The Mosquito Coast - Second Season

The Mosquito Coast - Second Season

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

2 فصل

د خپرونې معلومات

The Mosquito Coast S02E01 WEBRip x264-ION10
The Mosquito Coast S02E01 1080p WEB H264-GGEZ
The Mosquito Coast S02E01 720p WEB h264-TRUFFLE
The Mosquito Coast S02E01 2160p WEB H265-GGEZ
The Mosquito Coast S02E01 HDR 2160p WEB H265-GLHF
The Mosquito Coast S02E01 720p WEB x265-MiNX[TGx]
The Mosquito Coast S02E01 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MKV x265-GLHF
The Mosquito Coast S02E01 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
The Mosquito Coast S02E01 WEB x264-TORRENTGALAXY
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► مرتضی لک‌زایی ◄

تګونه

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
HD
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
په خپور شو: 2022-11-04
ډاونلوډونه: 9
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫باید حقیقت رو بهشون بگیم

« سیزده سال پیش »

« پاوانی: کجایی؟؟؟ »

« پاوانی: خدایی عوضی‌بازی درنیار »

‫- پسر، کجا بودی؟ ‫- سلام. همین‌جام

‫یالا. بیا. آماده‌ای؟ اول تو

‫کیفم رو بذارم

‫خب، بیا از اول شروع کنیم

‫خب، برای اون‌هایی که من رو نمی‌شناسید،

‫من سابقهٔ مدل‌سازی پیشگویانه با محوریت محیطی دارم

‫به‌عنوان یک فارغ‌التحصیل با ایدهٔ پیش‌بینی تنوع

‫در الگوهای مهاجرت پرندگان بر اساس ‫پیش‌بینی تغییرات اقلیمی شروع‌به‌کار کردم

‫چی می‌شه گفت، پرنده‌ها رو دوست دارم

‫خیلی‌خب، اینجا برای خندهٔ مؤدبانه مکث کن

‫کسی نمی‌خنده. پرنده‌ها رو دوست دارم

‫فقط سعی کن زیاد به یادداشت‌هات نگاه نکنی و خوش بگذرون

‫روش‌های قبلی انجام این کار بیشتر

‫بر تحلیل هم‌بستگی آماری داده‌های ردیابی متکی بود

‫اما جوری که من شروع‌به‌کار کردم، ‫با استفاده از قوانین تصمیم بایت

‫که از مکانیک آماری گرفته شده بود، ‫حرکت پرنده‌ها رو مرتبط می‌کردم

‫و آره، از اونجا شروع شد

‫خیلی زود، یک ماتریس روابط نامشخص

‫پیشگویانهٔ قابل‌برگشت خودبهبودی درست کردم. ‫خیلی خشکه

‫آره، ولی فقط یادت باشه، خوش بگذرون

‫- قراره خوش باشیم ‫- باشه

‫بعد چند سال پیش، ‫پاوانی تصادفی چشمش به کار من افتاد

‫- نوبت توئه. من باید بشینم ‫- باشه. بله

‫یه مقالهٔ تحقیقاتی بسیار مبهم

‫خلاصه کنم... و بخش منه. آره، باشه

‫ما سرمایه‌گذاری می‌کنیم، به الی یک مکان ‫توی سازمان حمایت از کسب‌وکارهای نوپا ارائه می‌دیم

‫چون در این مرحله، بسیار واضحه

‫که ماتریس هم‌بستگی تعدادی کاربرد در دنیای واقعی داره

‫حالا تویی

‫برای مثال، دولت‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد

‫از داده‌های ماهواره‌ای برای پیش‌بینی شیوع ویروس آنفولانزا،

‫آنفولانزای مرغی، وبا و مالاریا استفاده می‌کنن

‫و قطعاً، نتایج خوبی هم می‌گیرن

‫نتایج کارآمدی می‌گیرن

‫اما ما، نتایج بهتری می‌گیریم

‫با برون‌یابی داده‌ها به روشی که تاکنون ممکن نبوده،

‫می‌تونیم جمعیت‌هایی رو که در برابر ‫اختلالات ناشی از اقلیم آسیب‌پذیر هستن، هدف قرار بدیم

