لومړۍ 200 کرښې.
براتون سواله که چرا آوردمتون اینجا
بعد از این همه جشنی که داشتیم
از کِی تا حالا والدرِ پیر
تو 2 هفته برامون 2 تا مهمونی میگیره؟
خب، اگه نتونی با خانوادهات جشن بگیری،
لرد ریورلندز بودن به چه دردی میخوره
من این نظرو دارم
آره!
من تک تک افراد مهم خاندان فری رو جمع کردم
تا حالا که زمستون فرا رسیده، از نقشههام
برای این سرزمین بگم
ولی اول مینوشیم!
دیگه خبری از اون شاش اسب دورنیشی نیست!
این بهترین طلای تاکستانـه!
شراب خوب برای قهرمانهای خوب!
با هم میایستیم!
با هم میایستیم!
تو نه
من شراب خوب رو خرج یک زن نمیکنم
شاید من مرد خوبی نباشم
اعتراف میکنم. ولی به شما خیلی افتخار میکنم
شما خانوادهی من هستید، کسانی که
بهم کمک کردند که استارکها رو تو عروسی سرخ سلاخی کنم
بله، بله
سلامتی
همتون مردان شجاعی هستید
یک زن باردار رو با بچهاش کشتید
مادر 5 تا فرزند رو کشتید
بعد از دعوت کردن مهمونهاتون
اونها رو کشتید
ولی شما همهی استارکها رو نکشتید
نه، نه، اشتباه کردید
باید کل خاندانشون رو از ریشه میزدید
وقتی یک گرگ زنده بمونه
هیچ کدوم از گوسفندهای گله در امان نیستند
وقتی مردم ازت پرسیدن اینجا چه اتفاقی افتاد...
بگو شمال از یاد نمیبره
بگو که زمستونِ خاندان فری از راه رسید
ترجمه از کیارش و رضا DeathStroke & Ki@Rash
فصل هفتم، قسمت اول
: زیـــرنـــویـس هماهنگ شــده با نسخه هـــای بـــلـوری .....:::::Hamid5251:::::.....
وحشی هستی؟
من میرا رید هستم، دختر هاولند رید
این هم برندون استارکـه
پسر ند استارک
ار کجا بدونم حقیقت داره؟
تو در اثر انسانهای اولیه بودی
تو هاردهوم بودی
تو ارتش مردگان رو دیدی
تو پادشاه شب رو دیدی
اون داره میاد سراغمون
سراغ هممون
خیلی خب
بیاریدشون داخل
میخوام تک تک استادان شمالی توی کتابها
دنبال شیشهی اژدها بگردن
شیشهی اژدها وایت واکرها رو میکشه
برای ما از طلا هم با ارزش تره
باید پیداشون کنیم، باید استخراجشون کنیم،
باید ازشون سلاح درست کنیم
هر کسی بین 10 تا 60 سال
هر روز باید با نیزه، شمشیر و تیر و کمان تمرین کنه
وقتشه که به این بچههای تابستون مبارزه کردن یاد بدیم
نه فقط پسرها
اگه نصف جمعیت مبارزه کنه
نمیتونیم شمال رو شکست بدیم
انتظار داری که دست نوهام نیزه بدم؟
نمیخوام وقتی مردها دارن مبارزه میکنن، من کنار آتیش بافتنی ببافم
شاید کوچک و دختر باشم لرد گلوور
ولی من هم به اندازه شما اهل شمال هستم
همینطوره بانوی من. کسی به این شک نداره
و برای دفاع از شمال نیاز به اجازهی شما ندارم
با تمرین دادن تمامی مردها، زنها، پسرها و دخترهای جزیرهی بیر شروع میکنیم
بله!
وقتی داریم برای حمله آماده میشیم،
باید دفاعمون رو هم قوی کنیم
تنها چیزی که بین ما و ارتش مردگان هست، دیواره
و این دیوار قرنهاست که درست نگهبانی نشده
من پادشاه مردم آزاد نیستم
ولی اگه قراره از این زمستون جون سالم به در ببریم...
میخواید برای شما از قلعهها نگهبانی کنیم؟
بله
آخرین بار پادشاه شب تو هاردهوم بود
نزدیکترین قلعه به هاردهوم، ایست واچِ کنار دریاست
پس من باید برم اونجا
به نظر الان نگهبانان شب هستیم
اگه از دیوار عبور کنن،
دو تا قلعهی کارهولد و
لست هرث سر راهشونه
آمبرها و کاراستارکها به شمال خیانت کردند
قلعههاشون باید خراب بشن
و حتی یک سنگ هم باقی نمونه
قلعهها که گناهی نکردن
و ما تمام قلعهها رو برای جنگ لازم داریم
باید لست هرث و کارهولد به خانوادههای جدید سپرده بشه
خانوادههای وفاداری که علیه رمزی کمکمون کردند
بله!
آمبرها و کاراستارکها
قرنها کنار استارکها جنگیدند
با هر نسلی پیمان بستند.
