Desert Spring(사막의 샘 / Oasis)

Desert Spring(사막의 샘 / Oasis)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Desert Spring E03 End KOR 031219 DVDRip XViD
د لخوا تبصره Rahpooyan
امپراطور فیلم

تګونه

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
په خپور شو: 2017-11-07
ډاونلوډونه: 16
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

سونگ ايل کوگ

لي جونگ گيل

جانگ شين يانگ

لي هيونگ چول

قسمت 3 بازم شروع شد.

چراغا رو خاموش کنيم.

پيروزي

براي همه ي ملت کره اعلام ويژه اي داريم.

ارتش آمريکا ژاپن رو شکست داد...

آمريکا بخش جنوبي کشور ما رو که ...

که يه منطقه جنوبيه حمايت ميکنه...

امپراطوري ژاپن يه آتش بس امضا کرده...

کسايي که در اين مدت عملي انجام دادن...

مجازات ميشن.

طبق بخش هاي يک و دو در کد شهري,

همه بخش هاي پليس به وظايفشون ادامه ميدن...

چيزي نميشه . يه راهي پيدا ميکني.

براي نجات پيدا کردن,

بايد بتونيم سينه خيز بريم و راهي رو پيدا کنيم.

تو ميخواي سينه خيز برم?

ايل کوان!

چي شده?

ستون اصلي معدن ريخت.

راه بيرون رو خودمون پيدا کرديم.

و فرار کرديم.

گي هيون.

من بايد اين هي رو ببينم.

ميدوني که فکر ميکنه من مردم چي کار ميکنه.

رفته اداره پست تا واست نامه بفرسته.

من بهش گفتم که خيلي خطرناکه ولي اون قبول نکرد.

به چند تا سرباز برخورد کرديم.

بعدش?

آخرين باري بود که ديدمش.

تو ازدواج کردي?

با افسر?

همه چيز به اندازه کافي بدون شکستن اين چيز ها بده.

الان که آزاديم مزه الکل خيلي بهتره.

آره, موافقم. بريم خونه.

اون همه دود سيگار داشت منو ميکشت.

تو...

اين تويي... اين تويي...

ميدونستم زنده برميگردي.

حدس ميزنم ديگه الان واقعا از دست ژاپن آزاد شديم.

گي هيون.

گي هيون.

اين هي...

اون کجاست?

همه توي ايستگاه راديو قبلا رفتن خونه.

تو نميدوني?

اون خانم...

ازدواج کرده.

ما همه فکر ميکرديم تو مردي.

با اون پسره?

داري کجا ميري?

ميخواي چي کار کني?

فکر ميکني اون ها بهت با آغوش باز خوش آمد ميگن?

گي هيون.

هي, گي هيون.

من باور نميکنم.

من فکر ميکردم اون سرباز ها تو رو کشتن.

خوشحلم که ميبينمت.

خيلي بد گذشت.

امشب ايتجا باهام بمون.

اه, يونگ نام هم اينجاست.

اون اتاق...

آقا!

سون يي!

- تو حالت خوبه? - آره.

يونگ نام!

ميدونستم که تو ميتوني.

اون برگشته?

ممنون.

ممنون.

من کاري نکردم.

تو زنده اي. تو واقعا...

اره.

من زنده ام.

من بيرون معدن خيلي از روز ها منتظرت موندم.

تو اون موقع, يه تونل واسه برگشتن پيشت ميکندم.

تو معبد واست لامپ روشن کردم.

هر روز اونجا ميرفتم, اما بعد...

فکر کردم اصلا به ياد من نيستي.

واسه همين خودمو مجبور کردم که بهت فکر نکنم.

هيچوقت نتونستم فکر کردن بهت رو متوقف کنم.

و نمردم.

فکر ميکردم مردي.

تو بايد بهم ميگفتي که زنده موندي.

تو بايد بهم ميگفتي.

تو نامه من رو نگرفتي?

يه نفر اونو نابود کرد.

کي?

مردي که ميخواست من رو بکشه.

منظورت چيه ?

توضيح بده.

اون يه اتفاق نبود?

اون به نظر ميرسيد که يه اتفاقه.

چي?

گوش کن.

فقط بهم گوش کن.

مردي که پدرمو کشت ميخواست که من بميرم.

زنداني شدنم, کار اجباري, همه چيز...

اون پشت همه اين هاست.

کي?

رييس کانگ.

رييس کانگ?

پدر شوهر من?