‫چون بی‌ثباتی سیاسی، تغییرات اقلیمی،

‫ناآرامی‌های اقتصادی، قحطی، جنگ،

‫بیماری‌های همه‌گیر، این چیزها در نوعی

‫- الگوی آب‌وهوایی وجود دارن... ‫- باشه، وایسا

‫وسطش رو باید کار کنیم

‫چرا؟

‫چون اینجا چیزهای مثبت می‌فروشیم، نه فاجعه

‫- کلمهٔ احمقانه‌ایه ‫- منم خیلی ازت ممنونم

‫بیا درمورد قحطی و بیماری‌های همه‌گیر کمتر مانور بدیم،

‫و همین حال‌وهوای آخرالزمانی

‫و می‌دونی، یه چندتا پاندا هم بنداز وسط

‫بذار فضا شاد باشه

‫هی، کجا می‌ری؟

‫باز فردا دوباره شروع می‌کنیم

‫پسر، چیز زیادی نمونده. فقط یه تمرین دیگه

‫فقط کمتر به ابولا فکر کن ‫و بیشتر به دلفین، چندتا پنگوئن

‫خیلی‌خب، پنگوئن بیشتر

‫دست بردار، پسر، فقط... خیلی‌خیلی مهمه

‫- باید برم با زنم صحبت کنم ‫- چی؟ خبر خوبه؟

‫برگشتید پیش هم؟

‫باشه

‫ببین، کاری که باید بکنی بکن. ولی بیا فقط...

‫فردا از سر می‌گیریم، باشه؟

‫- صبح زود، دیر نکنی ‫- حتماً. دیر نمی‌کنم

‫باشه

‫ای خدا

« گوشی مارگو »

ترجمه از مرتضی لک‌زایی Morteza_Lkz

‫سلام، چطوری؟ خوش‌حالم می‌بینمت

‫سلام، منم خوش‌حالم می‌بینمت

‫خب؟

‫خب، آره. شرمنده، هستم. فقط...

‫داشتم روی یه ایده کار می‌کردم که شاید بهتون کمک کنه

‫یخ

‫می‌بینی؟ تمدن، درسته؟

‫اونجا هوا گرمه. لازمتون می‌شه

‫می‌دونی تمدن چیه؟

‫زیرساخت اولیه، فاضلاب، آب، چراغ‌ها

‫ما کارگر و مهندس نیاز داریم، الی

‫می‌دونی که خیلی دوست دارم، ولی نمی‌تونم

‫چرا نتونی؟

‫یه‌سری مسئولیت‌ها دارم

‫مسئولیت چی؟

‫چی نیست، خانواده‌ست

‫و خودت هم می‌دونی

‫فقط مسئله اینه که اون تو رو نمی‌خواد، الی

‫خیلی واضح این رو گفت. ولی ما؟

‫اینجا واقعاً بهت نیاز داریم

‫خب، دعوت‌نامه سر جاشه

‫اگه یه‌وقت تصمیم گرفتی از اونجا بری،

‫می‌دونی که اینجا جا برات هست، ‫آدم‌هایی که بهت نیاز دارن

‫- دیر کردی ‫- راستش نشد بخوابم

‫ولی معذرت می‌خوام

‫حالت خوبه؟ به نظر یه‌کم...

‫آره. فقط... یه کاری پیشِ‌رو دارم

‫می‌دونی، با افراد ساحل شرقی دارن سنگ جلوی پام می‌ندازن

‫وقتی روحت رو می‌فروشی ‫این چیزها هم پیش میاد

‫برای حمایت از خانواده‌مون، که پدرومادرت مجبور نشن؟

‫نه. موضوع تو بودی، که با پول قانونی شد

‫مارگو...

‫مسئله پول نیست

‫بابایی!

‫ایناهاش. سلام‌علیک

‫یه میمون لوس دور گردنمه

‫چطوری باید بیارمت پایین؟

‫چی‌کار کردی؟ چی‌کار می‌کنی؟

‫- تفنگ‌های قلقلک رو دربیارم؟ ‫- نه

‫نه؟

‫- کیفت کجاست، عزیزم؟ ‫- توی باسنت

‫آخه کیف چطوری رفته توی باسنم؟

‫کار هیولای کلوچه بوده

‫- کار هیولای کلوچه بوده؟ چی؟ ‫- دینا؟

‫بیا وسایلت رو بردار، خوشگلم

‫چشم، مامان

‫دختر خوب. بدو

‫می‌خوای خرس عروسکی‌ت رو هم ببری؟ آره؟

‫دینا، بازیگوشی بسه. بیا بریم. بابایی منتظره، عزیزم

‫عجله‌ای نیست!

‫هنوز دارم کیف رو از توی باسنم درمیارم

‫خیلی‌خب. روز پدره

‫- روز پدره. خیلی‌خب ‫- خواب‌آلو. چطوری؟ سلام

‫- بدو ‫- بیا، دینا

‫خب، چند وقته با این یارو قرار می‌ذاری؟

‫- کی؟ ‫- بده من

‫ریچارد. همون خط‌لولهٔ داکوتای شمالی

‫چه اهمیتی داره؟

‫توی خونهٔ ما داره صبحونه می‌خوره

‫همکاره

‫باشه

‫یالا، تا جای ماشین بریم

‫همین الآن. برو، بدو! یالا!

