Game of Thrones

Game of Thrones

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

7 فصل

د خپرونې معلومات

Game of Thrones Season 7 All Episodes Versions BluRay Source
Game of Thrones Season 7 BluRay 1080p REPACK TrueHD Atmos 7 1 AVC REMUX-FraMeSToR
Game of Thrones Season 7 BluRay 1080p x264-WiKi
Game of Thrones Season 7 BluRay 1080p x264-ROVERS
Game of Thrones Season 7 BluRay 720p x264-DEMAND
Game of Thrones-All Episodes S07 BluRay 1080p 6CH x264 MkvCage
Game of Thrones-All Episodes S07 BluRay 1080p 6CH x264 Pahe
Game of Thrones-All Episodes S07 BluRay 720p x264 MkvCage
Game of Thrones-All Episodes S07 BluRay 720p x264 Pahe
Game of Thrones Season 7 All Episodes Versions BluRay x265
د لخوا تبصره Hamid5251
1397/10/30 | زیرنویس هماهنگ شده دقیق با تمام نسخه های بلوری مترجمین : کیارش - رضا - مصطفی و حسین

تګونه

BluRay
x264
720p
720
mkv
MkvCage
1080
HD
REMUX
x265
په خپور شو: 2019-01-20
ډاونلوډونه: 196
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫براتون سواله که چرا آوردمتون اینجا

‫بعد از این همه جشنی که داشتیم

‫از کِی تا حالا والدرِ پیر

‫تو 2 هفته برامون 2 تا مهمونی می‌گیره؟

‫خب، اگه نتونی با خانواده‌ات جشن بگیری،

‫لرد ریورلندز بودن به چه دردی می‌خوره

‫من این نظرو دارم

‫آره!

‫من تک تک افراد مهم خاندان فری رو جمع کردم

‫تا حالا که زمستون فرا رسیده، از نقشه‌هام

‫برای این سرزمین بگم

‫ولی اول می‌نوشیم!

‫دیگه خبری از اون شاش اسب دورنیشی نیست!

‫این بهترین طلای تاکستان‌ـه!

‫شراب خوب برای قهرمان‌های خوب!

‫با هم می‌ایستیم!

‫با هم می‌ایستیم!

‫تو نه

‫من شراب خوب رو خرج یک زن نمی‌کنم

‫شاید من مرد خوبی نباشم

‫اعتراف می‌کنم. ‫ولی به شما خیلی افتخار می‌کنم

‫شما خانواده‌ی من هستید، کسانی که

‫بهم کمک کردند که استارک‌ها ‫رو تو عروسی سرخ سلاخی کنم

‫بله، بله

‫سلامتی

‫همتون مردان شجاعی هستید

‫یک زن باردار رو با بچه‌اش کشتید

‫مادر 5 تا فرزند رو کشتید

‫بعد از دعوت کردن مهمون‌هاتون

‫اون‌ها رو کشتید

‫ولی شما همه‌ی استارک‌ها رو نکشتید

‫نه، نه، اشتباه کردید

‫باید کل خاندانشون رو از ریشه می‌زدید

‫وقتی یک گرگ زنده بمونه

‫هیچ کدوم از گوسفند‌های گله در امان نیستند

‫وقتی مردم ازت پرسیدن اینجا چه اتفاقی افتاد...

‫بگو شمال از یاد نمی‌بره

‫بگو که زمستونِ خاندان فری از راه رسید

ترجمه از کیارش و رضا DeathStroke & Ki@Rash

فصل هفتم، قسمت اول

: زیـــرنـــویـس هماهنگ شــده با نسخه هـــای بـــلـوری .....:::::Hamid5251:::::.....

