Vigil

Vigil

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Vigil S01E06 WEBRip XviD
Vigil S01E06 WEBRip x264-ION10
Vigil S01E06 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Vigil S01E06 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Vigil S01E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Vigil S01E06 1080p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
د لخوا تبصره Morteza_Lkz
► Lkz مرتضی ◄

تګونه

webrip
web
BRip
XviD
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2021-09-30
ډاونلوډونه: 21
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫داوارد،

‫عامل رو خارج کردین؟

‫بله، قربان

‫سربازرس سیلوا کجاست؟

‫رفت دوش بگیره

‫و لباسش چی، کجاست؟

‫دارم می‌ندازمش دور

‫نه، نه، این کارو نکن. لازمش دارم

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫خب، کارِت خوب بود

‫- برو که والش بشورتت ‫- اگه باهام کار دارین می‌تونم بمونم، قربان

‫نه، نه، نه. نمی‌خواد. لباسـتو بشور ‫و از اینجا برو

‫بیا، دستا بالا

‫شاید یه‌کم بسوزی

‫وای خدای من، کمک!

‫کمک، لطفا!

‫من اینجا رو تمیز می‌کنم

‫تو برو یه لباس هزمت بگیر و ‫برو سیم ارتباطات‌مون رو درست کن

‫ممنونم، قربان

‫ناامیدتون نمی‌کنم

‫آره، شک ندارم

‫بهترین آدم برای این شغلی

‫برو دیگه

‫کمک!

‫کمک!

‫کمک!

ویجیل

تـرجـمـه از مـرتـضـی Morteza_Lkz

‫قربان، دارن از بویۀ صوتی برای ‫پیداکردن‌مون استفاده می‌کنن

‫همین‌طور داره بیشتر و بیشتر می‌شه،

‫هم جلو و هم پشت‌مون

‫سعی کردن ما رو از کار بندازن

‫حالا هم می‌خوان شکارمون کنن

‫و ما هیچ اطلاعات و دستوراتی نداریم ‫تا اون سیم ارتباطات درست بشه

‫سربازرس سیلوا کجاست؟

‫داره خودشو تمیز می‌کنه

‫قربان، مهندس اجازۀ شروع ضدعفونی می‌خواد

‫بهش بگو شروع کنه

‫شروع ضدعفونیِ محفظۀ موشک ‫با سفیدکننده، تمامی سطوح

‫ضمانتی نیست که این کار جواب بده، قربان،

‫پس باید دسترسی رو محدود کنیم

‫ماسک‌های «ای‌بی‌اس» و و مدت‌زمان محدود ‫برای کسانی که باید برن داخل

‫- بله، قربان ‫- مباشر نیاز به درمان تخصصی داره

‫حالش داره بدتر می‌شه

‫اون صفحه‌ها رو ببین

‫هنوز نمی‌تونیم پیامی ارسال یا دریافت کنیم، ‫اما حتی اگرم می‌تونستیم،

‫برای تخلیۀ مصدوم نمی‌تونیم سیگنال بفرستیم

‫تا از این وضعیت تاکتیکی سر درنیاریم نمی‌شه

‫اگه داروهایی که نیاز داره رو بهش نرسونیم،

‫فکر نمی‌کنم زنده بمونه

‫متوجه شدم

‫متأسفم

‫چی‌کار می‌کنی؟

‫- به‌نظر داشت خفه می‌شد ‫- بیرون، بیرون!

‫چیزی نیست

‫حواسم هست

‫خیلی‌خب...

‫قربان، چشم‌هام اذیتـم می‌کردن ‫برای همین اومدم معاینه بشم

‫صحیح. خب، الآن که کاری نمی‌تونیم بکنیم،

‫پس برگرد به پستـت و ‫تمام تلاشتو بکن

‫بله، قربان

‫همینه، آروم و مرتب

‫بن اوکلی، تو به ظنِ توطئه

‫برای قتل جید آنتونیاک بازداشت هستی

‫موظف نیستی حرفی بزنی،

‫اما هر حرفی که بزنی، ‫یادداشت و به‌عنوان مدرک ارائه خواهد شد

‫متوجه‌ای؟

‫این تویی با افسر اطلاعاتی روس

‫معروف به پیتر انگلز

‫انکار نمی‌کنم که می‌شناسمش

‫چه ارتباطی باهاش داشتی؟

‫من با هرکس که با سلاح‌های هسته‌ای ‫مخالف باشه حرف می‌زنم

‫گفتش که می‌خواد روسیه غیرنظامی بشه

‫روسیه نمی‌تونه چنین کاری بکنه ‫مگه اینکه ما از موشک ترایدنت دست بکشیم

‫اون تو یه‌سری کارها که برای عملیات‌هامون ‫مفید بود کمک کرد

‫منم چند نفر که بتونه باهاشون ‫صحبت کنه رو پیشنهاد دادم

‫فقط همین

‫توی گوشی‌ت یک عکس داری

‫از انگلز و یه عضوِ نیروی دریایی سلطنتی

‫ازت می‌خوام رمز عبورت رو بهمون بدی ‫تا بتونیم یه نگاهی بهش بندازیم

‫منو برای کاری که نکردم دستگیرم کردین

‫و اون عکس دارایی شخصیـه

‫کِی این عکس رو گرفتی؟

‫مدتی پیش

‫چند هفته پیش

‫چند هفته پیش؟ عجیبه

‫چون این جیدـه که داره ‫دقیقاً همون عکس رو می‌گیره

‫تو یه کپی از اون عکس برداشتی ‫و بعد از روی لپ‌تاپش پاکـش کردی

‫جرم‌یابی دیجیتال الآن داره ‫روی اون لپ‌تاپ کار می‌کنه

‫و به‌زودی می‌تونن گوشی‌ت رو باز کنن

‫باید اون عکسی که دزدیدی رو ببینم

‫الآن

‫باید دربارۀ اتفاقی که افتاد... باهات صادق باشم

‫رمز عبورت چیه؟

‫4547

‫وای خدای من

‫برنینگ

‫جایگزین برک‌ـه،

‫همونی که با ایمی سوار هلی‌کوپتر شد

‫اون کسیه که داشته با انگلز کار می‌کرده

‫قربان؟

‫پلیس اسم نفوذیِ روس رو پیدا کرده

‫متصدی سونارـه، ‫متیو داوارد

‫دوستت دارم

‫تا آخر عمر...