‫عجب

‫بی‌خیال، می‌دونی که همیشه این‌طوری نبوده

‫البته که بوده. آدم‌ها عوض نمی‌شن

‫فقط با گذشت زمان خودشون رو نشون می‌دن

‫نمی‌خوام دربارهٔ الی حرف بزنم، باشه؟

‫فقط همین رو بدون که برامون دردسر نمی‌شه

‫و نمی‌تونی جلوی من بهش توهین کنی

‫نمی‌تونی همچین کاری بکنی. باشه؟

‫باشه. معذرت می‌خوام

‫مرسی

‫- سلام ‫- سلام

‫خب، گیرش آوردی؟

‫۱۰هزار سال پیش، یک‌میلیون موجود وجود داشت

‫۲۰۰ سال پیش، ما یک‌میلیارد نفر بودیم

‫خب

‫حالا یه‌کم از این بریز توش

‫اینکه ذوبِ خاک منجمد دی‌اکسیدکربن

‫و گاز متان رو در حجمی آزاد می‌کنه ‫که یک نقطه اوج آبشاری...

‫ریشهٔ مشکل نابودی محیط‌زیست ‫و حیوانات، امتیازات انسانی‌ست

‫نفس هم نکش

‫بجنب، الی

‫از لحظه‌ای که شروع به متبلورشدن کرد،

‫کلیات ادبی آمریکا اساساً شبانی تلقی می‌شد

‫شامل...

‫طبیعت و روستایی در مقابل ‫شهری و درنتیجه اروپایی و متمدن

‫اما مارینلی اشاره داشت که «آرکادیا» درواقع

‫«چشم‌انداز یک ایده‌ست»

‫«کشور وسطی خیال»

‫«محلی برای تبدیل‌شدن تا بودن»

‫پس هرقدر هم این «مکان خوب» خوب باشه،

‫درواقع مکانی با پتانسیل بهتر بود

‫یعنی یک دنیای کاملاً جدید وجود داشت ‫که باید تحت سلطه و محدودیت قرار می‌گرفت

‫و به‌خصوص از طریق یک شبکهٔ راه‌آهن ساحل‌به‌ساحل

‫پس به‌دنبال این موضوع،

‫پیش‌گام به‌جای چوپان

‫در سبک شبانی خاص آمریکایی ‫به شخصیت کلیدی تبدیل می‌شه

‫خیلی ممنون

‫«تبدیل‌شدن تا بودن». خیلی خفن بود

‫الی، قرار ملاقات دارم

‫می‌خوای یه فنجون قهوه‌ای چیزی بخوریم؟

‫نه راستش. امروز روزت نیست؟ ارائهٔ ایده‌ت؟

‫یه‌کم دیگه. وقت دارم

‫خب، گوش کن، دلیل اینکه اومدم اینجا...

‫هی، می‌شه یه جایی صحبت کنیم؟

‫قرار دارم، الی، بهت که گفتم

‫قرار، البته. فقط چیزه... ببین، موضوع اصلی،

‫موضوع بزرگ رفیقت ریچارده

‫اون رفیق من نیست، یه آدمه

‫یه آدم که با بچه‌های من وقت می‌گذرونه

‫و اگه سر صبحونه به خاص‌بودن انسان اعتراض داره،

‫- دلم می‌خواد بدونم ‫- قضیه واقعاً دربارهٔ چیه؟

‫دربارهٔ... این رو بهم بگو. یه چیز رو بگو

‫یه استاد انگلیسی

‫با یه پوشه پر از طرح‌واره‌های آزمایشگاه بیوتکنولوژی ‫چی‌کار می‌کنه؟

‫من فقط...

‫- اون رو همین‌طوری اونجا گذاشته بودی ‫- آره

‫یعنی باید نگاه می‌کردی؟

‫چون احترام به حریم‌خصوصی آدم ‫خیلی کار عجیب و مزخرفیه، نه؟

‫- اونجا خونهٔ منه ‫- ولی اون پوشهٔ منه

‫ازت خواست که اون اطلاعات رو براش گیر بیاری؟ ریچارد؟

‫دیگه در این مورد صحبت نمی‌کنم

‫گوش کن. فقط ببین چی می‌گم، لطفاً. فقط یه ثانیه

‫خب، می‌دونم دلت براش تنگ شده. برای قدیم‌ها

‫میخ‌کاری درخت‌ها، باتوم‌ها، اسپری فلفل

‫- دیوونه‌بازی و این‌ها ‫- فکر می‌کنی به‌خاطر دیوونگی بوده؟

‫راستش رو بگم؟ یه‌کم، آره. گاهی

‫و گاهی، این روزها،

‫فکر می‌کنم فقط یه‌کم ناراحتی

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left