Here's My Plan (Got a Goal / Mokpyoga Saengkyeossda / 목표가 생겼다)

Here's My Plan (Got a Goal / Mokpyoga Saengkyeossda / 목표가 생겼다)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Here's My Plan E02[@AirenTeam]
د لخوا تبصره AirenTeam
کانال تلگرامي ما:@AirenTeam

تګونه

other
په خپور شو: 2021-05-22
ډاونلوډونه: 18
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

...اولین خاطرم مال وقتی که

هفت سالم بود توی یتیم خونه بودم

هیچکدوم از اتفاقاتی که قبلش افتاده بود و یادم نمیاد

حتی یادم نمیاد چرا اونجا بودم

سوهیون، نگران نباش

،چند شب که بگذره

مامان میاد و تورو از اینجا میبره

مدتِ زیادی رو اونجا گذروندم، که از چند شب بیشتر بود

سوهیون، مامانت و یادت میاد؟

بنظر میاد هنوز خاطراتش برنگشته

کنار شما معذبه

همون موقع شناختمش

،چون همون موقع یه خاطره جلوی چشمام زنده شد

!عجله کنین

!آتیش

!عجله کنین

!خدایا! وحشتناکه

بدو. عجله کن

!وای، نه! آتیش

وای خدا. حالت خوبه؟

...فکر می‌کنم روزی که خونمون آتیش گرفت

...احتمالا

همون روزی بود که زندگیم از مسیرش خارج شد

مدرسه: دبیرستان سومیونگ) (نام دانش آموز: لی سو هیون

لعنت بهش

هیچی تو زندگیم درست پیش نمیره

،هر بار که اتفاقی میرم زیرِ بارون

با خودم فکر میکنم

،شبی که خونمون آتیش گرفت

،اگر همینجوری بارون میبارید

ممکن بود زندگیم یکم تغییر کنه؟

::::::::: آيـــ(اینم نقشم: قسمت دوم)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

