لومړۍ 200 کرښې.
!تو دست من قلب یه جادوگره
یه گروهن .که درباره جادوگرها پست میذارن
.تنهام بذار - .بهش بگو چی میخوای. اون بخشی از توئه -
.میخوام ازم جدا شه
اگه بفهمم چطور ارتباط ،بین لشر و خانواده شروع شده
اون وقت شانس بیشتری .برای تموم کردنش دارم
تموم اینکارها واسه خلاص شدن از من؟ - .بله -
...هدف این مراسم
اینه که قدرت رو .به نزدیکترین خویشاوند زن انتقال داد
من جادوگرم؟
.تو جادوگر منی
!آرجونا
صدام رو میشنوی؟
!کسی نیست
!آرجونا
!من رو از اینجا بکش بیرون
.با سپرین گریو تماس گرفتید
.لطفا پیغام بذارید
.سیپ، خبری ازت نیست
وقتی این پیغام رو شنیدی بهم زنگ میزنی؟ .مهمه
اینجایی؟
تو این کار رو کردی؟
!ولم کنید
چیکار میکنید؟
!بس کنید، تو رو خدا - !خفه شو -
!نه - !خفه شو جادوگر -
خب از چی استفاده کردن؟
نوار چسب؟ - !نه! نه -
.آره درسته
.و بست
مترجم: محمد آوازی @mojo_translations
،وقتی محفلتون دور هم جمع میشه
...مثلا
از چهار عنصر کمک میگیرید؟
.بیا اینجا
.صورتت
...منظورت چیه چهار عنصر؟
.تو یه فیلم دیدمش
فیلم دوست داری؟
همیشه دنبال یه نفر ...میگردم باهام بیاد سینما ولی
.الان دیگه نمیتونم برم سینما
.اگه کمکم میکردی میتونستم برم
یعنی میتونی کمکم کنی؟
.کمکم کن قفس رو باز کنم
.این کار رو نمیکنم
مشکلی هست؟
.هیچی، دنبال تسا میگردم
.باید باهاش حرف بزنم
تو الان نباید سوار پروازت به سانفرانسیسکو باشی؟
.میخوام برام از لشر یه سوالی بپرسه
.لطفا؟ مهمه
.باشه. اینجا منتظر باش
بهتون یه بشقاب بدم؟
.نه ممنون، نیازی نیست
.تسا تو اتاقش نیست
.اصلا تو تختش نخوابیده بوده
نگرانشید؟
.احتمالا رفته خونه دوستش .بهش پیام دادم
.وقتی ببینه جوابش میده
.شاید بهتر بشه سراغش رو از دوستهاش بگیریم
.چرا جمع میبندی؟ مایی در کار نیست
ببخشید. میشه لطفا از دستشوییتون استفاده کنم؟
.روحت هم خبر نداره
.رئیسم، تموم مدت بهم گیر میده
.اما من خیلی بیشتر از اون توی این صنف بودم
.اما حدس بزن کی دو برابر بیشتر پول درمیاره
و حدس بزن کیه که همیشه .واسه قرار عاشقانه زودتر از سر کار میره
مگه تو نمیری سر قرار؟
...هیچکس
خوشش نمیاد تو برنامه .این قیافه رو بده دست راست
مگه صورتت چشه؟
.نشونم بده
.بذار ببینمت
.خوش سیمایی
.هرکسی باشه این رو میبینه
.من که دیدم
...دیدم که تو دستت کلیده
دستت رو دراز کردی، از کلید ...برای باز کردن قفل استفاده کردی
.تا بتونیم بههم نزدیک باشیم
.کیث! آرلو کارت داره
.روز مهمیه
امروز فرصت این رو داریم که یه مدرک .مستدل واقعی از جادوگری بهدست بیاریم
.فیلم یه جادوگر واقعی .تاحالا هیچکس فیلمش رو نگرفته
،و اگه فیلمش رو بگیریم .دیگه نمیتونن مخفی بمونن
.این جنبش رو به سطح بعدی میرسونیم
و اون پایین هم .یه جادوگر فرقه ویکان تاروت خون نیست
.اون یه میفره
...یه جادوگر اصل و نسبداره
.که دوست ما کیث بهمون معرفیش کرده
.دختره اصل جنسه
...خب چطور قراره
.بهسبک قدیمی کیث
.تهدید مرگ
تنها چیزی که تونسته حقیقت رو .از زیر زبون یه جادوگر بکشه بیرون
.آتش
.سوخت مناسبش رو نداریم - ببخشید؟ -
