لومړۍ 200 کرښې.
عزیزم، مطمئنی این کار عاقلانهست؟
نه مطمئنم که نیست
ولی آقای ریکس حس میکنه این تنها راهیه که می تونیم ازین گرفتاری خلاص بشیم
و منم باهاش موافقم - پس نقشه اش چیه؟
اول توی پارک همدیگرو می بینیم تا جزئیات رو نهایی کنیم
اما می دونم که تاریخش جمعه ی بعدیه
پرروییه که اینو بخوام
حرفت رو بزن
میشه اون روز، اینجا همو ملاقات کنیم؟
یجوری هم چمدانم رو می رسونم دستتون
و منم کالسکه آماده میکنم تا شمارو به گرند سنترال ببره
واقعا این کار رو میکنید؟
چرا که نه؟ من که از رسوایی ترسی ندارم
همینطوری هم یه رسوایی متحرک هستم
و وقتی ازدواج کردیم به نیویورک برمی گردیم
تا ببینیم شرایط چطور پیش میره
بالاخره قانونی نیست که بگه حتما باید همینجا زندگی بکنیم
من که باورم نمیشه
آقای ریکس به این راحتی دست از نیویورک بکشه
اشتباه می کنید
جامعه همونقدر براش کم ارزشه که برای من
پس فقط همین مهمه
متشکرم ادوارد
به نظرت سکوی نوازندهها به اندازه کافی بزرگ هست؟
رهبر گروهشون اینطوری خواسته
خوبه،خوبه
و تمام چیزهای برنامه ریزی شده طبقه پایینه؟
همه چیز تحت کنترله خانم
می ترسم سکو کوچیک باشه ها
یه سینی قهوه آماده کنید و ببرید
برای خانم راسل، همین الان - الان می برم اقا
- کارشون طبقه بالا تموم شد؟ - الان دیگه دارن تموم میکنن
- خانم راضی هست؟ - اصلا مگه چیزی راضیش میکنه؟
- خب نظرش مساعده؟ - خیلی استرس داره
آخه چیزی برای نگرانیش نیست
- چه خوب ، کالسکه رسید - بله خانم
میخوام قبل از ساعت ۳ برسم
فهمیدم که خانم استور خیلی روی زمان حساسه
خانم ساعت دو و ربعه
پس بنظرم زمان بندیتون بی نقصه
خانم چمبرلین اجازه میده ساعت ده توی خونهش ملاقات کنیم
کالسکه ش ما رو به گرند سنترال میبره
من چمدانم رو به دستش می رسونم
و تو هم هرچی لازم داشتی رو با خودت میاری
ولی وسیله زیاد نباشه
مدت زمان زیادی که نمیخوایم بریم
عاشقتم ماریان
در واقع فکر نمیکنم هیج وقت به اندازه الان
عاشقت بوده باشم
پس خیلی هم عالی
خانم استور منزل تشریف ندارن بانو
- کارت من رو نشونشون دادین؟ - متاسفانه خونه نیستن
ماجرای اون روز توی نیوپورت رو که براش تعریف نکردی
کردی، آقای هفتی؟
خانم استور خونه نیستن
- باشه اگر تو میگی - روز خوش
- منتظرم بمون - البته خانم
خیلی کارم طول نمیکشه
-خوش اومدین خانم راندولف - روز خوش هفتی
- ازین طرف بفرمایید - متشکرم
آماده سازی مراسم رقص چطوره مادر؟
خوب شد یادم انداختی
متاسفانه باید از کری استور بخوایم که نیاد
چی؟!
متاسفانه نمیشه که رقص رو اجرا بکنه
چرا نمیشه؟
چون که امکان نداره
بتونم به مراسم دعوتش کنم
چی داری میگی؟
امروز رفتم دم در خانه خانم استور
و اصلا جواب من رو نداد
بهت که گفته بودم
ولی نمی تونم دخترش رو بیارم خونهم
وقتی اصلا من رو راه نمیده به خونهش - شاید خونه نبوده
من که داشتم میرفتم یکی از دوستاش اومد پیشش
بچه ها چند هفتهست دارن تمرین میکنن
چرا زودتر اینو نگفتی؟
فکر نمی کردم خانم استور اجازه بده کری
تو جشن ما برقصه وقتی خودش قرار نیست بیاد
ولی مادر اورم ویلسون شریک رقص کریه
همه چی برنامه ریزی شده
دیگه کاری از دستم برنمیاد
بقیه چی؟
آنجلو اسکرمرهورن؟ سالی درکسل؟ پسرها؟
اگر والدینشون نیان، اونا رو هم راه نمیدی؟
بله متاسفانه
مامان نمی تونی که الان یک دفعه ول شون کنی
تو حق نداری بهم بگی میتونم یا نمی تونم
چرا نمیشه دخترش تنها بیاد اگر اینجوری دوست داره؟
همینطور باقی مهمون های جوان
فکر میکنی خانم استور اگر جای من بود
دختر کسی رو که ضایع ش کرده به مهمونیش دعوت میکرد؟
دقیقا
دستت درد نکنه چرچ
چه سورپرایز خوبی
