Falling Skies

Falling Skies

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

Falling Skies S02E02 720p WEB-DL AAC2 0 H 264-KiNGS
د لخوا تبصره djsaeed

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
په خپور شو: 2012-06-22
ډاونلوډونه: 42
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

Falling Skies فصل دوم / اپيزود دوم

از سر تا پات رو چک کردم

کاملا عادي به نظر مي رسي

خب، اگه يه چيز فيزيکي نباشه و رواني باشه چي؟

ممکنه که اونا من رو

يه جورايي با پيشنهادشون هيپنوتيزم کرده باشن؟

و تو رو به يه مامور خوابيده تبديل کرده باشن؟

فکر نکنم که هيچکس

حتي يه نژاد بيگانه

بتونه "تام ميسن" رو برضد پسراش بکنه

تو به مردي که به خواست خودش وارد يه سفينه

بيگانه شد خيلي ايمان داري

اونا تهديد کردن که بن" رو مي برن"

يه دروغ بود و من گولش رو خوردم

من پسرام رو ول کردم تا خودشون واسه سه ماه

از خودشون دفاع کنن

تام"، بايد باور کني" من سعي کردم کنارشون باشم

اوه، مي دونم

حقيقت اينه که پسرات به طور عجيبي ارتجاعين

اونا حالا قوي تر شدن

و تو؟

من زنده ـم

نمي تونيم اينو واسه خيلي هاي ديگه بگيم

آدماي خوب زيادي رو درست همين جا

روي اين ميز از دست داديم

بدترين قسمتش اينه که توي به ياد آوردن قيافشون

و صداشون مشکل دارم

اونا دارن از ذهنم محو مي شن

واسه همين شروع کردم به چسبوندن عکس هاشون

و سعي کردم به يادشون بمونم

"عمو "اسکات ريکي" از پسش برنيومد؟"

نمي دونم

يه روز اينجا بود و فرداش غيبش زده بود

اگه نگران "بن" ـي نبايد باشي

بن" از "اسکيتر" ها متنفره"

ويور" مي گه اون يکي" از بهترين مبارزامونه

آره، ولي هنوزم اون ميخ ها رو روي پشتش داره

و پوست سخت داره گسترش پيدا مي کنه

اگه اشعه ايکس داشتيم

مي تونستم بفهمم داخل بدنش داره چي مي گذره

ولي تا وقتي يه دستگاه سالم پيدا نکنم

هيچ راهي براي فهميدنش نيست

درست مثل اينکه هيچ راهي براي فهميدن اينکه درون من چي داره مي گذره نيست

به غير از چيزي که تو يا "ويور" يا خود من دوست داريم باور کنيم

پل به نظر سالم مياد

يعني، فکر مي کنم

ممکنه با گذشتن از اينجا موفقيت بزرگي داشته باشيم بچه ها

خوبه

بيگانه ها هر پلي رو تا صد مايلي اينجا

نابود کردن

و ما رو اين طرف رودخونه گير انداختن

بهتر با زيرکي برگرديم

هرچي بيشتر اينجا وايسيم، "اسکيتر" ها هم زودتر

پيدامون مي کنن و ماساچوست دوم" رو به کشتارگاه تبديل مي کنن"

داري تمرين سکوت مي کني؟

آخه تو کل روز به زور يه کلمه حرف زدي

مي دوني اون تقصير تو نبود

همه همينو بهم مي گن

"هي "بن"، "جيمي بياين بريم

کي انتظار داشت که بعد از سه ماه پدرت

اونجا باشه

هوا تاريک بود، "اسکيتر" ها دور و برمون بودن، يه چيزي تکون خورد

هرکس ديگه اي هم بود شليک مي کرد

خب، اين هرکسي نبود من بودم

دارن ميان

"سرتو بگير پايين "بن

"بزنش "داي لعنتي

"شليک خوبي بود "داي

"مايک مايک 20" حالا ديگه يه تيکه آشغاله

هيچ تعويضي پذيرفته نمي شه

خوب بود

خب، فکر کنم ديگه نمي تونيم از اينجا رد بشيم

بعد از اينکه به اون ساختمون تو "بوستون" حمله کرديم

بيگانه ها مثل سگ شکاري دنبالمون افتادن

هر حقه اي که بلد بودم رو براي تزلزلشون امتحان کردم

ولي، آه محاصرمون کردن

"توي "فيچبرگ

يه افتضاح بود

از همه طرف سمتمون شليک مي کردن

تا وقتي که "بن" يه نقطه ضعيف توي خطوطشون پيدا کرد

و تونستيم از بينشون فرار کنيم

ولي کلي از آدم هامون رو از دست داديم

بيشتر از صدنفر رو از دست داديم

خداي من

و حالا اون حرومزاده ها مي خوان دوباره اينکارو بکنن

ما اينجا رودخونه "هوساتونيک" رو داريم

به سمت غرب و جنوب مي ره

ما اينجاييم

و واحد هاي اونا ما رو از شمال و شرق محاصره کردن

و دارن نزديکتر مي شن

و اگه يه راهي براي گذشتن از اون رودخونه پيدا نکنم

اونا "ماساچوست دوم" رو گير مي ندازن

و بعدش نابودمون مي کنن

و واسه همينم بهت نياز دارم

آره

کار پسرام چطور بود؟

خداروشکر که هال" و "بن" بودن"

اونا واقعا زماني که نبودي خيلي پيشرفت کردن، جفتشون

ولي هنوز خيلي جوونن و نمي تونن افسر اجرايي من باشن

واسه همينم به يکي نياز دارم که بتونه به سوالاي سخت جواب بده

کسي که بتونه اگه نياز بود بهم هشدار بده، مي دوني؟

نمي تونيم يه "فيچبرگ" ديگه "داشته باشيم "تام

حالا، ديده بان ها بايد خيلي ...زود به اردوگاه برگردن و

اميدوارم که يه راهي براي عبور از اون رودخونه پيدا کرده باشن

و مي خوام که تو مسئول کسب اطلاعات باشي

دن"، نمي تونم"