ببخشید. اول من شروع کردم

خب... نه

اشکالی نداره

،حالا که فکرش و میکنم ،از وقتی که اومدم اینجا

حتی یبارم بارون نباریده بود

من اینجا چتر ندارم

باید تا خونه بدویی

چرا مدام خاطراتی رو که خیلی وقته فراموش کردم یادم میاد؟

انقدر به دیدنم نیا

این کارِت چیو عوض میکنه؟

،هر کاری هم که بکنی من هیچوقت نمیبخشمت

نیازی نیست منو ببخشی

اگه منم جات بودم همین حس و داشتم

اما... گوش کن

اصلا میدونی چه بلایی سرمون آوردی؟

چرا فکر میکنی اینجوری تمومش کردیم؟

...من

...دیگه هیچوقت نمیخوام ببینمت. پس

دیگه جلوی من پیدات نشه

چند وقته که درگیر قمارِ غیر قانونی هستین؟

خیلی وقت نیست

انقدر وقت تلف نکنین و زمانِ دقیقش و بهم بگین

حوالی ماهِ می سال پیش

اولین بار کِی شریکاتون رو دیدین؟

داشتم الکلُ ترک میکردم

اونجا دیدمشون

بهم گفتن که برای پیدا کردنِ جا برای زندگی بهم پول میدن

چند بار تاحالا توی خونتون جمع شدن؟

دقیق یادم نمیاد

با دقت فکر کنین و جواب بدین

واقعا یادتون نمیاد؟

...حدودا

دو بار در ماه

میدونستین این کار غیر قانونیه، درسته؟

متاسفم

میدونستین یا نه؟

میدونستم

پس با اینکه میدونستی غیر قانونیه انجامش دادی

...ولی

نمیخواستم اون کارو انجام بدم

متاسفم

...فکر نمیکردم خراب کردن زندگیِ بابام

انقدر سخت باشه

...اگر الان احساس خوشحالی میکنه، پس راحت تر میشه

که خوشحالیشُ خراب کنم

عشقش و کسایی که دوست داره رو ازش میگیرم

هه جین

حالت خوبه؟

بله، خوبم

بعدا میبینمت برات رامیون درست میکنم

باشه

اول از همه، لازمه یسری نقشه بکشم

چطوری میشه یه زوج رو از همه جدا کرد؟ - آره -

یهویی؟

این روزا داری چیکار میکنی؟

کار زیادی نمیکنم

هی، همون کارایی رو انجام بده که همیشه میدادی

چندتا گوشی بدزد، فرمتشون کن و بفروششون

میبینی چه راحته؟ سردردم نمیگیری

...چرا؟ حالا که گوشی نمیدزدم

دیگه پولِ خوبی در نمیاری؟

درسته. پیدا کردنِ یکی با مهارتای خوبِ تو سخته

حتی نمیتونی بهش مهارت بگی

پس، گوش کن

این زوج تو دهه ی چهل سالگیشونن

ولش کن. فقط برام چندتا گوشی بیار

اونی باهام روراست باش

راجع به چی؟ - زوجا و رابطه ها -

تو خیلی درباره اینجور چیزا نمیدونی، میدونی؟

هی، این درست نیست

زندگی عاشقانه من خیلی جدیه تو چی میدونی

احمق نباش

...یه بار از مامانم پرسیدم

که چرا از بابام طلاق گرفته

نا امیدی

،اون نا امید شده بود و نمیتونست ازش بگذره

اون گفت اون نمیتونست از چیزی که اتفاق افتاده بود بگذره

نا امیدی؟

مردی که تو باهاش قرار میذاری به طور مخفیانه یه دختر داره

و اون منم

...یه اعتراف مثل این

کافیه که اونو نا امید کنه و باعث شه بابارو ترک کنه؟

من نمی‌خواستم بابا درمورد من بدونه

،ولی اگه این بخشی از انتقامه

با خوشحالی انجامش میدم

من برگشتم

اوه اینجایی- آره-

بیا، این آخریشه بعد این میتونی بری

باشه. زود برمیگردم

حواست به رانندگیت باشه

صبر کن

میتونیم بعد از کار یه لحظه حرف بزنیم؟

فردا میبینمتون

چی؟- ...خب-

امروز هوا خوبه

خب، ممکنه بازم بارون بگیره

سرده

برو خونه

یون هو

بیا یه چیزی بخوریم

نوش جانتون

تو ازم خوشت میاد، آره؟

شایدم نه

میاد

...خب... منظورم اینه که

من ازت خوشم میاد

فکر کردم اگر از یون هو ...استفاده کنم

کارها یکم آسون تر بشن

...ولی اون چرا هیچ کاری نمیکنه

وقتی ازم خواست قرار بذاریم؟

،وقتی اون اومده خونه ی من

نباید اونم منو دعوت کنه خونه ‍ش؟

...این

همین الانشم دور نهممونه

اوه آره، باید خسته باشی

پس میتونیم بریم یه جای دیگه؟

...نمیخواستم زیاد تو چشم باشم

چون اون مشکوک میشد

بیا بریم

این درست نیست

...باید یکم خودمو نشون بدم

که این قرار حوصله سر بر تموم شه

این خیلی خسته کننده نیست؟

من میخوام بعد از فیلم بیام خونه تو

بوک هی کجاست؟

اون حتما رفته با مامان بزرگ یه قدمی بزنه

اونا معمولا این ساعت میرن بیرون

فقط ما دوتاییم

چطور؟

همینجوری

فکر کنم مردم اغلب توی خونه ‍شون عکس خانوادگی دارن

چی؟

...فقط

ما هیچوقت تو خونه ‍مون عکس خانوادگی نداشتیم

کدوم اتاق مال توئه؟

چقدر کتاب داری

...اون عکسی که دیدی پدر مادرمن

جفتشون فوت کردن

،پدرم وقتی بچه بودم فوت کرد

و مادرم سه سال پیش فوت کرد

بهم گفتی این چیزارو نپرسم

نمیدونم. فقط خواستم با تو درمیون بذارمش

پس بوک هی از کی پرستار مادربزرگت شد؟

...خب

بعد از فوت مادرم

،باید کار میکردم

و مادربزرگم نمیتونست تنها بمونه

و این اولین باری بود که آقای لی رو ملاقات کردم

من برای گرفتن یه کار ،نیمه وقت خیلی جوون بودم

ولی اون بعد اینکه فهمید موقعیتم چجوریه استخدامم کرد

سه ساله میشناسیش

پس اون باید خیلی بهت نزدیک باشه

البته

خیلی بهش تکیه میکنم خیالم راحته که کنارم دارمشون

مشخصه

اون خوشگله- !اینجا-

مرغ رسید- مرغمون رسید-

سه یون- بله؟-

چیکار داری میکنی؟ باید پولشو بدی

اوه، درسته. شرمنده- زود باش-

اون خیلی شوته- نگاش کن-

!خیلی خب- مرغ رسید-

چقدر شد؟- پنجاه و چهار دلار-

...پنجاه و چهار دلار

بیا

اوه. مرسی

ممنون

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left