‫وحشی هستی؟

‫من میرا رید هستم، دختر هاولند رید

‫این هم برندون استارک‌ـه

‫پسر ند استارک

‫ار کجا بدونم حقیقت داره؟

‫تو در اثر انسان‌های اولیه بودی

‫تو هاردهوم بودی

‫تو ارتش مردگان رو دیدی

‫تو پادشاه شب رو دیدی

‫اون داره میاد سراغمون

‫سراغ هممون

‫خیلی خب

‫بیاریدشون داخل

‫می‌خوام تک تک استادان شمالی توی کتاب‌ها

‫دنبال شیشه‌ی اژدها بگردن

‫شیشه‌ی اژدها وایت واکرها رو می‌کشه

‫برای ما از طلا هم با ارزش تره

‫باید پیداشون کنیم، ‫باید استخراجشون کنیم،

‫باید ازشون سلاح درست کنیم

‫هر کسی بین 10 تا 60 سال

‫هر روز باید با نیزه، شمشیر و تیر و کمان تمرین کنه

‫وقتشه که به این بچه‌های تابستون مبارزه کردن یاد بدیم

‫نه فقط پسرها

‫اگه نصف جمعیت مبارزه کنه

‫نمی‌تونیم شمال رو شکست بدیم

‫انتظار داری که دست نوه‌ام نیزه بدم؟

‫نمی‌خوام وقتی مردها دارن ‫مبارزه می‌کنن، من کنار آتیش بافتنی ببافم

‫شاید کوچک و دختر باشم لرد گلوور

‫ولی من هم به اندازه شما اهل شمال هستم

‫همینطوره بانوی من. ‫کسی به این شک نداره

‫و برای دفاع از شمال نیاز به اجازه‌ی شما ندارم

‫با تمرین دادن تمامی مردها، ‫زن‌ها، پسرها و دخترهای جزیره‌ی بیر شروع می‌کنیم

‫بله!

‫وقتی داریم برای حمله آماده می‌شیم،

‫باید دفاعمون رو هم قوی کنیم

‫تنها چیزی که بین ما و ارتش مردگان هست، دیواره

‫و این دیوار قرن‌هاست که درست نگهبانی نشده

‫من پادشاه مردم آزاد نیستم

‫ولی اگه قراره از این زمستون جون سالم به در ببریم...

‫می‌خواید برای شما از قلعه‌ها نگهبانی کنیم؟

‫بله

‫آخرین بار پادشاه شب تو هاردهوم بود

‫نزدیک‌ترین قلعه به هاردهوم، ایست واچِ کنار دریاست

‫پس من باید برم اونجا

‫به نظر الان نگهبانان شب هستیم

‫اگه از دیوار عبور کنن،

‫دو تا قلعه‌ی کارهولد و

‫لست هرث سر راهشونه

‫آمبرها و کاراستارک‌ها به شمال خیانت کردند

‫قلعه‌هاشون باید خراب بشن

‫و حتی یک سنگ هم باقی نمونه

‫قلعه‌ها که گناهی نکردن

‫و ما تمام قلعه‌ها رو برای جنگ لازم داریم

‫باید لست هرث و کارهولد به خانواده‌های جدید سپرده بشه

‫خانواده‌های وفاداری که علیه رمزی کمکمون کردند

‫بله!

‫آمبرها و کاراستارک‌ها

‫قرن‌ها کنار استارک‌ها جنگیدند

‫ با هر نسلی پیمان بستند. ‫

و بعدش این پیمان رو شکستند

‫من این خانواده‌ها رو به خاطر گناه چند تا پسر ناخلف

‫از خانه‌های اجدادیشون بیرون نمی‌کنم

‫پس مجازاتی برای خیانت

‫و پاداشی برای وفاداری وجود نداره؟

‫مجازات خیانت مرگه

‫اسمال‌جان آمبر تو میدون جنگ مُرد

‫هارلد کاراستارک تو میدون جنگ مُرد

‫موقع مبارزه برای رمزی مُردن

‫اون قلعه‌ها باید به خانواده‌هایی داده بشن

‫که در راه مبارزه برای تو مُردن

‫وقتی که من فرمانده نگهبانان شب بودم...

‫کسانی که بهم خیانت می‌کردن رو اعدام می‌کردم

‫کسانی که از دستوراتم سرپیچی می‌کردن رو اعدام می‌کردم

‫پدرم همیشه می‌گفت،

‫مردی که دستور رو صادر می‌کنه، باید خودش هم اجراش کنه

‫و من سعی کردم با این قوانین زندگی کنم

‫ولی من یک پسر رو به ‫خاطر گناهان پدرش مجازات نمی‌کنم

‫و من یک خونه رو که قرن‌ها متعلق

‫به یک خانواده بوده ازشون نمی‌گیرم

‫این تصمیم منه

‫و این تصمیم نهاییه

‫ند آمبر

‫آلیس کاراستارک

‫برای قرن‌ها، خانواده‌های ما

‫در کنار هم جنگیدند

‫ازتون می‌خوام که یک بار دیگه، ‫وفاداریتون رو به خاندان استارک ادا کنید

‫که پرچم داران ما باشید

‫و وقتی ازتون خواسته شد، به ما کمک کنید

‫بایستید

‫جنگ‌های گذشته دیگه مهم نیستند

‫شمال باید متحد باشه

‫تمام نواحی شمال

‫ند و آلیس، آیا کنار من خواهید بود؟

‫الان و برای همیشه؟

‫الان و برای همیشه!