و بعدش این پیمان رو شکستند
من این خانوادهها رو به خاطر گناه چند تا پسر ناخلف
از خانههای اجدادیشون بیرون نمیکنم
پس مجازاتی برای خیانت
و پاداشی برای وفاداری وجود نداره؟
مجازات خیانت مرگه
اسمالجان آمبر تو میدون جنگ مُرد
هارلد کاراستارک تو میدون جنگ مُرد
موقع مبارزه برای رمزی مُردن
اون قلعهها باید به خانوادههایی داده بشن
که در راه مبارزه برای تو مُردن
وقتی که من فرمانده نگهبانان شب بودم...
کسانی که بهم خیانت میکردن رو اعدام میکردم
کسانی که از دستوراتم سرپیچی میکردن رو اعدام میکردم
پدرم همیشه میگفت،
مردی که دستور رو صادر میکنه، باید خودش هم اجراش کنه
و من سعی کردم با این قوانین زندگی کنم
ولی من یک پسر رو به خاطر گناهان پدرش مجازات نمیکنم
و من یک خونه رو که قرنها متعلق
به یک خانواده بوده ازشون نمیگیرم
این تصمیم منه
و این تصمیم نهاییه
ند آمبر
آلیس کاراستارک
برای قرنها، خانوادههای ما
در کنار هم جنگیدند
ازتون میخوام که یک بار دیگه، وفاداریتون رو به خاندان استارک ادا کنید
که پرچم داران ما باشید
و وقتی ازتون خواسته شد، به ما کمک کنید
بایستید
جنگهای گذشته دیگه مهم نیستند
شمال باید متحد باشه
تمام نواحی شمال
ند و آلیس، آیا کنار من خواهید بود؟
الان و برای همیشه؟
الان و برای همیشه!
تو خواهر منی ولی من الان پادشاهم
تاج هم میخوای بگذاری؟
وقتی به تصمیمات من جلوی
بقیه لردها و بانوها شک میکنی، منو زیر سوال میبری
پس دیگه نمیتونم راجع به تصمیماتت سوال کنم؟
البته که میتونی ولی
جافری هیچ وقت نمیگذاشت کسی قدرتش رو زیر سوال ببره
فکر میکنی پادشاه خوبی بود؟
فکر میکنی من جافریام؟
تو خیلی با جافری فاصله داری
ممنون
کارت رو خوب انجام میدی، خودت میدونی
- چه کاری؟ - فرمانراوایی
نه
چرا خوب انجام میدی
همینطوره
بهت احترام میگذارن، واقعاً میگم
ولی باید...
چرا میخندی؟
پدر همیشه چی میگفت؟
هر چیزی که قبل از کلمهی "ولی" باشه، مزخرفه
اینو هیچ وقت به من نگفت
نه. هیچ وقت جلو دخترش حرف بد نمیزد
چون میخواست از ما محافظت کنه
هیچ وقت نمیخواست که ببینیم دنیا چقدر کثیفه
ولی پدر نتونست از من محافظت کنه و تو هم نمیتونی
تلاش هم نکن
خیلی خب، دیگه ازت محافظت نمیکنم
و تو هم دیگه منو زیر سوال نبر
من نمیخوام تو رو زیر سوال ببرم!
باید باهوشتر از پدر باشی
باید باهوشتر از راب باشی
من دوستشون داشتم، دلم براشون تنگ شده، ولی اشتباهات احمقانهای کردن
و جفتشون سرشون رو از دست دادن
و من چجوری باید باهوشتر باشم؟
با گوش کردن به تو؟
انقدر بده؟
یک زاغ از مقر فرمانروایی سرورم
سرسی از خاندان لنیستر، اولین در نام خود
ملکهی آندالها و انسانهای اولیه،
محافظ هفت اقلیم...
چی میخواد؟
به مقر فرمانروایی بیا
تسلیم شو وگرنه سرنوشتی مانند تمام خائنها در انتظارت خواهد بود
خیلی خودت رو درگیر دشمنهای شمالی کردی
دشمن جنوبی رو فراموش کردی
من درگیر پادشاه شب هستم چون دیدمش
و باور کن، اگه تو هم دیده بودیش، به چیز دیگه فکر نمیکردی
هنوز یک دیوار بین ما و پادشاه شب هست
هیچی بین ما و سرسی نیست
بین ما و سرسی هزاران مایل فاصلهست
زمستان فرا رسیده. لنسیترها دشمنان جنوبی هستند
هرگز انقدر شمال نبودن
تو یک مرد نظامی هستی ولی من اونو میشناسم
اگه دشمن اون باشی، انقدر ادامه میده تا نابود بشی
هر کسی که اونو فریب داده، یک جوری کشته شده
جوری حرف میزنی انگار میخوای تحسینش کنی
خیلی چیزها ازش یاد گرفتم
این چیه؟
چیزی که همیشه منتظرش بودیم
این چیزیه که پدر خواسته یا ناخواسته ما رو براش تربیت کرد
میخواسته
باعث شد تمام شهرها، دهکدهها،
دریاچهها، جنگلها و کوهها رو یادم بمونه
No comments yet. Be the first to leave one.