.سوخت سبک و بنزین استخونهاش رو نمیسوزونه
.واسه این کار ترمایت لازم داریم
.میدونم از کجا جور کنم
.برو جور کن
.از پسش برمیام
.یه جور ساختمون نیمهکارهست
.دیده که تسا رو زندانی کردن
.کلی سطل بنزین داشتن
.دیشب نیومده خونه
.سعی کردم ردش رو بزنم
.ولی جواب نداد
.حالا هم که جواب تلفنش رو نمیده
.شک نکنید یه مشکلی هست - .کمک میگیریم -
.قول میدم. آروم باش
هی، چی شده؟ - .حلش میکنیم -
.جوجو یه هشدار درباره تسا دیده
.کورتلند تو راهه. رفته دنبال آلونسو
.خوبه
.نگران نباش. آلونسو پیداش میکنه
چطور ممکنه تسا تو دردسر افتاده باشه؟
.لشر باهاشه
...لشر
.لشر
...لشر، خواهش میکنم
چرا نمیای پیشم؟
.تو انتخابم کردی
.بیدار شو
.بیدار شو
...اگه میتونی
...صدا رو بشنوی
.میتونیم کمکت کنیم راه خروج رو پیدا کنی
...اگه میتونی صدام رو بشنوی
.صدات رو میشنوم آرجونا
.لطفا گوش کن - .میشنوم -
.میتونیم برای خروج راهنماییت کنیم
.سپرین، میتونیم کمکت کنیم
.آرجونام
.تو توی یه خاطره گیر افتادی
شئای که ازش برای ...ورود به خاطره استفاده کردی
.دیگه اینجا پیش جسمت نیست
.گردنبند - ...تنها راه خروج -
.راهیه که باهاش داخل شدی
.باید گردنبند رو پیدا کردی
.اون گذرگاه توئه، راه دیگهای نداری
.جز مرگ راه دیگهای داری
.شکارچی جادوگر
.دیروز اومد سراغم
.از دست یه سری آدم تو اینترنت خیلی ناراحت بود
...گفت قلب دیدرا رو دزدیدن
.و میخواد باهاشون مقابله کنه
.پس شاید همین کار رو کرده
چرا باید میاومد پیش تو؟
.چون اون موقع منتخب بوده
.چون لشر مال اون بوده
.وای تسا
.این تقصیر توئه
.باید میرفتی قلب مادرت رو پس میگرفتی
.من ازش نخواستم کاری کنه
،کمکش نمیکردی ،پس تنها رفته
.فکر کرده لشر هواش رو داره
.اما پیش اون نیست
.هنوز پیش توئه - .نیست -
.از بعد مراسم ندیدمش
.صداش کن. بذار مطمئن شیم
وقتی سعی میکنم .باهاش حرف بزنم، هیچی نمیشنوم
.جوابی نمیده
.صداش بزن
.از جملات استفاده کن
فکر کنم این مثل اینه که .دوباره دعوتش کنم پیش خودم
و اگه الان پیشش باشه ...و بهش نیاز داشته باشه
و من خبرش کنم بیاد اینجا چی؟
.باشه، ببخشید
تو اصلا واسه چی اینجایی؟
...مگه ما خودمون رو به آب و آتیش نزدیم
که تو بتونی بیخیال این خانواده شی؟
میخواستی ازش سوال بپرسی، درسته؟
چی بوده که انقدر مهم بوده؟ چی میخواستی بپرسی؟
.اون الان مهم نیست
.زنیکه مثل چی دروغ میگه
.آلونسو، بیا تو کتابخونه لوازمت رو آماده کنیم
.آلونسو رسید
.سلام
میتونی ببینیم؟
.آره، خواهرم هم میخواد ببیندت
.اون... غیببینه
،اون برای پلیس و افبیآی آدم پیدا کرده
.حتی برای تالاماسکا
.پیداش میکنه
.امیدوارم اشتباه کنم
.اما حداقل برای یه الهام خیلی واضح بود
.ممکنه بسوزه
نتونستی ببینی الهامت چه وقت روز بود؟
منظورت اینه که چقدر وقت داریم تا نجاتش بدیم؟
.نفهمیدم
،راستش رو بگو عزیزم
،بین خودمون دو تا
همراه توئه؟
.نه
،اگه پیش اون نیست و پیش تو هم نیست
پس، کجاستش؟
.واقعا نمیدونم
از دستت عصبانی بود؟
میتونی صداش بزنی؟
.هیچی دستگیرم نشد
No comments yet. Be the first to leave one.