‫تو خواهر منی ولی من الان پادشاهم

‫تاج هم می‌خوای بگذاری؟

‫وقتی به تصمیمات من جلوی

‫بقیه لردها و بانوها شک می‌کنی، منو زیر سوال می‌بری

‫ پس دیگه نمی‌تونم راجع به تصمیماتت سوال کنم؟ ‫

البته که می‌تونی ولی

‫جافری هیچ وقت نمی‌گذاشت ‫کسی قدرتش رو زیر سوال ببره

‫فکر می‌کنی پادشاه خوبی بود؟

‫فکر می‌کنی من جافری‌ام؟

‫تو خیلی با جافری فاصله داری

‫ممنون

‫کارت رو خوب انجام می‌‎دی، خودت می‌دونی

‫- چه کاری؟ ‫- فرمانراوایی

‫نه

‫چرا خوب انجام می‌دی

‫همینطوره

‫بهت احترام می‌گذارن، واقعاً می‌گم

‫ولی باید...

‫چرا می‌خندی؟

‫پدر همیشه چی می‌گفت؟

‫هر چیزی که قبل از کلمه‌ی "ولی" باشه، مزخرفه

‫اینو هیچ وقت به من نگفت

‫نه. هیچ وقت جلو دخترش حرف بد نمی‌زد

‫چون می‌خواست از ما محافظت کنه

‫هیچ وقت نمی‌خواست که ‫ببینیم دنیا چقدر کثیفه

‫ولی پدر نتونست از من ‫محافظت کنه و تو هم نمی‌تونی

تلاش هم نکن

‫ خیلی خب، دیگه ازت محافظت نمی‌کنم

‫و تو هم دیگه منو زیر سوال نبر

‫من نمی‌خوام تو رو زیر سوال ببرم!

‫باید باهوش‌تر از پدر باشی

‫باید باهوش‌تر از راب باشی

‫من دوستشون داشتم، دلم براشون تنگ شده، ‫ولی اشتباهات احمقانه‌ای کردن

‫و جفتشون سرشون رو از دست دادن

‫و من چجوری باید باهوش‌تر باشم؟

‫با گوش کردن به تو؟

‫انقدر بده؟

‫یک زاغ از مقر فرمانروایی سرورم

‫سرسی از خاندان لنیستر، اولین در نام خود

‫ملکه‌ی آندال‌ها و انسان‌های اولیه،

‫محافظ هفت اقلیم...

‫چی می‌خواد؟

‫به مقر فرمانروایی بیا

‫تسلیم شو وگرنه سرنوشتی ‫مانند تمام خائن‌ها در انتظارت خواهد بود

‫خیلی خودت رو درگیر دشمن‌های شمالی کردی

‫دشمن جنوبی رو فراموش کردی

‫من درگیر پادشاه شب هستم چون دیدمش

‫و باور کن، اگه تو هم دیده بودیش، به چیز دیگه فکر نمی‌کردی

‫هنوز یک دیوار بین ما و پادشاه شب هست

‫هیچی بین ما و سرسی نیست

‫بین ما و سرسی هزاران مایل فاصله‌ست

‫زمستان فرا رسیده. ‫لنسیترها دشمنان جنوبی هستند

‫هرگز انقدر شمال نبودن

‫تو یک مرد نظامی هستی ولی من اونو می‌شناسم

‫اگه دشمن اون باشی، ‫انقدر ادامه می‌ده تا نابود بشی

‫هر کسی که اونو فریب داده، ‫یک جوری کشته شده

‫جوری حرف می‌زنی انگار می‌خوای تحسینش کنی

‫خیلی چیزها ازش یاد گرفتم

‫این چیه؟

‫چیزی که همیشه منتظرش بودیم

‫این چیزیه که پدر خواسته ‫یا ناخواسته ما رو براش تربیت کرد

‫می‌خواسته

‫باعث شد تمام شهرها، دهکده‌ها،

‫دریاچه‌ها، جنگل‌ها و کوه‌ها رو یادم بمونه

More Farsi Persian subtitles for Game of Thrones

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left