مي دونم که هنوز کاملا خوب نشدي

ازت نمي خوام که کاري انجام بدي نه، نه، نه

اون زخم مشکل من نيست يکي از دنده هام رو هم شکوندم

ان" هفته آينده بخيه ها" رو درمياره

پس مشکل چيه؟

من به خودم اعتماد ندارم

و تو هم نبايد داشته باشي

حالا داري بهم دستور مي دي؟

خودم تصميم مي گيرم که به کي اعتماد کنم

و مي خوام روي مردي "که من رو از جنگ "بوستون

بيرون کشيد سرمايه گذاري کنم

نه، حقيقت داره ديلن" زنده ـست"

اون توي يه معدن تو "مينسودا" قايم شده بود

و شعر هاي اعتراضيش رو تبديل به آهنگ هاي جنگي مي کرد

دلويل" يکي از سخنراني هاش"

رو از بالاي سني که از کريستال ساخته شنيده

اوه، مرد، اين چيز حتي اصلا کار نمي کنه

نمي تونستم يه مکالمه تو چادر بعدي انتخاب کنم

به يه سخنراني تو مينسودا" اهميتي نمي دم"

حتي اگه يکي هم وجود داشت

خفه شو، مرد تو چي مي دوني؟

چي... چجوري اينطوري شد؟ از دستم سر خرد

گفتم شايد بياي اينجا و ببوسيش تا بهتر بشه

آآه

خب، اوضاع با پرفسور چطوره؟

منظورت چيه؟

يجورايي فکر مي کردم اون بياد و تاريخ

تکنيک هاي بازجويي بيگانه ها رو واسمون بگه

ولي تنها چيزي که داشتيم، سکوت بوده

...خب حالا اوضاع چطوره؟

من يه پزشکم، نه روانپزشک

ديده بان ها برگشتن

اميدوارم يه راهي براي عبور از اون رودخونه لعنتي پيدا کرده باشن

موفق باشي

آره بايد سرگرم کننده باشه

کاپيتان داخله؟

ممنون

حتي نمي توني روي اين چيز راه بري

اون جت ها

درست ده دقيقه بعد از اينکه افرادت

مشغول بازسازيش شدن مي ترکوننشون

آره، خب، نگفتم که همه چيز رو حل کردم

گفتم اين بهترين شانسمونه

بهتره بگرديم و يه نقطه ضعف پيدا کنيم

و بعد از اين محوطه خارج بشيم

آره، خب، روبات ها و "اسکيتر" هايي که من ديدم

هيچ نقطه ضعفي رو با خودشون حمل نمي کردن

ما تا حالا پنهان بوديم

ولي اينا دارن سخت مي گردن و سريع هم پيدامون مي کنن

اونا حداکثر تا دو روز ديگه پيدامون مي کنن

چرا اونا کل شهر رو نمي ترکونن

و خيال خودشون رو راحت نمي کنن؟

احتمالا ارزشش رو نداريم

بعد از "بوستون" ديگه نديديم که اونا بمب هاي نيوتروني

پرتاب کنن پايين

اگه ما رو اين طرف رودخونه گير بندازن

ديگه نيازي به ترکوندن نيست

اون قايقي که از يه فروشگاه ورزشي برداشته بودي چطور جميل؟

لاستيکي بود پنج نفره ـست و موتور نداره

حدس مي زنم در بهترين حالت 40 دقيقه طول مي کشه

تا از رودخونه ردمون کنه

نه، اين خيلي طول مي کشه تا همه رو رد کنيم

بعلاوه، مجبوريم اينطوري تمام وسايل نقليه

و سلاح هاي سنگين رو بي خيال بشيم همين طور زخمي ها و منابع رو

آره قابل قبول نيست

کاپيتان، به نظر مي رسه بهترين و تنها گزينه ـمون

بازسازي پله

مجبور نيستيم اون رو بازسازي کنيم کاپيتان

مي تونيم فقط وصلش کنيم

مي دوني، تکيه گاه ها خيلي داغونن، ولي فکر کنم نگهش دارن

مي تونيم يه سطح مسطح بسازيم

بذاريمش روي اين شکاف و ازش رد بشيم

خيلي که طول نمي کشه، درسته؟ فقط يه شب

چاره ديگه اي نداريم

ساختش رو شروع کن "جميل"

هي، مرد جت ها رو چيکار کنيم؟

خيلي بده که اونا ياد گرفتن چجوري سريع مارو بزنن

يه راهي براي مقابله با حمله هوايي پيدا مي کنيم

وقتي که رد شديم، اصلا نمي دونيم چي توي اون جنگله

مي تونيم يک راست بريم توي يه کمين

واسه همينم يه نفر بايد بره اونور و بررسي کنه

کسي براي يه شناي آب سر داوطلب مي شه؟

من انجامش مي دم. من و مگي" قايق رو برمي داريم"

از رودخونه رد مي شيم و اونور رو چک مي کنيم

خيلي طول مي کشه که اينطوري رد بشين

من مي تونم سريع تر شنا کنم و ديده هم نشم

واقعا؟

تو نبودي، بابا اين کاريه که مي کنم

"حق با اونه "تام

اون بهترين مرد براي اين کاره، آره

جيمي" رو با خودت ببر" تا مسيرت در طول رودخونه رو پشتيباني کنه

امشب

شنا کردن توي رودخونه واسه "بن" چيزي نيست

به خاطر اون ميخ هاست

More Farsi Persian subtitles for Falling Skies

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left