لومړۍ 200 کرښې.
ترجمه اختصاصی از تیم دکترهو فارسی
"دکــتــــرهــــو"
"بچه های فضایی" اثری از راسل تی دیویس
تو کی هستی؟
من دکترم
مجبور نیستی اون جا وایستی بیا و یه نگاهی بنداز
یهش میگن تاردیس
خوبه
ولی صبر کن من نمیتونم دکتر صدات کنم
نه من میخوام اسمتو بدونم
آره خب آم قضیه اینه که یه ذره گولزنندست
چون من به فرزندی گرفته شدم
و سیارهای که من توش به فرزندی گرفته شدم اونا یه جورایی اونا یه جورایی باکلاس بودن
اونا از اسمایی مثل دکتر یا راهب استفاده میکردن
یا مثلا رانی یا فاتح
وقتی هزارانسال بهم میگن دکتر اسمم میشه
اوکی سیاره دارم هضمش میکنم
هزاران سال
اینم هضم میکنم
پس تو یه دکتری ولی یه پلیسی؟
باجهی پلیس نه
نه نه نه نه اون یه ظاهزه اوه
داخلش یه ماشین سفز در فضا و زمانه ولی داخلش مثل یه آفتابپرست کار میکنه
چون یه بار توی سال 1963 فرود اومدم
و اون موقع تو گوشه کنار خیابون باجه پلیس میذاشتن
آره
باشه
اوه یه جوکباکس؟ خوشم اومد
خیلی خب پس برگردیم سر قضیه سیاره
اسم دنیای من گلفریه
گلفری ممم
و اون جا کجا هست؟
رفته
روبی دنیای من رفته رفته
اونا مردن
یه نسل کشی اتفاق افتاد و اونا مردن
پس اونی که به فرزندی گرفته شده بود همونی شد که باقی موند
من آخرین تایم لردم
و من خیلی خیلی خوشحالم که زندم
این چیز پرواز میکنه
میخوای ببینی؟
بیا یه فرود تصادفی داشته باشیم
وووواااا
صد و پنجاه میلیون سال در گذشته
نه واقعا
نه حتما شوخیت گرفته داری شوخی میکنی
اینقدر مسخره نباش
اون بیرون دایناسوره؟ من نمیدونم
برو و یه نگاهی بنداز
صبر کن نه
امنه؟
نکنه تاریخو با پا گذاشتن روی یه پروانه یا هرچیزی عوض کنن؟
خب قرار نیست اتفاق بیفته درسته؟ کی روی پروانهها قدم میذاره؟
رسما باید اینطوری یاشی که هی بیا این جا پروانه
بیا این جا پامو تحویل بگیر
اوه خدای من
این
این خیلی زیباست
و تاردیس مخفف زمان و ابعاد نسبی در فضاست
اه؟
پس مکانمونم عوض کردیم
این جا آمریکای شمالی خواهد بود
هاه
یه روزی این جا وایومینگ خواهد بود
واو
یه شهر کوچیک به نام گرین ریور
اوه
مشکل چیه؟
کار اشتباهی کردم؟ آه
چون من روباتون بلو از پنجاه و هفتمین زاده شدگان نیمکره هستم
و من کارا رو اشتباه انجام نمیدم دکتر ولی
اگه یه اتهام دروغین زدی مجبور خواهم شد که بکشمت
نه نه نه نگاه کن فقط صبر کن یه دقیقه صبر کن
بیا
چیکار داری میکنی؟ هیچی فقط
دارم چیزی رو از دست میدم؟
هیچی
بیا دوباره اینو امتحان کنیم باشه؟
ممنونم آره
آره آره
اوکی آه این کنترلا جدیدن
کاملا یادم رفت دکمه جبران خسارت پروانهای
خوبه خب آره بیا مستقیم بریم
یه عدد بهم بگو یه سال
دو دو
یک پنج صفر یک پنج صفر
شیش شیش
آها پنج تا عدد خوشم اومد
ولی زیر سقفیم
اوه از دیوار رد شدیم
آها این مثل جابه جایی ماده توی استار ترکه؟
باید یه روزی به اونا هم سر بزنیم
هی ولی تو گفتی تاردیس یه آفتاب پرسته
ولی هنوز شبیه یه باجه پلیسه
اوه آم چیزه شکسته
بیشتر دنیا خرابه عسلم اوه
اوکی بیا بیا بیا بیا بیا
اوه بو میده
یه چیزی در مورد این جا اشتباهه
این یه ایستگاه قضاییه که اضافه بار داره
نه بدترش کردی
نه اون بدتره
اون یه هیولاست؟
نه نه مسخره نباش
روبی چیزی به نام هیولا وجود نداره اونا فقط
موجوداتین که هنوز ندیدی
