لومړۍ 200 کرښې.
.اسم من الیور کوئین ـه
،بعد از شش ماه در حبس بودن ،از زندان آزاد شدم
،و تنها با یک هدف به خونه برگشتم ،تا شهرمُ نجات بدم ، ولی اوضاع تغییر کرد
،بهجای عمل کردن خارج از چارچوب قانون .حالا دارم با پلیس همکاری میکنم
.من دیگه زندانی شمارهی 4587 نیستم .من یک بارِ دیگه گرینارو هستم
...آنچه در "فلش" گذشت
دکتر جاندیگن ، از این کتاب بهمنظورِ ایجاد تحول .در جهان تا حدی که از صلاحدیدت مناسبه استفاده کن
.میتونم همهچیز رو ببینم
بری ، روبهراهی؟
.من بریام
.من الیور کوئینام
شاید فقط زمین 1 .تحتتأثیر واقع شده
،اگر بتونیم به زمین 38 بریم و کارا رو پیدا کنیم
اگر بتونه ما رو از هم تشخیص بده ، شاید بتونه توی .درست کردن اتفاقی که داره میافته کمک کنه
.وایسا لوئیز .صبر کن ، صبر کن
.اینها بری و الیورن .از دوستای منن
پس تو میدونی که من الیورم و این بری ـه؟
چرا نباید بدونم؟ - .میتونیم از کمکـت استفاده کنیم -
من یکی رو با وایب کردنم ،توی آزمایشگاه سرعت دیدم
.یکی که روی سرش رگه رگه بود
.میدونم باید کجا پیداش کنیم
پس اقدام بعدیمون چی ـه؟
.میریم به شهر گاتهام
خب ، میدونم بهنظر دیوونه کنندهست ،و کاملاً خلاف قوانین علمی ـه
ولی فکر میکنم اون صاعقهی .وحشتناک قصدش ضربه زدن بهماست
.تمرکز کن کرتیس - .این الان حالت متمرکزم ـه -
این ناهنجاریهای جوی ،دارن همهجوره
،به تجهیزاتم اصابت میکنن
درضمن ، دلت نمیخواد ،وقتی داری
با پسر دثاستروک سر و کله میزنی .صاعقه بهتون بخورهها
.فقط باید اطلاع میدادم
کین ولفمن ،تو بخاطر
!نقضِ 19 قانون بینالمللی بازداشتی
خدایی؟ ...حالا این شامل کشتنِ
چهار تا از مأمورهای عملیاتی آرگوس هم میشه؟
!فرصت آخرته !فوراً بشین روی زمین
.این قضیه خصومت شخصی نیست .فقط وظیفهی کاریـم ـه
.حرومزاده
اینطوری با رفقات احوالپرسی میکنی؟
تنها چیزی که میدونم اینهکه هروقت ،سر و کلهی شما سه تا پیدا میشه
معمولاً به این معناست .که یک مشکل بزرگ داریم
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
.پس تو ، توئی
.و تو هم توئی
،یه فردِ جاوادانهی مصری ، بیگانهها .نازیهای زمین موازیمون
روحمم خبر نداره چرا الأن .اصلاً غافلگیر شدم
هنوز سعی دارم ،بفهمم این بیشتر
شبیهِ فیلم "جمعهی عجیب"ـه ."یا فیلم "جهش کوانتومی
،نه اگر شبیه فیلم جهش کوانتومی بود
بهراحتی توی آینه .شبیهِ خودم میشدم
آره ، تو صد در صد .الیور کوئین نیستی
،ما فکر میکنیم این آسمونهای قرمز
و این اصابت صاعقهها ،باید یه ربطی
به هر اتفاقی که برای بری و الیور .افتاده داشته باشه
میخوایم که وقتی ما توی گاتهامـیم .دلیلش رو بفهمید
مشکلی نیست ، یعنی ،آرگوس تمام
،وسیلههای تحلیلیابیِ عالی رو در اختیار داره
ولی چیزی که واقعاً نیاز داریم ،یه الگوریتم با الگوی تشخیصدهندهست
...و متأسفانه ، فلسیتی اینجا نیست
.به فلسیتی زنگ زدم - ،وایسا ببینم -
تو به فلسیتی زنگ زدی؟ - .آره -