گي هيون...

يه نفر از عمد اين کارو کرد.

گي هيون.

شما دوتا برگردين اون ها رو بيارين.

اين هي.

اون مرد... نبايد بدونه که من زندم.

روي زمين هاي خشک و تپه هاي يونجه خوابيدم.

هر چيزي که پيدا ميکردم ميخوردم.

مثل حيوون وحشي همه جا ميگشتم.

ولي واسم مهم نبود.

چون به تو فکر ميکردم...

بعضي وقت ها تو رو فراموش ميکردم...

اشکال نداره.

فکر کردن به تو منو زنده نگه داشت.

پس...

حالا چي?

پدرت قبل از اينکه تاجر بشه چي کار ميکرد?

براي چي ميپرسي?

فقط کنجکاوم.

فقط ميدونم زياد سفر ميکرد...

مالکان زمين هاي زيادي رو ديده.

اون پليس نبود?

اگه بود ميدونستم. يونيفورمش رو ميديدم.

متاسفم.از وقتي ژاپن جنگ رو باخته همه چي به هم ريخته.

بايد خانوادمون از اول شروع کنه.

يه نامه ...

هيچوقت يه نامه مهم بهم نرسيد.

ما تو جنگيم. نامه ها اکثرا گم ميشن.

من که نگفتم در طول جنگ.

اين روز ها بيشتر نامه ها گم ميشن, واسه همين گفتم.

جدي?

اره.

تو اغلب براي ديدنشون ميري?

واسه تلاش هات ممنونم.

به لطف اون مردان شجاع ما استقلال مون رو به دست آورديم.

مطمعنا, به زودي دوباره بهت زنگ ميزنم.

خدافظ.

اون ها خيلي بهم مديونن.

من سرمايه هاي دولت ژاپن رو بهشون دادم.

ما هم بايد يه کاري کنيم.

موافقم.

ما بايد کار پيدا کنيم.

من داشتم نقشه ميکشيدم.

قصد دارم روزنامه منتشر کنم.

ابر هاي سياه خورشيد رو پوشوندن...

روزيه که بايد از هم جدا بشيم...

تا دوباره همديگه رو ببينيم...

تا دوباره همديگه رو ببينيم...

الوها اوو...

الو ها اوو...

وقتي شکوفه ها دوباره باز بشن همديگه رو ميبينيم...

ببين کي اينجاست.

کجا بودي?

حتما ميدوني که مجله آبي دلار دستمزد ميده.

ميتوني جلو جلو بهم دستمزد بدي?

زود تر?

حتما.

به شرطي که همه اجرا ها رو خودت قبول کني.

به اين چروک ها نگاه کن من از پيشونيت خوشم مياد.

عشق و انتقام رو فراموش کن.

يکم تفريح کن. کار درست همينه.

باشه?

خب?

به نظر خوب مياد.

پليس زنگ زد و گفت چند تا تکنسين نياز دارن.

باباي اين هي فکر ميکنه من ميتونم واسشون انجام بدم.

به عنوان يه بازرس...

من مطمعنم...

به زودي مدارکي رو عليه رييس کانگ پيدا ميکنيم.

يه نامه.

هيچوقت يه نامه مهم بهم نرسيد.

از يو گي هيون

چطوري?

من خوبم.

فقط خوشحالم که ميتونم دوباره ببينمت.

ديگه آهنگ نمي نويسي?

اين الان يکم سخته.

ولي تو يه ترانه سازي و ساکسفون ميزني.

و ان قدر مهربوني که به يه نفر که ساکسفونت رو دزديد

يه عالمه پول بورسيه دادي.

وقتي ازت جدا شدم يه چيزي گفتم.

که ما با هم فرق داريم.

ولي الان به نظر ميرسه که تو دو راه متفاوت هستيم.

اينکه دوباره تو يه شهر هستيم هنوز به نظر غير واقعي مياد.

من نگاه کردن بهت رو دوست دارم.

اميدوارم اغلب بتوني همديگه رو ببينيم.

دوباره نمي خوام تو رو از دست بدم.

اگه ريختن ستون اصلي معدن رو نميديدم.

مطمعنم ديگه ازدواج نمي کردم.

ميدونم.

پس بايد ازدواجت رو لغو کني.

هي.

کجا بودي?

يه تماس داشتم. ميتوني به کارت برگردي.

Desert Spring(사막의 샘 / Oasis) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Desert Spring(사막의 샘 / Oasis)

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left