‫...کنارت می‌مونم

‫من...

‫حتی نمی‌تونی به زبون بیاریش، مگه نه؟

‫اوه...

‫بجنب

‫قربان؟

‫صدای کوبیدن رو توی کشتی می‌شنوم

‫کوبیدن؟

‫این چیـ...؟

‫خب، این «کد مورس»ـه

‫- از کجا میاد؟ ‫- یه جایی نزدیک سینه کشتی

‫هی، یالا...

‫اوه، یالا دیگه!

‫نمی‌تونم خوب بفهمم

‫گفتی صدا از سینه کشتی میاد. ‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

‫توی عرشه‌های پایینی قوی‌تره صداش، قربان

‫شاید انتهای جلویی

‫باشه. می‌رم چک کنم

‫چی بود؟

‫صدای کوبیدن

‫قربان، می‌شه پستـم رو ترک کنم؟

‫واقعاً حالم خوش نیست

‫باید صبر کنی تا پستت تموم بشه

‫حالم بَده

‫باشه، خدایا... برو بیرون

‫قربان، دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی باز شده

‫هشدار بالارفتنِ فشار داخل خن ‫از «ای‌ام‌اس 1»، قربان

‫دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی «ای‌ام‌اس‌ 1» باز شده

‫فرماندهی کشتی، محل اضطراری

‫بیشتر از ثانیه‌ای یک تُن آب ‫داره وارد کشتی می‌شه

‫چطور باز شده؟

‫خراب‌کاری‌ـه

‫جای تمام سیستم‌های ضروری نگهبان بذار

‫بله، قربان

‫درهای فرازبند را ببندید

‫محل‌های اضطراری، محل‌های اضطراری...

‫دریچۀ وزنه تعادل بدنه کشتی «ای‌ام‌اس‌ 1» باز شده

‫کارهای ایمنی را انجام دهید

‫درهای فرازبند را ببندید

‫در فرازبند 117 بسته و قفل شد

‫در فرازبند بسته شد

‫در فرازبند 117 بسته و قفل شد

‫در فرازبند 117 بسته شد

‫لعنتی!

‫نه...

‫تکون نمی‌خوره

‫لعنتی!

‫برو، برو

‫آره، دریچۀ وزنه تعادل بدنه مسدود شده

‫- یالا! ‫- نمی‌تونیم ببندیمش

‫نه، نه، بالای مخزن خراب شده

‫شکسته!

‫نمی‌تونیم جلوی پرآب‌شدنِ مخزن‌ها رو بگیریم

‫فرمانده فلمینگ در ‫زیردریایی «آرچر» اعلی‌حضرت هستم

‫صدایی دریافت کردیم که احتمال می‌دیم ‫ویجیل دچار مشکل شده باشه

‫فایل رو آماده داریم، قربان

‫این چیه؟

‫هنوز داره تحلیل می‌شه،

‫اما پایین سطح آبه و در جریانه

‫پنج کشتی روسی به سمت اون صدا ‫تغییر مسیر دادن

‫اگه به مسیرشون ادامه بدن، ‫اینجا به هم می‌رسن

‫ادامه بدید. ‫دیگه توی منطقه چی هست؟

‫روس‌ها خیلی نزدیک‌تر شدن

‫نزدیک‌ترین ناوچه «تایپ 23» ما ‫سی دقیقه فاصله داره

‫این چیه؟

‫این زیردریایی «یواس‌اس دلاویر»ـه

‫این حمله به ماست، و به‌عنوان متحد دیرینۀ ما

‫و تحت شرایط موافقت‌نامه ناتو،

‫از شما درخواست کمک دارم

‫برای انجام چه کاری؟

‫«دلاویر» توی منطقه‌ست

‫براشون کلی سونار فعال بفرستید ‫و کلاهک‌ها رو باز کنید

‫و فکر می‌کنید اونا به آماده‌شدنِ دلاویر ‫برای شلیک اژدرها

‫چه پاسخی می‌دن؟

‫امیدوارم توی یونیفرم‌هاشون برینن

‫اونا معتقدن که مخالفی ندارن

‫این وظیفه ماست که این دیدگاه رو عوض کنیم

‫با افرادم صحبت می‌کنم

‫ممنون

‫قربان، خیلی داریم سنگین می‌شیم

‫الآن در چه عمقی هستیم؟

‫200 متر. این وزنِ آبـه که حمل می‌کنیم

‫هادلو، در چه وضعی هستیم؟

‫دریچه در عمق 200متری کاملاً بازه،

‫پس فشار آب تقریباً 20 بارـه

‫با فشار هوا، آب رو خارج کنید

‫قربان، فکر کنم کمتر از ده دقیقه وقت داریم

‫بعد از اون اون‌قدر سنگین می‌شیم ‫که هرکاری هم کنیم نمی‌تونیم برگردیم بالا

‫متوجه شدم

‫بهم گوش نمی‌کنی!

‫من دوستت داشتم. ‫و می‌خواستم بشناسمت،

‫ولی تو اصلاً از این خوشت نمیاد

‫کرستن...

‫متأسفم

More Farsi Persian subtitles for Vigil

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left