خیلیخب باشه ، بهگمونم ،منطقی ـه
،چون از لحاظ فنی .تو شوهرشی
.گیج شدم
با من کاری داشتین؟
.آره ، ممنون که اومدی - .خواهش میکنم -
خب ، درسته اوضاعِ بینمون ،قاراش میش شده الیور
ولی این بهاین معنا نیست .که وقتی کارم داری نیام
جدی؟ جدی؟
آره قاراش میش شده ، که .خیلی هم غمانگیز ـه
...خب پس ، این قضیهی صاعقه
میتونی سرش یه کمکی بهم بدی؟
میتونم یهجورائی نشونـت بدم که نظرم چی ـه؟
.آره - .باشه -
خیلیخب ، چرا به فلسیتی نگفتی؟
خب ، چون سعی کردیم به اون هائی ،که توی استارلبز بودن بگیم
و زیاد جالب .پیش نرفت
من و فلسیتی همینالانشم ،بدون اینکه جریانِ جابهجایی
جسمهامون رو بهش بگیم بهقدر کافی .با مشکل مواجهایم
گفتیم بذاریم فکر کنه ،همهچیز طبق روال عادی ـه
،بعدشم من و بری
.اون یکی مشکلُ حل کنیم
اگر فهمدید که این قضیهی ،برخورد صاعقهها چطوری
به چیزی که داریم باهاش ،سر و کله میزنیم مربوط ـه
میشه ما رو در جریان بذارید؟
.به روی چشم
این قضیه قرار نیست که دائمی باشه ، مگه نه؟
.خدا کنه اینطور نباشه - .خدا کنه اینطور نباشه -
!جینکس کلمهای که هنگام همزمان گفتن یک جمله توسط دو نفر گفته میشه ] [.که طرف مقابل تا وقتی اسمش گفته نشه نمیتونه حرفی بزنه
بری یه چیزی هست که قبل اینکه .بریم باید باهات در میون بذارم
چی رو؟ - .اینکه تو شاید بهتر باشه نری -
چی؟
،الیور کوئین یک چهرهی سرشناس
.و یک شورشگر بدنام ـه
اگر توی گاتهام باشی ،توجه کسائی رو
جلب میکنی که ما .خواهانـش نیستیم
نه اگر گاتهام میتونه ،بتمن رو تحمل کنه
.حتماً میتونه گرینارو رو هم تحمل کنه
.بتمن یه افسانهی محدود به یک شهر ـه
وایسا ببینم ، تو فکر میکنی بتمن واقعی نیست؟
.اون واقعی نیست ،یک افسانهی محدود به شهر ـه
که توسط حوزهیقضائی پلیس گاتهام ،خلق شده
.تا مجرمها رو بترسون ـه
.و من شورشگر اصلیام ، بری
خیلیخب ، اگر مسخرهبازیتون ...تموم شده
راستش ، میدونی چی ـه؟ .میشه اون نقابُ بزنی
چون ، برعکسِ تو ،هویت من برای عوام فاش نشده
.و من میخوام به همین روال بمونه
!این که قیافهی اصلیـت نیست
،ممکن ـه دیگه نتونم قیافهی اصلیـمُ گیر بیارم
،اگر یهجوری این قضیه رو ردیف نکنیم پس میشه اونُ سرت کنی؟
راضی شدی؟ - .خیالم راحت شد -
ظاهراً ، بالأخره مسخره بازی رو گذاشتید کنار
.خب ، بهگمونم باید تنهائی بدَوم
!خیلی حال داد
.پس اینجا گاتهام ـه
از دیدِ من که اونقدرا هم .اوضاعـش قاراشمیش نیست
الیور کجاست؟
.نمیدونم
بهگمونم هنوز قلقـش .دستش نیومده
.آره
.هنوزم قلقـش دستم نیومده
.خیلیخب .خیلیخب
خب چطوری باید دو نفر رو
توی یک شهر 1 میلیون و 6 هزار نفری پیدا کنیم؟
یه گویندهی رادیوئی به نام .وسپر فیرچایلد هست
،اون همه رو توی گاتهام میشناسه
.و منم اونُ میشناسم
اون قدیمقدیما داشت روی ،افشای خبری راجع به
جرائم یقه سفید کار میکرد ،و من میخواستم متقاعدش کنم
معاملات شرکت کوئین .همگی قانونیان