سلام
اوه فرار کن فرار فرار کن فرار کن فرار کن
فرار کن فرار کن
برو عجله کن فرار کن
عجله کن
ادامه بده بیا بیا
برو تو برو تو برو تو برو تو
اوه آره
سوال اینه که چرا فرار کردم؟
چون ترسناک بود
جدید بود
عاشق دیدن چیزای جدیدم
پس چرا من از ترس لرزیدم؟
نتونستم به قدر کافی سریع بدوئم این جوری بودم که ووش
خب اگه میدونستیم کجاییم کمک میکرد
دوباره دکمه رو فشار بده
اوه ما توی یه مزرعه بچه هستیم
اوه یه ماشین بکرزایی
این ارتباط تو و بچه ها چیه؟
میخواستم همینو به تو بگم
از بچه به بچه رسیدیم
من نمیگم که چیزا به هم مرتبطن ولی بازم چیزا به هم مربوط میشن
خب من کسیم که داره دنبال والدینم میگرده
و تو یه ماشین زمان و فضا داری
پس این مکان بچه رشد میده چرا؟
غذا؟ غذ-چی چرا؟
غذا؟ اینا که گوجه نیستن
خب ببخشیدا ولی یه چیز بزرگ و گرسنه تو طبقه پایینه
مزارع بچه باعث رشد جمعیت میشن
یه وقتایی یه دنیا بی بار میشه
یا نمیدونم دیوونه میشن و بوسیدن رو ممنوع میکنن
پس این بچه ها انسانن آره؟
آره برای یه دنیای کلونی بزرگ میشن
و یه دنیای کلونی زمین نیست؟
اوکی اوکی برای بار آخر
دکمه رو فشار بده
موفق شدیم
نسل بشر ما زنده موندیم
ما به ستاره ها رفتیم
و ده دقیقه پیش دکتر فقط ده دقیقه پیش
تو گفتی نسل کشی
مردمت رفتن آره
ججوری ادامه میدی؟ برای روزایی مثل این روبی ساندی
من مردم ندارم من یه خونه ندارم
ولی از طرف دیگه یه شغلم ندارم
یا یه رئیس ندارم یا مالیات یا اجاره یا قبض برای پرداخت کردن
من یه هدف ندارم یا یه دلیل یا یه ماموریت
ولی من آزادی دارم
برای همین به جلو رفتن ادامه میدم
تا چیز بعدی رو ببینم
و بعدی و بعدیش رو
و بعضی وقتا از چشمای تو حتی بهترم به نظر میرسه
خب پس این جا کجاست؟
اوه آه
هاه
سیاره پسیفیکو دل ریو
اوه این انگلیسیه
اونا این جا انگلیسی حرف میزنن؟ انگلیسی وجود داره؟
اوه نه نه نه انسانا تا این جا فقط به یه زبون حرف میزنن
یه جورایی شبیه زبون کانتونیه و
و این
جوریه که واقعا به نظر میاد
ولی تاردیس ترجمه میکنه یه فیلتر ادراکیه
پس بهت کمک میکنه با هر زمان و مکانی اخت شی
درسته و مامانم الان خیلی وقته که رفته؟
میشه موبایلت رو ببینم؟
آره
خب پیچ گوشتی صوتی من میتونه
فاصله بین تو و زمین نوزده هزار ساله
یا یه تماس تلفنی
چی؟ کارلا بهش زنگ بزن
ولی مامانت روبی به مامانت زنگ بزن
خب؟ دیگه چی شده؟
مامان؟
بله، مامان، واضحا
تو همین پنج ثانیه پیش از در فرار کردی
چرا داری به من زنگ میزنی؟
مثل باد رفتی، کجا میرفتی؟
بله، بله، در عرض یک دقیقه خودمو میرسونم بهت
خداحافظ، دوست دارم، دوست دارم
کریسمس مبارک
مامانم بود
تو شب کریسمی، تو تولدم، ده دقیقهی پیش
چقدر سیگنالش قوی بود قیمتش چقدر میشه؟
میخوام بدونم چه چیز کوفتیای اینجا اشتباهه
اوه، میبینی؟
این بالا آرومه، ولی از زیر در حال جوش و خروشه
دقیقا مثل طبقهی پایین با اون موجود
باید یه خدمه یا یه کاپیتانی وجود داشته باشه
این اریکه، از منطقهي زاد و ولد ۶ گزارش میده
همش این نوسانات دما رو میگیرم
من دریچه های ایمنی 10 تا 16 رو باز کردم
من با تبادل دیاکسید کربن تطبیق متقابلو امتحان کردم
ولی تا زمانی که فشارو بیاریم پایین... من نمیتونم
No comments yet. Be the first to leave one.