امیدوارم برای این اومده باشی که نظرت عوض شده
- نه، ولی خوشحالم که می بینمت برای جمع کردن لباس هام اومدم
عمه اگنس خیلی ناامید میشه
لطفا سلام من رو به هر دو شون برسون
نقشه هات رو ریختی؟
خونه ی خانم چمبرلین همدیگه رو می بینیم
چه زن مهربونی
کار خوبی میکنه
میشه تو هم یه لطفی به من بکنی؟
باید چمدانم رو قایمکی ببرم خونهش
و اگر تو ببریش هیچکس متوجه نمیشه
سنگین نیستش - میبرمش برات
با تاکسی میرم
برنامه داری کجا زندگی کنید؟
تو آپارتمان تام، فکر کنم
مگر اینکه خودش فکر بهتری داشته باشه حال پدر مادرت چطوره
پدرم تا ماه آینده تو شیکاگو میمونه
ولی حال مادرم خوبه
خوبه که میتونید کنار هم وقت بگذرانید
قبل ازینکه بابات برگرده
-کی ازدواج میکنید؟؟ - ....جمعه
همزمان با جشن رقص خانم راسل؟
میشه برای خداحافظی باهام بیای؟ ما ساعت ده راه میافتیم
اگر تو بخوای
ولی دلمبرای خانم ون راین و بروک می سوزه
نگران نباش قراره کل ماجرا رو توی نامه
برای عمه اگنس بنویسم
یه نامه هم برای عمه ایدا می نویسم
که مشکوک به نظر نیاد
پس واقعا داری این کارو میکنی؟
بله
واقعا
اوه کارولین یه نامه برات اومده
هفتی خودش بهم داد
-از طرف کی بود؟ - خانم راسل
اوه
فکر کنم کارت دعوت اون جشن رقص خبیثانشه
نه
برام نوشته بود که چرا نمی تونه منو دعوت کنه
چی؟!
گفت که نه میتونم برم اونجا نه می تونم برقصم
چون که شما به خونه راهش ندادی و جوابش رو نداری
بد موقع اومده بود
گفت که همون لحظه یک نفر دیگه رو راه دادی
اون که خانم راندولف بود، میخواست من رو تنها ببینه
چه کاری می تونستم بکنم؟
الان پیش خانم راسل میری
اگر ازت خواهش کنم؟
مطمئنم سرش خیلی شلوغه، وقت دیدن من رو نداره
ولی حرفت دروغه مگه نه؟
ببخشید؟؟
تو بهش سر نمیزنی حتی اگر جونت دستش باشه
من هفته هاست دارم تمرین رقص میکنم
اصلا به این هم فکر کردی؟
حتما می دونستی من رو حذف میکنه
وقتی حتی نمیذاری از در خونه بیاد تو
- عزیز دلم - من میرم طبقه بالا
کری
کارولاین !!
اوه
پس یعنی واقعا داری میری؟
بله خانم بروک
واقعا شرمندتم
- شما خیلی به من لطف داشتین - این حرف ها چیه
اوه، از در جلو برو بیرون
نیازی نیست با این همه بار از آشپزخونه بری پایین
بعد دوباره بیای بالا ممنونم
ماریان هم یه چمدان این شکلی داره
این برای دوشیزه ماریانه
برای جمع کردن وسایلم بهم قرضش داد
تو که یه وقت به ماریان توی انجام کارهای احمقانه کمک نمیکنی، مگه نه؟
من سعی میکنم مجابش کنم که این کارو نکنه
می تونید رو حرفم حساب کنید
ولی این که با حرفی که من زدم یکی نبود، درسته؟
خدانگهدار عزیزم
خدانگهدار خانم بروک
کنیسپر و کایپر میخوان وامشون رو بیشتر کنن
خب چقدر؟
یک ملیون دلار دیگه میخوان
و یک سال مهلت بیشتر برای بازپرداخت با شرایط قبلی
بانک که خراب نشده مگه نه
بله متوجهم ته و توی ماجرا رو در میارم
مایه ی مباهاته که خود جولیوس کایپر بزرگ
با کاسه گدایی ش اومده سراغ من
- انقدر شخص بزرگیه؟ - زنش هست
میگن حتی خو خانم استور، خیلی حواسش بهش هست
ازین چیزهاش دیگه خبر ندارم
اگر با خانم راسل زندگی میکردی خبر داشتی
اگر میخوای شام رو سرو کنی باید بگم دوشیزه کارولین هنوز نیومده پایین
اوه ایشون پایین نمیاد خانم
گفتن یه سینی براشون ببریم توی اتاق
که اینطور
میخواهید دوباره برم به اتاقشون؟
نه
اگر یه سینی غذا خواسته
پس یه سینی غذا بهش بدین
بعدا با من به مراسم خانم بون میاد؟
خبر داری؟
طبق گفته ندیمه شون رفتن بخوابن
اوه
خب پس
خودم تنهایی میرم
مشکلی پیش اومده؟
خبرها دست توعه
منظورتون چیه
No comments yet. Be the first to leave one.