پس باهاش خوابیدی ، آره؟
.نه ، خب .نمیدونم
خدایا ، واقعاً اون قدیمقدیما با همه میریختی رو هم ، درسته؟
یهبار الیور با تور کردنِ ،خواهر دوست دخترش
.بهش خیانت کرد
!بری - !عجب -
چیه؟ .کرده بودی دیگه
پس چیزی که توی رابطهی گذشتهت ،با این زن اتفاق افتاده
ما رو منجر میکنه تا بریم .سراغ نقشهی دوم
منظور حرفـت همینه دیگه؟
.آره - .رفقا -
.اینو ببینید
هنوزم فکر میکنی اون یه افسانهست؟
.آره ، بیاید بریم
.بتمن واقعی ـه
...زود باشید
« مترجمیــن: میــکائــیل ، محــمد مــسعـودی » #MK , Hunter
،اگر درست یادم باشه .ایستگاه رادیویی از همین طرف بود
غافلگیر شدم که توی .بخشِ خطرناک شهر ساختنش
باحاله که فکر میکنی این شهر .بخش امنی هم داره
انگار آدمهای خرپولشون .امنیتُ با خودشون آوردن اینطرفِ شهر
بخاطر همینه که کسی راجع به گاتهام حرفی نمیزنه ، باشه؟
بهتره فرض کنید .کلاً شهری در کار نیست
بهنظر میاد شماها اهل اینطرفا نیستید
،احتمالاً نمیدونید
ولی دایرهی گردشگری گاتهام ،یه مالیاتی
،از گردشگرا میگیره
پس موبایلهاتون ، کیف پولتون و ساعتهاتونُ رد کنید بیاد ، همین الان
میدونید چیه رفقا؟ .ما دنبال دردسر نیستیم
پس شاید بتونیم این قضیه رو بین خودمون حل و فصل کنیم ، باشه؟
.حل و فصلـش کنیم
.باشه ، پس من اول حرفمُ میزنم
.عالی شد
!فوراً بشینید روی زمین
!همهتون بشینید روی زمین !دستهاتونُ جائی بذارید که بتونیم ببینیم
.گندش بزنن
.میخوام تیم ضربت به تقاطع خیابون نولان و برتون بیان
گرینارو در تقاطع نولان و برتون رؤیت شده
.قربان ، ما دنبال ایجاد هیچ دردسری نیستیم
آره خب ، اینو به الیور کوئینی .که اینجاست بگو
.الیور ، تسلیم شو
الگوریتم الگوهای شناختی .کاملاً آمادهست
.همین الان آنلاینـش کن
میدونی که ممکن ـه کار نده ، درسته؟
مثلاً ، ممکن ـه اصلاً الگوئی .برای شناسایی نباشه
حدِ پیشنهادیای هم برای این میزان از بدبینی وجود داره؟
،این تخلیهی انرژی از صاعقه
بهنظر تو آشنا نمیاد؟
میدان کوانتومی با وجود شکافابعادش .هنوز پایداره
دقیقاً ، توی این یکی .به کمک سیسکو نیاز داریم
!منُ کار داشتید
خیلیخب ، این ورودت رومُخ ترین .ورود غیرمنتظرهی ممکن بود
.غیرمنتظره نبود
،ما هم با همین آسمونهای قرمز
،و صاعقههای وحشتناک توی سنترال سیتی روبهروئیم
،و همین قدر بهتون بگم .که اونجا اسپیدفورس نبوده
وایسید ببینم ، "بودیم" ، "نبوده" ؟
زمان فعل جملهتون ماضی ـه؟
به طرز خارقالعادهای اون ،پدیدهی جوی همون لحظه
که بری و الیور از سنترالسیتی رفتن .متوقف شد
انگار بار و بساطـشُ جمع کرده .و پشتسرشون تا اینجا اومده
.بخاطر همین ـه که ما اومدیم
اون پدیدهی جوی باید ،به قضیهی بری و الیور که
نگو کیتلین ، باشه؟ - .جابهجایی جسم داشتن مرتبط باشه -
...نگو دیگه
ببخشید؟ جابهجاییِ چیچی؟
بهش نگفتی؟
باز میگم ، چی رو بهم نگفتید؟
.ببخشید ، افسر
No comments yet. Be the first to leave one.