ضعیفیم ‫مزخرفه

‫وقتی بزرگ می‌شی می‌تونی هر کاری بخوای انجام بدی

‫حتی رئیس جمهور شدن کشورمون

‫فراموش نکن

‫من میخوام مثل پدر جان باشم

‫و نون و شراب سرو کنم و ارتباط برقرار کنم وقتی بزرگ شدم

‫خب ‫به نظر میاد عالی باشه...

‫یا سامانتا تو می‌تونی یه خواهر باشی مثل من

‫و تو یه مدرسه خیلی قشنگ درس بدی یا تو بیمارستان بزرگ کار کنی

‫یا میتونی با فقرا کار کنی

‫ولی هیچوقت نمیتونی یه کشیش باشی

‫بزن بریم بچه جون

‫بزن بریم

‫ساشا دیگه کیه؟

‫تو فهمیدی

‫باشه خب تو فقط میخوای منو رد کنی؟

‫چرا داری تو گوشیم سرچ میکنی؟

‫سوالمو با سوال جواب نده

‫یه چیزی هست که باعث میشه

‫نتونم بهت اعتماد کنم

‫اینکار رو با من نکن ‫اون کیه؟

‫اون فقط یه جوجه است ‫نمیتونم کنترل کنم کی بهم پیام میده

‫یه جوجه؟ ‫همممم

‫خب گفتی یه جوجه

‫که همتون امشب میرید بیرون

‫هب چطوری ممکنه که من باهات باشم؟

‫خب چرا نمیری

‫سکسی ترین لباس مشکی ای رو که میتونی پیدا کنی بخری

‫فکر میکنی میتونی منو بخری نه؟

‫این کار میکنه؟

‫نه

‫یه جورایی

‫کمکم کن پدر! واسه این چالش

‫میدونم من باید مردمت رو راهنمایی کنم

‫تا اراده مقدس داشته باشن

‫کمکم کن پدر! واسه این چالش

‫میدونم من باید مردمت رو راهنمایی کنم

‫تا اراده مقدس داشته باشن آمین

‫روز خوبی داشته باشی پدر جان

‫خواهر آلجاندرا ‫ما باید حرف بزنیم

‫آره پدر

‫یه بار دیگه

‫من حرفی دارم که تو داری با دخترای جوون

‫راجب زنایی که میرن صومعه حرف میزنی

‫پدر جان.... ‫و همه

‫تو خودت میری مدرسه علوم دینی

‫تا راجب کشیش بودن مطلاعه کنی.

‫حالا چه مثالی داری که با این دخترا سر و کله بزنی؟

‫پدر من میخوام کاری که تو میکنی رو انجام بدم

‫امید دارم بتوم تک تک کلمات مسیح رو به مردم بگم

‫مطمئنا همینطور انجام میدی

‫نمیکنم پدر ‫میدونی نمیتونم

‫تو راه خودت آره

‫کافی نیست پدر

‫من پشت هم دعا میکنم و پیام یکیه

‫من از صمیم قلب میدونم که عیسی مسیح مخواد من مختار باشم

‫که اون میخواد من کشیش باشم

‫همینطوره

‫میدونی اون کلیسا

‫به زنا اجازه نمیده که کشیش بشن

‫خیلی چیزا هست...

‫پدر اونا...

‫باید باشن ‫چرا پدر؟

‫چرا یه زن نمیتونه کشیش بشه؟

‫قانون کلیسائه

‫حالا ببین ما چندین بار این مکالمه رو داشتیم

‫تو سال های اخیر

‫انتخابی واسم نزاشتی

‫تو دیگه با دانش آموزا کار نمیکنی

‫تو باید کمک کنی

‫میفهمی؟

‫آره پدر میفهمم

‫روز خوبی داشته باشی پدر

‫خواهر آلجاندرا ‫داری کجا میری؟

‫من مدرسه رو ترک میکنم

‫ولی به زودی صاحب یه معلم جدید میشی

‫و بهت کمک میکنه چیزای شگفت انگیز یاد بگیری

‫نه تو معلمی

‫ما تورو میخوایم خواهر آلجاندرا

‫امکان نداره

‫من دوباره میبینمت؟

‫قول میدم که تو قلبمی

‫من همیشه نگهت میدارم ‫ممنون

‫آلجاندرا من متاسفم که اینطوری شده

‫تو فقط باید مراقب باشی

‫وقی میری مقابل مکتب کلیسا

‫الان چیکار میکنی؟

‫هی ساشا این تامیه

‫ببخشید دیشب گمت کردم من کار داشتم

‫مشکلی نیست ‫ما باید امشب حرف بزنیم

‫آره بعدا بهت زنگ میزنم

‫خیلی خب خدافظ

‫صبح بخیر آقای ریلی

‫صبح بخیر عزیزم ‫این دوشنبه چطوری؟

‫من خستم

‫پسرت چطوره؟هنوز بهت سخت میگیره؟

‫اوه اون دخترارو پیدا کرده

‫چرا نمیاریش تو؟من میتونم باهاش حرف بزنم

‫اوه نه عزیزم

‫گوش کن این تولد مامانته

‫ممممم ‫من از طرف تو یه هدیه واسش فرستادم

‫خیلی ممنون ‫خواهش میکنم

‫هی آلجاندرا باتیستا کیه؟

‫اوه توسط دانبار فرستاده شده

‫خیلی خب ‫خوبه

‫تامی ‫هاه

‫به مامانت زنگ بزن ‫نه

‫بشین

‫منو ببر به پرونده سولاس

‫حتما گوئن سولاس ‫پرونده تبعیض جنسیتی

‫اجراهای درخشان ‫تبلیغات رد شده

‫حقوق کمتر نسبت به همتایان مرد

‫یه چیز بازیه درسته؟

‫این یه بیانیه واسه بقیه ی زنا هم هست

‫ضربه زدن به سقف شیشه ای

‫حالا قطعا قلبم نگران گوئنه

‫به جز وقتی که تو جلوی هشت مرد صدمه دیدی

‫و اونا قبول نکردن

‫اوه یه کنفرانس حل و فصل ترتیب بده

‫اگه ترتیب بدیم ما پول رو ول میکنیم روی میز

‫با فرض اینکه ما تو زمین ببریم

‫وقتی که شاکی ها دو به یکن

‫پس یه ریسک بدیه

‫نه اینکه شهرت اون شرکت کم بشه اگه ببازیم

‫یه چیز خوب ترتیب بده

‫تامی تو از محاکمه که نمیترسی مگه نه؟

‫درخواستمون چیه؟

‫دو و نیم ‫اونا چین؟

‫هفت و نیم ‫ارزشش چیه؟

‫نهصد ‫ترتیب داده شد

‫اوه آقای دانبار

‫تامی

‫این پرونده جدید چیه؟

‫یکی از بزرگترین مشتریامون که

‫واسه نگهداری از دخترشه، آلجاندرا باتیستا

‫پرو بونو؟ ‫مشکلیه؟

‫قبضای شرکتش 5 میلیون در سال

‫من آخر هفته ها اگه ازم بخواد چمناش رو میزنم

‫عجیب

‫به علاوه شرکت نیاز داره 75 پرو بونو در ساعت

‫تو سه تا داری

‫واقعا همون شمارست که میخوای

‫واسه کمیسیون شراکت ماه بعد بیاری؟

‫نه قربان ‫راجب چیه؟

‫اون بهت نگفت؟ ‫من...

‫یه پرونده اییه که ما نمیخوایم ‫ولی نمیتونیم کاری کنیم

‫فقط بزار بره

‫داریم ترتیب چی رو میدیم؟

‫شکایت زنای کلیسای کاتولیک

‫سلام ‫میتونم کمکت کنم؟

‫اوه تامی ریلی

‫باشه و اسمت؟ ‫آلی باتیستا

‫باشه

‫بشین ‫ممنون

‫یه شخصی به اسم آلی باتیستا هست میخواد ببینتت

‫آره ممنون

‫لطفا بزار اینو بگیرم قربان

‫نزار بیفتم ‫هیچوقت

‫سیلک

‫خانوم باتیستا توی لابیه ‫میشه ببینیش لطفا؟

‫ممنون بتی

‫خانوم باتیستا از این راه

‫خیلی خب ‫بهت میگم چیه

‫چرا اون لباس کوچیک رو نمیپوشی

‫که من واست خریده بودم

‫و وقتی برت میدارم تو میتونی همش رو به بابا بگی

‫اوه من باید بهت زنگ بزنم

‫خانوم باتیستا ‫لطفا بشین

‫براتون آب یا قهوه بیارم؟

‫نه ممنون ‫اوه سیلک! نمیمونی؟

‫پس خانوم باتیستا.

‫اوممم گم شده

‫متاسفم خانوم باتیستا

‫فقط بزار بگم چقدر واقعا متاسفم

‫برای تمام اتفاقاتی که واست افتاد

‫داری راجب چی حرف میزنی؟

‫من مطلع شدم که تو داری

‫از کلیسای کاتولیک شکایت میکنی پس فرض کردم که...

‫من دارم از کلیسای کاتولیک شکایت میکنم

‫چون میخوام یه کشیش کاتولیک بشم

‫میفهمم

‫قبل از اینکه جلوتر بریم خانوم باتیستا

‫متاسفم باید بپرسم

‫راجب این مساله جدی ای؟

‫تو یه اسم ایرلندی داری ‫تو کاتولیکی آقای ریلی؟

‫من انتخابی دیگه نداشتم

‫داری سعی میکنی کاتولیک باشی؟

‫من یه آلتارم

‫خانوم باتیستا ‫دین من

‫حداقل نگرانی رو واسه شما داره

‫تو داری از کلیسای کاتولیک شکایت میکنی

‫که به کشیش بشی

‫نه آقای ریلی من میخوام از کلیسای کاتولیک شکایت کنم تا بهم اجازه بده

‫که به سمیناری که میخوام کشیش بشم وارد شم

Created Equal subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left